به گزارش بازار، سیدطهحسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند در نشست تخصصی «بررسی اثرات اقتصادی و اجتماعی بازگشایی مدارس از نگاه حکمرانی هوشمند» گفت: پس از تجربه دوران همهگیری کرونا و تعطیلی آموزش حضوری در کشور، چند ماه اخیر هم شرایط کشور چه در حوزه انرژی و چه مسائل مربوط به جنگ، به گونهای پیش رفت که آموزش غیرحضوری تکرار شده و تداوم پیدا کند.
مدنی افزود: اکنون و در آستانه سال تحصیلی جدید، کشور در برابر دوگانه بازگشایی یا عدم بازگشایی مدارس قرار دارد و بیش از ۱۶ میلیون دانشآموز و خانوادههای آنان منتظر هستند تا بدانند امسال مدارس باز میشود یا همچنان باید به صورت غیرحضوری تحصیل کنند. موضوعی که به زودی از سوی دولت اعلام خواهد شد.
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند با اشاره به اهمیت موضوع آموزش و آثار تصمیمات مربوط به آن بر کشور و عدم تلقی آن به عنوان یک تصمیم صرفاً آموزشی، خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی که کشور از یک سو با تهدیدات بالقوه نظامی و سایبری مواجه است و از سوی دیگر با ناترازیهای شدید زیرساختی بهویژه در حوزه انرژی دستوپنج نرم میکند؛ تقلیل دادن مسئله بازگشایی یا عدم بازگشایی مدارس به یک تصمیم صرفاً «آموزشی» خطای راهبردی است.
وی تصریح کرد: به همین دلیل، این نشست برگزار شد تا خطای «بخشینگری» در تصمیمسازیهای کلان را گوشزد کند. چون اگر تنها از لنز وزارت آموزشوپرورش نگاه کنیم؛ بازگشایی مدارس امری قطعی و ضروری است. اما اگر از دریچه اقتصاد به ویژه در بخش انرژی و با در نظر گرفتن کسری ۲۳ میلیون لیتری بنزین روزانه و ریسکهای امنیتی آن به مسئله بنگریم؛ این تصمیم مستعد ایجاد یک سری چالشهای جدی است. به همین ترتیب، نگاه صرفاً ترافیکی و انتظامی، ما را به سمت تعطیلی مدارس سوق میدهد، در حالی که این اقدام هم چالشهای متعددی در حوزه اجتماعی به دنبال خواهد داشت.
وی ادامه داد: به بیان دیگر، هدف از برگزاری این نشست، قضاوت یا صدور حکم قطعی برای باز شدن یا نشدن مدارس نیست؛ بلکه ترسیم یک «نقشه شناختی جامع» از فرصتها و آسیبهای هر دو رویکرد است تا دستگاههای تصمیمگیر حاکمیتی با چشمانی باز و درکی عمیق از پیامدهای دومینووار هر سناریو، به تدبیر امور بپردازند.
چالشهای آموزش مجازی در کشورهای جهان/از نابرابری اقتصادی تا افت تحصیلی دانشآموزان
مدنی در ادامه با اشاره به تجربه کشورهای جهان از آموزش حضوری و غیرحضوری و تبعات آن، گفت: بررسی دقیقتر این تجربهها برای نظام آموزشی ما که همچنان درگیر دوگانه آموزش حضوری یا غیرحضوری است میتواند بسیار آموزنده باشد. یکی از چالشهای مرتبط با آموزش غیرحضوری، مواجه شدن با نابرابری آموزشی به دلیل مشکلات زیرساختهای ارتباطی و عدم دسترسی فراگیر به اینترنت باکیفیت و سرعت مناسب است که در کشورهایی چون مصر و فیلیپین رخ داد.
وی خاطرنشان کرد: در این خصوص، حتی در آمریکا هم با وجود انتقال سریع به آموزش مجازی در دوران کرونا، اما نابرابریهای شدید اجتماعی و اقتصادی که میان دانشآموزان مناطق مرفه و حاشیه وجود داشت را نمایان کرد.
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند گفت: علاوه بر اینها، سایر چالشهای آموزش مجازی به اشکال مختلف در دیگر کشورهای جهان بروز کرد. مثلاً کره جنوبی اگرچه به دلیل زیرساختهای بسیار قدرتمند فناوری اطلاعات توانست به سرعت آموزش مجازی را اجرایی کند، اما با چالشهای روانی و خستگی ناشی از آموزش آنلاین مواجه بود. بنگلادش هم به عنوان کشوری با طولانیترین دورههای تعطیلی کامل مدارس، با بحران عظیم افت تحصیلی و جاماندگی میلیونها دانشآموز از چرخه آموزش مواجه شد.
چالشهای آموزش حضوری در شرایط خاص
وی در ادامه با اشاره به چالشهای مناطق مختلف جهان به دلیل حضوری شدن آموزش در دوران خاصی مانند کرونا، گفت: به عنوان نمونه، رژیم صهیونیستی همزمان با لغو همه محدودیتهای کرونا، مدارس را هم به طور زودهنگام بازگشایی کرد. این اقدام با موج شدید و انفجاری ابتلا در میان دانشآموزان و معلمان مواجه و تعطیلی صدها مدرسه را به دنبال داشت.
مدنی افزود: سوئد کلاسهای دانشآموزان زیر ۱۶ سال را تعطیل نکرد و با تکیه بر مسئولیتپذیری شخصی پیش رفت. این سیاست پرریسک، با انتقادات بینالمللی مواجه شد. ژاپن با رویکردی به شدت محتاطانه، حضور دانشآموزان را به صورت یکدرمیان و با رعایت سختگیرانه پروتکلها از جمله سکوت مطلق در زنگ تفریح و ناهار اجرا کرد. اروگوئه با بازگشایی مرحلهای و تدریجی از مدارس روستایی و کمجمعیت و سپس گروههای آسیبپذیر توانست کمترین آسیب را تجربه کند. دانمارک هم بازگشایی را به صورت محدود، همراه با پروتکلهای بهداشتی شدید و تنها برای مهدکودکها و مقاطع ابتدایی آغاز کرد تا امکان بازگشت والدین به کار فراهم شود.
بررسی سناریوی عدم بازگشایی مدارس کشور و چالشهای آن
وی تصریح کرد: با این مقدمه، سناریوی عدم بازگشایی و یا بازگشایی مدارس و چالشهای آن مورد بررسی قرار میگیرد. سناریوی نخستی که اندیشکده حکمرانی هوشمند مورد بررسی قرار داده است؛ کالبدشکافی پیامدهای تداوم آموزش غیرحضوری است. ما معتقدیم تداوم حضور دانشآموزان در بستر آموزش مجازی و شبکههای اجتماعی، مجموعهای از تهدیدات نرم، خاموش و پنهان را تولید میکند که در میانمدت و بلندمدت، هزینههای بهمراتب سنگینتری برای حاکمیت به همراه خواهد داشت. این تهدیدات در سه لایه جرایم سایبری، آسیبهای روانشناختی و نفوذ در قالب جنگ ترکیبی قابل بررسی است.
محیط مساعد «شاد» برای مجرمان سایبری؟
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند با بیان اینکه آموزش مجازی در بستر سامانه «شاد»، فضای قابل دستیابی برای سوءاستفاده مجرمان سایبری و باندهای کلاهبرداری فراهم میکند، گفت: طبق آمار، جرائم اینترنتی سهمی ۳۷ درصدی از کل جرائم کشور دارد و دانشآموزان و والدین آنها، اغلب به دلیل آموزش ناکافی، بیاطلاعی و نبود تخصص دیجیتالی کافی، به قربانیان اصلی این مجرمان تبدیل شدهاند و با شگردهایی چون ارسال پیامکهای جعلی تحت عناوین فریبندهای نظیر «بهروزرسانی نرمافزار شاد»، «دریافت اینترنت رایگان ویژه دانشآموز»، «احراز هویت دومرحلهای» یا «مسدود شدن حساب کاربری»، قربانیان را به نصب بدافزارها ترغیب کرده یا آنها را به درگاههای فیشینگ هدایت میکنند. روند رایج برخی از این جرایم به غیر از فیشینگ به این شکل است که کلاهبرداران پس از تماس تلفنی یا ارسال پیام، کدهای تأیید (کد پنج رقمی ورود به حساب) را از کاربران دریافت کرده و کنترل کامل حساب کاربری آنها در پلتفرمهایی نظیر تلگرام یا اینستاگرام را به دست گرفته و با اقدامات بعدی مرتکب جرائم مختلفی میشوند.
بحران هویت و افت تحصیلی
وی در ادامه یکی دیگر از تبعات تداوم آموزش مجازی را فرسایش روانشناختی، بحران هویتی و افت شدید تحصیلی دانست و گفت: طبق گزارشهای موجود، تعطیلی مدارس و جایگزینی آن با فضای مجازی، آثار مخرب و جبرانناپذیری بر ساختار شناختی و روانی نسل نوجوان بر جای میگذارد. به عنوان مثال، مطالعات نشان میدهد که پس از حضور در فضای مجازی، حداقل تا ۲۰ دقیقه توانمندی تمرکز و یادگیری ذهن به شدت افت میکند که این پدیده مستقیماً به افت تحصیلی دامن میزند. فضای مجازی با حجم انبوهی از تصاویر و ویدئوهای سرگرمکننده که روزانه تا ۶۰ دقیقه و حتی بخش بیشتری از وقت دانشآموزان را به خود اختصاص میدهد؛ ظرفیت دریافتهای مطالعاتی آنان را فلج میکند.
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند به چالش بحران هویت اشاره کرد و ادامه داد: وقتی نوجوانان در فضای مجازی به صورت ناخودآگاه، واقعیت زندگی خود را با ویترین زندگی دیگران مقایسه میکنند؛ احساس نارضایتی حاصل از آن به یک عدم خودباوری و افسردگی حاد دامن میزند. همچنین، از منظر جامعهشناختی، فضای مجازی به خصوص در کشور ما یک «جامعه بدون هنجار و بدون مسئولیت» است. دانشآموزی که به صورت افسارگسیخته در این فضا زیست میکند، به مرور زمان نسبت به تعهدات واقعی دلسرد شده و محدودیتها و هنجارهای زندگی اجتماعی و قوانین کشوری برایشان بیمعنا میشود. دوستیهای مجازی با افراد ناشناس نیز زنگ خطری جدی برای سوءاستفادههای اخلاقی و انحرافات رفتاری کودکان و نوجوانان محسوب میشود. که همگی این مسائل آثار و تبعات اقتصادی فوری و تدریجی در پی خواهند داشت!
بدون سپر سواد رسانهای در برابر بمباران شناختی دشمن
مدنی در ادامه با بیان اینکه تبعات تعطیلی مدارس و افزایش اوقات فراغت دانشآموزان در فضای مجازی باعث تبدیل شدن این قشر به سیبل اصلی رسانههای معاند و سرویسهای اطلاعاتی بیگانه میشود، افزود: دانشآموزی که از محیطهای «جامعهپذیرکننده فیزیکی» نظیر مدرسه، کلاس درس و گروههای همسالان جدا میشود، مرجعیت فکری و هویتی خود را مستقیماً از شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای هدایتشده از خارج کشور دریافت میکند.
وی افزود: این رهاشدگی در فضای بیکران وب، پتانسیل بسیار بالایی برای ایجاد گسلهای اجتماعی، دوقطبیسازی و ترویج شایعات بیاساس فراهم میآورد. دانشآموزی که به دلیل فراغت زیاد، ساعتها در معرض این بمباران شناختی قرار دارند، بدون سپر دفاعی سواد رسانهای، به سرعت تحت تأثیر هیجانات و عملیات روانی قرار میگیرد.
مدنی گفت: این موارد، از جمله چالشهایی است که تداوم آموزش غیرحضوری میتواند در سال تحصیلی جدید به دنبال داشته باشد.
چالشهای بازگشایی مدارس و آموزش حضوری/ضرورت هماهنگی دقیق بیندستگاهی
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند در ادامه این نشست، به چالشهای بازگشایی مدارس در شرایط کنونی هم اشاره و تصریح کرد: با وجود اثبات آسیبهای عمیق آموزش مجازی، بازگشت به الگوی آموزش حضوری در کلانشهر تهران، با توجه به مختصات جمعیتی و زیرساختی آن، حاکمیت و مدیریت شهری را با چالشهای لجستیکی و انتظامی جدی مواجه میسازد که مدیریت آن نیازمند هماهنگیهای دقیق و چندبعدی بیندستگاهی است.
وی ادامه داد: در سناریوی از سرگیری آموزش حضوری، همزمان با آغاز سال تحصیلی و به صدا درآمدن زنگ حدود ۴۵۰۰ مدرسه در مهرماه، پایتخت به صورت سنتی با یک شوک ترافیکی و افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی و ایجاد گلوگاههای ترافیکی و پسزدگی ترافیک به بزرگراههای اصلی مواجه میشود.
تشدید ناترازی بنزین
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، ناترازی انرژی را یکی از برجستهترین ابعاد اقتصادی سناریوی بازگشایی مدارس عنوان کرد و گفت: ابعاد این چالش حتی میتواند از حوزه اقتصاد انرژی هم فراتر برود. بازگشایی مدارس و افزایش۲۰ تا ۳۰ درصدی ترافیک، این ناترازی را تشدید خواهد کرد و افزایش ناگهانی تقاضا برای بنزین در کلانشهر تهران، زنجیره تأمین و لجستیک توزیع سوخت را با فشاری جدید مواجه میکند.
وی اظهار کرد: این چالش میتواند به شکلگیری صفهای طولانی در جایگاههای سوخت، دامن زدن به شایعات و التهابآفرینی اقتصادی، فشار مدیریتی بر دولت و سوءاستفادههای امنیتی از سوی دشمن منجر شود.
افزایش حجم کاری پلیس و دستگاههای امنیتی!
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند در ادامه با بیان اینکه مدیریت این حجم عظیم از ترافیک و تأمین انتظام شهری در ماه مهر، بار عملیاتی مضاعف و طاقتفرسایی را بر دوش کادر پلیس، بهویژه پلیس راهور و پلیس پیشگیری قرار میدهد، افزود: این مجموعه انتظامی به منظور روانسازی معابر و مدیریت گلوگاههای ترافیکی، ناچار به استقرار صدها تیم گشتی از خودرویی، موتوری و نیروهای پیاده در تقاطعها و مقابل مدارس است. از سوی دیگر بخش نادیدنی دیگری هم وجود دارد؛ برقراری امنیت پنهان که همواره بر دوش دستگاههای امنیتی بوده و این موضوع در شرایط جنگی فعلی خود تشدید کننده بار عملیاتی برای این دستگاهها و تعمیق خستگی در ایشان خواهد بود.
هر دو سناریو واجد بحران و نیازمند مدیریت متمرکز و هوشمندانه است
مدنی در ادامه خاطرنشان کرد: با توجه به ترسیم وضعیت موجود و تبعات اقتصادی و اجتماعی بازگشایی یا عدم بازگشایی مدارس باید گفت که سیاستگذاری در خصوص الگوی آموزشی مدارس در شرایط کنونی، انتخابی میان یک گزینه «مطلوب خوب» و یک گزینه «مطلقاً بد» نیست؛ بلکه حاکمیت در برابر یک دوراهی پیچیده قرار دارد که هر دو مسیر آن واجد بحرانهایی است که نیازمند مدیریت متمرکز و هوشمندانه است.
وی توضیح داد: از یک سو، تداوم تعطیلی و استمرار آموزش غیرحضوری، به مثابه یک «زهر تدریجی و خاموش» عمل میکند. این رویکرد نسل آینده کشور را در برابر حملات سایبری بیدفاع گذاشته، هویت ملی و اسلامی آنان را در شبکههای بیپایان اجتماعی مخدوش کرده و سرمایه انسانی کشور را دچار افت عمیق شناختی، تحصیلی و انزوای اجتماعی میکند.
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند خاطرنشان کرد: بازگشایی کامل و فیزیکی مدارس هم اگرچه پویایی اجتماعی و رسالت ذاتی نظام تعلیم و تربیت را محقق میسازد، اما یک «شوک جدی زیرساختی» بر پیکره کلانشهرها بخصوص تهران وارد میکند. در صورتی که این بازگشایی بدون برنامهریزی دقیق و هماهنگی موثر انجام گیرد؛ احتمال بروز گرههای کور ترافیکی به عنوان اثر آشکار و سپس بحرانهای امنیتی متاثر از آن چون مسائل مربوط به کمبود مقطعی سوخت و در نتیجه سوءاستفاده رسانهای معاند برای تولید ناآرامیهای مشابه پاییز ۱۴۰۱ بسیار بالا و محتمل ارزیابی میشود.
چه باید کرد؟
مدنی در بخش پایانی این نشست تصریح کرد: با توجه به احتمال اجرای سناریوی بازگشایی مدارس و اجتنابناپذیر بودن آن، مدیریت آثار این تصمیم نیازمند «راهکاری ترکیبی، پیشدستانه و فرا دستگاهی مبتنی بر حکمرانی هوشمند» است. اجرای قاطعانه شناورسازی هوشمند ساعات کاری و آموزشی یکی از عناصر این راهکار است که میتواند تا حدود ۱۰ درصد از بار ترافیک صبحگاهی بکاهد و شوک وارد بر شبکه توزیع سوخت را متعادل کند.
وی افزود: همافزایی فرا دستگاهی در مدیریت ناوگان حملونقل دانشآموزان هم یکی دیگر از ابعاد این مدیریت ترکیبی است. در این بخش شهرداریها، استانداریها و وزارت یا ادارات آموزشوپرورش مکلف به ساماندهی سرویسهای مدارس در بستر سامانههای نظارتی (نظیر سپند) پیش از آغاز سال تحصیلی هستند. جایگزینی خودروهای تکسرنشین والدین با ناوگان جمعی نظیر ونهای دوگانه سوز و...، تأثیر شگرفی در کاهش تخلفات ساکن، رفع گرههای ترافیکی پیرامون مدارس و کاهش مصرف تصاعدی بنزین خواهد داشت.
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند با تأکید بر ضرورت توسعه ناوگان عمومی پاک و کم آلاینده و اعمال محدودیتهای سلبی ترافیکی، اضافه کرد: شهرداریها به ویژه شهرداری تهران باید ظرفیت ناوگان اتوبوسرانی و مترو را در ساعات پیک به حداکثر ممکن برساند. در کنار آن، پلیس راهور باید محدودیتهای سلبی نظیر ممنوعیت قطعی تردد انواع کامیون و وسایل نقلیه سنگین در ساعات پیک را با جدیت دنبال کرده، توقف کامل عملیات عمرانی غیرضروری در سطح شهر و ممانعت از برگزاری رویدادها و نمایشگاههای پرمخاطب در مهرماه را با قاطعیت اجرا کند.
وی در پایان گفت: ارتقای سواد رسانهای، جنگ شناختی و صیانت سایبری هم یکی دیگر از ابعاد این مدیریت ترکیبی است و طی آن همگام با حضور فیزیکی دانشآموزان در مدارس، متولیان نظارت و آموزش فضای مجازی نیز باید کمپینهای آگاهیبخشی و هشدار خود نظیر «پویش ملی کودکان سایبری» را با تمرکز بر خانوادهها استمرار بخشد. خنثیسازی شگردهای مهندسی اجتماعی، مقابله با فیشینگ در پلتفرمهای آموزشی و آگاهسازی جامعه نسبت به عملیات روانی رسانههای بیگانه در خصوص گرانی سوخت و مسائل مشابه آن، نیازمند یک پیوست رسانهای قدرتمند و هماهنگ میان رسانهها، آموزشوپرورش و دستگاههای نظارتی و امنیتی است.



نظر شما