Abraham Lu, Didier Cossin، بازار: در جهانی که تنشهای سیاسی، منازعات قدرت، تحریمها و اختلال در زنجیرههای تأمین به واقعیتهای اثرگذار بر محیط کسبوکار تبدیل شدهاند، ریسکهای ژئوپلیتیک دیگر موضوعی حاشیهای برای شرکتها نیستند، بلکه به یکی از مسائل اساسی در سطح راهبری سازمان و هیئتمدیره بدل شدهاند. در چنین شرایطی، سازمانهای پیشرو تنها به تحولات بیرونی واکنش نشان نمیدهند، بلکه با بهرهگیری از نظارت راهبردی هیئتمدیره، این ریسکها را بهموقع شناسایی میکنند، برای مواجهه با آنها آمادگی مییابند و همزمان، فرصتهای نهفته در این تحولات را نیز تشخیص میدهند. در این نوشتار خواهید خواند که هیئتمدیرهها چگونه میتوانند آمادگی نظارتی و ظرفیت راهبردی خود را در مواجهه با ریسکهای ژئوپلیتیک تقویت کنند و با مهمترین رویکردها و ابزارهای شناسایی، ارزیابی و مدیریت این ریسکها، همچنین بهرهگیری از فرصتهای ناشی از آنها آشنا شوید.
ژئوپلیتیک به مطالعه تأثیر عوامل جغرافیایی ــ اعم از انسانی و طبیعی ــ بر سیاست و روابط بینالملل اطلاق میشود. ریسک ژئوپلیتیک نیز به موقعیتهایی اشاره دارد که در آنها منازعات بر سرِ قدرت، مانند جنگ، تنشهای سیاسی یا حملات تروریستی، رخ میدهد و امکان حلوفصل مسالمتآمیز آنها وجود ندارد.
تشدید تنشهای ژئوپلیتیک میتواند به بروز درگیریهای نظامی گسترده، خشونتهای سازمانیافته، بیثباتی سیاسی، جنگهای تجاری، وضع تعرفهها و اعمال تحریمها، و در نهایت ناآرامیهای بینالمللی منجر شود؛ اموری که زنجیرههای تأمین و تجارت جهانی را با تهدید جدی و اختلال مواجه میکنند. این تهدیدات که ریشه در ریسکهای عملیاتی و اختلال در کسبوکار دارند، آثار مخربی بر شرکتها بر جای گذاشته و هیئتهای مدیره را ناگزیر میسازند تا با چالشهای پیشبینیناپذیر در سطح جهانی دستوپنجه نرم کنند.
جهان کنونی در بحبوحهی نااطمینانیهای فزایندهی ژئوپلیتیک قرار دارد. نابرابری، بهویژه در سطح درونکشوری، به یکی از محرکهای اصلیِ تنشهای ژئوپلیتیک بدل شده است. به نظر میرسد موج ملیگرایی، پوپولیسم و احساسات ضدجهانیسازی در سرتاسر جهان رو به گسترش است و در برخی کشورها، دموکراسی تا حد زیادی کارکردی پوپولیستی یافته است. با تلاش ایالات متحده برای حفظ جایگاه خود بهعنوان بزرگترین اقتصاد جهان، تنشهای ژئوپلیتیک میان این کشور و چین شدت گرفته است و از سال ۲۰۱۸، اعمال تعرفههای متقابل دو کشور به ارزش صدها میلیارد دلار بر کالاهای یکدیگر، ساختار تجارت جهانی را دستخوش تغییر کرده و نشان از فروپاشی فرآیند جهانیسازی دارد.
گزارش سالانهی «ریسک جهانی» که مجمع جهانی اقتصاد منتشر میکند، بر افزایش تنش میان قدرتهای بزرگ جهان در سال ۲۰۱۸ صحه گذاشت. یک سال پس از آن، ۸۵ درصد از پاسخدهندگان پیشبینی میکردند که سال ۲۰۱۹ با تشدید ریسک «تقابلهای سیاسی میان قدرتهای بزرگ» همراه باشد. در سهماههی چهارم سال ۲۰۱۹، مؤسسهی خدمات حرفهای ارنست و یانگ یک نظرسنجی در میان بیش از هزار مدیر ارشد اجرایی شرکتهای سراسر جهان اجرا نمود. نتایج نشان میدهد که مدیرانِ شرکتهای بزرگ، اثرات تجاریِ عمیقتری از ریسکهای ژئوپلیتیک دریافت میکنند: «سه مسئلهی کلیدی که مدیران اجرایی انتظار دارند بیشترین تأثیر را بر شرکت آنها طی پنج سال آتی داشته باشد، عبارتاند از: نقش در حال تحول آمریکا در نظام بینالملل، ثبات اتحادیهی اروپا و روابط آمریکا و چین». بحران کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ نهتنها ریسکهای ژئوپلیتیک را تشدید کرد، بلکه به تبع آن، ریسکهای اقتصادی را نیز بهطور فزایندهای گسترش داد.
ریسکهای ژئوپلیتیک در حال بازآرایی ساختار جهان هستند. این نااطمینانیهای سیاسی تداوم خواهد یافت و میتواند شوکهایی با پیامدهای منفی برای تجارت جهان همراه باشد. ریسکهای ژئوپلیتیک از مسیرهای متنوعی بر کسبوکار تأثیر میگذارند، از جمله:
· کنترل سرمایه
· فرار سرمایه
· • انسداد مسیرهای حملونقل یا تجاری
· کاهش ارزش پول ملی
· تخریب زیرساختها
· کاهش فعالیت اقتصادی
· نکول (عدم پرداخت بدهی)
· اقدامات تبعیضآمیز علیه شرکتها، صنایع یا فناوریهای هدف در کشورهای خاص
· • اخلال در عملیاتهای کسبوکار (نیروی انسانی، کارخانهها، تولید، فروش یا تأمین)
· اختلال در زنجیرهی ارزش جهانی
· کنترل ارز
· مصادره و ضبط داراییها
· اختلال در تأمین جهانی انرژی و سایر مواد خام
· کاهش ارزش سرمایهگذاری بهدلیل ناآرامیهای سیاسی خشونتآمیز یا جنگ
· کاهش سودآوری
· کاهش بازده بازار سهام
· کاهش فعالیتهای ادغام و تملیک
· ملیسازی
· محدودیت در ورود به بازارهای جدید
· عدم پرداختها
· کنترل قیمت
· کنترل تولید
· سهمیهها و تعرفهها
· تغییرات مقرراتی (رگولاتوری)
· افزایش مالیاتها یا تعرفهها
· کاهش سرعت رشد در کشور مبدأ
· اعتصابات
· جنگ و تروریسم
· اختلال در نیروی کار
بهدلیل دشواری در پیشبینی رویدادهای سیاسی، مقابله با ریسکهای ژئوپلیتیک برای کسبوکارها چالشی اساسی محسوب میشود. پیامدهای تنشهای سیاسی در جهان کنونی بههمپیوسته بهسرعت منتشر و تشدید میشوند و ریسکهای ژئوپلیتیک میتوانند از مسیر تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم، شرکتها را با ریسکهای اقتصادی روبهرو کنند.
با افزایش پیچیدگی و نااطمینانی در این عرصه، چالشهای حاکمیتی تازهای برای هیئتهای مدیره ایجاد شده و ضرورتِ نظارت هیئتمدیره بر مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیک، بیش از هر زمان دیگری نمایان گشته است. این موضوع بدان معناست که آنها باید شرکت خود را به وجهی پیشدستانه آماده سازند؛ رویکردی که محدودسازی جنبههای منفی و بهرهگیری از فرصتهای ناشی از اختلالات را در بر میگیرد. برای دستیابی به مزیت رقابتی، نظارت هیئتمدیره بر ریسکهای ژئوپلیتیک به شرکت کمک میکند تا مدیریت این ریسکها را در تدوین راهبرد، تصمیمهای مربوط به سرمایهگذاری، حاکمیت شرکتی و فرآیندهای جامع مدیریت ریسک، ادغام کند. هیئتمدیره باید لحن و فرهنگ سازمانی لازم برای مدیریت فعال ریسکهای ژئوپلیتیک و مقابله با این چالشها را تعیین کند.
رویکرد شرکتها در مواجهه با ریسکهای ژئوپلیتیک، روندی پویا و رو به تحول دارد. هدف این نوشتار، ارائهی چارچوبی برای تسهیل وظایف نظارت هیئتمدیره بر ریسکهای ژئوپلیتیک است. برای هیئتمدیره، درکِ دقیقِ شایستگیهای نظارتی و سطح آمادگی جهت ورود به این مباحث پیچیده، حیاتی است. بر همین اساس، هیئتمدیره باید اطمینان حاصل کند که تیم مدیریت در تمامی مراحل، از شناسایی، ارزیابی، کمّیسازی و تدوین مفروضات ریسک، آمادگی کامل دارد. شرکتهای پیشرو، سازمانهایی هستند که نهتنها ریسک را کاهش میدهند، بلکه تیم مدیریتی را در تبدیلِ این ریسکها به فرصتهای رشد هدایت میکنند. نظارت هیئتمدیره همچنین تضمین میکند که اقدامات مناسب، در سطح تاکتیکی و از منظر راهبردی، صورت میپذیرد. در نهایت، تمرکزِ نظارت هیئتمدیره بر این موضوعاست که تیم مدیریتی چگونه ریسکها را به فرصتهای رشد تبدیل میکند. ما معتقدیم که هیئتمدیره و تیم مدیریتی نقشی فعال در مدیریت ریسکها و فرصتهای ژئوپلیتیک دارند. از همینرو، سه گام زیر را برای هیئتمدیره در رابطه با نظارت بر ریسکهای ژئوپلیتیک ارائه میدهیم:شکل ۱: سه گام برای نظارت بر ریسکهای ژئوپلیتیک
سؤالاتی برای اندیشیدن:
· آیا کسبوکار شما بهطور بالقوه در معرض رویدادهای ژئوپلیتیکِ غیرمنتظره قرار دارد؟
· عوامل ژئوپلیتیک چه تأثیری بر تحقق اهداف کلان شرکت دارند؟
· آیا ریسکهای ژئوپلیتیک در چارچوب مدیریت ریسک شرکت بهدرستی گنجانده شدهاند؟
· در تعامل با تیم مدیریتی، هیئتمدیره چه نقشی در مواجهه با ریسکهای ژئوپلیتیک ایفا میکند؟
· هیئتمدیره چگونه میتواند لحن و فرهنگ لازم برای مدیریت فعال ریسکهای ژئوپلیتیک را در سازمان نهادینه کند؟
· آیا هیئتمدیره نسبت به اقدامات تیم مدیریتی در مواجهه با ریسکهای ژئوپلیتیک، اطمینان کافی دارد؟
صلاحیت و آمادگی نظارتی هیئتمدیره
هیئتمدیره چگونه میتواند شایستگی و آمادگی خود را در حوزهی مسائل ژئوپلیتیک ارتقا بخشد؟ به منظور پشتیبانی و اعمالِ نظارت هیئتمدیره بر مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیک، برخورداری از تخصصِ بایسته ضروری است؛ امری که ارزیابی آن بر پنج مؤلفهی کلیدی استوار است: نخست آنکه جهان در حال تغییر مسیر است و اعضای هیئتمدیره باید این واقعیت را با بازنگری در نگرش ذهنی خود بپذیرند. دوم، ارزیابی سطح تخصص اعضا، گامی حیاتی برای افزایش آمادگی هیئتمدیره در انجامِ نظارتهای مرتبط با ریسکهای ژئوپلیتیک است. سوم، شرکتها میتوانند فراتر رفته و از حضور کارشناسان برجستهی ژئوپلیتیک یا چهرههای دارای نفوذ سیاسی در ترکیب هیئتمدیره بهره بگیرند. چهارم، آموزشهای مستمر میتواند سطح شایستگی اعضا را بهبود بخشیده و درک دقیقتری از ریسکها و فرصتهای ژئوپلیتیک برای آنان فراهم آورد. در نهایت، هیئتمدیره باید از نظر حاکمیتی آماده باشد؛ بدین معنا که از ساختار، فرآیندها و پویایی گروهیِ مطلوبی به منظور اعمالِ نظارتی مؤثر و کارآمد برخوردار باشد.
تغییر نگرش ذهنی
برای سالیان متمادی، روندهای ژئوپلیتیک عموماً خنثی یا مساعد بودهاند و به شرکتها امکان میدادند راهبردهایی با ابعاد جهانی اتخاذ کنند. با این حال، تنشهای ژئوپلیتیک بهطور فزایندهای در قالب درگیریهای تجاری، جنگهای نظامی، ترورهای سیاسی، ملیگرایی واکسن در دوران پساکووید-۱۹ و مواردی از این دست خود را نشان میدهند. این تحولات گویایِ بازگشت جریانهای سیاسی و اجتماعی مخالفی است که در بلندمدت، ماهیت جهانیسازی را دگرگون خواهد ساخت. ازآنجاکه هنوز افق زمانی این نااطمینانیها و ابعاد کامل این اختلالات مشخص نیست، مدلهای کسبوکار و تصمیمات عملیاتی شرکتها ــ از جمله راهبردهای بلندمدت و ارزشگذاریها ــ باید بازبینی شوند. بدیهی است هرچه این نااطمینانیها طولانیتر شود، بازگشت به مسیر پیشین دشوارتر خواهد بود.
اعضای هیئتمدیره بایستی با تغییر نگرش ذهنی خود، از هرگونه غفلت یا خوشخیالی در مواجهه با تحولات جهانی بپرهیزند. وقایع ژئوپلیتیکِ هر برهه، این توان را دارند که تأثیرات ژرفی بر زیستبوم کسبوکار در بازههای زمانی پنج تا ده ساله بر جای بگذارند. در این میان، هیئتمدیره باید این واقعیت را بهرسمیت بشناسد که تنشهای ژئوپلیتیک، اکنون تعیینکننده و هدایتکننده اصلیِ فرآیندهای برنامهریزی راهبردی هستند. از این رو، راهبردهای مقابله با ریسکهای ژئوپلیتیک نباید صرفاً به اقدامات جانبی محدود شوند، بلکه باید بهطور ساختاری در راهبردهای کلان شرکتی ادغام شوند. در نهایت، اعمال نظارتِ دقیق و کارآمد توسط هیئتمدیره، پیششرط اصلی برای ایجاد کسبوکاری پایدار و تابآور در برابر نوسانات جهانی است.
ارزیابی صلاحیتهای ژئوپلیتیک هیئتمدیره
سنجش صلاحیتها، گام نخست و حیاتی در احصای مجموعه مهارتها و تجارب اعضای هیئتمدیره در حوزهی ژئوپلیتیک است. یک ارزیابیِ اثربخش به هیئتمدیره این امکان را میدهد تا با رویکردی واقعبینانه، سطح دانش و اشراف اعضا را بسنجد. اگرچه ممکن است برخی هیئتهای مدیره از صلاحیت کافی در این زمینه برخوردار باشند و نیازی به تغییر در ترکیب آنها احساس نشود، اما باید توجه داشت که وجود «شکافهای دانشی» میتواند سدِ راه درک درست تهدیدهای ژئوپلیتیک شود.
برخورداری از تخصص ژئوپلیتیک در بدنه هیئتمدیره، پیششرط «نظارت هیئتمدیره» بر این دست مخاطرات است. این تخصص، هیئتمدیره را قادر میسازد تا نسبت به تحولات پرشتابِ چشمانداز ژئوپلیتیکِ جهان اشراف کامل داشته باشد، «ریسکهای ژئوپلیتیک» را به درستی مدیریت کند و از فرصتهای برآمده از این تغییرات نیز بهرهبرداری نماید. بدیهی است که واگذاریِ هدایت و مدیریت این رویدادها به اعضای متخصص، در نهایت به کاهش چشمگیر اختلالات و آسیبپذیریهای عملیاتیِ شرکت منجر خواهد شد.
استخدام یک مدیر متخصص
تخصص هیئتمدیره همواره در حال تحول بوده است. در سالهای اخیر، هیئتهای مدیره ناگزیر بودهاند دانش و تجربه خود را در حوزههایی همچون امنیت سایبری، فناوری، امور مالی و الزامات نظارتی تقویت کنند و همزمان، با انتصاب زنان و اعضای جوانتر، به تنوع ترکیب اعضا نیز توجه نشان دهند. با افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک، شرکتها بیش از پیش به حضور افراد مناسبی در اتاق هیئتمدیره نیاز دارند تا بتوانند به شکلی مؤثر بر ریسکها و فرصتهای مرتبط نظارت کنند. ترکیب هیئتمدیره، تا حد زیادی تعیینکننده توان یک شرکت در مواجهه با نااطمینانیهای ژئوپلیتیک است.
نوع دقیق تجربه و تخصص ژئوپلیتیک مورد نیاز، بسته به کشور، صنعت و ویژگیهای هر شرکت متفاوت است. برخی پیشینهها ممکن است برای یک شرکت خاص، مفیدتر از سایرین باشند. برای بعضی شرکتها، برخورداری از تخصص منطقهای در بازارهای پرنوسانی که در آنها فعالیت دارند، مزیتی مهم به شمار میآید. برای برخی دیگر، اولویت ممکن است تخصص در حوزههایی مانند انطباق جهانی، سیاستگذاری یا ژئواستراتژی باشد. از جمله گزینههای مناسب برای عضویت در هیئتمدیره میتوان به مقامات پیشین دولتی یا دیپلماتهای باتجربه در سیاست خارجی اشاره کرد. حضور یک متخصص در هیئتمدیره مزایای متعددی به همراه دارد: او میتواند دیدگاههای متنوعتری وارد بحثها کند، بینشهای معتبرتری ارائه دهد، از شکلگیری تفکر گروهی جلوگیری کند، سناریوهای محتمل را شناسایی کند و راهحلها و پاسخهای قابل اتکاتری پیشِ روی هیئتمدیره بگذارد.
آموزش مستمر اعضای هیئتمدیره
صرفنظر از میزان تخصص و تجربه ژئوپلیتیک، همه اعضای هیئتمدیره باید قادر به تحلیل رویدادهای ژئوپلیتیک باشند تا بتوانند در بحثهای معنادار و ثمربخش مشارکت کنند. ازآنجاکه چشمانداز ژئوپلیتیک جهان پیوسته در حال تغییر است، میزان مواجهه شرکت با ریسکهای ژئوپلیتیک نیز میتواند دستخوش تغییر شود. در بسیاری از موارد، اعضای آموزشندیده هیئتمدیره یا بیش از حد خوشبین هستند و تنها فرصتها را میبینند، یا بیش از حد بدبین هستند و صرفاً بر ریسکها تمرکز میکنند. بنابراین، ضروری است که این مسائل پیچیده و مبهم، برای اعضا شفافتر شود.
از اینرو، هیئتمدیره باید از آموزش مستمر برخوردار باشد تا همه اعضا بتوانند درک عمیقتری از میزان مواجهه شرکت با ریسکهای ژئوپلیتیک پیدا کنند. این آموزش میتواند در قالب مربیگری فعال، آموزش رسمی، تمرینهای میزگردی یا سمینارهایی ارائه شود که توسط کارشناسان برجسته، مشاوران یا متخصصان این حوزه برگزار میشود. آموزش باید ماهیتی آیندهنگر داشته باشد؛ یعنی بر این تمرکز کند که تنشهای ژئوپلیتیک چگونه در حال تحول هستند و در آینده چه نوع اثری بر کسبوکار خواهند گذاشت. در جهانی که اطلاعات نادرست و اخبار جعلی بهوفور در دسترس هستند، برخورداری هیئتمدیره از نگاهی ژئوپلیتیکیِ عمیق و آگاهانه، ضرورتی حیاتی است. آموزش مستمر به اعضای هیئتمدیره کمک میکند تا رویدادهای ژئوپلیتیک را به راهبردهای شرکتی پیوند دهند و راهحلهای خلاقانهتری ارائه دهند.
آمادگی حاکمیتی
حاکمیت شرکتی، ساختار و فرآیند لازم برای نظارت هیئت مدیره را فراهم میآورد. برای هدایت تصمیمگیریهای شرکتی، وجود ساختاری کارآمد، فرآیندهایی مستحکم و پویایی گروهی مؤثر ضروری است. هیئتمدیره باید از منظر حاکمیتی به سطحی از آمادگی برسد که بتواند به پرسشهایی از این دست پاسخ دهد: «چه کسی مسئولیت مدیریت ریسک ژئوپلیتیک را بر عهده دارد؟»، «فرآیند جریان اطلاعات چگونه عمل میکند؟» و «مسائل ژئوپلیتیک به چه شیوهای در شرکت مطرح و بررسی میشوند؟»
ساختار
هیئتمدیره باید اطمینان حاصل کند که ساختار کمیتهها مناسب است و مسئولیت نظارت بر ریسکها و فرصتهای ژئوپلیتیک بهروشنی تعیین شده است. در سطح مدیریت نیز میتوان یک فرد، واحد یا کمیته دارای اختیار را مسئول مدیریت ریسک ژئوپلیتیک تعیین کرد.
به منظور اجرای موفق یک ژئواستراتژی، ضروری است که نهاد مسئول بتواند ریسکهای اصلی ژئوپلیتیک را بهدرستی شناسایی کند، اثرات آنها را ارزیابی نماید و اقدامات مناسب را در پاسخ به آنها به انجام رساند. ازآنجاکه آثار ریسکهای ژئوپلیتیک معمولاً در سراسر شرکت احساس میشود، نهاد مسئول باید بهصورت میانوظیفهای عمل کند و ارتباطات را در سطوح مختلف هماهنگ سازد. هیئتمدیره نیز باید اطمینان پیدا کند که منابع و ابزارهای کافی در اختیار این نهاد قرار دارد تا بتواند ریسکهای ژئوپلیتیک را شناسایی، ارزیابی و کمّیسازی کند.
فرآیند
هیئتمدیره باید فرآیندی در اختیار داشته باشد که از طریق آن، اطلاعات حیاتی گردآوری شود و شرکت نسبت به تحولات چشمانداز ژئوپلیتیک بهروز بماند. حتی اگر یکی از اعضای هیئتمدیره متخصص ژئوپلیتیک باشد، پیچیدگی فزاینده تنشهای ژئوپلیتیک میتواند درک و جهتیابی اثرات این تحولات را دشوار سازد. از اینرو، لازم است اعضای هیئتمدیره پذیرای حضور و مشارکت متخصصان بیرونی باشند؛ افرادی که شناخت عمیقی از مسائل ژئوپلیتیکی مؤثر بر استراتژی، عملیات و انطباق شرکت دارند.
نظارت هیئتمدیره بر سطح مدیریت تضمین میکند که مدیریت از یک فرآیند مناسب برای جریان اطلاعات پیروی کند. این فرآیند باید شامل پایش مستمر تنشهای ژئوپلیتیک باشد؛ از جمله رصد تغییرات قوانین و مقررات، و نیز تغییرات در مناصب کلیدی مانند رئیسجمهور، قاضی فدرال یا رئیس خزانهداری فدرال. همچنین، این فرآیند باید ارزیابی اثرات بالقوه رویدادهای ژئوپلیتیک مختلف را نیز در بر گیرد تا مبنایی برای مهار تهدیدها فراهم شود. در پاسخ به این تحولات، شرکت ممکن است بهصورت پیشدستانه اقدام کند، بر روند سیاستگذاری اثر بگذارد یا راهبرد و عملیات موجود خود را اصلاح نماید.
اطلاعات گردآوریشده و اقداماتی که انجام میشود باید به سطوح مناسب سازمانی منتقل شود. همچنین اهمیت دارد که مدیریت بهطور منظم هیئتمدیره را در جریان آخرین تحولات قرار دهد. این امر زمینه گفتوگوی معنادار را فراهم میسازد و تبادل نظر درباره رویدادها و تحولات ژئوپلیتیک را ممکن میسازد. اعضای هیئتمدیره نیز در پرتو دانش عمیقتر خود درباره موضوعات ژئوپلیتیک، میتوانند مدیریت را به چالش بکشند و بینشهای ارزشمندی ارائه دهند.
پویایی گروهی
داشتن اعضای توانمند، ساختار حاکمیتی مناسب و فرآیندهای کارآمد، لازم است، اما کافی نیست. برای مواجهه مؤثر با چالشهای ژئوپلیتیک، هیئتمدیره باید از فرهنگ سالمی در اتاق هیئتمدیره برخوردار باشد. اثربخشی هیئتمدیره به کیفیت اعضا، ساختارها و فرآیندها وابسته است، اما آنچه اغلب هیئت را بهعنوان یک تیم مؤثر حفظ میکند، پویایی گروهی است؛ یعنی همان مجموعه نگرشها و رفتارهایی که تعامل میان اعضا را شکل میدهد. ارزشها، باورها و نگرشهای اعضای هیئتمدیره، رفتارها و تصمیمات آنها را هدایت میکند و باید در مسیر انسام در شکلگیری تیمی به منظور دستیابی به موفقیت کسبوکار همسو شود.
فرهنگ هیئتمدیره از جمله دشوارترین چالشهایی است که اعضا با آن روبهرو هستند. بر اساس نظرسنجی سالانه مدیران شرکتها در سال ۲۰۲۰ که توسط شرکت خدمات حرفهای پی.دابلیو.سی انجام شد، برای دومین سال متوالی حدود نیمی از اعضای هیئتمدیره، یعنی ۴۹ درصد، گفتهاند دستکم یکی از اعضای دیگر هیئتمدیره در شرکت آنها باید جایگزین شود. همچنین ۲۱ درصد اظهار داشتند که دو یا چند عضو باید کنار بروند. این یافتهها بهخوبی نشان میدهد که ساختن یک تیم منسجم از میان شخصیتها و پیشینههای متفاوت، تا چه اندازه دشوار است.
به منظور پیوند افراد با پیشینههای تحصیلی، تجربههای کاری، تخصصها، جنسیت، سن، طرز فکر، عقاید، شخصیتها و فرهنگهای مختلف، رئیس باید هیئتمدیره را بهمنزله یک نهاد جمعی ببیند. اعضای هیئتمدیره نیز باید با یکدیگر همکاری کنند تا شرکت را از میان نااطمینانیهای ژئوپلیتیک عبور دهند. دستیابی به این هدف، مستلزم آن است که تلاش همه اعضا از مسیر همکاری، گفتوگوی انتقادی و اعتماد متقابل، در یک جهت همگرا شود.
سؤالهایی برای هیئتمدیره درباره نظارت بر صلاحیت
آیا هیئتمدیره شما توان شکلدهی به دیدگاه مستقل و سنجیده خود درباره وضعیت ژئوپلیتیک را دارد؟
آیا در ترکیب هیئتمدیره شما اعضایی با تخصص ژئوپلیتیک حضور دارند؟
آیا هیئتمدیره از افراد، ساختار، فرآیندها و پویایی گروهی لازم برای نظارت بر ریسکهای کلیدی ژئوپلیتیک و به چالش کشیدن مدیریت برخوردار است؟
هر چند وقت یکبار به هیئتمدیره درباره تحولات ژئوپلیتیک و پیامدهای بالقوه آنها گزارش داده میشود؟
آیا ساختار شرکتی شما برای مدیریت ریسک ژئوپلیتیک نیازمند بازنگری است؟
آیا نظام اطلاعاتی هیئتمدیره شما پاسخگوی نیاز به دادهها و تحلیلهای ژئوپلیتیکی هست؟
آیا هیئتمدیره درک میکند که ریسکهای ژئوپلیتیک چگونه با سیاستها و رویههای مدیریت ریسک سازمانی همسو میشوند؟
نظارت بر آمادگی در برابر ریسک ژئوپلیتیک
ثبات و بقای شرکتها میتواند در معرض تهدید ریسکهای ژئوپلیتیک قرار گیرد. مدیریت باید آگاه باشد که اهداف راهبردی شرکت ممکن است تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیک قرار گیرند و ازاینرو، آمادگی برای واکنش به آنها ضرورتی انکارناپذیر است. آخرین چیزی که یک هیئتمدیره به آن نیاز دارد، فلج شدن در برابر تیترهای خبری است. در شرایطی که وضعیت ژئوپلیتیک پیوسته در حال تغییر است، هیئتمدیره باید نگاهی بلندمدت داشته باشد، تصویر کلان را ببیند و چارچوبی جامع برای نظارت بر آمادگی شرکت ایجاد کند.
به منظور طراحی چنین چارچوبی، هیئتمدیره باید بر چهار حوزه تمرکز کند: مفروضات، شناسایی، ارزیابی و کمّیسازی. هرگاه شرایط ژئوپلیتیک یا مقررات تغییر میکنند، هیئتمدیره باید بداند که مفروضات قبلی درباره راهبرد شرکت و رویههای مدیریت ریسک به احتمال زیاد دیگر معتبر نخواهند بود. بنابراین، هیئتمدیره باید بر شناسایی عوامل ژئوپلیتیک مرتبط، ارزیابی اثر آنها بر شهرت، فروش، زنجیره تأمین، امور مالی، عملیات و ذینفعان و نیز کمّیسازی این آثار در سناریوهای مختلف نظارت کند. مدیریت فعالانه ریسک، از شدت پیامدهای منفی میکاهد و درعینحال میتواند امکان بهرهبرداری از فرصتها را فراهم سازد.
مفروضات
در نگاه نخست، ریسک ژئوپلیتیک اغلب شامل مجموعهای از رویدادها و نااطمینانیهای فراگیر میشود که برای یک شرکت به نظر غیرقابل پیشبینی و مدیریتناپذیر میرسند. برای نمونه، جنگها ممکن است سالها یا حتی دههها طول بکشند و پیشبینی نتایج آنها دشوار باشد. این فرض، اغلب به دستکمگرفتن یا نادیدهگرفتن ریسکهای ژئوپلیتیک میانجامد. هرچند دستیابی به پیشبینیهای همواره دقیق ممکن نیست، اما آگاهی ژئوپلیتیک میتواند به شرکت کمک کند تا توان لازم برای مدیریت تابآورانه شوکهای ژئوپلیتیک را در خود ایجاد کند. در واقع، بسیاری از رویدادهای ظاهراً غیرقابل پیشبینی را میتوان دستکم از حیث احتمال وقوع یا دامنه اثر، تا حدی برآورد کرد. هیئتمدیره باید فرض «غیرقابل پیشبینی بودن» ریسکهای ژئوپلیتیک را به چالش بکشد و این موضوع را در تصمیمات استراتژیک و فرآیند نظارتی خود وارد کند.
هر راهبرد یا تصمیمی، بر مجموعهای از مفروضات بنیادین درباره بازارها و محیط جهانی استوار است. برخی از این مفروضات ممکن است صریح و برخی دیگر ضمنی باشند.. با وقوع یک تغییر پارادایمی، مفروضات و انتظارات قبلی ممکن است اعتبار خود را از دست بدهند. این ریسکها دیگر صرفاً مسائل کلان نیستند، بلکه تهدیدهایی هستند که میتوانند مستقیماً بر فروش، سود خالص و ارزشگذاری شرکت اثر بگذارند. مدیریت باید تهدیدهای بالقوه را پیشبینی کند و بهجای رویکرد واکنشی، فعالانه عمل کند تا تابآوری سازمانی شکل گیرد. ازاینرو، برای هیئتمدیره ضروری است که هرگاه چشمانداز ژئوپلیتیک موجب نااطمینانی میشود، بر بازنگری مفروضات راهبردی و تعدیل راهبرد و الگوهای کسبوکار توسط مدیریت نظارت کند.
شناسایی
به منظور اعمال نظارت بر آمادگی در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک، هیئتمدیره باید چارچوب مدیریت برای شناسایی تهدیدها و فرصتهای ژئوپلیتیک را بهخوبی درک کند. برای هیئتمدیره ارزشمند است که شناختی عمیق از محرکهای ریسکهای ژئوپلیتیک، چه در زمان حال و چه در آینده، داشته باشد. این نیروها و عوامل میتوانند از سوی مدیریت بهعنوان متغیرهای بالقوه مرتبط شناسایی شوند و سپس در فرآیند نظارت، توسط هیئتمدیره مورد بازبینی قرار گیرند. هیئتمدیره، با اتکا به دیدگاه و تخصص خود، میتواند مدیریت را درباره احتمال وقوع رویدادهای ژئوپلیتیک و اثرات بالقوه آنها بر کسبوکار به چالش بکشد.
بسیاری از شرکتها از تحلیل پِستل (PESTLE)[۲۴] ــ شامل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، قانونی و زیستمحیطی ــ استفاده میکنند؛ چارچوبی که برای دستهبندی و تحلیل محیط کلان، از بهروزرسانی سال ۲۰۱۷ چارچوب مدیریت ریسک سازمانی کوزو اقتباس شده است. این چارچوب به شرکتها کمک میکند تا نیروهای بیرونی و تغییرات بالقوه در چشمانداز ژئوپلیتیک را که ممکن است بر همه ابعاد کسبوکار اثر بگذارند، بهتر شناسایی کنند. نتایج تحلیل پِستل را میتوان با ارزیابی قابلیتهای داخلی، یعنی نقاط قوت و ضعف، در برابر محیط خارجی، یعنی فرصتها و تهدیدها، در قالب تحلیل سوات (نقاط قوت، ضعفها، فرصتها و تهدیدات) تلفیق کرد. نظارت هیئتمدیره بر فرآیند شناسایی ریسکهای ژئوپلیتیک، میتواند مدیریت را به رویکردی فعالانهتر در تشخیص عوامل ژئوپلیتیک سوق دهد.
ارزیابی
پس از شناسایی ریسکها و فرصتهای ژئوپلیتیک، هیئتمدیره باید نظارت کند که مدیریت، سناریوهای ژئوپلیتیک را طراحی کرده و آنها را تحت آزمون فشار قرار دهد. این ارزیابی باید پیامدهای محتمل و بدترین پیامدهای ممکن، بازه زمانی بروز آثار و نیز واکنشهای زنجیرهای درونسازمانی را که ممکن است به تغییر در راهبرد شرکت بینجامند، دربر گیرد. نظارت هیئتمدیره بر این ارزیابی نباید صرفاً به بدیهیترین موارد محدود شود، بلکه باید با دامنهای فراگیر، همه جوانب را برای حفاظت از شرکت و ایفای وظیفه مراقبتی هیئتمدیره در نظر بگیرد.
شرکتها باید بدترین سناریوهای مرتبط با ریسکهای ژئوپلیتیک را از زوایای مختلف ارزیابی کنند. تحولات ژئوپلیتیک ممکن است بر فروش در بازارهایی که در برابر شوکهای ژئوپلیتیک آسیبپذیرند اثر بگذارد؛ روابط بیثبات ژئوپلیتیک میتواند مانع گسترش به بازارهای جدید و نوظهور شود؛ مکانها و سیاستهای ناپایدار ممکن است توان شرکت را در جذب و حفظ استعدادها تضعیف کند؛ مرزهای ناامن یا درگیریهای نظامی میتواند زنجیره تأمین و مشارکتها را مختل سازد؛ و تصمیمات سیاسی و نظارتی غیرقابل اتکا ممکن است ریسکهای سرمایهای، از جمله افزایش هزینه سرمایه یا حفظ سرمایه، به همراه داشته باشد. همچنین، آشفتگی ژئوپلیتیک میتواند به حفظ داراییها بر اثر ضبط یا مصادره منجر شود.
همچنین، مدیریت باید ارزیابی منصفانهای از بازه زمانی تحول ریسک داشته باشد. بسیاری از ریسکها ممکن است طی سالها یا حتی دههها خود را نشان دهند. برای مثال، نابرابری درآمدی طی چند دهه و از خلال اعتراضات پراکنده و رویدادهایی مانند جنبش والاستریت و برگزیت، بهتدریج تشدید شده است. این نابرابری میتواند به خشونت و شکافهایی منجر شود که سیاستمداران، جوامع و حتی خانوادهها را از هم جدا میکند. هیئتمدیره باید نسبت به سناریوهای ناشی از ریسکهای «کرگدن خاکستری»آگاه باشد؛ تهدیدهایی که میشل ووکر آنها را رویدادهایی با احتمال وقوع بالا، شدت زیاد و در عین حال نادیدهگرفتهشده تعریف میکند. سناریونویسی در افقهای زمانی متفاوت، برای تدوین برنامههای واکنش و تضمین تداوم کسبوکار، ابزار ارزشمندی است.
همانگونه که استادان شطرنج میتوانند چندین حرکت آینده را پیشبینی کنند، هیئتمدیره نیز باید تفکر آیندهنگرانه را در تصمیمگیری خود بهکار گیرد و آثار شهرتیِ واکنش سازمان به ریسکهای ژئوپلیتیک را در نظر داشته باشد؛ چراکه این ریسکها اغلب تحت تأثیر دولتها، مذاهب و جامعه شکل میگیرند. هر لغزش ادراکشده از سوی این گروهها میتواند از طریق حلقههای بازخورد مثبت، تشدید شود. این روابط چرخهای، زمانی که یک اقدام سازمانی از سوی ذینفعان تحسین یا محکوم شود، میتوانند بهطور مستقیم بر شهرت شرکت اثر بگذارند.
در مارس ۲۰۲۱، شرکتهای اچ.اند.ام و نایک بهدلیل موضع سیاسی که اتخاذ کردند، در چین با تحریم مواجه شدند. این شرکتها و شماری دیگر از برندهای پوشاک غربی علیه ادعای استفاده از کار اجباری در تولید پنبه در شینجیانگ موضعگیری کردند. موضع اچاندام در چین بهمنزله دخالت در سیاست داخلی تلقی شد؛ در نتیجه، فروشگاههای آن، توسط مالکان بسته شد، نرمافزارهای موبایلی آن از پلتفرمهای تجارت الکترونیک حذف گردید و در موتورهای جستوجو و دیگر برنامههای اصلی چین مسدود شد. هیئتمدیره و مدیریت باید آگاه باشند که ریسکهای ژئوپلیتیک میتواند حتی «مجوز اجتماعی فعالیت» شرکت را نیز با هزینه مواجه کند.
کمّیسازی
همانطور که گفته شد، ارزیابی آثار ریسکهای ژئوپلیتیک، بخشی جداییناپذیر از آمادگی است. در این میان، کمّیسازی نقشی کلیدی در انتخاب واکنش بهینه ایفا میکند. هرچند کمّیسازی ریسکهای ژئوپلیتیک دشوار به نظر میرسد، اما اگر بهدرستی انجام نشود، شرکت ممکن است آثار منفی بالقوه را بهدرستی قیمتگذاری نکند و در نتیجه، واکنشهای کماثرتر یا نامناسبتری برگزیند.
هیئتمدیره باید بر مدیریت در توسعه قابلیتها، فرآیندها و ابزارهای لازم برای کمّیسازی نااطمینانیهای ژئوپلیتیک نظارت کند. مدیریت میتواند از روشهای موردی برای تحلیلهای داخلی بهره گیرد. برای مثال، در مناطق بیثبات، ریسکهای ژئوپلیتیک میتوانند بر همه اجزای اصلی صورتهای مالی، از جمله داراییها، بدهیها، حقوق صاحبان سهام، درآمدها و هزینهها اثر بگذارند. هرچند ردیابی همزمان روابط علیّ و معلولی در تمام این اجزا دشوار است، اما میتوان اثرات بر هر جزء را بهصورت مجزا کمّیسازی کرد تا تصویر دقیقتر و پویاتری به دست آید. مشابه رویکرد تحلیل جمع اجزا، راهبردهای واکنش شرکت ــ از جمله اجتناب، کاهش، انتقال و پذیرش ــ میتواند در ارتباط با عناصر منفرد، در پیشبینی صورتهای مالی ادغام شود. در نهایت، بر پایه تحلیل هزینه ـ فایده هر راهبرد، شرکت میتواند مناسبترین رویکرد واکنشی را انتخاب کند.
هیئتمدیره باید همچنین اطمینان یابد که مدیریت از مدلهای داده معتبر برای پشتیبانی از تصمیمگیری استفاده میکند. برای نمونه، اثر ریسکهای ژئوپلیتیک بر پروژههای سرمایهگذاری را میتوان از طریق نرخ تنزیل سنجید، اما این نرخ باید بهدرستی انتخاب و توجیه شود. یکی از پرسشهایی که هیئتمدیره میتواند از مدیریت بپرسد این است که این نرخ دقیقاً بر چه اساسی تعیین شده است. اگر بتوان اجزای نرخ تنزیل را از هم تفکیک کرد، هیئتمدیره باید بداند چه نرخ بدون ریسکی بهعنوان معیار انتخاب شده، چه میزان اسپرد بازده اوراق قرضه دولتی[۴۴] به آن افزوده شده، آیا از مبادلات نکول اعتباری حاکمیتی استفاده شده یا نه، و مانند آن. از آنجا که قیمت بازار ریسک بازتاب اجماع فعالان بازار در یک لحظه خاص است، شاخصهایی مانند اسپرد بازده اوراق یا حق بیمه CDS حاکمیتی ممکن است بسیار نوسانپذیر باشند. برای لحاظ کردن ریسکهای دمکلفت ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک نیز ممکن است شرکتها ناچار شوند از مدلهایی استفاده کنند که پیشتر برای سنجش مواجهه با ریسک تروریسم یا بلایای طبیعی طراحی شدهاند.
اعضای هیئتمدیره باید از جدیدترین ابزارها و فناوریهای تحلیلی نیز آگاه بمانند. در سالهای اخیر، هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری متفاوت از روشهای سنتی، برای شناسایی و کمّیسازی ریسکهای ژئوپلیتیک به کار گرفته شده است. هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از دادههای غیرعددی، مانند ویدئوها، متون و محتوای شبکههای اجتماعی را که تحلیل آنها برای انسان دشوار است، جمعآوری و پردازش کند. برای مثال، در حوزه ویدئو، این فناوری میتواند انبوهی از محتوا را تحلیل کند تا اثرگذاری یک اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی را که خواستار اعتراض سیاسی است، برآورد کند. در حوزه متون نیز، پردازش زبان طبیعی ــ بهعنوان یکی از زیرشاخههای هوش مصنوعی ــ برای اسکن میلیونها وبسایت یا تحلیل حجم انبوه دادههای متنی، به ابزاری محبوب در تخمین تحولات ژئوپلیتیک بدل شده است.
برای نمونه، میتوان به کمبریج آنالیتیکا اشاره کرد؛ شرکتی که بهسبب استفاده از تبلیغات هدفمند مبتنی بر هوش مصنوعی در رسانههای اجتماعی برای اثرگذاری بر همهپرسی برگزیت و انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، مورد انتقاد قرار گرفت. همچنین جیپی مورگان فرآیند خود برای شناسایی و کمّیسازی ریسک ژئوپلیتیک را بر پایه مجموعهای از شاخصهای سیاسی و اجتماعی، از جمله آزادی، دموکراسی، محیط کسبوکار و فساد، طراحی کرده و حتی شاخصی به نام Volfefe را برای ردیابی توییتهای دونالد ترامپ توسعه داده است. این شاخص، هرچند در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، واقعی است و نوسانات احساسات بازار نسبت به اوراق خزانهداری آمریکا را که ناشی از توییتهای رئیسجمهور وقت بود، اندازهگیری میکند. هیئتمدیره باید از این تحولات فناورانه آگاه باشد و مناسبترین ابزارها را برای کمّیسازی ریسکهای ژئوپلیتیک برگزیند.
سؤالهایی برای هیئتمدیره در زمینه آمادگی
کدام مفروضات استراتژی شرکتی ممکن است بر اثر تحولات ژئوپلیتیک از اعتبار ساقط شوند؟
اگر ریسکهای ژئوپلیتیک مفروضات بحرانی مدیریت را به چالش بکشند، آیا هیئتمدیره برای ایجاد تغییر استراتژیک آمادگی دارد؟
چگونه میتوان برای جنبههای بهظاهر «ناشناختنی» ژئوپلیتیک [۵۴]برنامهریزی کرد؟
تیم مدیریت از چه چارچوبی برای شناسایی و ارزیابی عوامل ژئوپلیتیک استفاده میکند و آیا این چارچوب استوار و قابل اتکاست؟
هیئتمدیره چه پیشنهادهایی برای بهبود نظارت دارد تا شوکها زودتر شناسایی شوند و دید کافی بر زنجیره تأمین برای تشخیص تهدیدها وجود داشته باشد؟
آیا هیئتمدیره فرآیند مدیریت ریسک ژئوپلیتیک از طریق سناریونویسی و آزمون تنش را بهخوبی درک میکند؟
نااطمینانیهای ژئوپلیتیک، با توجه به سناریوهای جدید اقتصادی، چه اثری میتوانند بر ارزشگذاری شرکت و صورتهای مالی آن بگذارند؟
آیا مدیریت به ریسکهای ژئوپلیتیک بهصورت جامع و از منظرهای فرهنگی، فناورانه، اجتماعی و قانونگذاری میپردازد؟
نظارت بر اقدامات مرتبط با ریسکهای ژئوپلیتیک
پس از تحلیل ریسک ژئوپلیتیک، پرسش اصلی این است که چه باید کرد. هیئتمدیره باید همراه با تیم مدیریتی، گزینههای راهبردی را برای واکنش طراحی کند و بر اجرای آنها در فرآیند تصمیمگیری نظارت داشته باشد. مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیک، در کنار سایر ریسکها همچون ریسکهای اقتصادی، محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG)، بازاری، سایبری، فناورانه و قانونی، باید در چارچوب مدیریت ریسک سازمانی شرکت، ادغام شود. همه ریسکها با راهبرد شرکت پیوند دارند؛ ازاینرو، مدیریت ریسک باید بهصورت پویا در سراسر عملیات و در کل زیستبوم شرکت نهادینه شود. هیئتمدیره باید بر تیم مدیریتی، نظارت و از آن حمایت کند تا بتواند ریسکهای ژئوپلیتیک خاص را پیشبینی، ارزیابی، اجتناب، کاهش، حذف، انتقال یا بپذیرد.
هرگاه تنشهای ژئوپلیتیک دستخوش تحول میشود، شرکت باید در کوتاهترین زمان ممکن وضعیت را پیشبینی و ارزیابی نماید. شرکتها باید در مواجهه با ریسکهای ژئوپلیتیک، رویکردی فعال داشته باشند، نه واکنشی. در برخی موارد، میتوان از اختلالات ژئوپلیتیک پیشگیری کرد یا بهصورت فعال بر آنها اثر گذاشت؛ در موارد دیگر، میتوان از طریق تنوعبخشی بهموقع، ریسک را کاهش داد؛ و در سایر موارد، میتوان اختلالات و هزینههای ژئوپلیتیک را از طریق بیمه و پوشش ریسک به حداقل رساند. افزون بر این، فرصتهای رشد نیز ممکن است همزمان با ریسکهای ژئوپلیتیک پدیدار شوند. با اتکا به تخصص، آیندهنگری و نظارت هیئتمدیره، شرکتها میتوانند در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک تابآورتر شوند.
پیشگیری
درک عمیق از ریسک ژئوپلیتیک، پایه اصلی پیشگیری و محافظت در برابر اختلالات است. اگر شرکت در پی ورود به بازارهای جدید باشد، مدیریت باید اطلاعات لازم را گردآوری و تحلیل کند تا نشانههای هشدار اولیه را شناسایی کند. ارزیابی احتمال وقوع اختلال ژئوپلیتیک پیش از بروز آن و اجتناب کامل از مناطق پرریسک، نخستین گام در پیشگیری فعالانه از آثار منفی است.
در مناطق ناپایدار یا خطرناک، شرکتهای بینالمللی میتوانند بهعنوان اقدامی پیشگیرانه، برنامههای اقتضایی برای خروج از آن مناطق تدوین کنند تا در صورت بروز اختلال، آمادگی لازم را داشته باشند. آمادگی برای واکنش سریع با هدف حفاظت از نیروی انسانی، داراییها و اعتبار شرکت، ضرورتی اساسی است. در مناطق پرتلاطم، شرکتها باید بتوانند کارکنانِ در معرض خطر را بهصورت ایمن تخلیه کنند. هنگامی که خطر مصادره داراییها پدیدار میشود، مدیریت میتواند بازگرداندن سریع وجوه نقد را در نظر گیرد. در صورت امکان، ممکن است انتقال داراییهای نامشهود از منطقهی دچار اختلال نیز مناسب باشد. درباره داراییهای مشهود، شرکت میتواند با واگذاری آنها به خریدار، فرآیند خروج را آغاز کند. از دیگر اقدامات پیشگیرانه میتوان به کاهش سرمایهگذاریهای سرمایهای و محدود کردن ارسال کالاهای خارجی به مناطقِ دچار اختلال اشاره کرد. به منظور کاهش مواجهه با ریسک مصادره نیز ممکن است مدیریت، مشارکت با کسبوکارهای محلی قدرتمند و تشکیل سرمایهگذاری مشترک را در دستور کار قرار دهد.
برای شرکتهایی که از کشورها یا مناطقی تأمین میکنند که ریسکهای ژئوپلیتیک در آنها بهسرعت رو به افزایش است، ایجاد تابآوری در زنجیره تأمین امری حیاتی است. برای تضمین تداوم کسبوکار، مدیریت باید همکاری نزدیکتری با تأمینکنندگان کلیدی برقرار کند؛ تأمینکنندگانی که آنها نیز باید برنامههای تداوم کسبوکار خود را داشته باشند. شرکتی که در معرض اختلال در زنجیره تأمین قرار دارد، باید همراه با تأمینکنندگان کلیدی خود سناریوهای مشترک را بیازماید تا اطمینان یابد که آنها نیز قادر به عبور از همان بحران خواهند بود. هرگز نباید این واقعیت را دستکم گرفت که اوضاع تا چه اندازه میتواند دشوار یا حتی وخیمتر شود. هواوی این درس را به شکلی سخت آموخت.
هواوی: از بد به بدتر
شرکت فناوری هواوی در سال ۲۰۱۹، زمانی که دولت ترامپ آن را از خرید تراشه و فناوری آمریکایی منع کرد، با بحران بزرگی مواجه شد. این ممنوعیت، زنجیره تأمین این شرکت چینی را بهشدت مختل کرد، زیرا هواوی سالانه حدود ۲۱ میلیارد دلار تراشه از فروشندگان آمریکایی خریداری میکرد.
بخش تولید تراشه این شرکت چینی، یعنی هایسیلیکون، اعلام کرد که مدتها برای چنین سناریوی افراطی آماده بوده است. طی یک دهه گذشته، هواوی میلیاردها دلار در هایسیلیکون سرمایهگذاری کرده بود تا محصولات جایگزین را بهصورت محرمانه توسعه دهد و برای آن سناریوی ظاهراً بعید آماده باشد که شاید روزی نتواند تراشههای پیشرفته را از ایالات متحده تأمین کند. اندکی پس از اعمال رسمی ممنوعیت، هواوی اعلام کرد که از محصولات هایسیلیکون بهعنوان جایگزین قطعات آمریکایی ممنوعشده استفاده خواهد کرد. به تعبیر خود شرکت، زمان آن رسیده بود که «همه لاستیکهای زاپاس درون گاوصندوق» برای مقابله با تصمیم غیرمنطقی آمریکا به کار گرفته شوند.
اما وضعیت برای هواوی از این هم دشوارتر شد. هایسیلیکون تراشههای پیشرفته را طراحی میکرد، اما ساخت آنها بر عهده شرکت ریختهگری تایوانی تی.اس.ام.سی بود. در ماه می ۲۰۲۰، آمریکا مقررات جدیدی وضع کرد که بر اساس آن، هر محصولی که با فناوری آمریکایی ساخته شده و قرار بود به هواوی فروخته شود، نیازمند اخذ مجوز بود. این امر عملاً تأمین تی.اس.ام.سی برای هواوی را نیز با مانع روبهرو کرد، زیرا تجهیزات لیتوگرافی فرابنفش مورد استفاده در تولید تراشه، توسط شرکت هلندی ای.اس.ام.ال تأمین میشد که در عمل در چارچوبی مشترک با نفوذ آمریکا، هلند و ژاپن فعالیت میکرد.
در نوامبر ۲۰۲۰، هواوی اعلام کرد که قصد دارد برند آنر، بخشی از کسبوکار گوشی هوشمند خود را واگذار کند. این شرکت توضیح داد که این تصمیم بهدنبال فشار شدید و تداوم عدمدسترسی به عناصر فنی موردنیاز برای زنجیره صنعتی آنر اتخاذ شده و هدف از آن، تضمین بقا بوده است.
اعمال نفوذ
رهبران کسبوکار باید دیدگاهی کلنگر نسبت به سیاست ایجاد کنند و راهبرد ژئوپلیتیکی متناسب با موضع شرکت در قبال مسائل کلیدی تدوین نمایند. این موضوع ممکن است شامل تلاش فعالانه برای اثرگذاری بر تحولات ژئوپلیتیک و نظارتی، از طریق تعامل با ذینفعان کلیدی در سطوح محلی، ملی و بینالمللی باشد. برای نمونه، یک شرکت میتواند آثار تعرفهها و سهمیهها را بر کسبوکار خود بهخوبی پیشبینی کند؛ ازاینرو، آگاهسازی سیاستگذاران نسبت به تبعات بالقوه چنین سیاستهایی اهمیت مییابد. شرکتها و دولتها باید در مواجهه با ریسک ژئوپلیتیک، از طریق فرآیندهای مشورتی، با یکدیگر همکاری کنند.
برای بازیگران کوچکتر، اعمال نفوذ سیاسی ممکن است دشوار باشد. در چنین وضعی، یافتن متحدان و شکلدادن به ائتلافها، راهبردی مناسبتر است. این امر میتواند شامل همکاری با انجمنهای صنعتی، سازمانهای تجاری، رقبا یا حتی فعالان اجتماعی باشد تا هر زمان که بر سر موضوعی مشترک با دامنه وسیع اثرگذاری بر ذینفعان همراه بود، زمینه تفاهم وجود داشته باشد. هنگامیکه ذینفعان پراکنده و کمقدرت گرد هم میآیند، میتوانند نگرانیهای خود را مؤثرتر مطرح کنند و جدی گرفته شوند.
برای بازیگران قدرتمندتر، اعمال نفوذ ممکن است شامل ایجاد ارتباط با سیاستگذاران و حمایت یا مخالفت با برخی سیاستها و قوانین باشد. در برخی موارد، شرکتها میتوانند از طریق لابیگری یا هزینههای سیاسی، بر چشمانداز ژئوپلیتیک اثر بگذارند. هیئتمدیره معمولاً در نظارت بر این فرآیند نقشی کلیدی دارد. با این حال، استفاده از هزینههای سیاسی برای اثرگذاری بر سیاستهای ملی، موضوعی بسیار حساس است؛ زیرا ممکن است بهعنوان رشوه تلقی شود. اعضای هیئتمدیره باید ریسکهای شهرتی را در نظر بگیرند و اطمینان یابند که این فرآیند شفاف است و امکان بررسی آن از سوی ذینفعان وجود دارد.
در جهان امروز، بسیاری از شرکتها برای بیشینهسازی سود، فراتر از وابستگی به یک کشور خاص عمل میکنند و برخی حتی از بسیاری از دولتها قدرتمندتر شدهاند. بنابراین، شگفتآور نیست که وقتی شرکتها به ابرقدرتهای جهانی بدل میشوند، راههای تازهای برای حفاظت از منافع خود یا پیشبرد آن پیدا کنند. این ابرقدرتهای شرکتی گاه تا حدی در عرصههای سیاسی و اجتماعی کشورهای کوچک اثر میگذارند که نهتنها در برابر بیثباتی ژئوپلیتیک آسیبپذیرند، بلکه خود نیز میتوانند در شکلگیری آن نقش داشته باشند. ازاینرو، هیئتمدیره و اعضای آن باید نسبت به نقش کسبوکار در جامعه آگاه باشند و مسئولیت اجتماعی خود را در مواجهه با ریسکهای ژئوپلیتیک جدی بگیرند.
تنوعبخشی
به منظور مقابله فعال با آثار پیشبینیناپذیر ریسکهای ژئوپلیتیک، اعضای هیئتمدیره باید به تنوعبخشی، توجه ویژه داشته باشند. برای بررسی گزینههای جایگزین، هیچ زمانی زود نیست. هرچه تنشهای ژئوپلیتیک افزایش یابد، شکنندگی زنجیرههای تأمین جهانی نیز بیشتر آشکار میشود.
دولت ترامپ در فاصله سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، از رهگذر تقابل و اصطکاک با چین، نااطمینانیهای عمدهای متوجه شرکتها و هیئتهای مدیره کرد. در نتیجه، هیئتهای مدیره ناگزیر شدند راهبردهای تأمین خود را در پرتو تضعیف زنجیرههای تأمین جهانی، بازنگری کنند. همهگیری کووید-۱۹ نیز این مشکلات را تشدید کرد و شرکتها را با بدترین سناریو مواجه ساخت: احتمال دوپارهشدن زنجیرههای تأمین جهانی به دو نظام موازی و رقیب. در چنین فضایی، شرکتها باید بهطور جدی بر تنوعبخشی زنجیره تأمین تمرکز کنند و راهبرد «چین بهعلاوه یک» را در نظر بگیرند.
بر اساس گزارش سال ۲۰۲۰ شرکت حقوقی فولی، درباره اختلال در زنجیره تأمین جهانی و راهبردهای آینده که با نظرسنجی از نزدیک به ۱۵۰ مدیر ارشد تولیدکننده انجام شد، نتایج ذیل به دست آمد:
· ۴۳ درصد از پاسخدهندگان یا بخشی از تولید یا تأمین خود را از چین خارج کردهاند یا در حال برنامهریزی برای انجام این کار هستند.
· ۷۰ درصد معتقدند که در نتیجه همهگیری، شرکتها بهجای تمرکز صرف بر ارزانترین تأمینکننده، بر تابآوری بیشتر زنجیره تأمین تأکید خواهند کرد.
نظرسنجی مککنزی نیز به نتایجی مشابه رسیده است. پاسخدهندگان این نظرسنجی نیز از تغییرات راهبردی مشابهی سخن گفتهاند؛ از جمله تنوعبخشی جغرافیایی در زنجیره تأمین و اتکای بیشتر به زنجیرههای تأمین منطقهای.
در سال ۲۰۲۰، چین راهبرد بلندمدت «چرخش دوگانه» خود را رونمایی کرد تا وابستگی خود را به بازارها و فناوری خارجی کاهش دهد. از آنجا که این روند جداسازی، چهره زنجیره تأمین جهانی را دگرگون خواهد کرد، هیئتمدیره باید بر راهبردهای تنوعبخشی شرکت نظارت کند تا تداوم کسبوکار تضمین شود.
بیمه
بیمه مقرونبهصرفه، یکی از ابزارهای کلیدی در کاهش ریسک است. بیمه ریسک سیاسی برای کاهش خسارت وارده بر داراییهای تجاری، درآمد یا اموال، در نتیجه یک رویداد سیاسی طراحی شده است. این نوع بیمه میتواند طیف گستردهای از ریسکها، از جمله خشونت سیاسی، مصادره، عدم امکان تبدیل ارز، نکول و قراردادهای معوق یا ناکاممانده را پوشش دهد.
با این حال، بسیاری از شرکتها هنوز خود را در برابر برخی ریسکهای ژئوپلیتیک، مانند اختلال در زنجیره تأمین، بیمه نمیکنند. اگر شرکتی در کشوری فعالیت میکند که ریسکهای ژئوپلیتیک در آن رو به افزایش است، برخورداری از پوشش بیمهای مناسب میتواند به حفظ تداوم کسبوکار کمک کند یا دستکم خسارت ناشی از اختلال در کسبوکار را جبران سازد. توسعه اخیر بیمه سیاسی این امکان را فراهم کرده است که دامنه گستردهتری از خسارتها در سراسر زنجیره ارزش تحت پوشش قرار گیرد. برای نمونه، ویلیس تاورز واتسون راهحلهای سفارشیشدهای برای طراحی برنامههای تابآوری فرامرزی ارائه میدهد؛ از جمله بیمه ریسک سیاسی یا خشونت سیاسی، بیمه ریسک شهرت و بیمه تروریسم.
هیئتمدیره باید اطمینان حاصل کند که برنامه بیمه ژئوپلیتیکی پیشنهادی مدیریت، توان مقاومت در برابر رویدادهای ژئوپلیتیک را دارد و خسارتهای ناشی از اختلالات را بهطور مؤثر پوشش میدهد. افزون بر این، ریسک طرف مقابل[۷۷] نیز مطرح است؛ به این معنا که ارائهدهنده بیمه باید از اعتبار کافی برخوردار باشد و بتواند خسارتها را بهموقع و کارآمد رسیدگی کند تا هزینه و اثر منفی بر کسبوکار به حداقل برسد. بیمه، بهعنوان بخشی از برنامهریزی تداوم کسبوکار، میتواند به افزایش تابآوری در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک کمک کند.
پوشش ریسک
غیر از بیمه، ریسک ژئوپلیتیک را میتوان از راههای دیگری نیز پوشش داد. تهدیدهای ژئوپلیتیک اغلب آثار موجی در بازارهای مالی ایجاد میکنند. برای مثال، ممکن است موجب فرار سرمایه و اعمال کنترل سرمایه شوند و در پی آن، کاهش ارزش پول ملی، افت قیمت اوراق قرضه دولتی، افزایش حق بیمه مبادله نکول اعتباری حاکمیتی یا رشد قیمت فلزات گرانبها رخ دهد.
حرکات نامطلوب در ارز، داراییهای واقعی و داراییهای مالی میتواند ارزش سرمایهگذاریها در کشورهای آسیبدیده را کاهش دهد. در چنین شرایطی، اگر پوشش ریسک بهدرستی به کار گرفته شود، میتواند آثار منفی را به حداقل برساند. اعضای هیئتمدیرهای که بر مدیریت ریسک ژئوپلیتیک نظارت دارند، باید اصول و سازوکارهای پوشش ریسک را برای مقابله با این تهدیدها بشناسند.
اسپرد مبادله نکول اعتباری حاکمیتی (SCDS)[۷۹] میتواند بهعنوان شاخصی برای ریسک کشور بهکار رود. ریسک کشور، به ریسک سرمایهگذاری یا وامدهی در یک کشور اشاره دارد که از تغییرات احتمالی در محیط کسبوکار ناشی میشود و ممکن است سود عملیاتی یا ارزش داراییهای موجود در آن کشور را بهطور منفی تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، این شاخص علاوه بر ریسک اعتباری حاکمیتی، ریسک سیاسی و ریسکهای کلان اقتصادی را نیز در بر میگیرد. خرید اسسیدساس از جهاتی شبیه خرید بیمه است: خریدار با پرداخت کارمزد به فروشنده، در برابر زیانهای ناشی از نکول بدهی حاکمیتی محافظت میشود. استفاده از اسسیدساس برای پوشش ریسک ژئوپلیتیک را میتوان نوعی پوشش جانشین دانست، زیرا ارزش داراییهای واقعی مورد پوشش، با اعتبار آن کشور همبستگی دارد. این ابزار میتواند برای پوشش ریسک سرمایهگذاریها یا داراییهایی که در مناطق پرتهدید قرار دارند، مفید باشد.
با تشدید ریسک ژئوپلیتیک، شرکتها ممکن است با ریسک ارزی قابلتوجهی روبهرو شوند. اگر سودها به ارز خارجی ثبت شوند، هنگام تبدیل آنها به ارز داخلی، ممکن است شرکت با نرخهای نامطلوب مواجه شود. در این حالت، سوآپ ارزی میتواند از طریق مبادله جریانهای نقدی ارز خارجی با ارز داخلی بر مبنای نرخی از پیش تعیینشده، پوشش لازم را فراهم کند.
همچنین، شرکتها میتوانند از قراردادهای آتی ارز برای تثبیت نرخ ارز در یک دوره زمانی مشخص بهره بگیرند. اگر تغییر نرخ ارز موجب کاهش ارزش ارز خارجی شود، شرکت از نرخ تثبیتشده منتفع خواهد شد؛ و اگر ارز خارجی ارزش بیشتری پیدا کند، دیگر نیازی به اجرای قرارداد نخواهد بود، هرچند هزینه خرید آن پیشتر پرداخت شده است. در واقع، شرکت با صرفنظر کردن از بخشی از بازده بالقوه، از خود در برابر پیامدهای منفی احتمالی محافظت میکند.
علاوه بر ابزارهای اعتباری و ارزی، فلزات گرانبهایی نظیر طلا، نقره، پالادیوم و پلاتین نیز معمولاً با تهدیدهای ژئوپلیتیک رابطهای مثبت دارند. از این ویژگی پناهگاه امن میتوان برای پوشش ریسک ژئوپلیتیک استفاده کرد. برخی مطالعات نشان دادهاند که طلا و نقره، در شرایط ریسکهای ژئوپلیتیک معمولی و حتی شدید، میتوانند پوشش مناسبی فراهم کنند. البته باید توجه داشت که اجرای این راهبردها، بدون در نظر گرفتن هزینههای معاملاتی، میتواند تصویری ناقص ارائه دهد و بنابراین نیازمند احتیاط است.
برای هیئتمدیره، استفاده از مشتقات در پوشش ریسک مستلزم دانش مالی تخصصی و اجرای حرفهای است. برای بسیاری، مشتقات یادآور رسواییهای شرکتی، زیانهای سنگین و حتی ورشکستگی است. مشتقات اعتباری، بهویژه تعهدات بدهی وثیقهدار، در بحران مالی ۲۰۰۸ نقش داشتند. همچنین در فاجعه پوشش ریسک متالگزلشافت در سال ۱۹۹۳، یک راهبرد معیوب پوشش ریسک بلندمدت برای محافظت از تعهدات فروش آتی، به زیانی ۱.۳ میلیارد دلاری انجامید. با وجود این سوابق منفی، آیا هیئتمدیره باید پوشش ریسک را کنار بگذارد؟ پاسخ منفی است. برداشت منفی از مشتقات بیشتر به سفتهبازی مربوط است، نه پوشش ریسک. اعضای هیئتمدیره باید مرز باریک میان این دو را بشناسند: سفتهبازی ریسک میآفریند، در حالی که پوشش ریسک، اگر با ابزار مناسب و در چارچوب درست بهکار گرفته شود، ریسک را کاهش میدهد. از این منظر، هیئتمدیره باید در راستای منافع شرکت، پوشش ریسک در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک را بهصورت سنجیده تأیید کند.
بهرهبرداری از فرصتها
برای بسیاری از مدیران اجرایی، واژه «ریسک» بهطور طبیعی بار منفی دارد و افزودن صفت «ژئوپلیتیک» نیز معمولاً این نگاه را تغییر نمیدهد. با این حال، بیشتر رویدادهای ژئوپلیتیک در یک لحظه شکل نمیگیرند و در بسیاری موارد، زمان کافی برای واکنش وجود دارد. رویدادهایی مانند خروج انگلستان از اتحادیه اروپا یا همان برگزیت[۹۰] یا انتخابات آمریکا، معمولاً برای بیشتر شرکتها آثار محدودتری دارند. اما اگر به رویدادهای ژئوپلیتیک بزرگتر از منظری بلندمدت بنگریم ــ مانند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی یا گشایش چین ــ درمییابیم که این تحولات، در کنار ریسک، فرصتهای قابلتوجهی نیز پدید آوردهاند.
مطالعهای از بلکراک در سال ۲۰۱۹ نشان میدهد که واکنش متوسط بازار به شوکهای ژئوپلیتیک غیرمنتظره، در گذشته بیشتر خنثی و کوتاهمدت بوده تا شدید و پایدار. این مؤسسه استدلال میکند که شوکهای ژئوپلیتیک ممکن است در کوتاهمدت موجب افت قیمتها شوند و همزمان، اوراق قرضه معمولاً پس از وقوع شوک رشد کنند، اما این تغییرات غالباً دوام زیادی ندارند.
برای مثال، شاخص اساندپی۵۰۰ در هفته نخست معاملات پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تقریباً ۱۲ درصد سقوط کرد، اما بازار سهام تمامی این زیانها را ظرف ۲۵ روز کاری جبران کرد.
اعضای هیئتمدیره و مدیرانی که تجربه مواجهه با ریسک را دارند، میدانند که بسیاری از ریسکها میتوانند فرصتزا نیز باشند؛ همانگونه که یافتههای بلکراک نشان میدهد. شرکتهای موفق و پیشرو، ریسکهای ژئوپلیتیک را از زوایای مختلف ارزیابی میکنند، هم تهدیدها را میبینند و هم فرصتها را. همین رویکرد بود که زمینه رشد علیبابا و سایر شرکتهای تجارت الکترونیک در چین را فراهم کرد.
در دوره همهگیری کووید-۱۹، با افزایش سفارش برخط غذا، اپلیکیشنهای سفارش و تحویل غذا محبوبیت بیشتری پیدا کردند؛ زیرا میان رستورانهای محلی و مصرفکنندگان پیوند برقرار میکردند. دورداش، بهعنوان اپلیکیشن پیشرو تحویل غذا در آمریکا، در نوامبر ۲۰۲۰ عرضه اولیه سهام (IPO)[۹۵] خود را نزد کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) ثبت کرد و اعلام داشت که درآمد آن در نهماهه منتهی به سپتامبر ۲۰۲۰ به ۱.۹ میلیارد دلار رسیده است.
شرکتهای موفق، فراتر از مدیریت صرف ریسک میروند. آنها در جستوجوی فرصتهای جهانی، به بازارهای نوظهوری مانند آفریقا و هند نیز مینگرند؛ بازارهایی که اغلب مسیرهای تازهای برای رشد میگشایند و درعینحال سطوح متفاوتی از ریسک ژئوپلیتیک را به همراه دارند. اگر شرکتها بتوانند رویکردی چابک و منعطف برای ادغام ریسکهای ژئوپلیتیک در راهبردهای خود بیابند، خواهند توانست از فرصتها بهرهبرداری کنند، ریسکها را کاهش دهند و درعینحال توانمندیهای خود را به مزیت رقابتی بدل سازند. اعضای هیئتمدیره و مدیران باید پیوسته گزینههای مختلف را ارزیابی و خود را با شرایط تطبیق دهند تا ضمن به حداقل رساندن ریسک، از فرصتها نیز بهره ببرند. از منظر نظارتی نیز، هیئتمدیره باید بر مدیریت نظارت کند تا این نگاه از صرف مدیریت ریسک فراتر رود و بهرهبرداری از فرصتهای بالقوه را نیز در بر گیرد.
پرسشهایی که هیئتمدیره باید مد نظر قرار دهد
آیا هیئتمدیره و تیم مدیریتی، درک و آمادگی خود در برابر ریسک ژئوپلیتیک را به اقدام عملی تبدیل میکنند؟
آیا هیئتمدیره با تیم مدیریتی همکاری میکند تا اساساً از شکلگیری یا تشدید ریسک ژئوپلیتیک تا حد ممکن جلوگیری شود؟
چگونه میتوان صدای شرکت را بدون برانگیختن واکنش منفی از سوی دولت یا افکار عمومی به گوش رساند؟ آیا راهبردهایی مانند لابیگری در صنعت شما مؤثر است؟
آیا هیئتمدیره از فرآیندها و کنترلهای مستحکمی برای پیشگیری از رشوه و فساد، همزمان با استفاده از نفوذ سیاسی و قانونی، برخوردار است؟
گستره و ماهیت نفوذ ابرشرکتها بر دولتهای کوچک چیست؟
شرکت شما با چه سرعتی میتواند پس از تشدید تنشهای ژئوپلیتیک، وابستگی زنجیره تأمین خود را به یک کشور یا منبع خاص کاهش دهد؟
تنوعبخشی چگونه تابآوری و ثبات را در رشد و عملکرد شرکت افزایش میدهد و آیا ممکن است خود منشأ ریسکهای تازهای شود؟
هیئتمدیره چه دیدگاهی میتواند درباره بیمه ریسک ژئوپلیتیکی ارائه کند؟
هیئتمدیره چگونه میان پوشش ریسک مشروع و سفتهبازی تمایز قائل میشود؟
آیا شرکت از توان لازم برای استفاده از مشتقات بهمنظور پوشش ریسک برخوردار است؟
اگر ریسکهای ژئوپلیتیک کاهش یابند، چه فرصتهایی برای رشد بیشتر پدید میآید؟
آیا شرکت حاضر است سطح مشخصی از ریسک ژئوپلیتیک را برای بهرهگیری از فرصتها بپذیرد؟
آیا ریسکها و فرصتهای ژئوپلیتیک بهطور همزمان در فرآیند تدوین استراتژی در نظر گرفته میشوند؟
نتیجهگیری
ریسکهای جهانی، که روزبهروز پیچیدهتر و بههمپیوستهتر میشوند، واقعیتی ماندگار هستند. در چنین بستری، ریسکهای ژئوپلیتیک پیامدهای آشکاری برای کسبوکار دارند؛ از اختلال در زنجیره تأمین گرفته تا تعرفهها، مصادره اموال و حتی احتمال بروز درگیریهای نظامی. اختلالات ناشی از همهگیری کووید-۱۹ در زنجیرههای تأمین جهانی، فرصتی فراهم کرده است تا هیئتهای مدیره در نحوه نظارت خود بر ریسک ژئوپلیتیک بازاندیشی کنند. شرکتها باید خود را با این واقعیت جدید تطبیق دهند و ژئواستراتژیهایی را به اجرا بگذارند که چابکی و تابآوری آنها را در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک آینده افزایش دهد.
در جهان پساکووید، ریسک ژئوپلیتیک جایگاهی محوری پیدا کرده است. هیئتمدیره و اعضای آن باید نگرش ذهنی خود را تغییر دهند، صلاحیت ژئوپلیتیک اعضا را بازبینی کنند، آموزش مستمر را در دستور کار قرار دهند و در صورت لزوم، با جذب متخصصان جدید، سطح تخصص هیئتمدیره در حوزه ریسکهای ژئوپلیتیک را تقویت نمایند. با برخورداری از ساختارها و فرآیندهای مناسب، هیئتمدیره میتواند مسئولیت مدیریت ریسک ژئوپلیتیک را بهدرستی واگذار کند و بهطور منظم از آخرین تحولات تنشهای ژئوپلیتیک جهانی مطلع شود. همچنین، برخورداری از پویایی گروهی سالم، به اعضا کمک میکند تا در مقام یک تیم مؤثر، مدیریت ریسک ژئوپلیتیک را بررسی و هدایت کنند.
برای هیئتمدیره ضروری است که بر آمادگی شرکت در برابر ریسک ژئوپلیتیک، در چهار حوزه مفروضات، شناسایی، ارزیابی و کمّیسازی، نظارت داشته باشد. فرض غیرقابل پیشبینی بودن ریسک ژئوپلیتیک باید به چالش کشیده شود و هرگاه عوامل ژئوپلیتیکی تغییر میکنند، مفروضات راهبردی پیشین نیز باید بازنگری شوند. شرکتها میتوانند از طریق شناسایی نشانههای هشدار اولیه و روندهای خاص شرکت، با بهرهگیری از ابزارها و چارچوبهای تحلیلی مناسب؛ ارزیابی آثار منفی بالقوه با استفاده از سناریونویسی و آزمون فشار و کمّیسازی میزان مواجهه با ریسک، تصمیمگیری آگاهانهتری داشته باشند و پایهای محکم برای اقدام ایجاد کنند.
برای کاهش ریسک ژئوپلیتیک، هیئتمدیره باید نظارت کند که مدیریت، مجموعه مناسبی از اقدامات واکنشی را انتخاب و آنها را در فرآیند تصمیمگیری ادغام میکند. نخستین گام میتواند اجتناب از مناطق پرریسک برای پیشگیری از آثار منفی باشد. در عین حال، هیئتمدیره و اعضای آن باید رویکردی فعالانه نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیک داشته باشند. این رویکرد ممکن است شامل اثرگذاری بر دستور کار نظارتی و قانونگذاری یک کشور، البته بدون افتادن در دام رشوه و فساد، نیز باشد. تنوعبخشی، اگر بهموقع انجام شود، میتواند شوکهای زنجیره تأمین را جذب کند. همچنین پوشش بیمهای برای بسیاری از ریسکهای ژئوپلیتیک وجود دارد و میتواند به تداوم فعالیت کسبوکار کمک کند. پوشش ریسک ژئوپلیتیک از طریق ابزارهایی مانند مبادله نکول اعتباری حاکمیتی قراردادهای آتی، پیمان آتی یا فلزات گرانبها، نیازمند بررسی دقیق هیئتمدیره است. هیئتمدیره باید بر تیم مدیریتی نظارت کند تا پوشش ریسک به پوششی برای سفتهبازی بدل نشود. در نهایت، هیئتمدیره باید در کنار کاهش ریسک، فرصتها را نیز در چارچوبی جامع برای مدیریت ریسک شناسایی کند.
در جهانِ پرتغییر امروز، با همه پیامدهای پیشبینیناپذیر ژئوپلیتیک، ممکن است هیئتمدیره و اعضای آن همچنان برخی ریسکها یا فرصتهای ژئوپلیتیک را از نظر دور بدارند. اما این واقعیت نباید مانع از آن شود که هیئتمدیره، مدیریت را به سمت ادغام شناسایی ریسکها و فرصتهای ژئوپلیتیک در چارچوب کلی مدیریت ریسک هدایت کند. برخورداری از هیئتمدیره و تیم مدیریتی که آمادگی و اقدام در برابر ریسک ژئوپلیتیک را بهدرستی درک میکنند، میتواند سازمانی چابک و تابآور پدید آورد و رشد و خلق ارزش را در بلندمدت پایدار سازد.



نظر شما