بازار؛ گروه بین الملل: دگرگونی معادلات ژئوپلیتیک در پهنه پیرامونی خلیج عدن وارد سرفصلی کاملاً متفاوت شده است؛ گزارشهای اطلاعاتی و تحلیل اخیر نشریه فایننشال تایمز از مناسبات روبهتوسعه انصارالله یمن و جنبش الشباب سومالی، پرده از شکلی نوین از همافزایی فرامرزی میان دو کرانه آبراه برمیدارد. این ائتلاف نامتقارن که با انتقال سیستماتیک فناوریهای رزم هدایتپذیر، آموزشهای تخصصی مواد منفجره و برقراری دالانهای تماس در جنوب سومالی همراه است، امنیت ناوبری تجاری و معماری بازدارندگی بینالمللی در گلوگاه بابالمندب را با پیچیدهترین بحران قرن بیستویکم روبرو ساخته است.
برقراری ترددهای دیپلماتیک-نظامی مستقیم میان صنعا و مناطق خودمختار تحت سیطره الشباب در جنوب سومالی نشان میدهد که انصارالله یمن دایره نفوذ خود را به فراسوی آبهای سرزمینی کشانده است.
بازپیکربندی جغرافیای منازعه و پیوند راهبردی دو کرانه خلیج عدن
تحولات ترانزیتی در حوزه آبهای آزاد جهان طی ماههای گذشته، ضرورت بازخوانی مفاهیم کلاسیک امنیت بینالمللی را بیش از هر زمان دیگر آشکار کرده است. در طول دهههای متمادی، ساختار سیاست خارجی قدرتهای غربی مسائل مربوط به امنیت دریانوردی در دریای سرخ را مستقل از مناقشات امنیتی در شاخ آفریقا ارزیابی میکردند؛ در حالی که کرانه شمالی این شاهراه تحت تأثیر تثبیت جایگاه دولت نجات ملی در صنعا قرار داشت، کرانه جنوبی آن با منازعه فرسایشی الشباب و حکومت موگادیشو سنجیده میشد. با این حال، تلاقی عینی منافع این دو بازیگر در بستری مشترک، این فرضیه سنتی را کاملاً ابطال کرده و خلیج عدن را به یک دالان پیوسته از بازدارندگی نامتقارن تبدیل کرده است. بر اساس مستندات انتشاریافته، برقراری ترددهای دیپلماتیک-نظامی مستقیم میان صنعا و مناطق خودمختار تحت سیطره الشباب در جنوب سومالی نشان میدهد که انصارالله یمن دایره نفوذ خود را به فراسوی آبهای سرزمینی کشانده است. این فرایند نهتنها مرزهای نبرد متعارف را از میان برداشته، بلکه نشان میدهد که انصارالله با ارزیابی دقیق از موقعیت جغرافیایی سومالی، در پی تکمیل یک حلقه دفاعی و تهاجمی دوسویه در گلوگاههای حیاتی ترانزیت شرق به غرب است. اتصال ظرفیت سرزمینی یمن به ساحل شرقی آفریقا، به این جریان امکان داده تا تسلط میدانی خود را از سطح یک بازیگر محلی متمرکز بر دفاع سرزمینی، به یک قدرت مانور فرامنطقهای ارتقا دهد که قادر است هزینههای تردد دریایی را برای رقبای بینالمللی خود به شکل نامحدودی افزایش دهد.
انصارالله با ارزیابی دقیق از موقعیت جغرافیایی سومالی، در پی تکمیل یک حلقه دفاعی و تهاجمی دوسویه در گلوگاههای حیاتی ترانزیت شرق به غرب است.
انتقال فناوری رزم هیبریدی و تحول در الگوی تسلیحاتی الشباب
عنصر محوری و تعیینکنندهای که زنگهای خطر را در واشنگتن و پایتختهای اروپایی به صدا درآورده، دگرگونی ماهیت توانمندیهای نظامی در شاخ آفریقا از مسیر تبادل تسلیحات پیشرفته و انتقال فناوری رزم هیبریدی است. دادههای استخراجشده از منابع پژوهشی و امنیتی مؤید آن است که تعامل طرفین از معامله سنتی تسلیحات انفرادی فراتر رفته و به حوزه آموزش مهندسی معکوس، بهکارگیری تجهیزات انفجاری نوین و تسلط بر پرندههای هدایتپذیر از دور هدایت شده است. اعزام مستشاران فنی برای آموزش صدها نیروی وابسته به الشباب جهت هدایت پهپادهای تهاجمی و شناسایی، تحولی ساختاری در موازنه نظامی شرق آفریقا رقم میزند. جنبش الشباب که تا پیش از این عمده توان عملیاتی خود را بر حملات انتحاری درونشهری، کمینهای جادهای و استفاده از خودروهای حامل مواد منفجره بنا نهاده بود، اکنون به فناوری حملات هوایی نقطهزن، تصویربرداری تجسسی هوایی و تاکتیکهای جنگ نامتقارن دست یافته است. از منظر دکترینهای دفاعی، بومیسازی تسلیحات پرتابهای ارزانقیمت اما دقیق، به ارتشهای متکی بر تسلیحات زرهی کلاسیک صدمات جبرانناپذیری وارد میکند. حضور سامانههای پیشرفته ضدزره و ریزپرندهها در زرادخانه الشباب، عملاً مأموریت نیروهای حافظ صلح اتحادیه آفریقا و ساختارهای دفاعی ضعیف ارتش ملی سومالی را با آسیبپذیری مطلق مواجه میسازد. در این فرایند، انصارالله نیز از طریق صدور این تجهیزات و دانش فنی، نهاد نظامی خود را به یک صادرکننده کلیدی تکنولوژی دفاع نامتقارن در سطح منطقهای تبدیل کرده است.
تعامل طرفین از معامله سنتی تسلیحات انفرادی فراتر رفته و به حوزه آموزش مهندسی معکوس، بهکارگیری تجهیزات انفجاری نوین و تسلط بر پرندههای هدایتپذیر از دور هدایت شده است. اعزام مستشاران فنی برای آموزش صدها نیروی وابسته به الشباب جهت هدایت پهپادهای تهاجمی و شناسایی، تحولی ساختاری در موازنه نظامی شرق آفریقا رقم میزند.
بحران ساختاری در ترانزیت تجاری و چشمانداز محاصره متقاطع بابالمندب
آثار و تبعات بلافصل این همگرایی، به طور مستقیم قلب اقتصاد ترانزیتی و شریانهای زنجیره تأمین جهان را هدف قرار داده است. تنگه بابالمندب به عنوان یکی از هفت گلوگاه راهبردی کشتیرانی جهان، در شرایط عادی سالانه معبر جابهجایی بیش از بیست هزار فروند کشتی تجاری، حامل دوازده درصد تجارت کل جهان و قریب به سی درصد از ترانزیت کانتینری بینالمللی بوده است. با این حال، تحلیل شاخصهای مالی و کشتیرانی نشان میدهد که ناامنیهای دریایی، حجم تردد از این آبراه حیاتی و کانال سوئز را بیش از پنجاه و پنج درصد کاهش داده است. گسترش همکاریهای انصارالله و الشباب، این مخاطره را از وضعیت تکمحوری به وضعیت «محاصره متقاطع یا فکهای دوگانه» ارتقا میدهد. به این معنا که چنانچه شناورهای تجاری مسیر خود را از سواحل یمن دور کرده و به سمت خطوط ساحلی سومالی متمایل سازند، در تیررس احتمالی واحدهای ساحلی و قایقهای تندرو مجهز به مینهای دریایی و پهپادهای شناسایی الشباب قرار خواهند گرفت. این واقعیت جدید، خطرات ناوبری را در کل پهنه خلیج عدن گسترش داده است. پیامد اقتصادی این وضعیت، تحمیل جهش چشمگیر در نرخ بیمه خطرات جنگی بوده که در بازههایی تا بیش از چهارصد درصد افزایش یافته و غولهای کشتیرانی جهان را به سمت مسیر طولانی دماغه امید نیک هدایت کرده است. افزودن حدود دوازده روز به زمان دریانوردی، سوزاندن صدها هزار تن سوخت اضافی و تحمیل هزینههای سنگین لجستیکی، مستقیماً به شکل تورم در قیمت کالاهای مصرفی اروپا و آسیا بازتاب یافته و نشان میدهد چگونه هماهنگی دو بازیگر نامتقارن میتواند اقتصاد بینالملل را دچار تکانههای مستمر کند.
جنبش الشباب که تا پیش از این عمده توان عملیاتی خود را بر حملات انتحاری درونشهری، کمینهای جادهای و استفاده از خودروهای حامل مواد منفجره بنا نهاده بود، اکنون به فناوری حملات هوایی نقطهزن، تصویربرداری تجسسی هوایی و تاکتیکهای جنگ نامتقارن دست یافته است.
فرسودگی راهبرد مهار و چالشهای محاسباتی پنتاگون در خلیج عدن
رویکرد امنیتی ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی آن در مهار بحرانهای فزاینده حوزه دریای سرخ، با محدودیتهای جدی مواجه شده است. ائتلافهای تشکیلشده مانند ائتلاف بینالمللی «نگهبان شکوفایی» به رهبری واشنگتن و ناوگروه «آسپیدز» وابسته به اتحادیه اروپا، با وجود استقرار ناوهای جنگی مدرن و سامانههای راداری پیشرفته، در خنثیسازی تاکتیکهای پراکنده و نامتمرکز انصارالله ناکام ماندند. چالش بنیادین این رویکرد در شکاف عظیم هزینه-فایده اقتصادی نهفته است؛ سامانههای پدافندی غربی ناچارند موشکهای رهگیر استاندارد چند میلیون دلاری را علیه پرندههای بدون سرنشین و موشکهای دستسازی شلیک کنند که ارزش ساخت برخی از آنها کمتر از دو هزار دلار برآورد میشود. با افزوده شدن کارت سومالی به این معادله، چالش محاسباتی ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا دوچندان شده است. پنتاگون که طی سالیان گذشته با مأموریتهای هوایی متناوب پایگاههای الشباب را هدف قرار میداد، اکنون با شبکهای درهمتنیده مواجه است که در آن، خطوط تدارکاتی از یک جبهه به جبهه دیگر منتقل میشود. هدف قرار دادن قایقهای کوچک ماهیگیری سنتی حامل ادوات پیشرفته در گستره وسیع خلیج عدن، از نظر اطلاعاتی و لجستیکی بسیار پرهزینه و دارای ضریب خطای بالاست. علاوهبر این، مداخله نظامی بیشتر در خاک سومالی یا تشدید بمباران مواضع انصارالله در یمن، بهجای متوقف کردن این همگرایی، انگیزه دو جنبش را برای تشدید اشتراک دادههای اطلاعاتی علیه داراییهای نظامی غرب تقویت کرده است. این بنبست نظامی به وضوح نشاندهنده ناکارآمدی الگوهای پدافندی سنتی در برابر شبکههای رزم چریکی-نامتقارن چندوجهی است.
پیامدهای این ائتلاف راهبردی تنها به تجارت یا رویارویی با قدرتهای فرامنطقهای محدود نمیشود، بلکه معادلات در شاخ آفریقا را در معرض تغییر قرار داده است.
پیامدهای ائتلاف راهبردی انصارالله و الشباب
پیامدهای این ائتلاف راهبردی تنها به تجارت یا رویارویی با قدرتهای فرامنطقهای محدود نمیشود، بلکه معادلات در شاخ آفریقا را در معرض تغییر قرار داده است. سومالی در شرایطی با این تحول نظامی روبرو شده که فرآیند خروج تدریجی نیروهای صلحبان اتحادیه آفریقا به مراحل حساس خود رسیده است؛ خلأ امنیتی ناشی از این خروج، بهترین فرصت را برای جنبش الشباب فراهم میسازد تا با بهکارگیری تجهیزات نوین رزمی، خطوط دفاعی پایتخت و سایر مناطق مرکزی را تحت فشار بگذارد. دستیابی الشباب به ظرفیتهای مدرن انصارالله، توان بقا و بازتولید آن را در برابر عملیاتهای مشترک ارتش فدرال سومالی به شدت تقویت میکند. در سوی دیگر، کشورهایی نظیر جیبوتی، کنیا و اتیوپی از این دگرگونی امنیتی به صورت مستقیم متأثر خواهند شد. اقتصاد جیبوتی به عنوان بندری بینالمللی که درآمد ملی خود را از خدمات بندری به اتیوپی و میزبانی پایگاههای نظامی خارجی تأمین میکند، در صورت طولانیشدن ناامنی دریایی با افت فاحش عایدات ترانزیتی مواجه خواهد شد. اتیوپی به عنوان پرجمعیتترین کشور محصور در خشکی منطقه، چشمانداز امنیتی نامطمئنی را برای واردات کالاهای حیاتی خود در افق پیشرو میبیند. از این حیث، پیوند انصارالله و الشباب به عنوان یک شتابدهنده بحران در جغرافیای سیاسی شاخ آفریقا عمل میکند.
همکاری انصارالله و الشباب نمادی بارز از گذار ساختاری جهان به عصری است که در آن، مرزهای پیشین میان کنشگران دولتی و شبهنظامی محو شده و نیروهای بومی میتوانند از طریق شبکهسازی فرامرزی و تسلط بر تنگههای راهبردی، نظم حاکم بر اقتصاد سیاسی بینالملل را با چالشهای ریشهای روبرو سازند.
سناریوهای استراتژیک در خصوص آینده توازن نامتقارن قدرت در منطقه
ارزیابی تحولات و برآورد جهتگیری تعاملات میان صنعا و الشباب، سناریوهای سیاستی گوناگونی را پیش روی تحلیلگران امنیتی قرار میدهد. بر پایه دادههای موجود، سه سناریوی کلیدی برای میانمدت قابل ترسیم است:
۱. تثبیت دالان تسلیحاتی پیوسته و گسترش حوزه مانور ساحلی: در این سناریو، روابط انصارالله و الشباب از مرحله کنونی فراتر رفته و به شکلگیری یک سازوکار پایدار لجستیکی-عملیاتی برای انتقال منظم جنگافزارها، تجهیزات هوایی و پهپادی و سوخت بدل میشود. این وضعیت به الشباب اجازه میدهد سواحل جنوب سومالی را به سامانههای موشکی و راداری ساحلبهدریای ارتقایافته تجهیز کند و اهرم نظارت بر کشتیرانی در جنوب خلیج عدن را به دست گیرد. این سناریو به معنای تبدیل کل منطقه به یک پهنه خاکستری عملیاتی بدون نیاز به صدور دستور مستقیم از پایتختها خواهد بود.
۲. ورود کنشگران شرقی و چندقطبیشدن امنیت دریای سرخ: تداوم ناکارآمدی آمریکا در تأمین امنیت تجارت کانتینری، قدرتهای نوظهور جهان به ویژه چین را به تجدیدنظر در سازوکارهای امنیتی واخواهد داشت. با توجه به حضور پایگاه نظامی پکن در جیبوتی و وابستگی متقابل اقتصاد صادراتمحور چین به تردد امن در آبراه سوئز، ممکن است پکن بهجای اتکا به ائتلافهای تحت رهبری غرب، به معامله مستقیم با صنعا برای تأمین امنیت شناورهای تجاری خود روی آورد. این امر موازنه هژمونیک غرب را در غرب اقیانوس هند با انزوای بیشتری مواجه خواهد کرد.
۳. پذیرش ناگزیر بازدارندگی نامتقارن و تعدیل سیاستهای تحریمی: در این سناریو، هزینههای اقتصادی فزاینده ناشی از انحراف خطوط دریانوردی، غولهای تجاری و قدرتهای بینالمللی را به این جمعبندی میرساند که راهحل بحران در حوزه نظامی دستیافتنی نیست. در این چارچوب، غرب ممکن است به سمت نوعی توافق نانوشته یا کاهش تنش سیاسی برای پایان دادن به حملات به موازات کاهش فشارهای اقتصادی در پروندههای منطقهای حرکت کند. در تحلیل نهایی، همکاری انصارالله و الشباب نمادی بارز از گذار ساختاری جهان به عصری است که در آن، مرزهای پیشین میان کنشگران دولتی و شبهنظامی محو شده و نیروهای بومی میتوانند از طریق شبکهسازی فرامرزی و تسلط بر تنگههای راهبردی، نظم حاکم بر اقتصاد سیاسی بینالملل را با چالشهای ریشهای روبرو سازند.



نظر شما