بازار؛ گروه بین الملل: همگرایی زمانی میان شتابگیری ترتیبات خروج نیروهای آمریکایی از خاک عراق و تجدید حیات عملیاتی هستههای خاموش داعش، فراتر از یک تصادف تقویمی یا پدیدهای خودجوش است؛ رویکردی که نشان از یک همبستگی ساختاری میان تداوم بیثباتی امنیتی و توجیه ماندگاری نظامی واشنگتن دارد و پارادایم امنیت ملی عراق را در پیچیدهترین گردنه گذار ژئوپلیتیکی قرار داده است.
تحولات امنیتی دهههای اخیر در جغرافیای سیاسی خاورمیانه و بهویژه حوزه راهبردی هلال خصیب، بیانگر پیوندی ساختاری و چندلایه میان مداخلات نظامی فرامنطقهای و ظهور ساختارهای شبهدولتی تکفیری است.
بازخوانی دیالکتیک حضور نظامی بیگانه و دینامیک تروریسم تکفیری در غرب آسیا
تحولات امنیتی دهههای اخیر در جغرافیای سیاسی خاورمیانه و بهویژه حوزه راهبردی هلال خصیب، بیانگر پیوندی ساختاری و چندلایه میان مداخلات نظامی فرامنطقهای و ظهور ساختارهای شبهدولتی تکفیری است. تاریخ معاصر عراق پس از اشغال سال ۱۳۸۲ خورشیدی نشان میدهد که خلأهای حاکمیتی ناشی از مهندسی معکوس نهادهای دولتی، بستر مناسبی برای رشد و جهش سلولهای تروریستی از شبکه القاعده عراق به سوی پدیدهای تمامعیار چون داعش در سال ۱۳۹۳ خورشیدی فراهم آورد. در شرایط کنونی، با نزدیکشدن به نقاط عطف سیاسی در روابط بغداد و واشنگتن، الگوی رفتاری بازماندگان تکفیری وارد فاز تازهای از کارکرد ابزاری شده است؛ وضعیتی که در ادبیات تحلیل راهبردی به «همافزایی همزیستانه میان مداخله خارجی و ناامنی هدایتشده» تعبیر میشود.
بررسی فرآیندهای امنیتی از سالهای ۱۳۹۶ خورشیدی به بعد—یعنی پس از فروپاشی خلافت خودخوانده—حاکی از آن است که ماهیت داعش از یک ارتش اشغالگر سرزمینی به شبکهای نامتقارن، سلولی و نامتمرکز تغییر چهره داده است. با این حال، پرسش کلیدی اینجاست که چرا این ساختار پنهانکار، دقیقاً در فواصل زمانی مشخص و منطبق با تحولات دیپلماتیک دوجانبه عراق و ایالات متحده ناگهان از خود تحرک نشان میدهد؟ بازگشت به نظریههای نوین روابط بینالملل نشان میدهد که حفظ حضور نظامی بدون پشتوانه تهدید عینی، از منظر افکار عمومی و پارلمانهای ملی امری ناممکن است؛ از همین رو، بازتولید تهدید امنیتی به عنوان کارتی استراتژیک برای بازتنظیم توازن قوا و بازدارندگی مصنوعی عمل میکند و عراق را در دایرهای بسته از نیاز تحمیلی به چتر حمایتی غرب نگاه میدارد.
پس از ماهها مذاکرات فنی و حقوقی میان بغداد و واشنگتن، چارچوبهایی برای پایان دادن به مأموریت ائتلاف موسوم به ضد داعش و گذار به روابط دوجانبه امنیتی تدوین شد. طبق این ترتیبات، مقرر شد خروج نیروهای نظامی از پایگاههای راهبردی مانند عینالاسد در الانبار و حریر در اربیل در دو فاز زمانی مشخص تا پایان سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ خورشیدی اجرایی شود.
توافقات راهبردی بغداد و واشنگتن و مناقشه بر سر پایان مأموریت ائتلاف
مناسبات دفاعی عراق و ایالات متحده از سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ خورشیدی وارد مرحلهای از چانهزنیهای فشرده در چارچوب «کمیته عالی نظامی مشترک» (HMC) شده است. پس از ماهها مذاکرات فنی و حقوقی، چارچوبهایی برای پایان دادن به مأموریت ائتلاف موسوم به ضد داعش و گذار به روابط دوجانبه امنیتی تدوین شد. طبق این ترتیبات، مقرر شد خروج نیروهای نظامی از پایگاههای راهبردی مانند عینالاسد در الانبار و حریر در اربیل در دو فاز زمانی مشخص تا پایان سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ خورشیدی اجرایی شود؛ روندی که در آن حدود ۲۵۰۰ نظامی آمریکایی مستقر در عراق میبایست خاک این کشور را ترک کرده یا کارکرد خود را به مستشاری صرف محدود سازند.
اما اجراییشدن چنین توافقاتی پیوسته با مقاومت کانونهای قدرت در پنتاگون و سنتکام مواجه بوده است. گزارشهای نظارتی و دادههای منتشرشده از سوی مراکز پژوهشی بینالمللی نشان میدهد که طی سالهای ۱۴۰۲ تا نیمه نخست ۱۴۰۳ خورشیدی، برآوردهای اطلاعاتی ایالات متحده ادعا کردهاند که همچنان میان ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ عنصر فعال و بالقوه داعش در مناطق بیابانی و کوهستانی عراق و سوریه پنهان هستند. برجستهسازی این آمارها در گزارشهای ادواری بازرس کل وزارت دفاع آمریکا (DoD OIG) عملاً اهرمی فشاری است تا نشان دهد نیروهای مسلح بومی هنوز آمادگی کامل جهت پایش مستقل راداری، پشتیبانی هوایی نزدیک و رهگیریهای سیگنالی را ندارند. در نتیجه، طرح مباحث خروج همواره با هشدارهای اغراقآمیز نهادهای غربی درباره خطر سقوط مجدد ثبات امنیتی پیوند میخورد.
آمارها نشان میدهد در حالی که حملات سازمانیافته داعش در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ خورشیدی به پایینترین سطح خود پس از یک دهه تنزل یافته بود و تلفات به حدود کمتر از ۳۰ مورد در ماه در کل عراق رسیده بود، با جدیشدن اعلام تاریخ خروج قطعی ائتلاف در میانه سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ خورشیدی، الگوی تحرکات به سمت ترورهای هدفمند، استفاده از تلههای انفجاری و حملات نقطهای به پاسگاههای مرزی تغییر یافت.
جغرافیای عملیاتی تحرکات مشکوک در مثلث بیابانی و مناطق حائل
نگاهی ژئوپلیتیکی به گستره جغرافیایی عملیاتهای اخیر هستههای بازمانده داعش، منطق مکانی این تحرکات را روشن میسازد. تروریستها به شکل سنتی در مناطقی دست به عملیات میزنند که از نظر اداری-نظامی دارای ابهام در کنترل امنیتی هستند؛ نقاطی چون کوهستان حمرین، وادی زغیتون در کرکوک، دشتهای پیرامون دیالی و مثلث مرزی صحرای الانبار در مجاورت بادیه الشام سوریه. این مناطق به عنوان خطوط حائل میان ارتش فدرال، نیروهای حشدالشعبی و نیروهای پیشمرگه اقلیم کردستان محسوب میشوند. بازفعالسازی مقطعی سلولهای تروریستی در این نقاط، هدفی دوگانه را دنبال میکند: نخست ایجاد اصطکاک میان ساختارهای دفاعی عراق و دوم ارائه این پیام تبلیغاتی که خطوط لجستیکی تکفیریها از سوریه به عراق کماکان فعال است و امنیت بدون گشتزنیهای هوایی ائتلاف تضمین نخواهد شد.
آمارها نشان میدهد در حالی که حملات سازمانیافته داعش در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ خورشیدی به پایینترین سطح خود پس از یک دهه تنزل یافته بود و تلفات به حدود کمتر از ۳۰ مورد در ماه در کل عراق رسیده بود، با جدیشدن اعلام تاریخ خروج قطعی ائتلاف در میانه سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ خورشیدی، الگوی تحرکات به سمت ترورهای هدفمند، استفاده از تلههای انفجاری و حملات نقطهای به پاسگاههای مرزی تغییر یافت. این افزایش آماری که از نیمه دوم ۱۴۰۳ خورشیدی شیب صعودی به خود گرفت، به طور شگفتانگیزی با ادبیات رسانهای ائتلاف همپوشانی دارد؛ پدیدهای که شکافهای اطلاعاتی در مناطق بیابانی تحت نظارت ماهوارهای ائتلاف را زیر سؤال میبرد و پرسشهای جدی درباره شیوه تردد و تغذیه لجستیکی این گروهها بدون جلب توجه سیستمهای مراقبت هوایی پیشرفته مطرح میسازد.
تحولات غرب آسیا پس از پاییز ۱۴۰۲ خورشیدی و تشدید بحرانهای متقاطع در غزه، لبنان و جنگ منطقهای ایران، محیط ژئوپلیتیکی عراق را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. واشنگتن طی این مقطع تلاش نموده تا حضور خود در عراق را به عنوان جزئی از سامانه پدافندی و مهار جریان مقاومت در منطقه حفظ کند. در این چارچوب، احیای شبح داعش نقشی دوگانه ایفا میکند؛ از یکسو پایگاههای نظامی عراق را از کانون توجه تخلیه ناشی از حاکمیت ملی خارج میسازد و از سوی دیگر، بخش عمدهای از ظرفیت و تمرکز نیروهای مقاومت و حشد الشعبی را در درگیریهای فرسایشی بیابانی متوقف نگاه میدارد.
تأثیر تنشهای منطقهای بر معادله امنیتی عراق و سناریوهای نفوذ تروریسم
تحولات غرب آسیا پس از پاییز ۱۴۰۲ خورشیدی و تشدید بحرانهای متقاطع در غزه، لبنان و جنگ منطقهای ایران، محیط ژئوپلیتیکی عراق را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. واشنگتن طی این مقطع تلاش نموده تا حضور خود در عراق را نه فقط در راستای مبارزه با تروریسم، بلکه به عنوان جزئی از سامانه پدافندی و مهار جریان مقاومت در منطقه حفظ کند. در این چارچوب، احیای شبح داعش نقشی دوگانه ایفا میکند؛ از یکسو پایگاههای نظامی عراق را از کانون توجه تخلیه ناشی از حاکمیت ملی خارج میسازد و از سوی دیگر، بخش عمدهای از ظرفیت و تمرکز نیروهای مقاومت و حشد الشعبی را در درگیریهای فرسایشی بیابانی متوقف نگاه میدارد.
بر اساس برآوردهای راهبردی سال ۱۴۰۳ خورشیدی، اردوگاههایی چون «الهول» در شمال شرق سوریه، با جمعیتی بیش از ۴۰ هزار نفر که هزاران نفر از آنان وابستگان تندروهای داعشی هستند، مانند یک بمب ساعتی هدایتپذیر در نزدیکی مرزهای عراق حفظ شدهاند. آزادی تدریجی، فرارهای مشکوک یا تغییر مکان زندانیان از این زندانها و اردوگاهها، به طور مستقیم بر توان عملیاتی باندهای تروریستی در عراق اثرگذار است. هماهنگیهای امنیتی میان فرماندهی مرکزی آمریکا و شبهنظامیان قسد در سوریه و نحوه رهاسازی تدریجی عناصر خطرناک در مرزهای غربی عراق، شائبه مدیریت تهدید را از یک فرضیه بدبینانه به یک واقعیت قابل اتکای میدانی تبدیل کرده است که به شکل مستقیم تمامیت ارضی عراق را نشان رفته است.
اردوگاههایی چون «الهول» در شمال شرق سوریه، با جمعیتی بیش از ۴۰ هزار نفر که هزاران نفر از آنان وابستگان تندروهای داعشی هستند، مانند یک بمب ساعتی هدایتپذیر در نزدیکی مرزهای عراق حفظ شدهاند. آزادی تدریجی، فرارهای مشکوک یا تغییر مکان زندانیان از این زندانها و اردوگاهها، به طور مستقیم بر توان عملیاتی باندهای تروریستی در عراق اثرگذار است.
ارزیابی توان بازدارندگی نیروهای مسلح عراق و ساختار حشد الشعبی
مهمترین چالش پیشروی روایت غربی مبنی بر لزوم ماندگاری نیروهای آمریکایی، پیشرفتهای چشمگیر ساختار دفاعی بومی عراق طی سالهای اخیر است. نیروهای مسلح عراق، متشکل از ارتش، دستگاه مبارزه با تروریسم (CTS) و سازمان حشد الشعبی، در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ خورشیدی به سطحی پایدار از استقلال عملیاتی دست یافتهاند. اجرای سلسله عملیاتهای پاکسازی موسوم به «وعد الحق» و «شوالیههای پیروزی» در عمق صحرای غربی و مناطق صعبالعبور حمرین، منجر به هلاکت بیش از ۷۰ درصد از رهبران کلیدی ردهاول و ردهدوم داعش در سال ۱۴۰۳ خورشیدی شد که نشاندهنده اشراف اطلاعاتی بومی بدون اتکا به ساختارهای بیگانه است.
تجهیز یگانهای زمینی و هوایی عراق به سامانههای مراقبت پهپادی بومی و توسعه شبکه راداری، توان واکنش سریع نیروهای دفاعی این کشور را به کمتر از ۱۵ دقیقه در مناطق بحرانی تقلیل داده است. نقش فتوای مرجعیت عالی دینی در نجف اشرف و جایگاه قانونی حشد الشعبی به عنوان بخشی رسمی از نیروهای مسلح زیر نظر فرماندهی کل قوا، دژی مستحکم در برابر تکرار سناریوی تلخ سال ۱۳۹۳ خورشیدی ایجاد کرده است. بنابراین، القای این انگاره که خروج ۲۵۰۰ مستشار نظامی بیگانه موجب سقوط مجدد شهرهای عراق میشود، تحلیلی فاقد پشتوانه فنی و صرفاً ابزاری رسانهای برای تضعیف اعتمادبهنفس ملی و کاهش اقتدار حاکمیت در اعمال حاکمیت سرزمینی است.
هماهنگیهای امنیتی میان فرماندهی مرکزی آمریکا و شبهنظامیان قسد در سوریه و نحوه رهاسازی تدریجی عناصر خطرناک در مرزهای غربی عراق، شائبه مدیریت تهدید را از یک فرضیه بدبینانه به یک واقعیت قابل اتکای میدانی تبدیل کرده است که به شکل مستقیم تمامیت ارضی عراق را نشان رفته است.
دورنمای ژئوپلیتیکی عراق در عصر پسامداخله و ملزومات تثبیت حاکمیت
گذار موفق به دوره پساائتلاف، نیازمند طراحی و اجرای یک راهبرد ملی جامع در سه سطح سیاسی، امنیتی و منطقهای است. عراق در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ خورشیدی وارد دورهای سرنوشتساز خواهد شد که در آن، تثبیت پایههای استقلال امنیتی نیازمند هماهنگی بینقص میان تمامی ارکان دولت، پارلمان و نیروهای مسلح است. تبدیل روابط امنیتی از یک ائتلاف نامتقارن نظامی به شراکتهای چندجانبه دیپلماتیک و فنی، گامی بنیادین در خنثیسازی هرگونه مهندسی تروریسم به شمار میآید.
در جدول زیر، عوامل تنشزا و الزامات راهبردی پیشروی عراق برای مدیریت دوره خروج ترسیم شده است:
| مؤلفه راهبردی |
وضعیت کنونی (سالهای ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ خورشیدی) |
الزامات مهار و تثبیت حاکمیت ملی |
| وضعیت بازماندگان تکفیری |
هستههای پراکنده ۵ تا ۱۰ نفره در مناطق بیابانی و مناطق حائل |
ارتقای اشراف اطلاعاتی سیگنالی و ضربات پیشدستانه با پهپادهای بومی |
| وضعیت توافقات ائتلاف |
زمانبندی خروج مرحلهای تا پایان سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ خورشیدی |
پایبندی قاطع به ضربالاجلها بدون اعطای معافیتهای استثنایی پایگاهی |
| چالش مرزهای مشترک |
نفوذپذیری مقطعی در مرزهای شرقی سوریه و بادیه الشام |
استقرار سامانههای پایش تصویری حرارتی و انسداد فیزیکی دیوارهای مرزی |
| تعاملات دفاعی منطقهای |
اتکای پیشین به ائتلافهای غربی |
تقویت بلوکهای امنیتی منطقهای با همسایگان اصلی بهویژه ایران و سوریه |
عراق اکنون بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد: پذیرش بازی تکراری بازتولید تهدیدات تروریستی برای موجه جلوهدادن قیمومیت امنیتی خارجی، یا تکیه بر خودکفایی دفاعی، انسجام سیاسی داخلی و پیمانهای منطقهای درونزا. تحلیل رفتارهای امنیتی اخیر اثبات میکند که فعالسازی زنجیرهای هستههای داعش، واپسین تقلاها برای حفظ پایگاههای نفوذ در جغرافیای راهبردی بینالنهرین است؛ راهبردی که پاسخ آن نه در تمکین به هشدارهای امنیتی مبهم، بلکه در تسریع پایاندادن به حضور نظامی بیگانگان و بستن همیشگی پرونده مداخله خارجی نهفته است.



نظر شما