۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۰
منگنه ژئوپلیتیکی ریاض میان باب‌المندب و هرمز؛ شوک لجستیکی کانتینری و معمای مهار کسری بودجه
پیامدهای ناامنی آبراه‌های استراتژیک بر ریاض

منگنه ژئوپلیتیکی ریاض میان باب‌المندب و هرمز؛ شوک لجستیکی کانتینری و معمای مهار کسری بودجه

تا زمان برقراری ثبات ژئوپلیتیکی پایدار در تنگه باب‌المندب و خلیج فارس، اقتصاد پادشاهی سعودی در منگنه‌ای از فشار مالی و اختلال لجستیکی قرار خواهد داشت.

بازار؛ گروه بین الملل: تشدید تنش‌ها در کریدورهای حیاتی تنگه هرمز، دریای سرخ و آب‌های پیرامونی شبه‌جزیره، معادلات زنجیره تأمین پادشاهی سعودی را وارد مرحله‌ای پرریسک کرده است. چرخش مسیرهای کشتیرانی تجاری به سمت دماغه امیدنیک و ثبت رکوردهای تاریخی در کرایه حمل کانتینری، هزینه‌های لجستیک بنادر غربی عربستان به‌ویژه جده را به شکل کم‌سابقه‌ای متورم ساخته است. اگرچه ریاض با تزریق یارانه‌های سنگین ارزی و مسدودسازی موقت سازوکار انتقال هزینه، نرخ تورم داخلی را مهار کرده، اما این استراتژی انقباض مالی، تعمیق شکاف در تراز تجاری و جهش کم‌سابقه کسری بودجه دولت را به همراه آورده است؛ چرخه‌ای ناپایدار که افق برنامه‌های توسعه کلان «چشم‌انداز ۲۰۳۰» را در معرض اصطکاک‌های ساختاری قرار می‌دهد.

تشدید تنش‌ها در کریدورهای حیاتی تنگه هرمز، دریای سرخ و آب‌های پیرامونی شبه‌جزیره، معادلات زنجیره تأمین پادشاهی سعودی را وارد مرحله‌ای پرریسک کرده است.

دگرگونی ژئواکونومیک تجارت دریایی و هزینه‌های ترانزیت کانتینری به بنادر سعودی

آرایش نبردهای دریایی نامتقارن پیرامون گلوگاه باب‌المندب و تنگه هرمز، الگوهای کشتیرانی کانتینری جهان را دچار بازآرایی اجباری کرده است. عربستان سعودی که در قالب مگاپروژه‌های اقتصادی خود تلاش داشت سواحل غربی دریای سرخ را به هاب لجستیک ترانزیتی میان آسیا و اروپا بدل کند، اکنون در قلب کانون بحران جغرافیایی گرفتار آمده است. خطوط بزرگ کشتیرانی سعودی با ارزیابی ریسک عبور از آب‌های مجاور یمن، بخش عمده خطوط تردد منظم را از دریای سرخ خارج و به سمت مسیر طولانی و پرپیچ‌وخم دور زدن قاره آفریقا از مسیر دماغه امیدنیک سوق دادند. این تغییر جهت دریانوردی، صرفاً یک انحراف جغرافیایی ساده نیست؛ بلکه به معنای افزوده شدن ۱۰ تا ۱۴ روز زمان دریانوردی در چرخه رفت‌وبرگشت شناورها از بنادر مبدأ آسیای شرقی به‌ویژه چین است.

پیامد بی‌واسطه این طولانی شدن زنجیره تأمین، صعود سرسام‌آور شاخص‌های کرایه حمل بار دریایی بوده است. طبق واپسین داده‌های نمایه جهانی کانتینری دروئری و رصدهای بنادر خاورمیانه، هزینه حمل یک کانتینر استاندارد ۴۰ فوتی از بنادر شانگهای و شنژن به مقصد بندر اسلامی جده، که تا پیش از تنش‌ها در محدوده ۱۸۰۰ تا ۲۴۰۰ دلار نوسان می‌کرد، با افزایشی تصاعدی مواجه شد و برای نخستین بار قله ۱۰ هزار دلار را رد کرد؛ رقمی که رشدی بیش از ۳۵۰ درصدی را ظرف بازه‌ای کوتاه به تصویر می‌کشد. افزون بر این، اعمال تعرفه‌های ویژه ریسک جنگی توسط کلوپ‌های بین‌المللی بیمه اتکایی (P&I Clubs)، ضریب سربار مالی واردات به آب‌های سرزمینی عربستان را مضاعف ساخته است. حتی برای بنادر شرقی مانند دمام و الجبیل در ساحل خلیج فارس، تهدیدات تردد در تنگه هرمز و بالارفتن حق بیمه محموله‌ها، هزینه‌های نهایی تخلیه و بارگیری را به اعدادی رسانده که در تاریخ مبادلات تجاری پادشاهی سعودی کم‌سابقه تلقی می‌شود.

عربستان سعودی که در قالب مگاپروژه‌های اقتصادی خود تلاش داشت سواحل غربی دریای سرخ را به هاب لجستیک ترانزیتی میان آسیا و اروپا بدل کند، اکنون در قلب کانون بحران جغرافیایی گرفتار آمده است.

انقباض در واردات غیرضروری و آسیب‌پذیری زنجیره تأمین کالاهای اساسی و لوکس

اثرات مستقیم پرواز نرخ‌های حمل‌ونقل و تعلل در تحویل بار، به‌سرعت در آمارهای جریان بازرگانی خارجی عربستان بازتاب یافته است. بررسی داده‌های رسمی سازمان کل آمار پادشاهی سعودی حاکی از آن است که روند ورود کالا در ماه‌های مرداد و شهریور کاهش معناداری را نسبت به ماه‌های ابتدایی سال تجربه کرده است؛ به‌گونه‌ای که ارزش کل واردات سعودی نسبت به زمستان گذشته، حدود ۲۰ درصد انقباض را به ثبت رسانده و در مقایسه ماهانه نیز افتی ۴ درصدی را نشان می‌دهد. این کاهش، نشان‌دهنده تغییر رفتار واردکنندگان عمده در واکنش به گرانی کرایه بار و ناتوانی در پیش‌بینی دقیق زمان تحویل کالا در گمرکات است. انبارداری کالاهای غیرحیاتی با ابهام جدی مواجه شده و سرمایه در گردش بخش خصوصی تجاری به دلیل درگیر شدن در فرآیندهای طولانی اعتبارات اسنادی و خواب سرمایه در دریا فرسایش یافته است.

تحلیل بخشی این افت بازرگانی بیانگر واگرایی شدید میان بخش‌های کالایی است. حوزه واردات خودرو، لوازم الکترونیکی و کالاهای مصرفی بادوام بیشترین ضربه ساختاری را از این شوک لجستیکی متحمل شده‌اند؛ به‌نطوری‌که آمارهای گمرکی از ریزش فراتر از ۵۰ درصدی واردات وسایل نقلیه موتوری نسبت به سال گذشته پرده برمی‌دارند. افزایش هزینه‌های فضاگیری کانتینری و عدم تمایل مصرف‌کنندگان به پذیرش پرش قیمتی، شرکت‌های توزیع‌کننده را وادار به تحدید سفارش‌گذاری کرده است. در مقابل، واردات اقلام کشاورزی، غلات، گوشت و فرآورده‌های دامی به دلیل ماهیت حیاتی و تقاضای غیرقابل انعطاف جامعه، حجمی نسبتاً باثبات داشته است. با این حال، حفظ این ثبات کمی نیازمند پذیرش هزینه‌های سرسام‌آور کانتینرهای یخچالی بوده که بیشترین جهش نرخ کرایه را تجربه کرده‌اند؛ موضوعی که ساختار تجاری پادشاهی را در معرض انتخاب‌های سخت برای تأمین امنیت غذایی قرار داده است.

هزینه حمل یک کانتینر استاندارد ۴۰ فوتی از بنادر شانگهای و شنژن به مقصد بندر اسلامی جده، که تا پیش از تنش‌ها در محدوده ۱۸۰۰ تا ۲۴۰۰ دلار نوسان می‌کرد، با افزایشی تصاعدی مواجه شد و برای نخستین بار قله ۱۰ هزار دلار را رد کرده است.

سپر سوبسیدی ریاض؛ مهار دستوری نرخ تورم در سایه سیاست‌های انبساطی دولت

در شرایطی که استانداردهای اقتصاد خرد ایجاب می‌کرد پرش هزینه‌های مبدأ تا مقصد به تورم لجام‌گسیخته در قفسه‌های فروشگاه‌های ریاض و جده منتهی شود، شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی (CPI) عربستان رفتاری متفاوت از خود نشان داده است. نرخ تورم عمومی سالانه کشور تا پایان فصل تابستان در سطح بسیار کنترل‌شده ۱.۸ درصد لنگر انداخته و تورم اقلام خوراکی و آشامیدنی از محدوده ۱.۴ درصد فراتر نرفته است. این ایزوله‌سازی بازار داخلی از شوک‌های سهمگین تورم وارداتی، نه ناشی از انعطاف‌پذیری طبیعی بازار، بلکه حاصل مداخله مستقیم، هدفمند و بسیار پرهزینه سیاست‌گذار مالی و سازمان‌های حمایتی دولتی است.

دولت عربستان با اتخاذ سیاستی تهاجمی در تخصیص یارانه، سد دفاعی محکمی میان مصرف‌کننده نهایی و واقعیت‌های گرانی کریدورهای دریایی بنا نهاده است. وزارت بازرگانی و سازمان امنیت غذایی سعودی با بهره‌گیری از مکانیسم‌های تثبیت دستوری قیمت کالاها، پرداخت مازاد کرایه حمل و تعیین سقف قیمت برای آرد، مرغ، روغن و شیر، از انتقال بار مالی لجستیک به سبد معیشت خانوارها جلوگیری کرده‌اند. اگرچه این رویکرد در کوتاه‌مدت موفق به مهار اضطراب اجتماعی و تثبیت فضای روانی اقتصاد کلان شده، اما ساختاری کاذب در قیمت‌گذاری ایجاد کرده که شکاف میان قیمت واقعی جهانی و قیمت مصرف‌کننده در بازار داخلی را عمیق‌تر می‌کند؛ ساختاری که در صورت فرسایشی شدن محاصره دریایی و محدودیت‌های ترانزیتی، ماندگاری نامحدود آن از منظر اصول مالیاتی و اقتصاد بازار آزاد ناممکن خواهد بود.

فرسایش انضباط مالی و جهش ۴۲ میلیارد دلاری کسری بودجه در نیمه نخست سال

بهای گزاف ثبات ویترینی بازار، مستقیماً از خزانه‌داری کل کشور پرداخت می‌شود. گزارش‌های منتشره از عملکرد مالی دولت سعودی نشان می‌دهد که وزارت دارایی در شش ماه نخست سال جاری، افزون بر ۸ میلیارد دلار صرفاً به عنوان یارانه جبرانی هزینه‌های واردات، تثبیت زنجیره تأمین و پرداخت مابه‌التفاوت نرخ کرایه حمل به شرکت‌های بازرگانی اختصاص داده است؛ این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل جهشی بیش از ۱۰۰ درصدی را ثبت کرده و فشاری خارق‌العاده بر ردیف‌های هزینه‌ای بودجه تحمیل نموده است. این تزریق نقدینگی، محاسبات اولیه وزارت اقتصاد را که بر پایه کنترل مخارج عمومی بسته شده بود، کاملاً برهم زده است.

ترکیب این یارانه‌های اضطراری با کاهش افت درآمدهای هیدروکربوری، حساب‌های مالی پادشاهی را وارد وضعیت پرمخاطره‌ای کرده است. کسری بودجه دولت در پایان نیمه اول سال به رقم شوکه‌کننده ۴۲ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که زنگ هشدار را در میان ناظران مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری بین‌المللی نظیر مودیز و فیچ به صدا درآورده است. پادشاهی برای پوشش این کسری فزاینده، چاره‌ای جز افزایش انتشار اوراق قرضه بین‌المللی (صکوک و یورویاند) و برداشت پیاپی از ذخایر ارزی بانک مرکزی نیافته است. تداوم روند کسری بودجه ۴۲ میلیارد دلاری نه تنها دسترسی به بودجه‌های توسعه‌ای را محدود می‌کند، بلکه هزینه استقراض دولت در بازارهای جهانی را به دلیل افزایش ریسک ژئوپلیتیک و مالی افزایش می‌دهد.

ترکیب این یارانه‌های اضطراری با کاهش افت درآمدهای هیدروکربوری، حساب‌های مالی پادشاهی را وارد وضعیت پرمخاطره‌ای کرده است. کسری بودجه دولت در پایان نیمه اول سال به رقم شوکه‌کننده ۴۲ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که زنگ هشدار را در میان ناظران مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری بین‌المللی نظیر مودیز و فیچ به صدا درآورده است.

تقاطع بحران ترانزیت با افق‌های بلندپروازانه برنامه چشم‌انداز ۲۰۳۰

تداوم انسدادهای امنیتی در شریان‌های تجاری پیرامون شبه‌جزیره عربستان، تلاقی نگران‌کننده‌ای با مگاپروژه‌های راهبردی و زیرساختی برنامه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» به رهبری محمد بن سلمان دارد. پروژه‌های غول‌پیکری نظیر شهر هوشمند نئوم، توسعه گردشگری ساحلی دریای سرخ و توسعه بنادر اقتصادی جازان و ینبع، بر فرضیه پایداری و سهولت اتصال بی‌وقفه با کریدورهای حمل‌ونقل جهانی طراحی شده بودند. اکنون هر تن آهن، فولاد، سیمان و تجهیزات مهندسی پیشرفته های‌تک که باید از آسیا و اروپا وارد این مناطق شود، با دو فاکتور فرسایش‌زا مواجه است: تأخیر چندهفته‌ای در جدول زمان‌بندی ساخت‌وساز و هزینه‌های گزاف ترانزیت کانتینری که برآوردهای مالی اولیه پروژه‌ها را با انحرافات میلیاردی روبرو می‌سازد.

علاوه بر این، چشم‌انداز تبدیل ریاض و جده به پایتخت‌های ترانزیتی و هاب لجستیک بار هوایی و دریایی به دلیل پرریسک شناخته شدن آبراه‌های منتهی به سواحل پادشاهی، با چالش اعتباری جدی مواجه شده است. سرمایه‌گذاران خارجی در ارزیابی ریسک سرمایه‌گذاری مستقیم در بخش صنعتی و بنادر عربستان، اکنون نرخ‌های حق بیمه جنگی و احتمال ماندگاری تهدیدات پهپادی و موشکی در باب‌المندب را به عنوان متغیری ثابت لحاظ می‌کنند. این دگردیسی موقعیت از یک «بندر امن ثروت‌آفرین» به یک «ایستگاه پرهزینه در خط آتش»، پتانسیل تجاری سرمایه‌گذاری‌های سنگین انجام‌شده در بنادر کینگ عبدالله و جده را با افت بهره‌وری روبه‌رو کرده و سرعت تحقق متنوع‌سازی اقتصاد غیرنفتی را کند می‌سازد.

پرسش محوری این است که وضعیت پارادوکسیکال (جهش سرسام‌آور هزینه‌ها در کنار ثبات دستوری قیمت‌ها) تا چه زمانی می‌تواند دوام آورد؟ بخش عمده‌ای از بنگاه‌های بخش خصوصی و شرکت‌های بازرگانی زنجیره‌ای که در ماه‌های نخست بحران تلاش کردند افزایش کرایه‌های حمل کانتینری را از طریق قربانی کردن «حاشیه سود خالص» خود جذب کنند، اکنون به خطوط قرمز مالی و عملیاتی نزدیک شده‌اند.

محدودیت تاب‌آوری بخش خصوصی و چشم‌انداز ناگزیر انتقال هزینه‌ها به مصرف‌کننده

پرسش محوری اقتصاددانان این است که این وضعیت پارادوکسیکال (جهش سرسام‌آور هزینه‌ها در کنار ثبات دستوری قیمت‌ها) تا چه زمانی می‌تواند دوام آورد؟ بخش عمده‌ای از بنگاه‌های بخش خصوصی و شرکت‌های بازرگانی زنجیره‌ای که در ماه‌های نخست بحران تلاش کردند افزایش کرایه‌های حمل کانتینری را از طریق قربانی کردن «حاشیه سود خالص» خود جذب کنند، اکنون به خطوط قرمز مالی و عملیاتی نزدیک شده‌اند. تداوم خواب محموله‌ها در مسیرهای طولانی آفریقا و صعود هزینه‌های سرمایه، ذخایر نقدینگی این شرکت‌ها را تخلیه کرده است؛ وضعیتی که نشان می‌دهد ظرفیت فداکاری مالی شرکت‌های توزیعی به بالاترین حد خود رسیده و ادامه آن به تعطیلی یا ورشکستگی بنگاه‌های کوچک و متوسط وارداتی منجر خواهد شد.

در ماه‌های پیش‌رو، حتی در صورت تداوم تزریق سوبسید دولتی، گستردگی افزایش هزینه‌ها به لایه‌های پنهان خدمات، توزیع مویرگی و زنجیره‌های خرد خواهد رسید. این سناریو به معنای آغاز فرآیند اجتناب‌ناپذیر «انتقال بار مالی به مصرف‌کننده نهایی» در نیمه دوم سال خواهد بود. انتظار می‌رود کالاهایی که مشمول چتر یارانه‌ای مستقیم دولت نیستند، موج نخست گرانی‌های محسوس را ثبت کنند و به‌تدریج شاخص بهای تولیدکننده اثرات خود را بر شاخص بهای مصرف‌کننده نشان دهد. در این صورت، اقتصاد ریاض هم‌زمان با دو چالش هزینه‌ساز دست‌به‌گریبان خواهد بود: کسری بودجه دولتی غیرقابل تداوم ناشی از تداوم یارانه کالاهای پایه از یک‌سو، و بروز امواج تورمی در بخش غیرخوراکی و خدمات از سوی دیگر. این شرایط نشان می‌دهد که تا زمان برقراری ثبات ژئوپلیتیکی پایدار در تنگه باب‌المندب و خلیج فارس، اقتصاد پادشاهی سعودی در منگنه‌ای از فشار مالی و اختلال لجستیکی قرار خواهد داشت.

کد خبر: ۴۳۰٬۹۸۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha