بازار؛ گروه بین الملل: کاهش مستمر و برنامهریزیشده داراییهای اوراق خزانهداری آمریکا در سبد ارزی چین به کمترین میزان در ۱۸ سال اخیر، همزمان با افت تاریخی سهم اسکناس سبز در ذخایر رسمی بانکهای مرکزی جهان، دیگر یک نوسان مقطعی بازار سرمایه تلقی نمیشود. این دگرگونی بنیادین، نشانهای آشکار از یک چرخش پارادایمی در ساختار اقتصاد سیاسی بینالملل و ورود به عصر «دلارزدایی ساختاری» است؛ فرایندی که در آن پکن با مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیک، بازآرایی جریان مبادلات دوجانبه و تقویت نقش یوان، پیریزی سامانه مالی چندقطبی را با سرعتی فزاینده به پیش میبرد.
در اوایل دهه ۱۳۹۰ خورشیدی، پکن با در اختیار داشتن بیش از ۱/۳ تریلیون دلار اوراق خزانهداری ایالات متحده، بزرگترین طلبکار خارجی واشنگتن و اصلیترین حامی غیرمستقیم بدهیهای فدرال این کشور به شمار میرفت. ازهترین برآوردهای آماری نشان میدهد حجم این داراییها با افتی چشمگیر به مرز ۶۱۸ میلیارد دلار تنزل یافته است.
دگرگونی در معماری ذخایر ارزی پکن و روند نزولی تملک اوراق قرضه واشنگتن
تغییر رفتار بانک مرکزی خلق چین در حوزه مدیریت داراییهای خارجی، یکی از بزرگترین جابهجاییهای سرمایهای در سده بیستویکم محسوب میشود. در اوایل دهه ۱۳۹۰ خورشیدی (۲۰۱۰ میلادی)، پکن با در اختیار داشتن بیش از ۱/۳ تریلیون دلار اوراق خزانهداری ایالات متحده، بزرگترین طلبکار خارجی واشنگتن و اصلیترین حامی غیرمستقیم بدهیهای فدرال این کشور به شمار میرفت. با این حال، تازهترین برآوردهای آماری نشان میدهد حجم این داراییها با افتی چشمگیر به مرز ۶۱۸ میلیارد دلار تنزل یافته که پایینترین رقم ثبتشده از سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸ میلادی) تاکنون است.
این روند نزولی ممتد، صرفاً حاصل بازتنظیم پرتفوی سرمایهگذاری با هدف کسب بازدهی کوتاهمدت نیست، بلکه بازتابنده یک راهبرد کلاننگر با هدف کاهش آسیبپذیری اقتصاد چین در برابر تکانههای بیرونی است. پکن با درک مخاطرات ناشی از بدهی سرسامآور فدرال ایالات متحده که اکنون از مرز ۳۵ تریلیون دلار فراتر رفته و سالانه بخش عمدهای از بودجه واشنگتن را صرف پرداخت سود اوراق میکند، اقدام به سبکسازی هدفمند این داراییها کرده است. علاوه بر این، نرخهای بهره متغیر و سیاستهای پولی فدرالرزرو، انگیزه چین را برای رهایی از این تله مالی تقویت کرده و هدایت منابع به سمت داراییهای امنتر و فیزیکی را به ضرورتی مبرم بدل ساخته است.
موتور محرک شتابگیری دلارزدایی در سالهای اخیر، تغییر ماهیت دلار از یک «کالای عمومی بینالمللی» به یک «ابزار فشار ژئوپلیتیک» بوده است. مسدودسازی ذخایر ارزی بانک مرکزی روسیه پس از آغاز مناقشات اوکراین در سال ۱۴۰۱ و استفاده مکرر واشنگتن از سازوکار تحریمهای ثانویه و سوییفت بهعنوان اهرمهای سیاست خارجی، هشداری آشکار به تمامی قدرتهای نوظهور اقتصادی بود.
سلاحسازی از دلار و ظهور پارادایم نوین «دلارزدایی» در اقتصاد جهانی
موتور محرک شتابگیری دلارزدایی در سالهای اخیر، تغییر ماهیت دلار از یک «کالای عمومی بینالمللی» به یک «ابزار فشار ژئوپلیتیک» بوده است. مسدودسازی ذخایر ارزی بانک مرکزی روسیه پس از آغاز مناقشات اوکراین در سال ۱۴۰۱ و استفاده مکرر واشنگتن از سازوکار تحریمهای ثانویه و سوییفت بهعنوان اهرمهای سیاست خارجی، هشداری آشکار به تمامی قدرتهای نوظهور اقتصادی بود. این رویکرد به رهبران چین و سایر اعضای بلوک شرق ثابت کرد که نگهداری بخش عمده داراییها در قالب داراییهای تحت حاکمیت قوانین غرب، خطری بزرگ برای امنیت ملی آنها به همراه دارد.
پیامد مستقیم این سیاستها، شکلگیری یک اجماع نانوشته جهانی میان اقتصادهای نوظهور جهت تنوعبخشی به داراییهای نقدشونده بینالمللی بوده است. دادههای صندوق بینالمللی پول تأیید میکند که سهم دلار آمریکا از کل ذخایر رسمی بانکهای مرکزی جهان از بیش از ۷۰ درصد در ابتدای قرن بیستویکم به کمتر از ۵۸ درصد کاهش یافته است که پایینترین میزان در طول دو دهه گذشته به شمار میرود. این فرسایش تدریجی اعتماد به دلار، محیطی مساعد را برای ایجاد کانالهای تسویه مالی مستقل، پیمانهای پولی دوجانبه و خروج تدریجی از حوزه نفوذ پولی والاستریت فراهم آورده است.
پیامد مستقیم این سیاستها، شکلگیری یک اجماع نانوشته جهانی میان اقتصادهای نوظهور جهت تنوعبخشی به داراییهای نقدشونده بینالمللی بوده است. دادههای صندوق بینالمللی پول تأیید میکند که سهم دلار آمریکا از کل ذخایر رسمی بانکهای مرکزی جهان از بیش از ۷۰ درصد در ابتدای قرن بیستویکم به کمتر از ۵۸ درصد کاهش یافته است.
بازآرایی سبد راهبردی چین؛ اوجگیری ذخایر طلا و گسترش داراییهای ملموس
کاهش ذخایر اوراق دلاری چین به معنای انقباض کل داراییهای خارجی این کشور نیست، بلکه از یک چرخش بنیادین در الگوی ذخیرهسازی حکایت دارد. بانک مرکزی چین در سالهای گذشته یکی از بزرگترین خریداران طلای فیزیکی در جهان بوده و پیوسته بر حجم ذخایر طلای خود افزوده است. طلا بهعنوان دارایی بنیادینِ بدون ریسک طرفِ مقابل، پوششی امن در برابر مصادرههای احتمالی، بیثباتیهای مالی بینالمللی و فشارهای تورمی غرب ایجاد میکند.
همزمان با انباشت فلزات گرانبها، راهبرد اقتصادی پکن بر سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای واقعی و زنجیرههای تأمین جهانی در قالب کلانپروژه «کمربند و راه» متمرکز شده است. تبدیل دلار کاغذی و اوراق بدهی به زیرساختهای بندری، شبکههای ریلی، میادین انرژی و دسترسی به معادن فلزات استراتژیک در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، داراییهای انتزاعی را به ظرفیتهای پایدار مادی تبدیل کرده است. این تغییر رویکرد ساختاری، نفوذ اقتصادی پکن را در کشورهای در حال توسعه تحکیم بخشیده و از انباشت ریسک در سامانههای بانکی غربی جلوگیری میکند.
پیشبرد راهبرد دلارزدایی نیازمند نهادسازی و خلق زیرساختهای پرداخت موازی است. در این راستا، چین سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی (CIPS) را بهعنوان جایگزینی امن برای شبکه سوییفت گسترش داده و با دهها کشور جهان پیمانهای سوآپ ارزی دوجانبه منعقد کرده است.
گسترش سازوکارهای مبادلاتی غیردلاری و بینالمللیسازی ساختاریافته یوان
پیشبرد راهبرد دلارزدایی نیازمند نهادسازی و خلق زیرساختهای پرداخت موازی است. در این راستا، چین سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی (CIPS) را بهعنوان جایگزینی امن برای شبکه سوییفت گسترش داده و با دهها کشور جهان پیمانهای سوآپ ارزی دوجانبه منعقد کرده است. امروزه بخش فزایندهای از تجارت خارجی چین، بهویژه در حوزه واردات انرژی و مواد خام، با ارزهای ملی نظیر یوان تسویه میشود؛ پدیدهای که در بازار نفت با عنوان «پترویوان» شناخته شده و به تدریج حاکمیت بلامنازع «پترودلار» را به چالش میکشد.
آمارهای مرتبط با حوزه مبادلات تجاری نشان میدهد که سهم یوان در تراکنشهای فرامرزی چین از دلار پیشی گرفته و تمایل شرکای تجاری پکن به پذیرش این ارز در حال افزایش است. اگرچه یوان هنوز راهی طولانی برای دستیابی به جهانشمولی مطلق در پیش دارد، اما شکلگیری اکوسیستمهای پرداخت دیجیتال نظیر یوان دیجیتال (e-CNY) و تسهیل تسویههای پولی چندجانبه، پکن را به بازیگری بدل کرده که قادر است ساختار سنتی تبادلات مالی بینالمللی را به سوی یک مدل چندارزی متوازن هدایت کند.
تحولات ساختاری جاری را نمیتوان تنها در چارچوب رقابت دوجانبه پکن و واشنگتن تحلیل کرد؛ بلکه این فرایند با خیزش ائتلافهای نوظهور در جنوب جهانی، بهویژه بلوک «بریکس» پیوند خورده است. پیوستن قدرتهای بزرگ صادرکننده انرژی به این پیمان و تلاش برای توسعه پلتفرمهای پرداخت مشترک، استفاده از پولهای ملی در تجارت درونگروهی را به روندی بازگشتناپذیر تبدیل کرده است.
نقشآفرینی ائتلافهای جنوب جهانی و تقویت چندجانبهگرایی پولی
تحولات ساختاری جاری را نمیتوان تنها در چارچوب رقابت دوجانبه پکن و واشنگتن تحلیل کرد؛ بلکه این فرایند با خیزش ائتلافهای نوظهور در جنوب جهانی، بهویژه بلوک «بریکس» پیوند خورده است. پیوستن قدرتهای بزرگ صادرکننده انرژی به این پیمان و تلاش برای توسعه پلتفرمهای پرداخت مشترک، استفاده از پولهای ملی در تجارت درونگروهی را به روندی بازگشتناپذیر تبدیل کرده است. این ائتلافها در پی کاهش اتکا به نهادهایی هستند که از زمان توافقات برتون وودز، تضمینکننده برتری اقتصادی جهان غرب بودهاند.
افزایش سهم ارزهای غیرسنتی، تقویت نقش بانک توسعه نوین (NDB) و طراحی سازوکارهای بیمهای و اعتباری مستقل، فشارهای ساختاری بر دلار آمریکا را دوچندان کرده است. هنگامی که مبادلات میان تولیدکنندگان بزرگ کالا و بازارهای مصرف عمده در آسیا، خاورمیانه و آمریکای لاتین بدون وساطت دلار انجام شود، تقاضای ساختاری برای نگهداری اسکناس آمریکایی کاهش یافته و جایگاه این ارز از انحصار بینالمللی به یک ارز در کنار سایر ارزهای معتبر تنزل مییابد.
افول تدریجی هژمونی پولی واشنگتن، پیامدهای عمیقی برای بنیانهای قدرت ملی ایالات متحده و نظم بینالملل در پی خواهد داشت. امتیاز بینظیر چاپ پول جهانروا دههها به آمریکا امکان داده بود تا کسری بودجه مزمن و کسری تراز تجاری عظیم خود را از طریق جذب پساندازهای بینالمللی پوشش دهد. با کاهش تمایل بانکهای مرکزی برای خرید اوراق بدهی واشنگتن، هزینه استقراض دولت آمریکا افزایش خواهد یافت، نرخهای بهره بلندمدت در سطوح بالا تثبیت میشوند و توان مانور مالی این کشور برای تأمین هزینههای نظامی و نفوذ جهانی محدود خواهد شد.
پیامدهای کلان ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک افول هژمونی دلار در موازنه جهانی قدرت
افول تدریجی هژمونی پولی واشنگتن، پیامدهای عمیقی برای بنیانهای قدرت ملی ایالات متحده و نظم بینالملل در پی خواهد داشت. امتیاز بینظیر چاپ پول جهانروا دههها به آمریکا امکان داده بود تا کسری بودجه مزمن و کسری تراز تجاری عظیم خود را از طریق جذب پساندازهای بینالمللی پوشش دهد. با کاهش تمایل بانکهای مرکزی برای خرید اوراق بدهی واشنگتن، هزینه استقراض دولت آمریکا افزایش خواهد یافت، نرخهای بهره بلندمدت در سطوح بالا تثبیت میشوند و توان مانور مالی این کشور برای تأمین هزینههای نظامی و نفوذ جهانی محدود خواهد شد.
در مقابل، این وضعیت زمینه را برای گذار به یک نظام بینالملل چندقطبی واقعی، توزیع متوازنتر ثروت و کاهش اثرگذاری تحریمهای یکجانبه فراهم میسازد. کاهش داراییهای دلاری چین به ۶۱۸ میلیارد دلار و تنزل سهم جهانی دلار، کاتالیزور یک جابهجایی تاریخی در مرکز ثقل قدرت اقتصادی جهان از حوزه آتلانتیک به منطقه آسیا-پاسفیک است؛ گذاری ژئواکونومیک که طی آن، قواعد حاکم بر بازارهای مالی بینالمللی بر پایه تکثرگرایی و تنوعبخشی ساختاری بازنویسی خواهد شد.



نظر شما