سمیه شوریابی؛ بازار: این روزها خبر عرضه ۲ میلیارد دلار اسکناس از سوی بانک مرکزی و صدور مجوز خرید حداکثر ۱۰ هزار دلار برای هر فرد بالای ۱۸ سال، به داغترین موضوع محافل اقتصادی و بازارهای مالی تبدیل شده است؛ سیاستی که بار دیگر بحث دیرینه «ارزپاشی» و کارایی آن در مهار نرخ ارز را به خط مقدم چالشهای اقتصادی کشور آورده است.
دکتر بابک اسماعیلی، استاد دانشگاه و پژوهشگر توسعه اقتصادی، در تحلیل ابعاد این تصمیم میگوید: در نگاه نخست، تزریق حجمی معادل ۲ میلیارد دلار میتواند از فشار التهابات بازار بکاهد. اگر بانک مرکزی در شرایطی که انتظارات تورمی و تقاضای احتیاطی برای دلار به اوج رسیده، اقدام به تقویت سمت عرضه کند، قطعاً میتواند در کوتاهمدت از شدت نوسانات کاسته و حتی بخشی از تقاضای سفتهبازانه را وادار به عقبنشینی نماید.
پس از آب شدن ۲ میلیارد دلار چه رخ میدهد؟
با این حال، این پژوهشگر توسعه اقتصادی دست روی یک پرسش کلیدی و بنیادین میگذارد: «بعد از فروش این ۲ میلیارد دلار چه اتفاقی میافتد؟»
دکتر اسماعیلی در پاسخ به این پرسش هشدار میدهد که چنانچه تقاضای ارز همچنان به قوت خود باقی بماند و متغیرها و عوامل بنیادی اقتصاد کلان تغییری نکنند، بانک مرکزی برای صیانت از نرخ هدف ناگزیر به تداوم تزریق ارز خواهد بود. در این حالت، خط مشی کلان اقتصادی از «مدیریت هوشمند بازار» به مصرف تدریجی و فرساینده ذخایر ارزی برای دفاع از یک نرخ دستوری تبدیل میشود.
تله «آربیتراژ»؛ وقتی دلار ارزان به رانت تبدیل میشود
یکی دیگر از چالشهای جدی که این اقتصاددان به آن اشاره میکند، مکانیسم قیمتگذاری این منابع است. چنانچه دلار عرضهشده با نرخی فاصلهدار نسبت به بازار آزاد توزیع شود، خطر بزرگی شکل میگیرد؛ بخشی از این سرمایه ملی به جای اصابت به هدف و تأمین تقاضای واقعی، به سمت آربیتراژ و سوداگری سرازیر میشود؛ یعنی بازیگران سودجو با خرید دلار ارزان و فروش آن در نرخهای گرانتر بازار آزاد، سودهای کلانی به جیب میزنند.

مرز میان «ارزپاشی موقت» و «سیاست ارزی پایدار»
از منظر دکتر اسماعیلی، ارزپاشی بهخودیخود یک خطای ساختاری مطلق نیست؛ چرا که بسیاری از بانکهای مرکزی جهان نیز در بحرانها برای فروکش کردن نوسانات شدید، از ذخایر ارزی بهره میگیرند. اما نکته حیاتی، «اندازه، قیمت، زمانبندی و پشتوانه» این مداخله است.
او معتقد است که رقم ۲ میلیارد دلار برای بازار ایران سهم قابلتوجهی به شمار میرود، اما اگر قرار باشد حریفی در برابر یک جریان مستمر و سیلآسای تقاضا باشد، اثر آن صرفاً «زمانی» خواهد بود و نه «ساختاری».
سخن پایانی
این کارشناس اقتصادی در جمعبندی تحلیل خود تأکید میکند که موفقیت یا شکست این سیاست را نباید با حجم اسکناسهای دلاری فروختهشده سنجید، بلکه معیار اصلی یک پرسش است: آیا بانک مرکزی صرفاً قیمت دلار را برای مدتی کوتاه پایین میکشد یا میتواند تعادل جدید و پایداری در پیکره بازار ارز بنا نهد؟
پاسخ به همین پرسش است که مرز باریک میان یک «ارزپاشی زودگذر» و یک «سیاست ارزی کارآمد و اصولی» را مشخص مینماید.



نظر شما