بازار؛ گروه بین الملل: همزمان با تشدید شکافهای ژئوپلیتیک و مالی، گروه بریکس در حال توسعه یک سیستم پرداخت فرامرزی مستقل است؛ سامانهای که بناست با توان پردازش تا «۲۰٬۰۰۰ تراکنش در ثانیه»، هزینه و ریسک مبادلات بین اعضا را کاهش دهد و وابستگی به زیرساختهای غربمحور را محدود کند. این پروژه، صرفاً یک نوآوری فنی نیست؛ بلکه تلاشی راهبردی برای بازتعریف توازن قدرت در نظام پولی و پرداخت جهانی است.
همزمان با تشدید شکافهای ژئوپلیتیک و مالی، گروه بریکس در حال توسعه یک سیستم پرداخت فرامرزی مستقل است؛ سامانهای که بناست با توان پردازش تا «۲۰۰۰۰ تراکنش در ثانیه»، هزینه و ریسک مبادلات بین اعضا را کاهش دهد و وابستگی به زیرساختهای غربمحور را محدود کند.
چرا بریکس بهدنبال سیستم پرداخت مستقل رفته است؟
حرکت بریکس بهسوی ایجاد یک سیستم پرداخت فرامرزی مستقل را باید در بستر تحولات ژئوپلیتیک دهه اخیر تحلیل کرد. تسلط زیرساختهایی مانند «سوئیفت» و شبکههای تسویه دلاری، سالها مزیت کارایی و اعتماد ایجاد کرده بود؛ اما همزمان، ابزار فشار سیاسی و تحریمی نیز در اختیار قدرتهای غربی گذاشت. تحریمهای گسترده علیه ایران و سپس روسیه پس از جنگ اوکراین و محدودیتهای مالی اعمالشده بر برخی اقتصادهای نوظهور، برای بسیاری از اعضای بریکس یک پیام روشن داشت: «ریسک زیرساخت» به اندازه «ریسک بازار» اهمیت یافته است.
در چنین شرایطی، ایجاد یک سیستم پرداخت فرامرزی بومی، نه از سر تقابل ایدئولوژیک، بلکه بهعنوان ابزار «کاهش ریسک سیستماتیک» مطرح میشود. بریکس میکوشد کانالی ایجاد کند که حتی در سناریوهای تشدید تنش، تداوم تجارت، سرمایهگذاری و تسویه حسابهای مالی بین اعضا را تضمین کند. از این منظر، پروژه پرداخت بریکس بیش از آنکه جایگزین فوری سوئیفت باشد، نقش «بیمه ژئوپلیتیک» را ایفا میکند.
برای مخاطب نخبه، نکته کلیدی این است که چنین سیستمهایی معمولاً در زمان بحران اهمیت واقعی خود را نشان میدهند. همانگونه که پس از بحران مالی «۲۰۰۸»، اصلاحات بانکی شتاب گرفت، اکنون نیز تجربه «مالیسازی تحریم» انگیزه لازم برای سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای موازی را فراهم کرده است.
تحریمهای گسترده علیه ایران و سپس روسیه پس از جنگ اوکراین و محدودیتهای مالی اعمالشده بر برخی اقتصادهای نوظهور، برای بسیاری از اعضای بریکس یک پیام روشن داشت: «ریسک زیرساخت» به اندازه «ریسک بازار» اهمیت یافته است.
«۲۰ هزار تراکنش در ثانیه»؛ این عدد چه میگوید؟
اعلام توان پردازش تا «۲۰٬۰۰۰ تراکنش در ثانیه» (TPS) حامل پیام مهمی است. در دنیای سیستمهای پرداخت، ظرفیت پردازش نهتنها شاخص فنی، بلکه نشانهای از «مقیاسپذیری» و «آمادگی عملیاتی» است. برای مقایسه، شبکههای پرداخت بزرگ جهانی مانند ویزا در اوج بار، ظرفیتی در همین حدود یا بالاتر دارند؛ درحالیکه بسیاری از سامانههای بلاکچینی عمومی، هنوز با محدودیتهای جدی در TPS مواجهاند.
این عدد نشان میدهد بریکس احتمالاً بهدنبال ترکیبی از فناوریهای متمرکز و نیمهمتمرکز است، نه یک بلاکچین عمومی کند. هدف، «کارایی صنعتی» است، نه صرفاً نوآوری نمایشی. در پرداختهای فرامرزی، سرعت، قطعیت تسویه و پایداری سیستم، برای بانکها و شرکتهای بزرگ حیاتی است؛ و ظرفیت بالا، پیششرط جلب اعتماد کاربران نهادی محسوب میشود.
در عین حال، باید توجه داشت که TPS بالا بهتنهایی کافی نیست. مسائلی مانند زمان نهاییشدن تراکنش، مدیریت خطا، امنیت سایبری و هماهنگی مقرراتی، تعیین میکند که این ظرفیت اسمی تا چه حد در عمل قابل استفاده باشد. اما از منظر راهبردی، اعلام چنین ظرفیتی، پیام روشنی به بازارهای مالی میدهد: بریکس قصد دارد در «لیگ زیرساختهای بزرگ» بازی کند، نه در حاشیه آزمایشگاهی.
بریکس میکوشد کانالی ایجاد کند که حتی در سناریوهای تشدید تنش، تداوم تجارت، سرمایهگذاری و تسویه حسابهای مالی بین اعضا را تضمین کند. از این منظر، پروژه پرداخت بریکس بیش از آنکه جایگزین فوری سوئیفت باشد، نقش «بیمه ژئوپلیتیک» را ایفا میکند.
معماری احتمالی سیستم؛ بلاکچین، ارزهای محلی یا ترکیب هوشمند؟
اگرچه جزئیات فنی کامل هنوز بهصورت عمومی منتشر نشده، اما شواهد نشان میدهد سیستم پرداخت بریکس احتمالاً بر یک معماری «ترکیبی» استوار خواهد بود. به این معنا که از مزایای دفترکل توزیعشده برای شفافیت و ردیابی استفاده میشود، اما تسویه نهایی و مدیریت نقدینگی، از مسیرهای بانکی و حسابهای متمرکز انجام میگیرد.
نقش ارزهای ملی در این میان کلیدی است. یکی از اهداف اصلی بریکس، تسهیل تسویه مستقیم با ارزهای محلی و کاهش وابستگی به دلار است. سیستم پرداخت جدید میتواند بهعنوان لایهای عمل کند که تبدیل ارز، پیامرسانی مالی و تسویه را یکپارچه میسازد. در چنین مدلی، بانکهای مرکزی و تجاری اعضا، همچنان بازیگران اصلیاند؛ اما هزینه، زمان و ریسک واسطهگری دلاری کاهش مییابد.
برخی تحلیلها همچنین به پیوند این سیستم با پروژههای «ارز دیجیتال بانک مرکزی» (CBDC) اشاره میکنند؛ بهویژه در کشورهایی مانند چین که یوان دیجیتال را در مقیاس آزمایشی بزرگ به کار گرفتهاند. اگر چنین پیوندی عملی شود، سیستم پرداخت بریکس میتواند به یکی از نخستین بسترهای بزرگ تسویه فرامرزی CBDCها تبدیل شود؛ تحولی که پیامدهای آن فراتر از بریکس خواهد بود.
در سطح اقتصادی، نخستین اثر ملموس سیستم پرداخت بریکس، «کاهش هزینههای مبادله» است. کارمزدهای کمتر، زمان تسویه کوتاهتر و کاهش نیاز به واسطههای مالی غربی، میتواند تجارت درونبریکسی را رقابتیتر کند. برای اقتصادهایی که سهم بالایی از تجارت دوجانبه دارند، این صرفهجوییها در مقیاس کلان معنادار میشود.
پیامدهای اقتصادی؛ تجارت ارزانتر یا نظم پولی متفاوت؟
در سطح اقتصادی، نخستین اثر ملموس سیستم پرداخت بریکس، «کاهش هزینههای مبادله» است. کارمزدهای کمتر، زمان تسویه کوتاهتر و کاهش نیاز به واسطههای مالی غربی، میتواند تجارت درونبریکسی را رقابتیتر کند. برای اقتصادهایی که سهم بالایی از تجارت دوجانبه دارند، این صرفهجوییها در مقیاس کلان معنادار میشود.
اما اثر عمیقتر، به «پولزدایی تدریجی از دلار» مربوط است. اگرچه بعید است این سیستم در کوتاهمدت جایگاه دلار را به چالش بکشد، اما میتواند سهم آن را در تسویههای دوجانبه کاهش دهد. این فرآیند تدریجی است و بیشتر شبیه «فرسایش آرام» عمل میکند تا یک شوک ناگهانی. برای نظام پولی جهانی، چنین روندی به معنای حرکت بهسوی چندقطبیشدن بیشتر است؛ جایی که ارزها و زیرساختها، متنوعتر و منطقهایتر میشوند.
از زاویه بنگاهها، وجود یک کانال پرداخت جایگزین، قدرت چانهزنی را افزایش میدهد. شرکتها میتوانند میان مسیرهای مختلف تسویه انتخاب کنند و در نتیجه، هزینه سرمایه در گردش و ریسک توقف پرداختها کاهش مییابد. این مزیت، بهویژه برای شرکتهای فعال در انرژی، مواد خام و کالاهای اساسی—که تجارت بریکس در آنها پررنگ است—اهمیت دارد.
اثر عمیقتر، به «پولزدایی تدریجی از دلار» مربوط است. اگرچه بعید است این سیستم در کوتاهمدت جایگاه دلار را به چالش بکشد، اما میتواند سهم آن را در تسویههای دوجانبه کاهش دهد. این فرآیند تدریجی است و بیشتر شبیه «فرسایش آرام» عمل میکند تا یک شوک ناگهانی.
محدودیتها و چالشها؛ چرا مسیر هموار نیست؟
با وجود ظرفیت فنی اعلامشده، مسیر موفقیت این سیستم بدون چالش نخواهد بود. نخستین مانع، «هماهنگی مقرراتی» است. بریکس مجموعهای ناهمگون از اقتصادها با نظامهای بانکی، قوانین ضدپولشویی و استانداردهای نظارتی متفاوت است. همتراز کردن این چارچوبها، زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
چالش دوم، «اعتماد» است. زیرساختهای مالی جهانی نهفقط بهدلیل فناوری، بلکه بهدلیل سابقه، حاکمیت شرکتی و سازوکارهای حل اختلاف مورد استفاده قرار میگیرند. سیستم پرداخت بریکس باید نشان دهد که در شرایط بحران، خطا یا اختلاف حقوقی، سازوکارهای شفاف و قابل اتکایی دارد. بدون این اعتماد، بانکها و شرکتهای بزرگ، استفاده گسترده را به تعویق خواهند انداخت.
چالش سوم، فشارهای بیرونی است. گسترش یک سیستم پرداخت مستقل میتواند واکنش منفی برخی بازیگران مسلط را برانگیزد؛ از فشارهای دیپلماتیک گرفته تا محدودیتهای دسترسی به بازارهای مالی. مدیریت این ریسکها، نیازمند دیپلماسی اقتصادی هماهنگ و هزینهپذیری سیاسی است—چیزی که همه اعضای بریکس به یک اندازه برای آن آماده نیستند.
اگر سیستم بریکس بتواند در عمل، پایدار، ارزان و امن عمل کند و ظرفیت «۲۰٬۰۰۰ تراکنش در ثانیه» را بهطور واقعی به کار گیرد، بهتدریج از یک پروژه سیاسی به یک انتخاب اقتصادی منطقی تبدیل خواهد شد.
بریکس و آینده نظم مالی؛ ابزار مکمل یا نقطه عطف؟
پرسش نهایی این است که آیا سیستم پرداخت بریکس یک «ابزار مکمل» باقی میماند یا به «نقطه عطف» نظم مالی جهانی تبدیل میشود. پاسخ محتاطانه این است: در کوتاهمدت، مکمل خواهد بود؛ اما در بلندمدت، میتواند نقشآفرین شود. تاریخ زیرساختهای مالی نشان میدهد که تغییرات بزرگ، اغلب تدریجی و از حاشیه آغاز میشوند.
اگر سیستم بریکس بتواند در عمل، پایدار، ارزان و امن عمل کند و ظرفیت «۲۰٬۰۰۰ تراکنش در ثانیه» را بهطور واقعی به کار گیرد، بهتدریج از یک پروژه سیاسی به یک انتخاب اقتصادی منطقی تبدیل خواهد شد. در آن صورت، حتی بازیگران خارج از بریکس نیز ممکن است برای تنوعبخشی به ریسک خود، به آن بپیوندند یا حداقل آن را در محاسباتشان لحاظ کنند.
برای نخبگان اقتصادی و مالی، پیام روشن است: رقابت آینده، فقط بر سر نرخ بهره یا حجم تجارت نیست؛ بر سر «زیرساخت» است. بریکس با سرمایهگذاری در سیستم پرداخت فرامرزی، نشان داده که این واقعیت را درک کرده و میکوشد سهمی از معماری مالی قرن بیستویکم را به نام خود ثبت کند.




نظر شما