سمیه شوریابی؛ بازار: دکتر بابک اسماعیلی، استاد دانشگاه و پژوهشگر توسعه اقتصادی با اشاره به تشدید بحران بدهی آمریکا معتقد است واشنگتن برای مدیریت این وضعیت عملاً با سه مسیر اصلی مواجه است؛ مسیرهایی که هرکدام هزینههای اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی دارند، اما به نظر میرسد سیاستگذار آمریکایی بیش از گذشته به سمت کاهش ارزش واقعی دلار متمایل شده است.
اسماعیلی در تشریح این وضعیت اظهار داشت: آمریکا برای مواجهه با حجم بالای بدهیهای خود، در وهله نخست میتواند به سمت کاهش هزینهها و مخارج دولت حرکت کند؛ رویکردی که به معنای نوعی ریاضت مالی است و طبیعتاً هزینه سیاسی سنگینی برای دولت به همراه خواهد داشت.
به گفته این اقتصاددان، گزینه دوم، پذیرش بازده بالاتر اوراق بدهی است. در این سناریو، دولت آمریکا برای جذب خریداران اوراق باید نرخهای بالاتری را بپذیرد که نتیجه آن افزایش هزینه تأمین مالی دولت و تشدید فشار بر اقتصاد خواهد بود.
وی افزود: مسیر سوم، تضعیف ارزش واقعی دلار است؛ به این معنا که بخشی از بار واقعی بدهی از طریق تورم و کاهش تدریجی قدرت خرید دلار کاهش پیدا کند.
اسماعیلی با اشاره به حجم بالای بدهی آمریکا و افزایش هزینه بهره آن تصریح کرد: با توجه به اینکه بدهی دولت آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و هزینه بهره به یکی از اقلام مهم مخارج دولت تبدیل شده است، دو گزینه نخست برای واشنگتن هزینههای فوری و سنگینی ایجاد میکنند. به همین دلیل، به نظر میرسد سیاستگذار آمریکایی بیش از گذشته به سمت گزینه سوم، یعنی پذیرش دلار ضعیفتر، متمایل شده است.
چرا دلار ضعیفتر؟
این استاد دانشگاه توضیح داد: کاهش ارزش پول ملی میتواند فشار ناشی از بدهی را به شکل تدریجیتری در اقتصاد توزیع کند. در مقابل، کاهش جدی مخارج دولت یا افزایش قابلتوجه نرخ بهره، آثار خود را تقریباً بلافاصله در بودجه، بازارهای مالی و اقتصاد واقعی نشان میدهد.
وی در عین حال تأکید کرد که انتخاب دلار ضعیفتر نیز بدون هزینه نخواهد بود و گفت: بهای این سیاست میتواند در قالب تورم بالاتر، کاهش قدرت خرید خانوارها و در بلندمدت فرسایش اعتماد به داراییهای دلاری نمایان شود.

اسماعیلی خاطرنشان کرد: آمریکا ممکن است بتواند بخشی از بار واقعی بدهی خود را از طریق کاهش ارزش دلار سبکتر کند، اما این سیاست نمیتواند بدون هزینه باشد؛ چراکه تداوم چنین روندی میتواند اعتماد سرمایهگذاران و اقتصاد جهانی به داراییهای دلاری را تحت تأثیر قرار دهد.
طلا و اوراق؛ دو بازار در حال قیمتگذاری یک تناقض
به اعتقاد این کارشناس بازارهای مالی، یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت را میتوان در رفتار بازارهای طلا و اوراق بدهی آمریکا مشاهده کرد؛ بازارهایی که در حال قیمتگذاری ریسکهای ناشی از افزایش بدهی، مسیر نرخ بهره و آینده ارزش دلار هستند.
وی گفت: تناقض اصلی برای واشنگتن این است که از یک سو کاهش ارزش واقعی دلار میتواند به مدیریت بار بدهی کمک کند و از سوی دیگر، تداوم این روند ممکن است به اعتماد جهانی به دلار آسیب بزند.
بر این اساس، به نظر میرسد بحران بدهی آمریکا تنها یک مسئله مربوط به بودجه دولت نیست، بلکه به موضوعی اثرگذار بر ارزش دلار، نرخ بهره، بازار اوراق و جذابیت طلا تبدیل شده است؛ موضوعی که میتواند در ماهها و سالهای آینده نیز یکی از متغیرهای مهم بازارهای جهانی باشد.



نظر شما