به گزارش بازار، جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، با انتقاد از رویکرد دونالد ترامپ در قبال جنگ با ایران، گفت رئیسجمهور آمریکا پس از برقراری آتشبس در هشتم آوریل باید برای دستیابی به توافق تلاش میکرد و پس از امضای یادداشت تفاهم در ۱۷ ژوئن نیز میبایست به مفاد آن پایبند میماند.
مرشایمر در ابتدای تحلیل خود گفت آمریکا و رژیم صهیونیستی در آغاز جنگ چهار هدف اصلی را دنبال میکردند؛ نخست، تغییر حکومت در تهران؛ دوم، از بین بردن توان غنیسازی اورانیوم ایران؛ سوم، نابودی برنامه موشکهای بالستیک دوربرد ایران؛ و چهارم، وادار کردن ایران به قطع حمایت از جنبشهای مقاومت منطقه. به گفته او، تغییر حکومت مهمترین هدف این جنگ بود، زیرا بدون تحقق آن، دستیابی به سه هدف دیگر نیز ممکن نبود.
وی افزود اکنون هیچیک از این چهار هدف محقق نشده و هیچ نشانهای نیز وجود ندارد که در آینده نزدیک قابل تحقق باشند. اما در مقابل، مرشایمر اذعان کرد که ایران اکنون کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد، جریان عبور و مرور از این آبراه را متوقف کرده و آمریکا نیز بخش قابل توجهی از زیرساختهای نظامی و شبکه ائتلاف خود با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را از دست داده است. مرشایمر همچنین هشدار داد ادامه وضعیت موجود میتواند اقتصاد جهانی را به سمت رکودی گسترده سوق دهد و در عین حال، چین به عنوان رقیب اصلی آمریکا، بیشترین منفعت را از این جنگ برده است.
«یادداشت تفاهم»؛ سند تسلیم آمریکا
مرشایمر سپس به یادداشت تفاهم امضاشده میان آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن پرداخت و گفت این سند در عمل یک «سند تسلیم» برای آمریکا بود.
به گفته او، بر اساس این توافق، ابتدا آتشبس برقرار میشد، تنگه هرمز بازگشایی میشد و ایران امکان فروش آزادانه نفت خود را در بازارهای جهانی بدون نگرانی از تحریمهای آمریکا پیدا میکرد. پس از آن نیز دو طرف وارد یک دوره ۶۰ روزه مذاکره درباره موضوع هستهای میشدند، اما در همان زمان نیز روشن بود که ایران حق غنیسازی خود را حفظ خواهد کرد؛ موضوعی که با یکی از اهداف اولیه آمریکا در جنگ در تضاد بود.
وی افزود این توافق همچنین مستلزم آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و پرداخت غرامت بابت خسارتهای گسترده واردشده به این کشور در جریان جنگ بود. مرشایمر نتیجه گرفت که واشنگتن در تمامی موضوعات اصلی مورد اختلاف عقبنشینی کرده و ایران در این توافق دست بالا را به دست آورده است.
پنج گزینه نظامی؛ سه شکست و دو گزینه غیرقابل اجرا
مرشایمر در ادامه، راهبردهای نظامی آمریکا را در قالب پنج گزینه دستهبندی کرد؛ حمله هوایی محدود، حمله هوایی گسترده و بدون محدودیت، حملات متقابل محدود (چشم در برابر چشم)، محاصره دریایی و حمله زمینی.
به گفته او، آمریکا تنها سه گزینه نخست را به کار گرفت و هر سه نیز شکست خوردند، در حالی که دو گزینه دیگر اساساً قابلیت اجرا نداشتند.
او توضیح داد که آمریکا در آغاز جنگ، یک عملیات هوایی محدود ۴۰ روزه را آغاز کرد که هدف آن حمله به اهداف نظامی، برخی زیرساختها و تلاش برای حذف رهبران ایران بود، اما از حمله گسترده به نیروگاهها، پلها، تأسیسات نفت و گاز و زیرساختهای اصلی غیرنظامی خودداری کرد.
به گفته مرشایمر، آمریکا در این عملیات بیش از ۱۳ هزار هدف را بمباران کرد، اما ایران هیچ نشانهای از تسلیم نشان نداد و همزمان حملات سنگینی علیه پایگاههای آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان واشنگتن در منطقه انجام داد. او افزود در همین دوره نگرانی درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا و پیامدهای اقتصادی ادامه جنگ نیز شدت گرفت.
چرا ترامپ حمله گسترده را آغاز نکرد؟
مرشایمر گفت ترامپ در پایان این عملیات ۴۰ روزه تهدید کرد ایران را به «عصر حجر» بازخواهد گرداند و حتی اعلام کرد «یک تمدن کامل ممکن است امشب نابود شود»، اما در نهایت از اجرای این تهدید عقبنشینی کرد و آتشبس را پذیرفت.
به اعتقاد او، دلیل این عقبنشینی آن بود که آمریکا در برابر ایران برتری در تشدید تنش نداشت. به گفته مرشایمر، ترامپ به خوبی میدانست اگر آمریکا تأسیسات برق، پلها، تأسیسات آبشیرینکن و زیرساختهای نفتی ایران را هدف قرار دهد، تهران نیز همین اقدامات را علیه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی انجام خواهد داد و واشنگتن قادر به جلوگیری از آن نخواهد بود. وی افزود چنین سناریویی میتوانست پیامدهای فاجعهباری برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
محاصره دریایی هم شکست خورد
مرشایمر سپس به مرحله دوم جنگ پرداخت و گفت آمریکا پس از ناکامی عملیات هوایی، از ۱۳ آوریل تا ۱۷ ژوئن راهبرد محاصره دریایی ایران را در پیش گرفت.
وی این راهبرد را نیز شکستخورده توصیف کرد و گفت محاصره دریایی برای اثرگذاری به زمان بسیار طولانی نیاز دارد و در بازهای دوماهه نمیتوانست ایران را وادار به تسلیم کند؛ به همین دلیل ترامپ در نهایت ناچار به امضای یادداشت تفاهم شد.
آغاز دوباره درگیریها
به گفته مرشایمر، پس از امضای یادداشت تفاهم، دولت آمریکا تلاش کرد مفاد آن را نقض کند؛ بهویژه با ایجاد یک مسیر دریایی جدید در تنگه هرمز که خارج از کنترل ایران باشد. این اقدام که ماده پنجم توافق اسلامآباد را نقض میکرد، حمله ایران به کشتیهای متخلف در این مسیر را در پی داشت. آمریکا پاسخ داد و درگیریها به مجموعهای از حملات متقابل محدود تبدیل شد که تا پایان ژوئیه ادامه یافت.
مرشایمر تأکید کرد این راهبرد نیز هیچ نتیجهای برای آمریکا نداشت، زیرا اگر عملیات هوایی گسترده ۴۰ روزه نتوانسته بود ایران را وادار به عقبنشینی کند، حملات محدود متقابل نیز نمیتوانست چنین نتیجهای به همراه داشته باشد.
گزینه حمله زمینی؛ ناممکن
این استاد دانشگاه همچنین گفت گزینه حمله زمینی نیز هرگز عملی نبود، زیرا برای تصرف تنگه هرمز به بیش از ۱۰۰ هزار نیروی رزمی نیاز است و اشغال کل ایران مستلزم اعزام صدها هزار نظامی آمریکایی میشود؛ موضوعی که دولت ترامپ و افکار عمومی آمریکا آمادگی پذیرش آن را ندارند.
او افزود حتی تصرف یک یا دو جزیره ایرانی نیز هیچ تغییری در نتیجه جنگ ایجاد نمیکرد و نمیتوانست ایران را وادار به تسلیم کند.
ترامپ راهی جز توافق ندارد
وی گفت ترامپ باید تمام تلاش خود را برای اجرای این یادداشت تفاهم و پایان دادن به جنگ به کار میگرفت، اما به جای آن، تلاش کرد بند پنجم این توافق را نقض کند و در نتیجه، دو طرف تقریباً در ماه ژوئیه وارد چرخه اقدامات تلافیجویانه شدند.
مرشایمر افزود این راهبرد شکست خورد و اکنون زمان آن رسیده است که آمریکا به دنبال توافق باشد؛ هرچند به اعتقاد او، اگر این توافق زودتر دنبال میشد، تصمیمی عاقلانهتر بود.
این استاد دانشگاه شیکاگو تصریح کرد دستیابی به یادداشت تفاهمی مشابه تفاهمنامه اسلامآباد، اکنون بسیار دشوارتر از گذشته خواهد بود، زیرا ایران بیش از هر زمان دیگری از موقعیت برتر خود آگاه شده است.
وی گفت: «ایرانیها اکنون بیش از هر زمان دیگری میدانند که در جایگاه برتر قرار دارند. آنها بیش از هر زمان دیگری آگاهند که رئیسجمهور ترامپ با مشکلات جدی روبهروست و به یک توافق نیاز دارد.»
مرشایمر ادامه داد: «به همین دلیل، ایران بدون تردید سختگیرانهتر از گذشته مذاکره خواهد کرد؛ سختگیرانهتر از زمانی که مذاکرات منتهی به یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن در جریان بود و حتی سختگیرانهتر از شرایط پس از اعلام آتشبس در هشتم آوریل.»
وی با بیان اینکه آمریکا در وضعیت بسیار دشواری قرار دارد، گفت دستیابی به توافق صلح برای دولت ترامپ کار آسانی نخواهد بود.
این استاد علوم سیاسی همچنین تأکید کرد: «ترامپ هیچ گزینه دیگری ندارد. او هیچ راهبرد نظامی در اختیار ندارد که بتواند با استفاده از آن وضعیت بحرانی کنونی را تغییر دهد.»
مرشایمر افزود: «واقعیت این است که رئیسجمهور ترامپ بهاشتباه جنگی را در ۲۸ فوریه آغاز کرد که از همان ابتدا محکوم به شکست بود.»
وی گفت بسیاری از مشاوران ترامپ بهخوبی میدانستند راهبردی که او در پیش گرفته بود، همان راهبردی که پیشتر درباره آن توضیح داده بود، محکوم به شکست است و همین اتفاق نیز رخ داد.
مرشایمر در پایان تأکید کرد هیچ راهبرد جایگزین مؤثری نیز برای آمریکا وجود ندارد و افزود: «اکنون زمان توافق فرا رسیده است، هرچند دستیابی به آن برای ترامپ آسان نخواهد بود. امیدوارم در هفتهها یا ماههای آینده، او بتواند سرانجام به این جنگ پایان دهد.»



نظر شما