بازار؛ گروه کشاورزی: قهوه در ایران دیگر یک کالای حاشیهای نیست. سرانه مصرف طی یک دهه شش برابر شده، گردش مالی کافهها از یک میلیارد دلار گذشته و زنجیره ارزش قهوه به یکی از صنایع اشتغالآفرین کشور تبدیل شده است. با این حال، آبان ۱۴۰۵ نقطهای است که این زنجیره زیر وزن چند شوک همزمان خم شده است: محدودیتهای ثبت سفارش، بلاتکلیفی ارزی، اختلال مسیرهای لجستیکی و جهش جهانی قیمت قهوه. آنچه در سال ۱۴۰۴ با افت تناژ واردات آغاز شد، در سال ۱۴۰۵ به بحرانی چندلایه در تأمین ماده اولیه، قیمتگذاری و بقای کسبوکارهای کوچک تبدیل شده است.
ریزش ۱۳ هزار تنی واردات؛ آماری که هنوز التیام نیافته است
آمارهای منتشرشده نشان میدهد واردات دانه سبز قهوه از حدود ۵۳ هزار تن در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۰ هزار تن در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته و بخشی از محمولهها نیز بهدلیل مشکلات حملونقل و محدودیتهای تجاری با تأخیر در تأمین مواجه شدهاند. این افت ۱۳ هزار تنی در حالی رخ داد که تقاضای داخلی، بهویژه در بخش کافهها و مصرف خانگی، روندی صعودی داشت. در دو ماهه ابتدایی سال ۱۴۰۴، واردات قهوه با افت ۴۹ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل به حدود ۴٫۵ هزار تن و ارزش ۲۴٫۶ میلیون دلار محدود شد و تمرکز ۸۹٫۷ درصدی واردات بر سه مبدأ امارات، ویتنام و هند، آسیبپذیری زنجیره تأمین را دوچندان کرد.
در سال ۱۴۰۵، مسئله دیگر فقط کاهش تناژ نیست؛ بلکه استمرار دسترسی به ماده اولیه، تسهیل ثبت سفارش و ترخیص کالا و ایجاد ثبات در سیاستهای تجاری به دغدغه اصلی فعالان تبدیل شده است. حسام ربیعی، نایبرئیس انجمن قهوه ایران، در گفتوگو با رسانه ها تأکید کرده که صنعت قهوه «متوقف نشده»، اما «سرعت رشد آن نسبت به گذشته کاهش یافته است» و فعالان این حوزه با محدودیتهای ناشی از تحریم و شرایط اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. در آبان ۱۴۰۵، ربیعی بار دیگر هشدار داد که واردات دانه سبز قهوه بهعنوان ماده اولیه اصلی این صنعت، با محدودیت جدی مواجه است و تولیدکنندگان، مصرفکنندگان و کافهداران همگی تحت فشار قرار دارند.
واردات دانه سبز قهوه از ۵۳ هزار تن در ۱۴۰۳ به ۴۰ هزار تن در ۱۴۰۴ کاهش یافت و در سال ۱۴۰۵ نیز محدودیتهای ثبت سفارش و تخصیص ارز، تأمین ماده اولیه را با اختلال جدی مواجه کرده است.
کرایهای که ۱۲ برابر شد؛ وقتی حمل از حاشیه به متن میآید
هیچ عددی به اندازه کرایه حمل کانتینر از دبی به بندرعباس، عمق بحران لجستیک را نشان نمیدهد. هزینه حمل هر کانتینر در مقطعی حدود هزار دلار بود، اما در سال ۱۴۰۵ به حدود ۱۲ هزار دلار افزایش یافت؛ رشدی ۱۲ برابری که سهم حمل از ارزش هر محموله را از حدود ۵ درصد به ۳۰ درصد یا بیشتر رسانده است. در مسیر ترکیه نیز کرایه از حدود ۸۰۰ دلار به پنج هزار دلار رسیده است.
علی مهجوریان، عضو هیئت مدیره انجمن قهوه ایران، افزایش هزینه حمل را «۶۰۰ تا ۷۰۰ درصد» اعلام کرده و تأکید دارد که این رشد تنها به کرایه محدود نشده است: «تغییر مسیر کشتیها، چندمرحلهای شدن فرآیند انتقال کالا، افزایش ریسک بیمه و هزینههای مرتبط با شرایط جنگی» به هزینه تمامشده اضافه شدهاند. پیش از ناآرامیهای اخیر منطقه، بخش عمده واردات قهوه از مسیر امارات انجام میشد؛ با دشوار شدن این مسیر، واردکنندگان به راههای جایگزین مانند ترکیه روی آوردهاند که هم گرانتر است و هم زمان رسیدن کالا را طولانیتر میکند. نتیجه، فشار مضاعف بر بنادر و گمرکاتی است که ظرفیت پذیرش این حجم کالا را ندارند و همین امر، چرخه تأخیر و هزینه را تشدید میکند.
کرایه حمل هر کانتینر از دبی به بندرعباس از حدود هزار دلار به ۱۲ هزار دلار رسیده؛ رشدی ۱۲ برابری که سهم حمل از ارزش محموله را از ۵ درصد به ۳۰ درصد یا بیشتر رسانده است. مسیر ترکیه نیز کرایهای پنج هزار دلاری دارد و تغییر مسیر کشتیها، بیمه جنگی و چندمرحلهای شدن انتقال کالا، هزینه تمامشده را بیش از پیش بالا برده است.
از ثبت سفارش تا تخصیص ارز؛ گرههایی که در ۱۴۰۵ پیچیدهتر شدند
بحران حملونقل تنها یکی از حلقههای زنجیره است. در سال ۱۴۰۵، فعالان صنعت قهوه از «بلاتکلیفی ارز در تالار دوم، سختگیریهای بانکی و افزایش زمان بازگشت سرمایه از دو ماه به بیش از پنج ماه» بهعنوان فشارهای مضاعف بر واردکنندگان تخصصی یاد میکنند. مهجوریان نیز با اشاره به نبود نظم و برنامه مشخص در فرآیند ثبت سفارش، تأکید دارد که سهمیه فصل بهار با تأخیر و در تیرماه در حال باز شدن بود و همین موضوع روند تأمین و برنامهریزی واردکنندگان را مختل کرد. در کنار ثبت سفارش، «تخصیص نیافتن ارز و نامشخص بودن چشمانداز تأمین ارز» ریسک فعالیت اقتصادی را افزایش داده و هزینههای بیشتری را به زنجیره واردات تحمیل کرده است.
حسام ربیعی، نایبرئیس انجمن قهوه ایران، نظام سهمیهبندی و تخصیص ارز را «غلط و غیرشفاف» توصیف کرده و از بیپاسخی وزارت جهاد کشاورزی به درخواستهای شفافسازی انتقاد کرده است. در تیرماه ۱۴۰۴، محدودیت واردات کالاهای کشاورزی با «ارز اشخاص» برداشته شد و قهوه نیز از جمله اقلامی بود که امکان ورود بدون محدودیت سقف تجاری را یافت؛ اقدامی که میتوانست بخشی از فشار ارزی را کاهش دهد. با این حال، در آبان ۱۴۰۵، آثار ملموس این تصمیم بر تناژ واردات و قیمت خردهفروشی هنوز در آمارها بهطور کامل نمایان نشده است و بلاتکلیفی ارزی همچنان بهعنوان یکی از موانع اصلی پیش روی واردکنندگان باقی مانده است.
قیمت قهوه در ایران از ابتدای ۱۴۰۳ تاکنون ۴۶۲ درصد رشد کرده؛ رقمی که از رشد ۱۷۹ درصدی دلار آزاد و ۲۶۳ درصدی دلار توافقی نیز پیشی گرفته، در حالی که قیمت جهانی تنها ۴۰ درصد افزایش داشته است.
جهش ۴۶۲ درصدی قیمت؛ رقمی که از دلار پیشی گرفت
نتیجه نهایی این زنجیره از اختلالها، در قیمتها متبلور شد. بر اساس برآوردهای اقتصادی، قیمت قهوه در ایران از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون حدود ۴۶۲ درصد افزایش یافته است؛ رقمی که حتی از رشد نرخ دلار در همین بازه پیشی گرفته است. در همین مدت، دلار در بازار آزاد حدود ۱۷۹ درصد و دلار در بازار توافقی حدود ۲۶۳ درصد رشد کرده، در حالی که قیمت جهانی کامودیتی قهوه تنها حدود ۴۰ درصد افزایش داشته است. به گزارش تجارتنیوز، قیمت هر کیلوگرم دانه روبوستا در بازار خردهفروشی ایران بین ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تا ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و هر کیلوگرم عربیکا بین ۴ تا ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است، در حالی که ارزش دلاری این محصولات در بازار جهانی بسیار پایینتر از این ارقام است.
عضو هیئت مدیره انجمن قهوه ایران قیمت این محصول را «از ابتدای جنگ حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد» افزایشیافته اعلام کرده است. حسام ربیعی نیز تأکید دارد که «قیمت دلار یکی از عوامل اصلی تعیینکننده قیمت دانه سبز قهوه است» و افزایش قیمت دلار همراه با کمبود قهوه در کشور، «باعث افزایش دوچندان قیمت این محصول شده است». اخیراً با کاهش نسبی دلار و خوشبینی برای از سرگیری واردات، قیمت دانه سبز قهوه کمی نزولی شده، اما همچنان قیمت قهوه روستشده و در نتیجه قهوه مصرفی کافهها و بستهبندیها بالا باقی مانده است. بخشی از افزایش قیمت نیز به «رشد هزینههای بستهبندی» مربوط میشود که در سایه تورم عمومی و نوسان نرخ مواد اولیه تشدید شده است.
کافههای ایران با گردش مالی بالای یک میلیارد دلار، اکنون با دو برابر شدن هزینههای عملیاتی و کاهش تا ۵۰ درصدی مشتریان روبهرو هستند. صنعت قهوه ۲۰۰ هزار شغل مستقیم ایجاد کرده و هر دلار واردات، تا ۲۳ برابر ارزش افزوده تولید میکند.
کافهها زیر فشار؛ کاهش مصرف و خطر تعطیلی
قهوه فقط یک کالای مصرفی خانگی نیست؛ ستون فقرات صنعت کافهداری ایران است. کافهها در ایران بالای یک میلیارد دلار گردش مالی دارند و بیشتر تجهیزات آنها وارداتی است. با جهش قیمت دانه سبز، هزینه کافهها در تهران بیش از دو برابر شده و شمار مشتریان تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. قیمت یک فنجان قهوه در برخی کافهها تا چهار برابر افزایش یافته است. این فشار، بهویژه برای کافههای کوچک و متوسط که حاشیه سود محدودی دارند، خطر تعطیلی را جدی کرده است.
صنعت قهوه بهطور مستقیم برای ۲۰۰ هزار نفر اشتغال ایجاد کرده و هر دلار قهوهای که وارد کشور میشود، تا ۲۳ برابر در کشور ارزش خلق میکند. بر اساس گزارش دنیای اقتصاد، «تداوم اختلال در واردات میتواند ظرفیت تولید را تحت فشار قرار دهد، هزینه فعالیت بنگاهها را بالا ببرد و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم این زنجیره را تهدید کند». در آبان ۱۴۰۵، ربیعی با تأکید بر اینکه صنعت قهوه «متوقف نشده» است، اظهار امیدواری کرد که با عبور از شرایط فعلی، «رونق گذشته بار دیگر به صنعت قهوه بازگردد»؛ اما تداوم بحران تأمین، نهتنها قیمت یک فنجان قهوه، بلکه بقای هزاران کسبوکار کوچک را در معرض تهدید قرار داده است.
تداوم بحران تأمین، ظرفیت تولید را تحت فشار قرار داده و خطر تعطیلی کافههای کوچک و متوسط را جدی کرده است؛ فعالان صنعت هشدار میدهند که تداوم این وضعیت میتواند اشتغال مستقیم و غیرمستقیم زنجیره قهوه را تهدید کند.
چابهار؛ دریچهای به سوی تنوعبخشی به مبادی واردات
در میان انبوه اخبار افزایش قیمت، یک تحول ساختاری نیز در جریان است که میتواند در میانمدت معادلات زنجیره تأمین قهوه ایران را تغییر دهد: ظهور چابهار بهعنوان دروازه جدید تجارت قهوه. منطقه آزاد چابهار با تکیه بر موقعیت اقیانوسی خود، در حال تبدیل شدن به مرکز واردات، فرآوری و صادرات مجدد قهوه است. هماکنون دو واحد بستهبندی قهوه در این منطقه فعال است و ظرفیت فرآوری مجموع واحدهای چای و قهوه چابهار بیش از ۲۰ هزار تن در سال برآورد میشود.
در آبان ۱۴۰۵، بندر چابهار بهعنوان «یکی از هوشمندانهترین مسیرهای واردات دانه سبز قهوه از برزیل، هند، اندونزی و قهوه عربیکا آفریقایی» معرفی شده است؛ مسیری که «زمان ترانزیت و هزینه لجستیک را به شکل محسوسی کاهش میدهد». همچنین در دیدار مدیرعامل منطقه آزاد چابهار با سفیر کنیا، ظرفیتهای بندری و ترانزیتی چابهار برای تبدیل شدن به هاب منطقهای واردات و توزیع چای و قهوه کنیا بررسی شد. کنیا یکی از بزرگترین تولیدکنندگان قهوه در آفریقاست و اتصال مستقیم آن به چابهار میتواند وابستگی ۹۰ درصدی واردات قهوه ایران به امارات، ویتنام و هند را کاهش دهد. معافیتهای گمرکی، انبارهای تخصصی و دسترسی به بازارهای آسیای مرکزی و افغانستان، مزیتهای رقابتی چابهار در این مسیر هستند. با این حال، نوسانات ارزی، تحریمها و رقابت با مسیرهای سنتی، چالشهای پیش روی این طرح باقی ماندهاند.
تأثیر ایران بر معادلات قهوه
بحران قهوه در ایران را نمیتوان صرفاً یک مسئله وارداتی یا ارزی دید. این بحران، همزمان که از تحولات ژئوپلیتیک و لجستیک منطقهای تأثیر میگیرد، بر نقش ایران بهعنوان یک بازیگر ترانزیتی و مصرفی در بازار منطقهای قهوه نیز اثر میگذارد. از یک سو، اختلال در مسیر دبی–بندرعباس و افزایش ۱۲ برابری کرایه حمل، ایران را ناچار به تنوعبخشی به مبادی واردات و مسیرهای لجستیکی کرده است. مسیر ترکیه، اگرچه کرایهای پنج هزار دلاری دارد، جایگزین بخشی از محمولهها شده است. از سوی دیگر، چابهار میتواند ایران را از یک «مصرفکننده منفعل» به یک «هاب فعال» در تجارت قهوه شرق آفریقا و جنوب آسیا تبدیل کند. اگر این مسیر تثبیت شود، ایران میتواند نهتنها نیاز داخلی را با هزینه کمتر تأمین کند، بلکه در صادرات مجدد قهوه به آسیای مرکزی و قفقاز نیز سهم بگیرد.
در سطح داخلی، تداوم محدودیتهای ثبت سفارش و ابهام ارزی، ریسک فعالیت واردکنندگان و تولیدکنندگان را افزایش داده است. با این حال، آزادسازی واردات با ارز اشخاص در تیرماه ۱۴۰۴ و حرکت به سمت شفافسازی تخصیص ارز، نشانههایی از اصلاح سیاستهاست. صنعت قهوه ایران با ۲۰۰ هزار شغل مستقیم و ارزش افزودهای که هر دلار واردات را تا ۲۳ برابر میکند، ظرفیت آن را دارد که از این بحران عبور کند، مشروط بر آنکه سیاستگذار، ثبات و پیشبینیپذیری را در فرآیند ثبت سفارش و تأمین ارز جایگزین رویههای فعلی کند. تجربه سال ۱۴۰۵ نشان داد که بازار قهوه ایران «متوقف نشده»، اما «سرعت رشد آن کاهش یافته است». بازگرداندن این سرعت، نیازمند کالبدشکافی دقیق همان زنجیرهای است که از دبی آغاز میشود و در فنجان قهوه یک کافه در تهران پایان مییابد.







نظر شما