۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
صنعت فولاد ایران در آزمون بازسازی
زنگ خطر برای دهمین فولادساز جهان

صنعت فولاد ایران در آزمون بازسازی

بازگشت فولاد مبارکه پس از ماه‌ها توقف، توجه بازار را به آینده صنعت فولاد ایران جلب کرده؛ صنعتی که سرعت احیای تولید و جایگاه جهانی آن پس از جنگ، همچنان محل پرسش است.

گروه صنعت و معدن: دو هفته گذشته نماد فولاد مبارکه پس از پنج‌ماه‌ونیم توقف، دوباره به تابلوی معاملات بازگشت؛ اما بازگشایی سهم به معنای پایان آثار جنگ بر صنعت فولاد نیست. اکنون باید دید فولاد مبارکه با چه سرعتی ظرفیت ازدست‌رفته را احیا می‌کند و این بازگشت چگونه در گزارش‌های ماهانه شرکت منعکس خواهد شد. فولاد مبارکه با تولید ۱۰.۲۹ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵، در رتبه ۴۳ بزرگ‌ترین فولادسازان جهان قرار گرفت. همین بازگشایی بهانه‌ای شده است برای بررسی جایگاه ایران در تولید فولاد و تامین جهانی این محصول فلزی پرکاربرد.

اگر کوره‌های فولاد یک کشور خاموش شوند، چند صنعت دیگر می‌توانند همچنان به فعالیت خود ادامه دهند؟

فولاد فقط یک محصول صنعتی نیست؛ حلقه اتصال ساختمان، خودروسازی، انرژی، حمل‌ونقل، ماشین‌آلات، لوازم خانگی و زیرساخت‌های یک کشور است. به همین دلیل، آسیب به صنعت فولاد می‌تواند پیامدهایی فراتر از کاهش تولید چند کارخانه داشته باشد و زنجیره بزرگی از فعالیت‌های اقتصادی را تحت‌تأثیر قرار دهد.

این موضوع برای ایران پس از دوره جنگ اهمیت بیشتری پیدا کرده است. برخی شرکت‌های فولادی کشور هدف حمله قرار گرفتند و فعالیت یا معاملات سهام آنها با وقفه مواجه شد. نماد فولاد مبارکه نیز پس از حدود پنج‌ماه‌ونیم توقف، در ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ به معاملات بازگشت.

دو هفته گذشته بازگشایی «فولاد» با افت ۸.۵ درصدی قیمت پایانی همراه شد و بیش از ۱۴ هزار واحد اثر منفی بر شاخص کل گذاشت. بااین‌حال، فشار فروش اولیه به‌تدریج کاهش یافت و بخشی از تقاضا در قیمت‌های پایین‌تر فعال شد. این واکنش نشان داد بازار هنوز در حال ارزیابی ابعاد خسارت و سرعت بازگشت شرکت به شرایط عادی است.

چین در صدر؛ ایران در سال ۲۰۲۵ دهمین تولیدکننده فولاد جهان

تولید فولاد خام جهان در سال ۲۰۲۵ به حدود یک میلیارد و ۸۵۰ میلیون تن رسید. چین با تولید ۹۶۰.۸ میلیون تن، به‌تنهایی بیش از نیمی از فولاد جهان را تولید کرد و با فاصله‌ای بسیار زیاد در صدر جدول قرار گرفت. هند با تولید ۱۶۴.۹ میلیون تن جایگاه دوم را به خود اختصاص داد. نکته مهم درباره هند، رشد بیش از ۱۰ درصدی تولید سالانه است؛ مسیری که این کشور را به مهم‌ترین قدرت در حال صعود صنعت فولاد تبدیل کرده است. پس از این دو کشور، آمریکا با ۸۱.۹ میلیون تن، ژاپن با ۸۰.۷ میلیون تن، روسیه با ۶۷.۹ میلیون تن و کره‌جنوبی با ۶۲.۲ میلیون تن قرار دارند. ترکیه، آلمان و برزیل نیز به‌ترتیب با تولید ۳۸.۱، ۳۴.۱ و ۳۳.۴ میلیون تن رتبه‌های هفتم تا نهم را در اختیار گرفته‌اند.

ایران با تولید حدود ۳۲ میلیون تن فولاد خام، دهمین تولیدکننده بزرگ جهان در سال ۲۰۲۵ بود. مجموع تولید ۱۰ کشور نخست به حدود یک میلیارد و ۵۵۶ میلیون تن می‌رسد؛ یعنی نزدیک به ۸۴ درصد فولاد جهان در همین ۱۰ کشور تولید شده است.

رتبه کشور تولید سال ۲۰۲۵
۱ چین ۹۶۰.۸ میلیون تن
۲ هند ۱۶۴.۹ میلیون تن
۳ آمریکا ۸۱.۹ میلیون تن
۴ ژاپن ۸۰.۷ میلیون تن
۵ روسیه ۶۷.۹ میلیون تن
۶ کره‌جنوبی ۶۲.۲ میلیون تن
۷ ترکیه ۳۸.۱ میلیون تن
۸ آلمان ۳۴.۱ میلیون تن
۹ برزیل ۳۳.۴ میلیون تن
۱۰ ایران ۳۲ میلیون تن

بااین‌حال، آمار جدیدتر نشانه‌هایی از فشار بر جایگاه ایران دارد. در فهرست ۱۰ تولیدکننده بزرگ ماه ژوئن ۲۰۲۶، نام ایران دیده نمی‌شود و ویتنام با تولید ۲.۶ میلیون تن وارد این جدول شده است. تولید فولاد خاورمیانه نیز در این ماه ۱۳.۴ درصد کاهش یافته است. این آمار به‌تنهایی علت افت ایران را مشخص نمی‌کند، اما هم‌زمانی آن با آسیب‌های جنگی و محدودیت‌های عملیاتی، ضرورت رصد تولید ماه‌های آینده را افزایش می‌دهد.

چین به عنوان کارخانه فولاد دنیا همچنان پرقدرت می‌تازد و اختلاف بسیار زیادی با رقبای خود همچون هند و ایالات متحده دارد

چرا نبض اقتصاد جهان با فولاد می‌زند؟

ساختمان‌ها، پل‌ها، خطوط راه‌آهن، خودروها، کشتی‌ها، خطوط انتقال انرژی، تجهیزات کارخانه‌ای و حتی بخشی از زیرساخت‌های دفاعی بدون فولاد قابل توسعه نیستند. بنابراین تغییرات تولید و مصرف این فلز، تصویری از وضعیت واقعی فعالیت‌های اقتصادی ارائه می‌کند.

رشد مصرف فولاد معمولاً با افزایش ساخت‌وساز، توسعه زیرساخت‌ها و رونق تولید صنعتی همراه است. در مقابل، کاهش تقاضا می‌تواند نشانه رکود در بخش مسکن، افت تولید خودرو یا کاهش سرمایه‌گذاری باشد. از همین رو، فولاد یکی از مهم‌ترین دماسنج‌های اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. اما شرایط تمام تولیدکنندگان یکسان نیست. چین به‌دلیل مقیاس بزرگ تولید، نقشی تعیین‌کننده در قیمت‌های جهانی دارد. کاهش تقاضای داخلی چین می‌تواند فولاد مازاد این کشور را به بازارهای صادراتی هدایت کرده و قیمت‌ها را تحت فشار قرار دهد.

هند در مسیر توسعه زیرساخت و افزایش ظرفیت صنعتی قرار دارد و رشد تولید آن بیشتر از افزایش تقاضای داخلی حمایت می‌گیرد. آمریکا و ترکیه نیز سهم بالایی از تولید خود را با استفاده از کوره‌های قوس الکتریکی و ضایعات فلزی انجام می‌دهند؛ بنابراین قیمت قراضه و برق برای آنها اهمیت زیادی دارد.

ژاپن، کره‌جنوبی و آلمان بیشتر بر تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و فولادهای تخصصی متمرکز شده‌اند. این کشورها هم‌زمان با فشار هزینه انرژی و الزامات زیست‌محیطی، به سمت هوشمندسازی خطوط، استفاده از هیدروژن و تولید فولاد کم‌کربن حرکت می‌کنند.

جایگاه ایران متفاوت است. دسترسی به سنگ‌آهن و گاز، مزیت مهمی برای تولید فولاد احیای مستقیم ایجاد کرده است؛ اما همین ساختار، صنعت را به تأمین پایدار برق و گاز وابسته می‌کند. محدودیت انرژی، تحریم، هزینه حمل‌ونقل و اختلال در صادرات می‌تواند باعث شود ظرفیت اسمی بالای کارخانه‌ها الزاماً به تولید واقعی تبدیل نشود.

گزارش ماهانه؛ معیار واقعی بازگشت فولاد

بازگشایی نماد فولاد مبارکه به معنای بازگشت امکان معامله سهم است، نه تأیید بازیابی کامل عملیات شرکت. خسارت فیزیکی کارخانه ممکن است قابل تعمیر باشد، اما تحلیلگر بنیادی باید بررسی کند این آسیب چه اثری بر تولید، فروش و سودآوری گذاشته است.

مهم‌ترین سند برای پاسخ به این پرسش، گزارش فعالیت ماهانه شرکت است. در گزارش‌های بعد از جنگ باید مقدار تولید هر محصول با ماه‌های قبل و دوره مشابه سال گذشته مقایسه شود. اگر تولید کاهش یافته باشد، باید مشخص شود این افت ناشی از خسارت جنگ، تعمیرات، محدودیت انرژی یا کاهش سفارش‌ها بوده است.

مقدار فروش نیز به‌اندازه تولید اهمیت دارد. ممکن است شرکت تولید خود را بازیابی کرده باشد، اما به‌دلیل اختلال صادرات یا ضعف تقاضا نتواند محصولات را بفروشد؛ در این حالت موجودی انبار افزایش پیدا می‌کند و جریان نقدی تحت فشار قرار می‌گیرد.

نرخ فروش داخلی و صادراتی، ترکیب محصولات، درآمد ماهانه و سهم صادرات نیز باید بررسی شود. رشد درآمد ریالی همیشه نشانه بهبود عملکرد نیست؛ زیرا ممکن است مقدار فروش کاهش یافته و افزایش نرخ ارز یا قیمت محصولات، افت مقداری را پنهان کرده باشد.

تحلیلگر بنیادی باید پنج متغیر را به‌صورت پیوسته دنبال کند:

  • مقدار تولید و درصد استفاده از ظرفیت

  • حجم فروش داخلی و صادراتی

  • نرخ فروش هر تن محصول

  • اختلاف میان تولید و فروش و تغییر موجودی انبار

  • هزینه تعمیرات، محدودیت انرژی و زمان بازگشت خطوط آسیب‌دیده

همچنین روند تولید چین، قیمت جهانی فولاد، نرخ ارز، قیمت سنگ‌آهن و هزینه انرژی می‌تواند حاشیه سود فولادسازان ایرانی را تغییر دهد.

تحلیل صنعت «فولاد» فقط با بررسی صورت‌های مالی خود شرکت‌های آن کامل نمی‌شود؛ شرایط بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان جهان نیز باید در مدل تحلیلی قرار گیرد

تولید خاموش بر خواهد گشت؟

ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید حدود ۳۲ میلیون تن فولاد خام، دهمین تولیدکننده بزرگ جهان بود؛ اما داده‌های سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد این جایگاه تحت فشار قرار گرفته و ایران در مقاطع اخیر از جمع ۱۰ تولیدکننده بزرگ خارج شده است. آسیب‌های جنگی، محدودیت انرژی و اختلال عملیاتی می‌توانند فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی را افزایش دهند.

بازگشایی فولاد مبارکه بخشی از ابهام معاملاتی را برطرف کرد، اما پاسخ اصلی هنوز روی تابلو بورس دیده نمی‌شود. بازار باید منتظر گزارش‌های ماهانه بماند تا مشخص شود شرکت با چه سرعتی تولید و فروش خود را بازیابی کرده است.

برای تحلیلگر بنیادی، افت روز بازگشایی یا واکنش کوتاه‌مدت معامله‌گران اهمیت ثانویه دارد. متغیر تعیین‌کننده این است که کوره‌ها چه میزان تولید می‌کنند، محصولات با چه نرخی فروخته می‌شوند و خسارت واردشده چه اثری بر حاشیه سود آینده خواهد گذاشت. بازگشایی نماد پایان توقف معاملات بود؛ اما ارزیابی واقعی بازگشت فولاد، تازه با انتشار گزارش‌های عملیاتی آغاز می‌شود.

کد خبر: ۴۲۲٬۸۵۸

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha