بازار؛ گروه استان ها: هرمزگان در سال ۱۴۰۵ به یکی از پرترددترین مقاصد سرمایهگذاری صنعتی ایران تبدیل شده است. آمارها از جذب ۱۱۷ همت سرمایهگذاری در جوازهای تأسیس صادرشده در پنج ماهه نخست سال حکایت دارند؛ رقمی که استان را در جایگاه نخست کشور قرار داده و نسبت به مدت مشابه سال قبل، رشدی ۲۸۳ درصدی را نشان میدهد. در کنار این عدد، ۱۱۴۷ همت سرمایهگذاری در طرحهای صنعتی موجود نیز هرمزگان را به رتبه سوم کشور رسانده است. این حجم از سرمایه، عمدتاً در گروههای فلزات اساسی، فرآوردههای نفتی و پتروشیمی متمرکز شده و هرمزگان را به قلب راهبرد انرژی ایران بدل کرده است.
اما این تصویر درخشان، یک سوی ماجراست. سوی دیگر، استانی است که سدهای اصلی آن به صفر رسیدهاند، بارشها بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته و تأمین آب آشامیدنی آن به هزینههای سرسامآور شیرینسازی گره خورده است. شبکه برق نیز در تابستان ۱۴۰۵ با محدودیتهایی مواجه شد که به قطعی برق صنایع حیاتی انجامید و واکنش منتقدان را برانگیخت. پرسش راهبردی این است: آیا هرمزگان میتواند همزمان میزبان چند پتروپالایشگاه عظیم باشد و پاسخگوی نیازهای آبی و انرژی آنها نیز بماند، یا این موج سرمایهگذاری به بحرانی تازه در حوزه منابع دامن میزند؟
هرمزگان؛ قلب تپنده سرمایهگذاری صنعتی ایران
جهش سرمایهگذاری در هرمزگان، محصول یک سیاست سنجیده برای انتقال ثقل صنعت نفت و پتروشیمی به سواحل جنوبی است. استان هرمزگان در پنج ماهه نخست ۱۴۰۵ با ۳۵۰ فقره جواز تأسیس جدید، پیشبینی اشتغال نزدیک به هفت هزار و ۵۰۰ نفر را ایجاد کرده است. در سطح کلانتر، هرمزگان میزبان بیش از یک هزار واحد صنعتی فعال با سرمایهگذاری بالغ بر ۱۰۲ همت و اشتغال پایدار نزدیک به ۳۹ هزار نفر است. این اعداد نشان میدهند که استان نه فقط در جذب سرمایه جدید، بلکه در حفظ و توسعه ظرفیتهای موجود نیز عملکردی کمسابقه داشته است.
نکته مهم در ترکیب این سرمایهگذاریها، غلبه صنایع انرژیبر و آببر است. فلزات اساسی، کک و فرآوردههای نفتی و پتروشیمی، پیشتازان دریافت جواز در هرمزگان هستند. این ترکیب، اگرچه ارزش افزوده بالا و ارزآوری قابل توجهی دارد، اما فشار بر منابع آب و برق را به شکل مضاعف افزایش میدهد. به عبارت دیگر، موفقیت هرمزگان در جذب سرمایه، همزمان چالش تأمین زیرساخت را نیز حادتر کرده است.
هرمزگان در پنج ماهه نخست ۱۴۰۵ با جذب ۱۱۷ همت سرمایهگذاری در جوازهای تأسیس، رتبه اول کشور را کسب کرد و رشد ۲۸۳ درصدی را نسبت به سال قبل ثبت کرد؛ رقمی که استان را به کانون موج جدید سرمایهگذاری نفتی و پتروشیمیایی ایران تبدیل کرده است.
سدهایی که خالی شدند و آبی که باید خرید
برای درک عمق بحران آبی هرمزگان، کافی است به وضعیت سدهای تأمینکننده آب آشامیدنی استان نگاه کرد. مدیرعامل آب و فاضلاب هرمزگان در مهرماه ۱۴۰۵ اعلام کرد که ذخیره سدهای استقلال میناب، سرنی، شمیل و نیان شرق بندرعباس به صفر رسیده است؛ سدهایی که آب آشامیدنی حدود یک میلیون نفر را تأمین میکنند. بارشهای استان از مهر سال قبل تا آن زمان، بیش از ۹۰ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته و میانگین بارندگی سالانه نیز ۷۲ درصد افت کرده است.
این کمبود، با اتکای فزاینده به شیرینسازی جبران میشود. در حال حاضر ۳۵ درصد آب تولیدی استان از طریق شیرینسازی تأمین میشود و هزینه تمامشده هر مترمکعب آن بالغ بر ۱۰۰ هزار تومان است. بیش از ۵۰ درصد آب آشامیدنی بندرعباس نیز از آبشیرینکن تأمین میشود و ۵۰ سایت شیرینسازی روزانه حدود ۲۷۰ هزار مترمکعب آب مورد نیاز شهرها و جزایر را تولید میکنند. این وابستگی، هرمزگان را در موقعیتی قرار میدهد که هر اختلال در تأمین برق یا سوخت نیروگاههای شیرینسازی، میتواند به بحران آب آشامیدنی منجر شود.
پرسش کلیدی برای سرمایهگذاریهای جدید این است که آب مورد نیاز پالایشگاهها و پتروشیمیها از کجا تأمین خواهد شد. بخشی از این نیاز میتواند از طریق آب دریا و شیرینسازی تأمین شود، اما هزینه بالا و مصرف انرژی فراوان شیرینسازی، معادله را پیچیدهتر میکند. اگر قرار باشد هر مترمکعب آب صنعتی نیز با هزینهای نزدیک به ۱۰۰ هزار تومان تولید شود، اقتصاد طرحهای پتروپالایشی که با فرض آب ارزان طراحی شدهاند، نیازمند بازنگری جدی خواهد بود.
استان هرمزگان با بحران آبی بیسابقهای روبهروست: ذخیره سدهای تأمینکننده آب آشامیدنی یک میلیون نفر به صفر رسیده، بارشها ۷۲ درصد کاهش یافته و ۳۵ درصد آب تولیدی استان از شیرینسازی با هزینه ۱۰۰ هزار تومان در هر مترمکعب تأمین میشود.
برق؛ گلوگاه پنهان جهش صنعتی
کمبود آب، تنها محدودیت زیرساختی هرمزگان نیست. شبکه برق استان نیز در سال ۱۴۰۵ زیر فشار ناترازی انرژی، محدودیتهایی را تجربه کرد که دامنه آن به صنایع بزرگ رسید. رئیس کارگروه اقتصادی دفتر مقام معظم رهبری در بازدید از مجتمع فولاد هرمزگان جنوب، قطعی برق اعمالشده برای این صنعت را «غیرمنطقی» خواند و هشدار داد که چنین قطعیهایی «اقتصاد مردم را نشانه میگیرد». شرکت فولاد هرمزگان نیز برای مقابله با محدودیتهای برق در فصل گرما، اقدام به خرید ۱۵۰ مگاوات برق از بورس انرژی کرد.
این وضعیت، یک هشدار جدی برای طرحهای پتروپالایشی است. پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی، مصرفکنندگان عمده برق و بخار هستند و راهاندازی واحدهای جدید، تقاضای انرژی را به شکل چشمگیری افزایش خواهد داد. در حالی که هرمزگان برای جذب سرمایهگذاری در صنایع انرژیبر برنامهریزی میکند، شبکه برق آن هنوز با ناترازی دستوپنجه نرم میکند. اگر این گلوگاه برطرف نشود، سرمایهگذاریهای میلیاردی میتوانند در مرحله بهرهبرداری با محدودیتهای عملیاتی مواجه شوند؛ سناریویی که بازدهی طرحها را کاهش میدهد و اعتماد سرمایهگذار را خدشهدار میکند.
شبکه برق هرمزگان در تابستان ۱۴۰۵ با محدودیتهایی مواجه شد که به قطعی برق صنایع بزرگ انجامید و شرکتهایی مانند فولاد هرمزگان را به خرید ۱۵۰ مگاوات برق از بورس انرژی وادار کرد.
از ارتقای پالایشگاه تا پتروپالایشگاههای ۳۰۰ هزار بشکهای
هسته اصلی موج سرمایهگذاری نفتی هرمزگان، مجموعهای از طرحهای عظیم پالایشی است که هر یک به تنهایی میتوانند معادلات انرژی کشور را تغییر دهند. پالایش نفت بندرعباس (شبندر) طرحهای ارتقای کیفی را با سرمایهگذاری ۱.۷ میلیارد یورو در دو فاز اجرا میکند که با تکمیل آن، تولید فرآوردههای اصلی پالایشگاه سه تا چهار برابر افزایش مییابد. این پالایشگاه در مسیر تبدیل شدن به پتروپالایشگاه، واحدهای پیشرفته آرافسیسی و آردیسیسی را در دستور کار قرار داده تا برشهای سنگین را به فرآوردههای سبکتر و با ارزشتر تبدیل کند.
در کنار شبندر، دو پتروپالایشگاه غولپیکر نیز در دستور کار قرار دارند. پتروپالایشگاه شهید قاسم سلیمانی در ۲۵ کیلومتری غرب بندرعباس با ظرفیت پالایش روزانه ۳۰۰ هزار بشکه نفت خام سنگین طراحی شده و پالایشگاه مروارید مکران در جاسک نیز ظرفیتی مشابه دارد. این دو طرح، بخشی از راهبرد ملی برای جلوگیری از بحران کمبود بنزین در آینده نزدیک هستند؛ بحرانی که به گفته کارشناسان، در صورت بیتوجهی میتواند تراز تجاری بنزین کشور را از مثبت به منفی سه میلیارد دلار در سال برساند.
طرح مهر خلیج فارس نیز به عنوان یکی از سریعالاثرترین پروژهها، تا پایان سال ۱۴۰۵ به بهرهبرداری میرسد و روزانه ۱۳ میلیون لیتر به ظرفیت تولید بنزین و چهار میلیون لیتر به ظرفیت تولید گازوئیل کشور اضافه میکند. خوراک این طرح، ۱۲۰ هزار بشکه میعانات گازی است که از عسلویه via خط لوله تأمین میشود. این مجموعه طرحها، هرمزگان را به قطب پالایشگاهی ایران تبدیل میکند؛ عنوانی که وزیر نفت و نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس نیز بر آن تأکید کردهاند.
پالایشگاه بندرعباس با سرمایهگذاری ۱.۷ میلیارد یورو در حال سه تا چهار برابر کردن تولید فرآوردههای اصلی است و پتروپالایشگاههای شهید سلیمانی و مروارید مکران با ظرفیت ۳۰۰ هزار بشکه در روز طراحی شدهاند. منطقه پارسیان به عنوان هاب سوم پتروشیمی کشور با هدف تولید ۱۸ میلیون تن محصول، اشتغال ۷۵ هزار نفر و جذب سرمایهگذاران چینی و روسی معرفی شده، اما تأکید مکرر مسئولان بر تکمیل زیرساختهای آب و برق نشان میدهد که این هاب هنوز در آزمون زیرساخت قرار دارد.
پارسیان؛ هاب سوم پتروشیمی و آزمون زیرساخت
منطقه ویژه اقتصادی پارسیان، به عنوان هاب سوم پتروشیمی کشور معرفی شده است و قرار است ظرفیتی معادل ۱۸ میلیون تن محصولات پتروشیمی، ۱.۲ میلیون تن آلومینیوم، چهار میلیون تن فولاد و شش هزار مگاوات برق را در خود جای دهد. این منطقه با هدف اشتغال مستقیم ۷۵ هزار نفر و غیرمستقیم ۲۷۰ هزار نفر طراحی شده و پذیرای سرمایهگذاران خارجی از جمله شرکتهای چینی و روسی است. مدیرعامل منطقه ویژه پارسیان، زیرساختهای بندری، آب، برق و گاز را از اولویتهای اصلی برای جذب سرمایهگذار عنوان کرده است.
با این حال، پارسیان دقیقاً همان نقطهای است که تناقض زیرساخت و سرمایهگذاری را آشکار میکند. گزارشهای میدانی از برگزاری نشستهای متعدد با شرکتهای برق منطقهای و آب منطقهای هرمزگان برای رفع موانع تأمین آب و برق این منطقه حکایت دارند. تأکید مکرر مسئولان بر «تکمیل فوری زیرساختهای آب، برق و گاز» نشان میدهد که این زیرساختها هنوز آماده نیستند و بدون شتاببخشی به آنها، ظرفیتهای پارسیان نمیتوانند فعال شوند. پارسیان، آزمون واقعی این معادله است: آیا میتوان هاب سوم پتروشیمی را در منطقهای ساخت که ۵۰ درصد پهنه آن فاقد منابع آب شیرین زیرزمینی یا سطحی است؟
موفقیت موج عظیم سرمایهگذاری، به تصمیم امروز برای تأمین پایدار آب و انرژی هرمزگان وابسته است؛ پیش از آنکه پالایشگاهها به سدهای خالی و شبکههای فرسوده برسند.
آزمون هرمزگان برای امنیت انرژی ایران
هرمزگان، تنها یک استان نیست؛ دروازه انرژی ایران و یکی از ستونهای امنیت ملی در حوزه تأمین فرآوردههای نفتی و پتروشیمی است. وقتی ۱۱۷ همت سرمایهگذاری جدید و طرحهایی با ظرفیت پالایش صدها هزار بشکه در یک استان متمرکز میشوند، موفقیت یا شکست آنها ابعادی ملی پیدا میکند. از یک سو، این طرحها میتوانند وابستگی ایران به واردات بنزین را کاهش دهند، ارزش افزوده زنجیره نفت را در داخل کشور حفظ کنند و در شرایط تحریم، تابآوری اقتصاد را بالا ببرند. از سوی دیگر، اگر زیرساخت آب و برق نتواند همپای سرمایهگذاری رشد کند، طرحها با تأخیر، افزایش هزینه یا کاهش بازدهی مواجه خواهند شد.
راه برونرفت، نه توقف سرمایهگذاری است و نه نادیده گرفتن محدودیتها. آنچه لازم است، یک رویکرد یکپارچه برای تأمین پایدار آب و انرژی در هرمزگان است: توسعه شیرینسازی با هزینه قابل قبول، سرمایهگذاری در نیروگاههای تجدیدپذیر و شبکه انتقال، بازچرخانی آب صنعتی، و الزام طرحهای جدید به طراحی مبتنی بر بهرهوری آب و انرژی. تجربه طرح مهر خلیج فارس که با خوراک میعانات گازی و خط لوله اختصاصی طراحی شده، نشان میدهد که میتوان با برنامهریزی فنی، وابستگی به منابع محلی را کاهش داد. اما این رویکرد باید به یک سیاست عمومی تبدیل شود، نه استثنا.
هرمزگان در سال ۱۴۰۵ هم رکورد سرمایهگذاری زده و هم زنگ خطر زیرساخت را به صدا درآورده است. تصمیمگیرندگان ملی اگر این استان را نه فقط یک مقصد سرمایهگذاری، بلکه یک سرمایه راهبردی برای امنیت انرژی ایران میدانند, باید امروز در زیرساختهای آبی و انرژی آن سرمایهگذاری کنند؛ پیش از آنکه موج پالایشگاهها، به سدی خالی و شبکهای فرسوده برسد.







نظر شما