بازار؛ گروه استان ها: در قلب خوزستان، جایی که کارون زمانی نماد حیات بود، امروز دو روایت متضاد از یک واقعیت واحد شکل گرفته است. یک روایت، داستان خودکفایی در تولید شکر و ایستادن ایران روی پای خود در محصولی راهبردی است؛ روایتی که در آن، هشت واحد کشت و صنعت نیشکر، بیش از ۴۰ درصد شکر کشور را تأمین میکنند و رکوردهای تولید را یکی پس از دیگری میشکنند. روایت دیگر، داستان رودخانهای است که در پاییندست، در خرمشهر و آبادان، دبی آبش به صفر نزدیک شده و شوری آن در برخی مقاطع از آب دریا هم فراتر رفته است.
این دو روایت، در نقطهای به هم میرسند که نمیتوان آن را نادیده گرفت: مصرف سالانه بیش از چهار میلیارد متر مکعب آب در صنعت نیشکر خوزستان، در حوضهای که با خشکسالی بیسابقه و کاهش شدید آورد رودخانهها دستوپنجه نرم میکند. کارشناسان میگویند فقط در کشت و صنعت نیشکر خوزستان سالانه ۳.۸ میلیارد متر مکعب آب استفاده میشود؛ رقمی که به گفته منتقدان، تبعات زیانباری برای کشور دارد. اما آیا این مصرف، صرفاً یک انتخاب نادرست است، یا بخشی از یک معادله پیچیدهتر میان امنیت غذایی و امنیت آبی که سالها بدون پاسخ مانده است؟
کارون، رودخانهای که دیگر به دریا نمیرسد
برای درک عمق بحران، باید از انتهای مسیر کارون شروع کرد. در حالی که دبی ورودی کارون در اهواز در حدود ۱۲۰ متر مکعب بر ثانیه گزارش میشود، در پاییندست رودخانه در خرمشهر و آبادان، این رقم به صفر نزدیک شده است. این شکاف میان بالادست و پاییندست، حاصل مجموعهای از عوامل است که برداشتهای گسترده برای کشت نیشکر و سایر محصولات پرآببر، کانالهای آبیاری بدون نظارت دقیق، و برداشتهای غیرمجاز، تنها بخشی از آنهاست.
نتیجه این عدم تعادل، در کیفیت آب نمود پیدا کرده است. استاندار خوزستان در نشست شورای حفاظت کیفی رودخانه کارون، با صراحت اعلام کرد که میزان EC آب در مناطق جنوبی استان به ۴۰ هزار میرسد؛ عددی که به گفته او «کاملاً در تعارض با اهداف زیستمحیطی» است. مدیر آبفای منطقه آبادان نیز شوری آب رودخانه را بیش از ۱۵ هزار میکروموس بر سانتیمتر اعلام کرده و گزارشهای محلی از ثبت ارقامی تا ۴۰ هزار میکروموس حکایت دارند؛ رقمی که معادل شوری آب دریاست. نخلها خشک شدهاند، آب آشامیدنی شور شده و سلامت مردم آبادان و خرمشهر در سکوت، به خطر افتاده است.
نکته تأملبرانگیز این است که این بحران، تنها محصول یک سال خشک نیست. کاهش ورودی آب از سوی عراق به اروندرود و خشکسالی در حوضه کارون بزرگ، شرایط را تشدید کرده، اما ساختار مصرف در بالادست، ریشهایتر است. احداث بند خاکی مارْد در کمتر از ۱۲ روز و کاهش ۶۰۰۰ واحدی شوری آب در آبادان و خرمشهر، نشان میدهد که مدیریت سازهای میتواند اثرگذار باشد، اما این اقدامات، درمان موقتی هستند و نه حل ریشهای مسئله.
شرکت توسعه نیشکر از کاهش ۲۰ تا ۴۰ درصدی مصرف آب با آبیاری مکانیزه خبر میدهد و رکورد تولید ۸۶۶ هزار تن شکر سفید را ثبت کرده، اما پرسش اصلی این است که آیا این کاهشها با سرعت فروپاشی کیفی کارون همخوانی دارند یا نه؟
نیشکر؛ از شورهزار تا رکورد تولید
در سوی دیگر معادله، صنعتی قرار دارد که نمیتوان دستاوردهایش را نادیده گرفت. شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی در سال بهرهبرداری ۱۴۰۴، برای نخستینبار بیش از ۸۶۶ هزار تن شکر سفید تولید کرد؛ رقمی حدود ۲۰ درصد بالاتر از ظرفیت اسمی شرکت. این شرکت با احتساب تولید کشت و صنعت کارون و کارخانههای چغندری استان، سالانه حدود یک میلیون تن شکر در خوزستان تولید میکند که بیش از ۵۵ درصد نیاز کشور را پوشش میدهد. در سطح ملی نیز ضریب خوداتکایی شکر به حدود ۹۰ درصد رسیده است, هرچند سالانه ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تن کسری وجود دارد که از طریق واردات جبران میشود.
این اعداد، پشتوانه استدلالی صنعت نیشکر است: تولید داخلی، وابستگی به واردات را کاهش میدهد، در شرایطی که نوسانات ارزی و تحریمها، تأمین شکر از بازارهای جهانی را پرهزینه و غیرقابل پیشبینی کرده است. مدیرعامل هلدینگ آینده پویا با اشاره به اینکه بالغ بر ۹۰ هزار هکتار از اراضی که عمدتاً شورهزار بودند، امروز زیر کشت نیشکر رفتهاند، این صنعت را نه فقط یک تولیدکننده شکر، بلکه یک پروژه احیای اراضی و اشتغالزایی در استان توصیف میکند.
با این حال، همین صنعت، در کانون انتقادات آبی قرار دارد. منتقدان میگویند کشت نیشکر با نیاز آبی فراوان، بهویژه در تابستان، برداشتهای بیرویه از کارون را تشدید کرده و همزمان با برداشتهای غیرمجاز در مزارع برنج، پرورش ماهی و صنایع فولاد و پتروشیمی، شرایط را برای پاییندست غیرقابل تحمل کرده است. یک کارشناس در مهرماه ۱۴۰۵ این معادله را به شکلی قابل فهم صورتبندی کرد: «معادل ۱۶۰ هزار تومان آب را هدر میدهیم تا یک کیلو شکر به قیمت ۱۸ هزار تومان تولید و عرضه کنیم». این جمله، فارغ از دقت محاسباتیاش، توانسته است موضوع را از یک بحث فنی به یک پرونده عمومی تبدیل کند.
پاسخ صنعت؛ کاهش مصرف، نه انکار بحران
اما روایت صنعت نیشکر، تنها روایت مصرف نیست. مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر، با اشاره به کاهش شدید آورد رودخانه دز، تأکید کرده است که مدیریت برداشت آب باید بهگونهای باشد که آب مورد نیاز اراضی کشاورزی پاییندست نیز تأمین شود. به گفته او، طرح آبیاری جویچهای متغیر و تناوبی، استفاده مجدد از زهاب و زهکشی کنترلشده در مزارع نیشکر عملیاتی شده و هدفگذاری کاهش ۲۰ درصدی کل مصارف آب در مزارع نیشکر در حال انجام است.
آمارهای ارائهشده از سوی صنعت، از کاهشهای چشمگیرتر نیز حکایت دارد. مدیرعامل هلدینگ آینده پویا از کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی مصرف آب در تولید شکر با استفاده از روشهای مکانیزه و آبیاری قطرهای زیرسطحی خبر داده است. همچنین گزارشهایی از کاهش ۴۰ درصدی مصرف آب در مزارع نیشکر نسبت به سال گذشته منتشر شده است. این اعداد، اگرچه نیازمند راستیآزمایی مستقل هستند، نشان میدهند که صنعت نیشکر صرفاً یک مصرفکننده منفعل نیست و در حال بازتعریف رابطه خود با آب است.
با این حال، پرسش کلیدی این است: آیا کاهش ۲۰ تا ۴۰ درصدی مصرف، در شرایطی که دبی کارون در پاییندست به صفر نزدیک شده، کافی است؟ پاسخ صنعت این است که مسئولیت بحران را نمیتوان تنها بر دوش نیشکر گذاشت. برداشتهای غیرمجاز، کشتهای پرآببر دیگر و مدیریت ناهماهنگ منابع آب در بالادست، سهمی دستکم برابر در شکلگیری وضعیت فعلی دارند. این استدلال، اگرچه از منظر صنعتی قابل درک است، اما پاسخ به موقعیت اضطراری پاییندست را آسان نمیکند.
پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی، از خشکی تالابها و ریزگردها تا مهاجرت نخبگان، نشان میدهد که هزینه واقعی معادله آب و شکر بسیار فراتر از ارزش تولید و مصرف است.
هزینههای پنهان؛ از آب مجازی تا ریزگرد
معادله آب و شکر، تنها در چارچوب اعداد مصرف و تولید خلاصه نمیشود. پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی این صنعت، لایههای پنهانی هستند که دیر یا زود، خود را در زندگی روزمره مردم خوزستان نشان میدهند. خشکی تالابها و رودخانهها، آسیب به کشاورزی پاییندست، از بین رفتن اکوسیستمهای طبیعی، افزایش مهاجرتهای داخلی و تشدید ریزگردها، بخشی از پیامدهایی است که در گزارشهای کارشناسی به آن اشاره شده است. سوزاندن ۶۵ درصد نیشکر استان به روش آلاینده نیز بر دامنه این مشکلات افزوده و به گفته معاون سیاسی اجتماعی استانداری خوزستان، مخاطرات زیستمحیطی به عامل مهاجرت ۷۰ درصد نخبگان استان تبدیل شده است.
در بعد اقتصادی نیز، مفهوم «آب مجازی» پرسشی جدی ایجاد میکند: آیا صادرات یا مصرف داخلی شکری که با آب مجازی خوزستان تولید میشود، ارزش اقتصادی واقعی این منبع کمیاب را منعکس میکند؟ منتقدان میگویند ارزش هر متر مکعب آب در کشت نیشکر، بسیار کمتر از ارزش آن در مصارف شرب، صنعت یا حتی کشتهای کمآببر جایگزین است. این نقد، اگرچه به معنای تعطیلی کامل صنعت نیست، اما ضرورت بازنگری در الگوی کشت و تخصیص آب را برجسته میکند.
خودکفایی در باتلاق؛ راهبردی که نیاز به بازطراحی دارد
نکته مهم در تحلیل این تناقض، پرهیز از سادهسازی است. خودکفایی در تولید شکر، یک هدف راهبردی است که در شرایط تحریم و نوسانات جهانی، نمیتوان آن را کنار گذاشت. اما راهبرد خودکفایی، اگر بر پایه مصرف بیرویه منابع آبی تجدیدناپذیر بنا شده باشد، در بلندمدت به ضد خود تبدیل میشود. خشک شدن کارون، نه فقط یک فاجعه زیستمحیطی، بلکه تهدیدی برای امنیت ملی، اشتغال و ثبات اجتماعی در حساسترین استان ایران است.
مسیر برونرفت، نه تعطیلی نیشکر و نه ادامه وضع موجود، بلکه بازطراحی یکپارچه نظام تخصیص آب در حوضه کارون است. این بازطراحی باید سه محور را همزمان دنبال کند: نخست، ارتقای بهرهوری آب در مزارع نیشکر با تسریع در گذار به آبیاری زیرسطحی و استفاده مجدد از زهاب؛ دوم، برخورد جدی با برداشتهای غیرمجاز و ساماندهی کشتهای پرآببر در بالادست؛ و سوم، اختصاص حقابه زیستمحیطی مشخص و تضمینشده برای کارون و تالابهای پاییندست، بهگونهای که حیات خرمشهر و آبادان به یک متغیر قابل مذاکره تبدیل نشود.
راهحل، نه تعطیلی نیشکر و نه ادامه وضع موجود، بلکه یک بازطراحی ملی برای تخصیص حقابه زیستمحیطی کارون، ساماندهی برداشتهای بالادست و ارتقای بهرهوری آب در صنعت است.
خوزستان، امنیت آبی ایران و معادلهای که نمیتوان به تعویق انداخت
خوزستان، تنها یک استان نیست؛ قلب تپنده آب و کشاورزی ایران است و هر بحرانی در آن، ابعادی ملی پیدا میکند. استاندار خوزستان بهدرستی تأکید کرده است که این استان باید حیات خود را در بخشهای مختلف حفظ کند و درخواست اختصاص ردیف بودجه ویژه برای حفاظت از کارون و جلوگیری از انتقال آب از سرشاخهها را مطرح کرده است. این مطالبه، نشانهای از یک واقعیت بزرگتر است: امنیت آبی خوزستان، نه یک موضوع محلی، بلکه یک مسئله امنیت ملی است که تصمیمگیری درباره آن نمیتواند به آینده نامعلوم واگذار شود.
در بعد منطقهای نیز، کارون و اروندرود، پیوندی ناگسستنی با امنیت آبی عراق دارند. کاهش ورودی آب از سوی عراق به اروندرود، مزید بر بحران شوری در پاییندست شده است. در چنین شرایطی، دیپلماسی آب و همکاری منطقهای برای مدیریت مشترک حوضههای آبی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است. ایران با تکیه بر توان فنی و تجربه مدیریت منابع آب، میتواند در این عرصه پیشقدم شود و همزمان، منافع ملی خود را در حفظ کارون به عنوان یک سرمایه تمدنی و زیستی تضمین کند.
تناقض آب و شکر، یک تناقض ساختگی نیست؛ یک واقعیت پیچیده است که سالها نادیده گرفته شده. حل آن، نه با شعار خودکفایی به هر قیمتی ممکن است و نه با تعطیلی صنعتی که هزاران شغل و بخشی از امنیت غذایی کشور به آن وابسته است. آنچه لازم است، یک تصمیم ملی و شجاعانه برای بازتعریف رابطه صنعت، آب و زندگی در خوزستان است؛ تصمیمی که در آن، کارون دیگر یک «منبع» برای مصرف بیپایان نباشد، بلکه یک «حق» برای حیات پاییندست و یک «امانت» برای نسلهای آینده تلقی شود.





نظر شما