سعید رسولاف، عضو هیئتمدیره مجمع تشکلهای دانشبنیان ایران؛ بازار: توسعه هوش مصنوعی به یکی از محورهای اصلی رقابت اقتصادی و فناورانه در جهان تبدیل شده است؛ رقابتی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با تدوین قوانین یا ایجاد ساختارهای اداری مدیریت کرد. کشورها برای پیشتازی در این عرصه، سرمایهگذاریهای گستردهای در زیرساخت، پردازش، توسعه مدلها و جذب و نگهداشت نیروی انسانی متخصص انجام میدهند. در چنین شرایطی، پرسش اساسی درباره قانون ملی توسعه هوش مصنوعی این است که آیا ظرفیتها و منابع پیشبینیشده در آن، تناسبی با ابعاد این رقابت جهانی دارد؟
برای درک بهتر موضوع، کافی است به تحولات منطقه نگاه کنیم. عربستان سعودی برنامههایی با هدف ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای توسعه هوش مصنوعی مطرح کرده و امارات نیز با ایجاد صندوق سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری MGX و مشارکت در پروژههای عظیم جهانی، در پی تبدیلشدن به یکی از قطبهای اصلی اقتصاد هوش مصنوعی است.
در مقایسه با این روند، پیشبینی سرمایه اولیه ۱۰ هزار میلیارد تومانی برای صندوق ملی توسعه هوش مصنوعی، اگرچه از نظر ایجاد یک منبع مالی مشخص اهمیت دارد، اما بهتنهایی پاسخگوی ابعاد سرمایهگذاری موردنیاز برای رقابت در این حوزه نیست. مسئله فقط تفاوت اعداد نیست؛ بلکه نبود چشماندازی روشن از مقیاس سرمایهگذاری، اهداف قابل سنجش و جایگاه مورد انتظار ایران در آینده هوش مصنوعی است. وقتی ابعاد رقابت جهانی چنین گسترده است، باید مشخص باشد کشور با چه منابعی، در چه بازه زمانی و با چه هدفی میخواهد در این مسیر حرکت کند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که یکی از مهمترین مزیتهای ایران، نیروی انسانی متخصص و ظرفیت علمی و فناورانه آن است؛ مزیتی که ممکن است با شتاب تحولات هوش مصنوعی بهتدریج تضعیف شود. امروز تغییرات ناشی از این فناوری را در بخشهای مختلف کسبوکار، از برنامهنویسی و توسعه نرمافزار تا طراحی و بسیاری از فعالیتهای تخصصی، مشاهده میکنیم. ابزارهای هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه انجام کارها هستند و بخشی از وظایفی را که پیشتر به نیروی انسانی وابسته بود، بر عهده میگیرند.
استفاده از این ابزارها میتواند بهرهوری را افزایش دهد؛ اما مسئله مهمتر، آمادگی کشور برای مواجهه با پیامدهای این تحول است. اگر نتوانیم از نیروی انسانی متخصص خود در توسعه فناوری، خلق محصولات جدید و شکلدادن به کسبوکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی حمایت کنیم، ممکن است بهتدریج همان مزیتهایی را از دست بدهیم که امروز بهعنوان نقاط قوت اقتصاد و زیستبوم فناوری کشور از آنها یاد میکنیم.
از این منظر، قانون توسعه هوش مصنوعی باید فراتر از ایجاد ساختارهای جدید و تعیین منابع مالی محدود ارزیابی شود. پرسش این است که آیا این قانون میتواند مسیر سرمایهگذاری و فعالیت شرکتهای فناور را هموار کند؟ آیا زمینه رقابت و رشد شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها را فراهم میآورد؟ و آیا برای حفظ و توسعه سرمایه انسانی کشور، متناسب با سرعت تحولات فناوری، برنامهای روشن دارد؟
اگر قرار است هوش مصنوعی به یکی از پایههای توسعه اقتصادی کشور تبدیل شود، حمایت از شرکتهای فناور و نخبگان باید در مرکز سیاستگذاری قرار گیرد. صرف تدوین قانون یا اختصاص منابع مالی، بدون چشمانداز مشخص، سرمایهگذاری متناسب و فراهمکردن امکان فعالیت و رقابت برای بخش خصوصی، نمیتواند گرههای اساسی این حوزه را باز کند.
در نهایت، مسئله اصلی این نیست که کشور برای هوش مصنوعی قانون داشته باشد یا نداشته باشد؛ بلکه باید دید این قانون تا چه اندازه با واقعیتهای رقابت جهانی و نیازهای زیستبوم فناوری ایران تناسب دارد. در شرایطی که دیگر کشورها با سرمایهگذاریهای کلان برای کسب جایگاه در آینده هوش مصنوعی تلاش میکنند، ما نیز به رویکردی نیاز داریم که از ظرفیت نیروی انسانی، شرکتهای دانشبنیان و توان فناورانه کشور حفاظت کند و امکان حضور مؤثر آنها را در این رقابت فراهم آورد.




نظر شما