بازار؛ گروه استان ها: اقتصاد منطقهای ایران در سال ۱۴۰۵ با یک تصویر متناقض روبهروست. از یک سو، استان گیلان در آمار جذب سرمایهگذاری خارجی رکورد شکسته و از سوی دیگر، همان استان در حیاتیترین زنجیره صادراتی خود، یعنی محصولات فسادپذیر کشاورزی، با گلوگاهی زیرساختی دستوپنجه نرم میکند که هر ساله بخشی از ارزش افزوده کشاورزان و صادرکنندگان را پیش از رسیدن به بازار مقصد، نابود میکند.
سرمایه خارجی؛ از ۳۰ میلیون دلار سالانه تا ۳۰۵ میلیون یوروی مصوب
آمارهای منتشرشده از سوی اداره کل امور اقتصادی و دارایی گیلان نشان میدهد که در پنجماهه نخست سال ۱۴۰۵ حدود ۸ میلیون دلار سرمایهگذاری خارجی در این استان جذب شده است. این رقم در مقایسه با کل سال ۱۴۰۴ که جذب سرمایه خارجی آن ۱ میلیون و ۹۳۵ هزار دلار بود، حدود چهار برابر رشد را نشان میدهد. در همین بازه، سرمایهگذاری خارجی مصوب استان نیز ۱ میلیون و ۱۱۵ هزار دلار ثبت شده است.
اما آمار کلانتر، جایگاه گیلان را به شکل دیگری نمایان میکند. استاندار گیلان اعلام کرده است که این استان در هفتماه سال ۱۴۰۵ با تصویب ۳۰۵ میلیون یورو سرمایهگذاری خارجی، رتبه نخست را در میان استانهای کشور کسب کرده است. این جهش در شرایطی رخ داده که طی سالهای گذشته، گیلان بهطور میانگین سالانه تنها حدود ۳۰ میلیون دلار سرمایهگذاری خارجی جذب میکرد.
ترکیب مبدأ سرمایهگذاران نیز قابل توجه است. بر اساس گزارش تحلیل بازار به نقل از مدیرکل امور اقتصادی و دارایی گیلان، ۲۲.۲ درصد سرمایهگذاران خارجی استان از چین و ۵۱.۹ درصد از کشورهای هلند، سوئیس، اتریش، ترکیه، آذربایجان، کره جنوبی، روسیه، جمهوری چک، امارات و گرجستان هستند. ایرانیان مقیم خارج نیز ۲۵.۹ درصد سرمایهگذاران را تشکیل میدهند. در حال حاضر ۲۷ پروژه سرمایهگذاری خارجی در استان فعال است که ۴۴.۴ درصد آنها در منطقه آزاد انزلی، ۲۵.۹ درصد در رشت و ۲۹.۷ درصد در شهرستانهای آستارا، تالش، ماسال، شفت و رضوانشهر مستقر هستند.
سرمایهگذاری خارجی گیلان در پنجماهه ۱۴۰۵ به حدود ۸ میلیون دلار رسید؛ رقمی چهار برابر کل سال ۱۴۰۴ که نشاندهنده تغییر جدی در معادلات جذب سرمایه استان است.
منطقه آزاد انزلی؛ موتور محرکه سرمایهگذاری در هفته دولت
منطقه آزاد انزلی بهعنوان قلب تپنده جذب سرمایه در گیلان، در هفته دولت ۱۴۰۵ دو رویداد مهم را تجربه کرد. مدیرعامل سازمان منطقه آزاد انزلی اعلام کرد که طرحهای زیرساختی، تولیدی و عامالمنفعه با سرمایهگذاری ۲ هزار میلیارد تومانی به بهرهبرداری رسید و همزمان ساخت ۲۰ طرح جدید با سرمایهگذاری ۱۰ هزار میلیارد تومانی آغاز شد.
در بخش تولید، دو واحد صنعتی در شهرک صنعتی سپیدرود که از محدودههای تازهالحاق به منطقه آزاد است، با سرمایهگذاری هزار و ۳۰۰ میلیارد تومانی بخش خصوصی افتتاح شد و برای ۲۰۰ نفر شغل مستقیم ایجاد کرد. همچنین سه انبار سرپوشیده با مجموع سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیارد تومان توسط بخش خصوصی به بهرهبرداری رسید که هدف آن توسعه ظرفیت نگهداری کالا و تقویت زیرساختهای لجستیکی منطقه عنوان شده است. این انبارها ظرفیتهایی در حدود ۲۰ هزار تن و ۵ هزار تن را شامل میشوند و میتوانند نقشی مقدماتی در زنجیره تأمین محصولات ایفا کنند.
این ارقام نشان میدهد که منطقه آزاد انزلی نهفقط در جذب سرمایه خارجی، بلکه در جذب سرمایه داخلی و ایجاد زیرساختهای صنعتی و انبارش، به یک قطب جدی در شمال کشور تبدیل شده است. اما پرسش راهبردی اینجاست: این سرمایهگذاریها تا چه حد در خدمت رفع گلوگاه اصلی استان، یعنی صادرات محصولات کشاورزی فسادپذیر قرار گرفتهاند؟
بیش از ۹۲ درصد صادرات محصولات گیاهی ایران به اتحادیه اوراسیا از مرز آستارا انجام میشود، اما این مرز همچنان فاقد پایانه تخصصی صادرات کشاورزی است. در شهریور ۱۴۰۵، ۴۲۰ تن محموله زردآلو و فلفل دلمهای به دلیل فساد و نگهداری نامناسب معدوم شد.
۹۲ درصد صادرات گیاهی اوراسیا از یک مرز؛ بدون پایانه تخصصی
گیلان در صادرات محصولات کشاورزی به اتحادیه اقتصادی اوراسیا از یک موقعیت انحصاری برخوردار است. رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان با صراحت اعلام کرده است که بیش از ۹۲ درصد صادرات محصولات گیاهی ایران به اتحادیه اوراسیا از شهرستان مرزی آستارا انجام میشود. این سهم نه یک رقم حاشیهای، بلکه ستون فقرات دیپلماسی کشاورزی ایران در قبال روسیه و همسایگان شمالی است. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ میلادی، ایران حدود ۵۸۸.۹ میلیون دلار محصول کشاورزی شامل فلفل تازه، کاهو، پسته و کیوی به روسیه صادر کرده است و آستارا دروازه اصلی این تجارت به شمار میرود.
با این حال، آستارا فاقد پایانه صادراتی تخصصی محصولات کشاورزی است. رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان خود یکی از جدیترین اولویتهای استان را احداث همین پایانه دانسته و تأکید کرده است که استقرار دستگاههای مرتبط از جمله گمرک و حفظ نباتات در آن، میتواند صادرات را استانداردسازی و تسهیل کند. تحلیلگران اقتصادی نیز هشدار میدهند که تا زمان احداث این پایانه، حجم قابلتوجهی از محصولات کشاورزی فسادپذیر در مرز آستارا به دلیل نبود زیرساخت نگهداری و کندی رویهها از بین میرود.
این تناقض زمانی عمیقتر میشود که به آمار صادرات یک محصول مشخص نگاه کنیم. در سال ۱۴۰۴، بیش از ۱۱۰ هزار تن کیوی به ارزش ۱۳۳ میلیون دلار از گیلان صادر شد که بخش عمده آن به روسیه رفت. کیوی محصولی است که پنجره صادراتی محدودی دارد و هر روز تأخیر در مرز، بخشی از ارزش آن را نابود میکند. نبود پایانه سردخانهای و تخصصی در مبدأ، ریسک این تجارت را برای کشاورز و صادرکننده بهطور نظاممند افزایش میدهد.
فعالسازی کریدور سبز در مرز آستارا زمان خواب کامیونهای حامل محصولات فسادپذیر را به حدود دو ساعت و نیم کاهش داده، اما کارشناسان میگویند این اقدام جایگزین سردخانه و پایانه تخصصی نیست.
هزینهای که روی زمین میماند؛ از صف کامیون تا ۴۲۰ تن محموله معدومشده
گزارشهای میدانی، تصویر نبود زیرساخت را ملموستر میکند. در آذر ۱۴۰۴، همزمان با فصل اوج صادرات محصولات کشاورزی به اوراسیا، مرز زمینی آستارا با صفهای طولانی کامیونهای صادراتی مواجه شد. علت اصلی، کندی پذیرش و ترخیص کامیونها در گمرک جمهوری آذربایجان و ناهماهنگی در ساعات کاری دو طرف عنوان شد که به توقف چندروزه کامیونها و فساد کالاهای فاسدشدنی منجر شد. نماینده آستارا در مجلس نیز با تأکید بر اینکه بیش از ۸۰ درصد صادرات استان گیلان از این مرز انجام میشود، تسریع در رویههای گمرکی کشور همسایه را یک ضرورت جدی خواند.
اما تنها کندی طرف مقابل نیست که مشکلساز است. در شهریور ۱۴۰۵، شبکه بهداشت آستارا از امحای ۴۲۰ تن محموله صادراتی شامل زردآلو و فلفل دلمهای خبر داد که به دلیل فساد و شرایط نامناسب نگهداری، قابلیت صادرات و مصرف انسانی را از دست داده بود. این محموله شامل ۲۱ تریلی بود و با نظارت کارشناسان بهداشت محیط از چرخه ترانزیت خارج شد. رقم ۴۲۰ تن در یک محموله، تنها نمونهای از زیان انباشتهای است که سالانه به دلیل نبود زنجیره سرد و پایانه تخصصی در مبدأ و مرز، به فعالان کشاورزی استان تحمیل میشود.
نکته مهم این است که این زیان، صرفاً زیان یک صادرکننده نیست. گیلان با تولید محصولاتی نظیر برنج، چای، کیوی، مرکبات، زیتون و فندق، معیشت بخش بزرگی از خانوارهای روستایی خود را به کشاورزی گره زده است. وقتی محصولی در مرز فاسد میشود، زنجیرهای از درآمد کشاورز، هزینه حمل، سرمایه صادرکننده و ارز مورد انتظار کشور از بین میرود. این همان نقطهای است که سرمایهگذاری خارجی و صنعتی باید به کمک آن میآمد، اما هنوز نتوانسته است شکاف زیرساختی را پر کند.
گیلان با موقعیت راهبردی در کریدور شمال-جنوب، آزمون مهمی پیش رو دارد: آیا میتواند سرمایه خارجی جذبشده را به زیرساخت زنجیره سرد و پایانه صادراتی گره بزند یا سرمایهگذاریها در مسیرهایی حرکت میکنند که گلوگاه اصلی صادرات کشاورزی را دستنخورده باقی میگذارند؟
کریدور سبز؛ مسکنی مؤثر یا راهحل موقت؟
دولت در ماههای اخیر اقداماتی برای کاهش این هزینه انجام داده است. معاون توسعه بازرگانی وزارت جهاد کشاورزی از فعالسازی «کریدور سبز» در پایانههای مرزی از جمله آستارا و بازرگان خبر داد و اعلام کرد که با این اقدام، خواب کامیونهای حامل کالاهای فسادپذیر به حدود دو ساعت و نیم کاهش یافته است. این اقدام نشان میدهد که اراده سیاستگذاری برای کاهش زمان توقف در مرز وجود دارد و میتواند بخشی از فساد ناشی از معطلی را کنترل کند.
با این حال، کریدور سبز جایگزین زیرساخت فیزیکی نیست. پایانه تخصصی صادرات کشاورزی، آنگونه که رئیس جهاد کشاورزی گیلان توصیف کرده است، مجموعهای از دستگاههای گمرک، قرنطینه نباتی، سردخانه و سامانههای استانداردسازی است که هم در مبدأ و هم در مرز، کیفیت محصول را تا لحظه بارگیری حفظ میکند. کریدور سبز زمان عبور را کاهش میدهد، اما اگر محصول از مزرعه تا مرز در دمای نامناسب نگهداری شده باشد، دو ساعت و نیم کاهش توقف نیز نمیتواند آن را نجات دهد.
از سوی دیگر، طرحهای کلانتری نیز در دست تدوین است. طرح تبدیل گیلان به «هاب لجستیک کشاورزی شمال کشور» در پنج مرحله از توسعه زیرساختهای ریلی و بندری تا دیجیتالسازی و حکمرانی هوشمند طراحی شده و پیشبینی شده است که در بازه ۱۴۰۶ تا ۱۴۰۷ اجرا شود. در این طرح، سهم سرمایهگذاری بخش خصوصی ۳۰ درصد و تسهیلات بانکی ارزانقیمت کشاورزی ۲۰ درصد در نظر گرفته شده است. همچنین در منطقه ویژه اقتصادی بندر آستارا، سرمایهگذاری هزار میلیارد تومانی بخش خصوصی برای احداث پایانه غلات و زیرساختهای بندری در جریان است. این ارقام نشان میدهد که مسیر حرکت به سمت ایجاد زیرساختهای لجستیکی آغاز شده، اما هنوز به نقطهای نرسیده است که تناقض میان صادرات ۹۲ درصدی و نبود پایانه تخصصی را از بین ببرد.
چرا این تناقض برای ایران راهبردی است؟
گیلان تنها یک استان نیست؛ دروازه شمالی ایران به اوراسیا و کریدور شمال-جنوب است. اگر ایران بخواهد سهم خود را از تجارت کشاورزی با روسیه و کشورهای CIS تثبیت کند، نمیتواند به صادرات خام و پرریسک از یک مرز بدون زیرساخت بسنده کند. رقیبان منطقهای ایران، از ترکیه تا قزاقستان، در حال سرمایهگذاری گسترده بر زنجیره سرد و پایانههای تخصصی صادرات کشاورزی هستند. در چنین شرایطی، نبود پایانه تخصصی در آستارا به معنای از دست دادن قدرت چانهزنی در قیمت، کیفیت و تداوم عرضه است.
از منظر امنیت غذایی و اقتصاد مقاومتی نیز، کاهش ضایعات پس از برداشت و تقویت صادرات با ارزش افزوده بالاتر، یکی از کمهزینهترین راههای افزایش درآمد ارزی غیرنفتی است. سرمایهگذاری خارجی جذبشده در گیلان، اگر به سمت ایجاد زیرساختهای سردخانهای، بستهبندی و پایانههای صادراتی هدایت شود، میتواند هم بازدهی سرمایه را برای سرمایهگذار خارجی افزایش دهد و هم اثر مستقیم بر معیشت کشاورز بگذارد. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که سرمایهگذاریها در بخشهای دیگر، بدون حل گلوگاه کشاورزی، نتوانند تصویر کلان توسعه استان را کامل کنند.
نکته پایانی اینکه گیلان امروز در نقطهای ایستاده است که میتواند الگویی برای دیگر استانهای مرزی ایران باشد: نشان دهد که جذب سرمایه خارجی و اصلاح زیرساخت صادراتی، دو روی یک سکهاند. چهار برابر شدن سرمایه خارجی یک دستاورد مهم است، اما تا زمانی که محصول کشاورز گیلانی در مرز آستارا به دلیل نبود پایانه تخصصی از بین میرود، این دستاورد ناقص میماند. اولویت بعدی سیاستگذار استان باید تبدیل این سرمایه به زیرساختی باشد که فاصله میان مزرعه و بازار اوراسیا را کوتاهتر و قابلاعتمادتر کند.







نظر شما