امید محمدی؛ بازار گروه خودرو: راهاندازی مجموعه های بزرگ فروش خودرو می تواند به ساماندهی بازار، افزایش شفافیت معاملات و بهبود دسترسی مشتریان به خدمات کمک کند؛ اما زمانی که یک مجموعه فعال در صنعت تبلیغات تصمیم می گیرد از جایگاه یک ارائه دهنده خدمات تبلیغاتی فراتر برود و به یکی از بازیگران مستقیم بازار خودرو تبدیل شود، دیگر نمی توان موضوع را صرفا یک سرمایه گذاری تجاری یا توسعه فعالیت اقتصادی تلقی کرد. این اتفاق به ویژه در بازاری مانند ایران که با مشکلات ساختاری در حوزه تولید، واردات، قیمت گذاری، خدمات پس از فروش و حقوق مصرف کنندگان رو به رو است، نیازمند بررسی دقیقتر است. «گروه ایران نوین» با راه اندازی «اتوپلازای» تهران، عملا وارد مرحله جدیدی از فعالیت اقتصادی شده است. مجموعه ای با مساحت اعلام شده ۱۶۴ هزار مترمربع، ظرفیت پیش بینیشده ۹۰ شوروم تخصصی و پارکینگ حدود سه هزار خودرو که قرار است فراتر از یک نمایشگاه معمولی، خدمات خرید و فروش خودروهای نو و کارکرده، کارشناسی، قیمت گذاری، معاوضه، بیمه، تامین مالی، لیزینگ و خدمات فنی را در یک مکان متمرکز کند. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا توسعه چنین زیرساختی بدون برخورداری از سابقه و تخصص عمیق در صنعت خودرو می تواند به ارتقای بازار منجر شود؟ آیا وزارت صنعت، معدن و تجارت به عنوان متولی سیاست گذاری و نظارت بر بازار خودرو، برای ورود بازیگران جدید به این حوزه معیارهای روشنی دارد؟
گروه ایران نوین از تجربه خود در فروش و واردات خودرو و برگزاری نمایشگاه نیز سخن گفته است. بنابراین مسئله، انکار مطلق هرگونه سابقه این مجموعه در بازار خودرو نیست؛ بلکه موضوع اصلی، میزان و عمق این تجربه در مقایسه با ابعاد فعالیتی است که اتوپلازا برای آن برنامه ریزی کرده است. اداره یک مرکز بزرگ تجاری با مدیریت یک زنجیره تخصصی عرضه و خدمات خودرو تفاوت دارد
تبلیغات، جایگزین تخصص خودرویی نیست
نمی توان منکر اهمیت تبلیغات، بازاریابی و ارتباط با مشتری در صنعت خودرو شد. حتی در بزرگ ترین بازارهای خودرویی جهان، شرکت های تبلیغاتی و بازاریابی نقش مهمی در توسعه فروش، معرفی محصولات و ایجاد ارتباط میان تولیدکننده و مصرف کننده دارند. با این حال، تفاوت مهمی میان ارائه خدمات تبلیغاتی به صنعت خودرو و ورود مستقیم به زنجیره تجارت و عرضه خودرو وجود دارد. یک شرکت تبلیغاتی ممکن است در شناخت رفتار مشتری، طراحی کمپین های فروش، تولید محتوا و ایجاد شبکه ارتباطی توانمندی بالایی داشته باشد؛ اما مدیریت بازار خودرو به دانش دیگری نیز نیاز دارد. شناخت ساختار قیمت گذاری، الزامات فنی، استانداردهای ایمنی، فرآیند واردات، تامین قطعات، ضمانت، خدمات پس از فروش، ارزیابی خودروهای کارکرده و مسئولیت های حقوقی عرضه کننده از جمله حوزه هایی هستند که نمی توان صرفا با توان تبلیغاتی جایگزین آن ها شد. گروه ایران نوین از تجربه خود در فروش و واردات خودرو و برگزاری نمایشگاه نیز سخن گفته است. بنابراین مسئله، انکار مطلق هرگونه سابقه این مجموعه در بازار خودرو نیست؛ بلکه موضوع اصلی، میزان و عمق این تجربه در مقایسه با ابعاد فعالیتی است که اتوپلازا برای آن برنامه ریزی کرده است. اداره یک مرکز بزرگ تجاری با مدیریت یک زنجیره تخصصی عرضه و خدمات خودرو تفاوت دارد.

در جهان، مسیر ورود به تجارت خودرو چگونه بوده است؟
نگاهی به نمونه های بین المللی نشان می دهد شرکت هایی که از حوزه رسانه و تبلیغات وارد تجارت خودرو شدند، معمولا این مسیر را از طریق خرید کسب و کارهای تخصصی، جذب نیروی حرفه ای، ایجاد زیرساخت عملیاتی و توسعه تدریجی خدمات طی کردند. برای نمونه، گروه آمریکایی کوکس اینترپرایزز که فعالیت خود را از انتشار روزنامه آغاز کرده بود، در سال ۱۹۶۸ شرکت «من هایم» را خریداری کرد؛ شرکتی که از سال ۱۹۴۵ در حوزه حراج عمده خودرو فعالیت داشت. این خرید، نقطه ورود جدی کوکس به بازار خودرو بود. این گروه طی دهه های بعد با توسعه فعالیت های تخصصی، مجموعه ای از خدمات حراج خودرو، بازارگاه، بازاریابی نمایندگی ها و فناوری های مدیریت فروش را شکل داد. نکته مهم در این نمونه آن است که ورود گروه رسانه ای کوکس به بازار خودرو از مسیر تصاحب یک کسب و کار تخصصی و توسعه ظرفیت های عملیاتی آن صورت گرفت، نه صرفا اتکا به توان تبلیغاتی و ساخت یک مرکز نمایشگاهی. در سوی دیگر، شرکت آلمانی اتووان که در سال ۲۰۱۲ تاسیس شد، از ابتدا با هدف ایجاد زیرساخت تخصصی خرید و فروش خودرو شکل گرفت. این شرکت در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۴۲ هزار خودرو معامله کرد و در بیش از ۳۰ کشور فعالیت داشت. همچنین گروه سوئدی هدین که فعالیت خود را از نمایندگی فروش خودرو در سال ۱۹۸۵ آغاز کرد، امروز با بیش از ۳۱۰ نمایندگی و عرضه بیش از ۵۰ نشان تجاری در شمار بازیگران بزرگ خرده فروشی خودرو در اروپا قرار دارد. وجه مشترک این نمونه ها، شکل گیری تخصص خودرویی در کنارتوسعه زیرساخت فروش است. بنابراین نمی توان صرفا به دلیل ورود یک شرکت تبلیغاتی به بازار خودرو، آن را با گروه های بزرگ تجارت خودرو در جهان هم تراز دانست. در عین حال، نمی توان ادعا کرد که هیچ گروه تبلیغاتی در دنیا وارد تجارت خودرو نشده است؛ مسئله اصلی، چگونگی ورود و میزان برخورداری از تخصص و ساز و کارهای نظارتی است.
اگر یک مجموعه هم زمان مالک زیرساخت، مدیر شوروم ها، ناظر بر عملکرد آن ها و فعال در حوزه واردات باشد، وزارت صمت باید اطمینان حاصل کند که میان این نقش ها تعارض منافع شکل نمی گیرد و هیچ فعال اقتصادی از موقعیت مدیریتی خود برای ایجاد مزیت غیر رقابتی استفاده نمی کند
وزارت صمت؛ ناظر بازار یا تماشاگر توسعه مراکز تجاری؟
در این میان، مسئولیت وزارت صمت اهمیت بیشتری پیدا می کند. این وزارتخانه نمی تواند نسبت به توسعه زیرساخت های بزرگ عرضه خودرو بی تفاوت باشد؛ زیرا هر مجموعه ای که در مقیاس گسترده وارد خرید و فروش، واردات، خدمات مالی و خدمات پس از فروش می شود، با حقوق هزاران مصرف کننده و منافع فعالان بازار ارتباط مستقیم پیدا می کند. بر اساس آیین نامه اجرایی قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان خودرو، عرضه کنندگان، واسطه های فروش و خدمات پس از فروش مشمول الزامات مشخصی هستند. شفافیت قیمت و شرایط فروش، ارائه قرارداد روشن، رعایت تعهدات تحویل، ضمانت و رسیدگی به شکایات از جمله مسئولیت هایی است که در این چارچوب تعریف شده است. همچنین وزارت صمت وظیفه نظارت بر عملکرد عرضه کنندگان و شبکه خدمات را بر عهده دارد. بنابراین پرسش از وزارت صمت این است که در توسعه مجموعه هایی مانند اتوپلازا، چه سازوکاری برای احراز صلاحیت فعالان، تفکیک مسئولیت ها، نظارت بر عملکرد شوروم ها و تضمین حقوق خریداران در نظر گرفته شده است؟ موضوع زمانی حساس تر می شود که بر اساس اظهارات مسئولان اتوپلازا، قرار است نمایندگی برندهای مختلف در این مجموعه مستقر شوند، اما مدیریت شوروم ها و نظارت بر فعالیت آن ها نیز در اختیار اتوپلازا باشد. همچنین گروه ایران نوین از پیگیری فعالیت در حوزه واردات خودرو سخن گفته است. این ساختار، پرسش مهمی درباره مرز میان مالکیت فضای تجاری، مدیریت فروش، نظارت بر عملکرد عرضهکنندگان و فعالیت مستقیم در بازار ایجاد می کند. اگر یک مجموعه هم زمان مالک زیرساخت، مدیر شوروم ها، ناظر بر عملکرد آن ها و فعال در حوزه واردات باشد، وزارت صمت باید اطمینان حاصل کند که میان این نقش ها تعارض منافع شکل نمی گیرد و هیچ فعال اقتصادی از موقعیت مدیریتی خود برای ایجاد مزیت غیر رقابتی استفاده نمی کند.
مسئله اتوپلازا صرفا افتتاح یک مجموعه بزرگ در جاده مخصوص نیست؛ بلکه آزمونی برای سیاست گذاری وزارت صمت در مواجهه با بازیگران تازه بازار خودرو است. وزارتخانه باید روشن کند چه معیارهایی برای ورود چنین مجموعه هایی به زنجیره فروش و خدمات خودرو دارد و چگونه از حقوق مصرف کننده و رقابت سالم محافظت خواهد کرد
توسعه بازار با افزایش متراژ نمایشگاه محقق نمی شود
بازار خودرو داخل کشور بیش از آنکه به افزایش تعداد مراکز نمایشگاهی نیاز داشته باشد، به اصلاح ساز و کار عرضه، شفافیت معاملات، ثبات مقررات، رقابت واقعی و پاسخگویی عرضه کنندگان نیازمند است. ایجاد یک مرکز بزرگ با ده ها شوروم، به خودی خود به معنای کاهش قیمت خودرو، افزایش کیفیت خدمات یا حمایت از مصرف کننده نیست. اگر قرار باشد در چنین مجموعه ای صرفا فضای بیشتری برای عرضه محصولات ایجاد شود، اما ساز و کار قیمت گذاری، نظارت بر معاملات، مسئولیت ضمانت، تامین قطعات و رسیدگی به شکایات روشن نباشد، توسعه فیزیکی بازار لزوما به توسعه اقتصادی آن منجر نخواهد شد. از سوی دیگر، ورود سرمایه گذاران جدید به بازار خودرو نباید با محدودیت های غیر ضروری مواجه شود. رقابت و سرمایه گذاری خصوصی می تواند به بهبود خدمات و افزایش بهره وری کمک کند؛ اما این رقابت باید بر اساس صلاحیت حرفه ای، شفافیت مالی و مسئولیت پذیری شکل بگیرد، نه صرفا توان مالی، تبلیغاتی یا دسترسی به زیرساخت های بزرگ. در نهایت، مسئله اتوپلازا صرفا افتتاح یک مجموعه بزرگ در جاده مخصوص نیست؛ بلکه آزمونی برای سیاست گذاری وزارت صمت در مواجهه با بازیگران تازه بازار خودرو است. وزارتخانه باید روشن کند چه معیارهایی برای ورود چنین مجموعه هایی به زنجیره فروش و خدمات خودرو دارد و چگونه از حقوق مصرف کننده و رقابت سالم محافظت خواهد کرد. صنعت خودرو برای توسعه به سرمایه گذاری نیاز دارد، اما سرمایه بدون تخصص و نظارت نمی تواند تضمین کننده توسعه پایدار باشد. بازار خودرو نباید به عرصه ای تبدیل شود که هر مجموعه برخوردار از سرمایه و توان تبلیغاتی بتواند بدون پاسخگویی متناسب با ابعاد فعالیت خود، در آن نقش آفرینی کند. در این بازار، اعتبار یک برند تبلیغاتی نمی تواند جایگزین صلاحیت حرفه ای و مسئولیت تخصصی شود.







نظر شما