به گزارش بازار، در آیندهای که رهبران سیلیکون ولی ترسیم میکنند، کارمند هفته خود را صبح دوشنبه آغاز میکند، بیشتر وظایفش را تا چهارشنبه به پایان میبرد و سپس رایانه را خاموش میکند تا چهار روز باقیمانده را بدون افت حقوق در کنار خانواده بگذراند. این چشمانداز بیش از آنکه یک طرح اقتصادی ملموس باشد، به رویا شباهت دارد. به نوشته فایننشال تایمز، یک پرسش اساسی در این میان خودنمایی میکند: اگر ماشینها بار سنگینتری از کار را به دوش بکشند، چه کسی از مزایای واقعی آن بهرهمند خواهد شد؟ آیا نیروی کار ساعات ازدسترفته دهههای گذشته را پس میگیرد یا شرکتها از هر ثانیه صرفهجوییشده برای انباشتن تکالیف تازه استفاده خواهند کرد؟
رویای شیرین رهبران فناوری و تردید واقعبینانه
بنیانگذار آمازون، جف بزوس، معتقد است که جهش بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی میتواند پروژههای پنجروزه را به سه روز فشرده کند. به گزارش بیزینس اینسایدر، مارک زاکربرگ نیز بر این باور است که ابزارهای هوش مصنوعی به تیمهای بسیار کوچکتر اجازه میدهند حجمی فراتر از گذشته تولید کنند.
چهرههای برجسته سیلیکون ولی از تحقق هفته کاری سه روزه سخن میگویند اما دادههای میدانی نشان میدهد که سرعتگیری اتوماسیون بیشتر به افزایش تکالیف و فرسودگی ذهنی کارمندان انجامیده است
جیمی دیمون، رئیس جیپیمورگان چیس، در پیشبینیهای سه دهه آینده خود از هفته کاری سه یا سهونیم روزه سخن میگوید و ایلان ماسک حتی فراتر رفته و کار کردن را اختیاری میداند. در مقابل، مدیرعامل OpenAI، سم آلتمن، با رویکردی محتاطانهتر هشدار میدهد که رقابتپذیری ذاتی انسانها ممکن است حتی در صورت ایجاد زمان آزاد، آنها را به کار بیشتر ترغیب کند.

با این حال، دادههای میدانی روایت دیگری دارند. به نوشته نیویورک تایمز، شرکت آنتروپیک همزمان با توسعه عوامل هوش مصنوعی، استخدام نیروهای فنی سطح پایین را کاهش داده است. از سوی دیگر، مطالعهای از دانشگاه کالیفرنیا برکلی نشان میدهد که ابزارهای هوش مصنوعی کارمندان را وادار کرده است با سرعت بیشتری کار کنند، مسئولیتهای گستردهتری بپذیرند و زمان زیادی را صرف بررسی خطاها و نگارش دستورالعملهای جدید کنند.
بررسیهای آماری سازمان همکاری و توسعه اقتصادی حاکی از شکاف عمیق میان ساعات کار در کشورهای مختلف است در حالی که افزایش بهرهوری الزاماً به معنای تفریح بیشتر نیروی کار نخواهد بود
گزارشی از مجموعه اکتیوترک نیز تایید میکند که کاربران پس از بهکارگیری هوش مصنوعی، زمان بیشتری را صرف مکاتبات، ایمیلها و مدیریت ابزارها کردهاند که این روند به منبع تازهای از فرسودگی ذهنی تبدیل شده است.
چالش مزد، بهرهوری و بازتعریف ارزش انسان
کاهش ساعات کار سابقه تاریخی طولانی دارد؛ بر اساس آمارهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، میانگین ساعات کار سالانه در ایالات متحده از سال ۱۸۷۰ تاکنون نزدیک به ۴۰ درصد کاهش یافته است. با این وجود، چنانچه مجله فورچون گزارش میدهد، بهرهوری بالاتر بهطور خودکار به معنای فراغت بیشتر نیست. هفته کاری کوتاهتر ممکن است با کاهش متناسب دستمزد همراه شود و کارمندان را برای حفظ سطح رفاه به مشاغل دوم وادارد. افزون بر این، ارزیابی دقیق کیفیت تفکر و تصمیمگیری دشوار است و کارمندان ناچارند برای اثبات ارزش خود، ساعتهای طولانیتری در محیط کار حضور یابند.
با ارزان شدن خدمات ماشینها ارزش واقعی نیروی انسانی به حوزههای نیازمند اعتماد روابط شخصی و نظارت استراتژیک منتقل میشود تا مسیر آینده بازار کار بازتعریف شود
در بحبوحه این دگرگونیها و با ارزان شدن فرآیندهای تکرارپذیر، نقش نیروی انسانی به حوزههای استراتژیک تغییر میکند. به نوشته موسسه تحقیقات سیاست اقتصادی استنفورد، مهارتهای مبتنی بر اعتماد، ارتباطات بینفردی، قضاوت اخلاقی و نظارت هوشمندانه بر خروجی ماشینها، وزنی کلیدی در بازار کار آینده پیدا خواهند کرد. بنابراین، صرفنظر از اینکه سیاست شرکتها به سمت کاهش روزهای کاری بچرخد یا به سوی انباشت وظایف برود، سازگاری و آگاهی انتقادی انسان تعیینکننده مسیر آینده خواهد بود.




نظر شما