سمیه شوریابی؛ بازار: بازار سرمایه همیشه تابعی از متغیرهای کلان و صورتهای مالی شرکتها نیست؛ گاهی وزش بادهای ناآرام در جغرافیای سیاسی خاورمیانه کافی است تا نبض تالار شیشهای را دگرگون کند و مسیر حرکت میلیاردها تومان نقدینگی را ظرف چند ساعت تغییر دهد.
شهرام شهبازی کارشناس و تحلیلگر ارشد بازار سرمایه، در تحلیلی جامع از رفتار معاملهگران در شرایط پرالتهاب، اظهار داشت: در بازارهای پرتنش، پول همیشه به دنبال بیشترین سود نیست؛ گاهی نقدینگی فقط میخواهد در امان بماند. واقعیت این است که در ادوار بحران، سرمایهگذاران بیش از آنکه به دنبال بازدهی بالا باشند، دغدغه حفظ اصل سرمایه را دارند. از این رو، مهمترین رویداد بازار در چنین بزنگاههایی، نه افت شاخصها، بلکه تغییر جهت جریان نقدینگی است.
گریز به سوی امنیت؛ از بورس تا پناهگاههای امن
شهبازی با اشاره به رفتارشناسی معاملهگران در فضای تنشهای ژئوپلیتیک افزود: در شرایط بروز ریسکهای سیستماتیک و جنگی، سرمایهگذاران عمدتاً از داراییهای پرریسک فاصله میگیرند؛ رفتاری کلاسیک که در دانش مالی مدرن با عنوان "گریز به سوی امنیت" (Flight-to-Safety) تعریف میشود. در این فاز، نقدینگی به شکلی نظاممند از بازار سهام خارج و روانه صندوقهای طلا و صندوقهای با درآمد ثابت میشود.

وی در تشریح تمایز مقصد این سرمایهها تصریح کرد: صندوقهای طلا به عنوان ابزاری مطمئن جهت پوشش ریسکهای تورمی و نوسانات نرخ ارز مورد استقبال قرار میگیرند؛ در حالی که صندوقهای درآمد ثابت، گزینه مطلوب سرمایهگذارانی هستند که به دنبال گریز از تلاطم، کاهش دامنه نوسان و تثبیت سود معقول هستند.
هوشمندی یا زنگ خطر افت اعتماد؟
این تحلیلگر ارشد بازار سرمایه در ادامه به طرح یک پرسش راهبردی پرداخت و گفت: اکنون پرسش بنیادین این است: آیا هجوم پولها به صندوقهای طلا و درآمد ثابت نشانه انعطاف و هوشمندی معاملهگران است، یا زنگ خطری جدی درباره فرسایش اعتماد عمومی به آینده بورس؟ آنچه مشخص است، شدت و تداوم این خروج نقدینگی به مؤلفههای متعددی همچون طول دوره بحران، انتظارات تورمی، سیاستهای انقباضی یا انبساطی پولی و سطح باور فعالان اقتصادی به آینده بازار سهام گره خورده است.
پیام شفاف به نهاد ناظر: حمایت واقعی شاخصسازی نیست
شهبازی در پایان با خطاب قرار دادن سیاستگذاران و مدیران ارشد بازار سرمایه خاطرنشان کرد: این رفتار معاملهگران حامل هشداری روشن برای متولیان بازار است، سیاستگذار باید درک کند که مدیریت فعال انتظارات، شفافیت اطلاعاتی، تضمین نقدشوندگی بازار و بازسازی اعتماد عمومی، به مراتب اثربخشتر و حیاتیتر از مداخلات دستوری یا حمایتهای مقطعی از اعداد شاخص کل است. در دورههای بحران نباید صرفاً نظارهگر این بود که فعالان چه میخرند یا میفروشند؛ بلکه باید رمزگشایی کرد که پشت این تصمیمات چه سطح از اعتماد، ادراک ریسک و چشمانداز اقتصادی نهفته است.





نظر شما