حسین چناری، مدرس دانشگاه و مشاور امور آموزشی؛ بازار: مدیریت هیجانات در محیط کار، یکی از حیاتیترین مهارتهای نرم برای موفقیت حرفهای است. برخلاف تصور رایج که محیط کار را عرصهای کاملاً منطقی و خالی از هیجان میداند، تحقیقات نشان داده است که هیجانات نقش تعیینکنندهای در کیفیت تصمیمگیری، روابط بینفردی، خلاقیت، بهرهوری و سلامت روانی کارکنان ایفا میکنند. همانگونه که در کتاب «مهارتهای نرم برای موفقیت در محیط کار» تأکید شده است، «عدم صلاحیت در هر یک از مهارتهای هیجانی کلیدی میتواند ما را در موقعیت به چالش بکشد».
تغییر نگرش: از حذف هیجانات به درک هیجانات
در بسیاری از فرهنگهای سازمانی سنتی، هیجانات به عنوان «عامل مزاحم»، «نشانه ضعف» یا «چیزی که باید پشت درهای سازمان گذاشته شود» تلقی میگردد. اما رویکردهای نوین در روانشناسی سازمانی، نگرشی کاملاً متفاوت ارائه میدهند: هیجانات، دادههای ارزشمندی درباره نیازها، ارزشها و انتظارات ما هستند.
این تغییر نگرش اساسی است. اگر هیجانات را به عنوان «دشمن» یا «مشکل» ببینیم، سعی در سرکوب یا نادیده گرفتن آنها خواهیم داشت. اما اگر آنها را به عنوان «داده» یا «سیگنال» در نظر بگیریم، به سراغ درک و تفسیر آنها میرویم. این تفاوت، دنیایی از معنا در مدیریت هیجانات ایجاد میکند.
ماهیت اضطراب
اضطراب یک هیجان هشداردهنده است که ما را برای مواجهه با تهدیدها و عدم قطعیتها آماده میکند. در سطح خفیف، اضطراب عملکرد را بهبود میبخشد (افزایش هوشیاری و آمادگی). اما در سطح شدید، فلجکننده و مختلکننده است.
تفکیک نگرانیهای واقعی از تخیلات
یکی از مهمترین مهارتها در مدیریت اضطراب، تشخیص نگرانیهای واقعی از نگرانیهای خیالی است.
نگرانی واقعی
شواهد: عینی وجود دارد؛ احتمال وقوع: بالا (بیش از ۵۰٪)؛ کنترل: میتوانم اقدامی انجام دهم؛ زمان: قریبالوقوع؛ تأثیر: قابل مدیریت
نگرانی خیالی
شواهد: شواهد کمی وجود دارد یا اصلاً ندارد؛ احتمال وقوع: پایین (کمتر از ۲۰٪)؛ کنترل: کاری از دست من ساخته نیست؛ زمان: دور یا نامشخص؛ تأثیر: فاجعهآمیز و غیرقابل کنترل
تمرین تفکیک: نگرانی خود را روی کاغذ بنویسید. سپس از خود بپرسید:
الف. «چه شواهدی دارم که این اتفاق میافتد؟»
ب. «بدترین سناریوی ممکن چیست و احتمال وقوع آن چقدر است؟»
ج. «چه کارهایی میتوانم انجام دهم تا احتمال وقوع آن کاهش یابد یا تأثیر آن کم شود؟»
راهکارهای مقابله با اضطراب
۱. تکنیک «ثابتسازی»
زمانی که اضطراب شما را فرا میگیرد، از تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ استفاده کنید:
الف. ۵ چیزی را که میبینید نام ببرید
ب. ۴ چیزی را که لمس میکنید نام ببرید
ج. ۳ چیزی را که میشنوید نام ببرید
د. ۲ چیزی را که بو میکنید نام ببرید
ه. ۱ چیزی را که میچشید نام ببرید
این تکنیک ساده، مغز شما را از نگرانی درباره آینده به لحظه حاضر بازمیگرداند.
۲. تکنیک «برنامهریزی برای بدترین سناریو»
به جای نشخوار ذهنی نگرانیها، یک جلسه ۳۰ دقیقهای برنامهریزی کنید:
الف. بدترین سناریوی ممکن را به طور دقیق بنویسید
ب. اگر این سناریو اتفاق بیفتد، چه اقداماتی میتوانم انجام دهم؟
ج. چه منابعی در اختیار دارم؟
د. از چه کسانی میتوانم کمک بگیرم؟
پس از این برنامهریزی، به خود بگویید: «من هر کاری از دستم برمیآمد انجام دادم. بقیه چیزها خارج از کنترل من است.»
۳. تکنیک «تقسیم زمان نگرانی»
به جای این که تمام روز را نگران باشید، یک «زمان نگرانی» مشخص (مثلاً ۱۵ دقیقه به ساعت ۵ عصر) تعیین کنید. هر بار که در طول روز نگرانی به سراغتان آمد، به خود بگویید: «الان وقت نگرانی نیست. این را برای جلسه نگرانی ام نگه میدارم.»
۴. تکنیک «تغییر لنز»
اضطراب اغلب از «بزرگنمایی» تهدیدها ناشی میشود. از خود بپرسید:
الف. «اگر بهترین دوستم این نگرانی را داشت، چه توصیهای به او میکردم؟»
ب. «پنج سال دیگر، چقدر این مسئله برای من اهمیت خواهد داشت؟»
ج. «چه فرصتهایی ممکن است در دل این چالش پنهان باشد؟»
جمعبندی
مدیریت هیجانات در محیط کار، هنر استفاده از دادههای هیجانی برای تصمیمگیری بهتر و ارتباط مؤثرتر است. همانگونه که در داستان پرادهان دیدیم، توانایی مدیریت هیجانات در لحظات چالشبرانگیز، میتواند تفاوت میان واکنش دفاعی و اقدام تحولآفرین را ایجاد کند.
سه پیام کلیدی
۱. هیجانات دشمن نیستند، داده هستند: به جای سرکوب یا نادیده گرفتن هیجانات، به آنها به عنوان منابع ارزشمند اطلاعاتی نگاه کنید.
۲. واکنش انتخابی است، نه خودکار: بین محرک هیجانی و واکنش شما، یک فضای کوچک وجود دارد. در آن فضا، قدرت انتخاب دارید.
۳. مدیریت هیجانات مهارتی اکتسابی است: هیچ کس با مهارت مدیریت هیجانات متولد نمیشود. این مهارت از طریق تمرین، بازخورد و تأمل مداوم توسعه مییابد.
در نهایت، «عدم صلاحیت در هر یک از مهارتهای هیجانی کلیدی میتواند ما را در موقعیت به چالش بکشد». اما خبر خوب این است که این مهارتها قابل یادگیری و توسعه هستند.



نظر شما