به گزارش بازار به نقل از فرهیختگان، سید مهدی طالبی، پژوهشگر حوزه بینالملل نوشت: توافق مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه که روز جمعه (۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ۷اوت ۲۰۲۶) منعقد شد و طبق آن قرار بود حمله به هرکدام از آنها حمله به همه تلقی شود، با حمله روز گذشته یمن به تأسیسات نفتی آرامکو در استان جیزان عربستان، در برابر نخستین آزمون خود قرار گرفت. ائتلاف تاکنون واکنشی به این حمله نداشته است. نمونه پیشین این توافق دفاعی نتوانست اقدامی متناسب در برابر تهدیدات به عمل آورد. عربستان و پاکستان در اواخر تابستان سال گذشته (۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۷سپتامبر ۲۰۲۵) پیمانی دفاعی امضا کرده بودند که هدف آن، مشابه توافق مکه بود و اساساً این توافق، نمونه بهروزشده و گسترده شده آن با افزودن ترکیه است. پس از آن عربستان دو تنش عمده را پشت سر گذاشت؛ حملات مستقیم ایران به پایگاههای آمریکا در خاک عربستان، حملات گروههای مقاومت عراقی به پایگاههای آمریکا و تأسیسات خود سعودی و سپس اعلام محاصره دریایی این کشور توسط یمن. تنها واکنش آن بود که یکی از مقامات پاکستانی از ایران درخواست کرد در نظر گیرد که عربستان با این کشور توافقی دفاعی دارد. گام بعدی، اعزام نظامیان بیشتری به عربستان پس از جنگ بود. اوج واکنش اسلامآباد، حرکت خفیف سیاسی و تحرک نمادین و پسینی نظامی بود.
نکات
در خصوص حمله یمن به آرامکو و نسبت آن با ائتلاف نظامی سهجانبه و همچنین ابعاد توافق مکه نکاتی وجود دارد که در ادامه آمدهاند.
۱- یمن برای پاسخ دادن به هرطرفی، نیازمند حمله به خاک آن طرف نیست، بلکه عبور و مرور کشتیهای مرتبط با آن را در دریای سرخ و تنگه بابالمندب ممنوع میکند.
۲- پاکستان و ترکیه، برای حمله به یمن دشواریهای زیادی دارند. حمله مستقیم آنها قابل تصور نیست. اگر با ناو به منطقه بیایند، یمن که سابقه حمله به ناوهای آمریکا در چند صدکیلومتری را دارد، میتواند آنها را هدف قرار دهد. پاکستان و ترکیه از نظر هوایی و زمینی با انتقال قوا به عربستان یا مناطق تحت تسلط مزدوران آن در جنوب و شرق میتوانند وارد نبرد با مقاومت یمن شوند، اما این اقدام برای هرکدام تهدیداتی دارد. تهدید برای ترکیه، حمله مقاومت یمن به مواضع نظامی و اقتصادی مرتبط با ترکیه در خلیجفارس و شاخ آفریقاست. یک احتمال دیگر، ارتباط یمنیها با چند گروه مقاومت عراقی و راضی کردن آنها برای هدفگیری پایگاههای ترکیه در شمال این کشور است. در قبال پاکستان، اگر این کشور به سمت اقدام جنگی حرکت کند، این قضیه شاید به ارتباطگیری متقابل صنعا با کابل منجر گردد. یمنیها در حوزه نظامی و سیاسی سابقه تاریخی قوی دارند که پیش از حضور مقاومت در قدرت نیز قابل توجه بود.
۳- توافق مکه سمت و سویی علیه رژیم صهیونیستی دارد و مقامات پاکستانی به طور ویژه این رژیم را در مرکز توجه چنین توافقی نشان دادند، اما آیا میتوان باور کرد این سه کشور که یکی عضو ناتو و دیگری با صفت «نوکر آمریکا» شناخته میشود، روزی در برابر رژیم صهیونیستی که وابسته واشنگتن است، دست به اسلحه ببرند؟ به طور مشخص فارغ از هرچیز، هدف عملی و فوری ائتلاف نظامی مزبور، محور مقاومت است. شاید ائتلاف در پی نقشآفرینی مستقیم در برابر ایران نباشد، اما غیرمستقیم میخواهد گروههای مقاومت را مهار کند.
۴- امضای توافق در مکه به جای ریاض یا جده، تلاشی برای عمیقتر کردن جنبههای اسلامی آن و تأکید بر جایگاه «خادمین حرمین شریفین» بود. امضا در این شهر، به اسلامآباد و آنکارا اجازه میداد بر جنبه اسلامی خزیده و از رسوایی دنبالهروی از سعودی، سالم بمانند. از سوی دیگر، سعودیها ادعا دارند یمن میخواهد به مکه و مدینه آسیب برساند و امضای توافق در مکه، حرکتی در راستای تداوم برچسبزنی به صنعا بود.
۵- ترکیه و پاکستان نیازی امنیتی برای دفاع دیگران از خود ندارند و تنها عربستان در ائتلاف چنین وضعیتی دارد. بدون ترکیه توافق وجود داشت. بدون پاکستان نیز عربستان میتواند با ترکیه یا مصر ادامه دهد. مهم آن است که بدون سعودی، این توافق فاقد معنا خواهد بود. این تنها ناشی از اهمیت عربستان نیست بلکه ضعف آن را هم میرساند.
۶- با وجود مشکلاتی که ائتلاف دارد، نباید آن را دستکم گرفت. اعضای این جریان باعث سقوط سوریه شده و در لبنان تغییراتی به کمک دشمن ایجاد کردند.
۷- توافق نشانهای از ناتوانی آمریکا در تأمین امنیت عربستان و بیاعتمادی نسبت به این کشور است که احتمال دارد به ناگهان متحد خود را رها کند.
۸- ترکیه در مدیترانه با ائتلاف سه دولت یونان، رژیم صهیونیستی و قبرس روبهروست. در مقابل سوریه را همراه خود دارد و میکوشد در لبنان نفوذ کند. پاکستان با ائتلاف هند، رژیم صهیونیستی و امارات مواجه شده و درحالیکه فکر میکرد طالبان را در کنار خود دارد و میتواند در کشمیر تحرکاتی انجام دهد، به ناگهان کابل را علیه خود دید و در کشمیر کاری از پیش نبرد. عربستان سعودی بیش از همه محور مقاومت را در برابر خود میبیند، با امارات در یمن و سودان درگیر شده و از طمع رژیم صهیونیستی به شمال خاکش بیمناک است و احتمال میدهد تلآویو به تأسیسات موشکی و هستهای این کشور نیز حمله کند. بدترین وضعیت را در ائتلاف سهجانبه، پاکستان و عربستان دارند و اوضاع ترکیه به طور نسبی بهتر است.
۹- دولتهای عضو تأکید دارند که مذاکرات توافق مکه ۲ سال و ۸ ماه طول کشیده است. توافق اما در میانه اعلام محاصره یمن در تقابل با محاصره سعودی علیه این کشور اعلام شد که ضرورتی زمانی منطبق با آن را هویدا میسازد. در همین مدت جنگ محاصرهها، خبری از تشکیل یک ائتلاف دریایی مخابره شده بود. نمیتوان چندساله بودن مذاکرات را با اتکا به بازه رخداد نادیده گرفت، اما آنچه به همه این مسائل انجامیده، درگیری مجدد با یمن بوده است.
۱۰- تهدید پیشین علیه عربستان منحصر به مقاومت یمن میشد، اما هم اکنون مقاومت عراق به طور همزمان در شمال این کشور را تهدید میکند. همچنین قدرت نظامی ایران در جنگ ۴۰ روزه به اثبات رسید.
۱۱- پاکستان از دهه ۱۹۷۰ در خاک سعودی از نظر نظامی مستقر بوده است. این رابطه قدیمی است، اما هیچگاه به ورود مستقیم اسلامآباد به جنگ برای ریاض نینجامیده است.
۱۲- دولتهای عضو تمایل دارند، توافق مکه را همانند ناتو معرفی کنند، اما ناتو معنایی دارد. ناتو یعنی دفاع آمریکا و چتر متعارف و نامتعارف آن بر اعضا. در مقابل اما توافق مکه، کشوری همانند آمریکا ندارد که قدرت دفاع از اعضا را داشته باشد. تنها شباهت، تلاش پاکستان برای تبدیل شدن به چتر اتمی اتحاد است که فعلاً به کار نمیآید، زیرا چتر اتمی آمریکا در برابر مسکو معنا مییافت.
۱۳- روابط پاکستان با عربستان و ترکیه همواره پایدار بوده است. در مقابل روابط عربستان و ترکیه متغیر است. آنچه مستحکم شدن تدریجی توافق را تضعیف میکند، در نوع اقدامات این دو کشور است. ترکیه در غرب آسیا واقع شده، ثروتمند بوده، عضویت ناتو را دارد و از تاریخ امپراتوری عثمانی که بر محیط عربی منطقه مسلط بوده، بهره میگیرد. از این رو با پاکستان که خارج از منطقه در شمال شبهقاره واقع شده، همواره نیازمند کمک بوده و در پی بقاست، تفاوت دارد. در نتیجه نباید ترکیه را همانند پاکستان دید، زیرا رقابت ترکیه و عربستان و بروز تعارضات میان دو کشور قابل حل نیست. پاکستان نیز مشکلاتی برای آینده توافق دارد.



نظر شما