۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
آلومینیوم فلزی که آمریکا را زمین خواهد زد؟!
کابوس فلزی صنایع دفاعی آمریکا:

آلومینیوم فلزی که آمریکا را زمین خواهد زد؟!

آمریکا با وجود برخورداری از صنایع پیشرفته، برای تأمین یکی از مواد حیاتی جنگنده‌ها و تجهیزات زرهی یعنی آلومینیوم به تولیدکنندگان خلیج فارس وابسته است؛ ایا این فلز اهرم فشار جدید است

گروه صنعت و معدن: اگر مسیر تولید یک جنگنده پیشرفته نه با کمبود تراشه، بلکه با قطع عرضه فلزی در بازار متوقف شود که همه آن را فراوان و در دسترس می‌دانند، آمریکا چه جایگزینی خواهد داشت؟

آلومینیوم در ذهن مصرف‌کننده، فلزی عمومی برای تولید قوطی، پنجره و قطعات ساختمانی است؛ اما همه آلومینیوم‌ها ارزش راهبردی یکسانی ندارند. آنچه امروز به یکی از نگرانی‌های صنایع دفاعی آمریکا تبدیل شده، کمبود فلز معمولی نیست، بلکه محدودیت دسترسی به گریدهای پرخلوصی است که میزان آهن و سیلیسیم در آنها باید به‌شدت کنترل شود. این مواد اولیه در تولید آلیاژهایی به کار می‌روند که باید هم‌زمان در برابر حرارت، خستگی، خوردگی و فشارهای مکانیکی مقاومت کنند؛ الزاماتی که در بدنه هواپیماهای نظامی، موشک‌ها، تجهیزات فضایی و زره‌های پیشرفته قابل چشم‌پوشی نیستند.

فراوان در جهان، کمیاب برای صنایع دفاعی

بازار جهانی با کمبود مطلق آلومینیوم روبه‌رو نیست. مسئله از جایی آغاز می‌شود که صنایع دفاعی به محصولی با ترکیب شیمیایی دقیق و ناخالصی بسیار پایین نیاز دارند. شرکت آروِنیک، آلومینیوم پرخلوص مورد استفاده در صنایع هوافضا و دفاعی را محصولی با حداقل خلوص ۹۹.۹ درصد معرفی می‌کند؛ در برخی کاربردهای تخصصی‌تر نیز خلوص می‌تواند به ۹۹.۹۹ درصد و بالاتر برسد.

رسیدن از آلومینیوم تجاری به چنین استانداردی، فقط با افزایش حجم تولید امکان‌پذیر نیست. این فرایند به تجهیزات تخصصی، کنترل دقیق کیفیت، فناوری پالایش و برق فراوان نیاز دارد. به همین دلیل، یک کارخانه تولید شمش معمولی نمی‌تواند به‌سرعت به تأمین‌کننده صنایع دفاعی تبدیل شود.

وزارت دفاع آمریکا نیز این وابستگی را به رسمیت شناخته است. این وزارتخانه در سال ۲۰۲۳ با استفاده از اختیارات قانون تولید دفاعی، قراردادی ۴۵.۵ میلیون دلاری با آروِنیک امضا کرد تا ظرفیت تولید آلومینیوم پرخلوص در تأسیسات آیووا افزایش یابد. این پروژه در سال ۲۰۲۵ به بهره‌برداری رسید و ظرفیت داخلی آروِنیک را تقریباً دو برابر کرد؛ اما افزایش ظرفیت یک کارخانه به معنای حذف کامل وابستگی خارجی نیست.

برآوردهای منتشرشده نشان می‌دهد امارات حدود ۹۰ درصد واردات آلومینیوم پرخلوص آمریکا را تأمین می‌کند. بخش مهمی از این فلز پس از ورود به آمریکا، توسط شرکت‌هایی مانند آروِنیک، کایزر آلومینیوم و کانستلیوم به ورق، صفحه و آلیاژهای مورد استفاده در صنایع هوافضا و دفاعی تبدیل می‌شود.

آمریکا در بخش‌هایی از زنجیره پایین‌دستی توانمند است، اما همچنان برای تأمین ماده اولیه تخصصی به یک مبدأ خارجی وابستگی بالایی دارد

وقتی جنگ به کوره‌های آلومینیوم رسید

مزیت تولید آلومینیوم در خلیج فارس بر پایه دسترسی به انرژی، زیرساخت‌های بزرگ و موقعیت صادراتی شکل گرفته است. همین تمرکز جغرافیایی اکنون به مهم‌ترین ریسک بازار تبدیل شده است.

حملات موشکی و پهپادی مارس ۲۰۲۶ (در طی جنگ رمضان) به تأسیسات آلومینیوم امارات و بحرین نشان داد اختلال در این زنجیره دیگر یک سناریوی فرضی نیست. شرکت امارات گلوبال آلومینیوم اعلام کرد مجموعه «الطویله»، شامل کارخانه ذوب، واحد ریخته‌گری، نیروگاه و پالایشگاه آلومینا، آسیب دیده و وارد خاموشی اضطراری شده است.

توقف یک کوره آلومینیوم با تعطیلی یک خط مونتاژ تفاوت دارد. احیای دیگ‌های ذوب پس از خاموشی ناگهانی می‌تواند ماه‌ها زمان ببرد و هزینه سنگینی تحمیل کند. به همین دلیل، حتی بازگشایی مسیرهای حمل‌ونقل نیز الزاماً عرضه را فوراً به سطح پیش از بحران بازنمی‌گرداند.

داده‌های نیمه نخست سال نشان می‌دهد تولید آلومینیوم کشورهای خلیج فارس حدود ۲۰ درصد کاهش یافته و اختلال ایجادشده، معادل بیش از دو میلیون تن ظرفیت سالانه را از دسترس زنجیره جهانی خارج کرده است. خلیج فارس حدود ۹ درصد آلومینیوم اولیه جهان را تولید می‌کند؛ اما اهمیت آن برای اروپا و آمریکا بیشتر از سهم اسمی تولید منطقه است، زیرا این کشورها بخشی از کسری خود را از همین مسیر تأمین می‌کنند.

تنگه هرمز نیز ریسک را دو برابر کرده است. تولیدکننده ممکن است فلز آماده تحویل داشته باشد، اما محدودیت کشتیرانی، افزایش بیمه و اختلال در مسیر صادرات، دسترسی خریدار به همان فلز را دشوار می‌کند. در چنین وضعیتی، بازار هم‌زمان با دو شوک روبه‌رو است: کاهش تولید و افزایش هزینه انتقال.

برنامه ساخت کارخانه چهار میلیارد دلاری EGA و سنتری آلومینیوم در اوکلاهما می‌تواند در بلندمدت بخشی از این وابستگی را کاهش دهد. بااین‌حال، احداث واحد ذوب جدید فرایندی چندساله است و نمی‌تواند کمبود فوری صنایع دفاعی را جبران کند. تعرفه واردات نیز به‌تنهایی راه‌حل نیست؛ زیرا تعرفه می‌تواند فلز خارجی را گران کند، اما کوره، برق ارزان و فناوری تخصصی ایجاد نمی‌کند.

آلومینیوم فلزی که آمریکا را زمین خواهد زد؟!

آلومینیوم در بازار جهانی به کدام سمت می‌رود؟

قیمت آلومینیوم در واکنش به بحران خلیج فارس در ابتدای ژوئن تا ۳۷۸۷ دلار به ازای هر تن افزایش یافت؛ اما با تقویت امیدها به کاهش تنش و بازگشت تدریجی تولید، بخشی از این جهش تخلیه شد. قیمت رسمی آلومینیوم در بورس فلزات لندن در هفتم اوت به حدود ۳۲۲۹ دلار رسید.

این اصلاح قیمتی لزوماً به معنای عادی‌شدن بازار نیست. قیمت، بخش بزرگی از ریسک جنگ را پس داده، در حالی که ظرفیت‌های آسیب‌دیده هنوز به‌طور کامل احیا نشده‌اند. همین شکاف میان آرامش بازار مالی و محدودیت بازار فیزیکی، زمینه را برای بازگشت نوسان فراهم می‌کند.

سمت عرضه نیز انعطاف زیادی ندارد. چین نزدیک به ۶۰ درصد آلومینیوم اولیه جهان را تولید می‌کند، اما ظرفیت این کشور به سقف ۴۵ میلیون تنی نزدیک شده است. بنابراین برخلاف دوره‌های گذشته، بازار نمی‌تواند مطمئن باشد که هر کمبود بزرگی با افزایش سریع تولید چین جبران خواهد شد.

در سمت تقاضا، ضعف بخش مسکن چین همچنان یک عامل بازدارنده است؛ اما مصرف آلومینیوم دیگر فقط به ساختمان وابسته نیست. توسعه شبکه برق، انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی، صنایع هوافضا و جایگزینی آلومینیوم با مس در برخی کابل‌ها، تقاضایی ساختاری ایجاد کرده است. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند مصرف آلومینیوم در شبکه‌های برق از ۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۰ به ۱۲.۸ میلیون تن در سناریوی سیاست‌های موجود و ۱۶ میلیون تن در سناریوی توسعه پایدار تا سال ۲۰۴۰ برسد.

بانک جهانی نیز انتظار دارد میانگین قیمت آلومینیوم در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۰ درصد افزایش یابد؛ پیش‌بینی‌ای که بر تداوم محدودیت عرضه و مقاومت تقاضای صنعتی استوار است.

بر این اساس، سه سناریو پیش روی بازار قرار دارد:

در سناریوی پایه، تداوم محدودیت تولید در خلیج فارس و نبود تشدید جدی جنگ می‌تواند قیمت را در محدوده ۳۱۰۰ تا ۳۵۰۰ دلار نگه دارد.

در سناریوی صعودی، حمله مجدد به زیرساخت‌ها، اختلال طولانی در هرمز یا تأخیر در راه‌اندازی کوره‌ها می‌تواند آلومینیوم را دوباره به بالای ۳۶۰۰ دلار برساند و سطح ۴۰۰۰ دلار را در دسترس بازار قرار دهد.

در سناریوی نزولی، بازگشت کامل تولید منطقه همراه با افت محسوس فعالیت صنعتی چین می‌تواند قیمت را به زیر ۳۰۰۰ دلار هدایت کند. بااین‌حال، محدودیت رشد عرضه چین و تقاضای ناشی از شبکه برق و حمل‌ونقل، احتمال بازگشت پایدار به قیمت‌های پایین سال‌های گذشته را کاهش داده است.

وابستگی زنجیره ارزش آلومینیوم مشکل بزرگ آمریکایی ها

پرونده آلومینیوم پرخلوص نشان می‌دهد امنیت زنجیره تأمین فقط به میزان ذخایر یک ماده وابسته نیست؛ فناوری فرآوری، محل تولید و امکان جایگزینی سریع نیز اهمیت دارد. آمریکا از نظر دانش فنی و صنایع پایین‌دستی قدرتمند است، اما تمرکز واردات یک ماده حساس در امارات، صنایع دفاعی این کشور را در برابر تحولات خلیج فارس آسیب‌پذیر کرده است.

افزایش ظرفیت آروِنیک، ذخیره‌سازی راهبردی، قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان مطمئن و ساخت کارخانه‌های جدید می‌تواند این ریسک را کاهش دهد، اما هیچ‌کدام راه‌حل فوری نیست. تا زمان شکل‌گیری ظرفیت جایگزین، هر اختلال در امارات یا مسیر هرمز مستقیماً بر امنیت عرضه آمریکا اثر خواهد گذاشت.

برای بازار جهانی نیز پیام روشن است: اصلاح قیمت از قله‌های جنگی نباید با پایان ریسک عرضه اشتباه گرفته شود. تا زمانی که تولید خلیج فارس کاملاً احیا نشده، چین به سقف ظرفیت نزدیک است و تقاضای شبکه برق و حمل‌ونقل رشد می‌کند، کف قیمتی آلومینیوم بالاتر از گذشته باقی خواهد ماند. بازار فعلاً از شوک اولیه عبور کرده، اما هنوز از منطقه خطر خارج نشده است.

کد خبر: ۴۲۱٬۹۰۸

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha