سمیه شوریابی؛ بازار: در روزهایی که نوسانات بازار جهانی طلا کانون توجه معاملهگران و سرمایهگذاران کلان بوده است، تحلیلگران بازارهای مالی با نگاهی موشکافانهتر، در پی واکاوی عوامل بنیادین و ساختاری پیشران در این فلز گرانبها هستند.
پدرام فیروزیان کارشناس و تحلیلگر بازارهای مالی، در تحلیل تازه خود ابعاد پیچیده و پنهان بازار طلا را واکاوی کرده و بر این باور است که تحلیل این بازار، نیازمند رویکردی چندبعدی است و نمیتوان آن را به روندهای سطحی تقلیل داد.
در ادامه، مشروح نگاه و تحلیل این کارشناس ارشد بازارهای مالی از چشمانداز کنونی طلا آمده است:
سهضلعی پنهان در پویایی رفتار طلا
به اعتقاد فیروزیان، تقلیل رفتار طلا به دوگانه سادهانگارانه «دلارزدایی یا هیجان خرید» بخشی از واقعیت بازار را پنهان میکند. او در این باره میگوید: بررسی این بازار مستلزم رصد همزمان سه مؤلفه است؛ تقاضای ذخیرهای بانکهای مرکزی، استراتژی موقعیتگیری سرمایهگذاران و شرایط تأمین مالی. این که تقاضای ساختاری قدرتمند باشد، بازار در مقطعی دچار بیشخریدی شود و نقدینگی نیز موقتاً از قیمتها حمایت کند، پدیدههایی کاملاً همراستا و غیرمتناقضند.
واکاوی پشتپرده خریدهای بانکهای مرکزی؛ تنوعبخشی یا دلارزدایی؟
این تحلیلگر بازارهای مالی با استناد به شواهد خریدهای رسمی، تغییر الگو در ترکیب تقاضا را تأیید میکند؛ با این حال، تعبیر رایجِ «دلارزدایی فراگیر» را چندان دقیق نمیداند. وی تصریح میکند: خرید طلا الزاماً بهمعنای پشت کردن به دلار نیست. مدیران ذخایر ممکن است بهمنظور کاهش ریسک تحریم، محدودیتهای دسترسی یا وابستگی به تعهدات ژئوپلیتیک یک دولت خاص، سهم طلا را افزایش دهند؛ در حالی که همچنان بخش عمدهای از داراییهای خود را دلاری نگه میدارند. از این رو، تعبیر «تنوعبخشی به ذخایر و تعدیل تمرکز ریسک» توصیف دقیق تری از این پدیده است.
بازده واقعی و وزندهی متغیرها
فیروزیان در تشریح رابطه میان بازده واقعی و طلا، بر ضرورت ریشهیابیِ محرکهای بازده تأکید میکند. رشد بازده ناشی از پویایی اقتصاد کلان و سیاستهای انقباضی، هزینه فرصت طلا را بالا میبرد؛ اما اگر همزمان نگرانیها پیرامون پایداری مالی دولتها شدت گیرد، تقاضای پوشش ریسک (Hedging) بخشی از این فشار نزولی را خنثی خواهد کرد. به گفته وی: رابطه معکوس میان طلا و بازده واقعی نقض نشده، بلکه وزن سایر متغیرهای بنیادین در معادلات بازار سنگینتر شده است.
سیگنالهای بازار پول و چشمانداز تأمین مالی
برای سنجش دقیق ریسک اصلاح قیمت طلا، رصد نبض بازار پول از اهمیت حیاتی برخوردار است. فیروزیان با اشاره به گزارش عملیات ریپو (Repo) مربوط به معاملات چهارم نوامبر، کاهش ۳ واحد پایهای نرخ SOFR و افت مشابه آن در بخش ممتاز معاملات را نشانهای از فروکش کردن نسبی تنشهای تأمین مالی میداند؛ هرچند هشدار میدهد که این رویداد برای اعلام پایان تنشهای نقدینگی کافی نیست.

وی همچنین با اشاره به مسیر پیشبینیشده برای حساب عمومی خزانهداری (TGA) تا پایان دسامبر، یادآور شد: کاهش موجودی TGA – با فرض ثبات سایر اقلام ترازنامه فدرال رزرو – به تقویت ذخایر بانکی میانجامد. بنابراین، در صورت تحقق این سناریو و تداوم ثبات در بازار ریپو، یکی از محرکهای اصلی فروش اجباری داراییها جهت تأمین نقدینگی تضعیف خواهد شد. این تحول از منظر ارزیابی ریسک نزولی طلا بااهمیت است؛ اما نه در حکم تسهیل کمی (QE) است و نه تضمینی برای هدایت نقدینگی آزادشده به سمت بازار طلا.
شکنندگی بازار و افق پیشرو
در بخش پایانی این تحلیل، فیروزیان نسبتدادنِ آسیبپذیری طلا به «کوچکترین محرک» را در شرایط کنونی فاقد دقت کارشناسی میداند. او معتقد است اثبات چنین فرضیهای نیازمند همافزایی سه عاملِ ازدحام پوزیشنهای خرید، اهرمهای معاملاتی بالا و تشدید بحران تأمین مالی است: بهبود شرایط نقدینگی میتواند احتمال فروشهای اجباری را کاهش دهد؛ اما مانع از اصلاح قیمت ناشی از رشد بازده واقعی، خروج سرمایه از صندوقهای سرمایهگذاری یا تعدیل انتظارات بازار نخواهد شد.
این کارشناس ارشد بازارهای مالی در خاتمه خاطرنشان کرد که پشتوانه بنیادی طلا و ریسک خرید آن در سطوح قیمتی مشخص، دو مقوله کاملاً مجزا هستند؛ بدین معنا که بازار میتواند از چشماندازی بلندمدت و درخشان برخوردار باشد، اما در کوتاهمدت مسیری پرمخاطره و اصلاحی را تجربه کند.







نظر شما