بازار؛ گروه بین الملل: در حالی که بیبیسی فارسی بهطور مستمر فشارهای اقتصادی و معیشتی در ایران که بخش عمده ای از آن ها ماحصل تحریم های اقتصادی غرب علیه ایران است را برجسته میکند، رسانههای جریان اصلی غربی – از جمله در خود بریتانیا – با واقعیتی نگرانکننده روبهرو هستند: گسترش «فقر بسیار عمیق» در قلب یکی از ثروتمندترین اقتصادهای جهان. گزارش اخیر گاردین و تحلیل بنیاد جوزف رونتری نشان میدهد میلیونها بریتانیایی حتی از تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی ناتوان شدهاند؛ واقعیتی که کمتر در روایتهای فارسیزبانِ منتسب به رسانههای غربی بازتاب مییابد.
در حالی که بیبیسی فارسی بهطور مستمر فشارهای اقتصادی و معیشتی در ایران که بخش عمده ای از آن ها ماحصل تحریم های اقتصادی غرب علیه ایران است را برجسته میکند، رسانههای جریان اصلی غربی – از جمله در خود بریتانیا – با واقعیتی نگرانکننده روبهرو هستند: گسترش «فقر بسیار عمیق».
دوگانهسازی رسانهای؛ بحران برای «دیگران»، عادیسازی برای «خود»
یکی از الگوهای تکرارشونده در رسانههای غربی، بهویژه رسانههایی که برای مخاطبان غیرغربی برنامهسازی میکنند، برجستهسازی مداوم بحران در کشورهای هدف و همزمان، عادیسازی یا کمرنگ کردن بحرانهای داخلی خودشان است. بیبیسی فارسی نمونه شاخص این رویکرد است؛ رسانهای که بخش قابلتوجهی از محتوای اقتصادیاش به تورم، کاهش قدرت خرید و دشواریهای معیشتی در ایران اختصاص دارد، اما در قبال بحرانهای ساختاری اقتصاد بریتانیا، یا سکوت میکند یا پوششی بسیار محدود و خنثی ارائه میدهد.
این در حالی است که فقر، دیگر یک پدیده حاشیهای در بریتانیا نیست. دادههای رسمی و گزارشهای نهادهای مستقل نشان میدهد که بحران معیشت در این کشور وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که حتی با استانداردهای سه دهه گذشته نیز بیسابقه توصیف میشود. نادیده گرفتن این واقعیت، نه از سر کمبود داده، بلکه محصول انتخاب آگاهانه در سیاست روایتسازی رسانهای است.
به رکوردی بیسابقه در ۳۰ سال اخیر خبر داد.
بر اساس این گزارش، میلیونها بریتانیایی در وضعیتی زندگی میکنند
که درآمد سالانهشان حتی برای تأمین هزینههای پایهای
مانند خوراک، قبوض انرژی و پوشاک نیز کفایت نمیکند.
گزارش گاردین؛ رکوردشکنی فقر بسیار عمیق در بریتانیا
روزنامه گاردین در گزارشی که بازتاب گستردهای در محافل کارشناسی داشت، از رسیدن فقر بسیار عمیق در بریتانیا به رکوردی بیسابقه در ۳۰ سال اخیر خبر داد. بر اساس این گزارش، میلیونها بریتانیایی در وضعیتی زندگی میکنند که درآمد سالانهشان حتی برای تأمین هزینههای پایهای مانند خوراک، قبوض انرژی و پوشاک نیز کفایت نمیکند.
این سطح از فقر، فراتر از تعاریف کلاسیک «فقر نسبی» است. در فقر بسیار عمیق، خانوارها نهتنها از سطح متوسط جامعه عقب میمانند، بلکه عملاً از تأمین حداقلهای بقا نیز بازمیمانند. بهعبارت دیگر، مسئله فقط کاهش کیفیت زندگی نیست، بلکه تهدید مستقیم امنیت غذایی، سلامت جسمی و روانی و کرامت انسانی است. گاردین با استناد به دادههای معتبر، این وضعیت را زنگ خطری جدی برای سیاستگذاران بریتانیایی توصیف کرده است.
تحلیل بنیاد جوزف رونتری (JRF)، یکی از معتبرترین نهادهای پژوهشی در حوزه فقر و نابرابری در بریتانیا، تصویری حتی نگرانکنندهتر ارائه میدهد. بر اساس این تحلیل، حدود ۶.۸ میلیون نفر در بریتانیا – معادل نیمی از کل جمعیت فقیر این کشور – در دسته «فقر بسیار شدید» قرار میگیرند.
آمار بنیاد جوزف رونتری؛ ۶.۸ میلیون نفر در فقر شدید
تحلیل بنیاد جوزف رونتری (JRF)، یکی از معتبرترین نهادهای پژوهشی در حوزه فقر و نابرابری در بریتانیا، تصویری حتی نگرانکنندهتر ارائه میدهد. بر اساس این تحلیل، حدود ۶.۸ میلیون نفر در بریتانیا – معادل نیمی از کل جمعیت فقیر این کشور – در دسته «فقر بسیار شدید» قرار میگیرند. این بالاترین تعداد و بالاترین نسبت ثبتشده از زمان آغاز گردآوری دادهها در حدود سه دهه پیش است.
اهمیت این آمار در آن است که نشان میدهد فقر در بریتانیا صرفاً گسترده نشده، بلکه «عمیقتر» شده است. به بیان دیگر، شکاف میان فقیرترین اقشار و حداقل استانداردهای زندگی، هر سال بیشتر میشود. این روند، نتیجه همزمان چند عامل است: افزایش هزینههای انرژی، بحران مسکن، رکود دستمزدهای واقعی، و کاهش کارایی نظام حمایت اجتماعی. با این حال، این واقعیت تلخ، بهندرت در دستور کار رسانههای فارسیزبان وابسته به جریان اصلی غرب قرار میگیرد.
پرسش اساسی اینجاست: چرا رسانهای مانند بیبیسی فارسی، که خود را متعهد به «بیطرفی» و «استانداردهای حرفهای» میداند، بحران فقر در کشور مادر خود را به مسئلهای حاشیهای تبدیل میکند؟ پاسخ را باید در کارکرد سیاسی روایت جستوجو کرد، نه در کمبود منابع یا اطلاعات.
اعتراف صریح کارشناسان بریتانیایی؛ فقر مخربتر از همیشه
پیتر ماتیچ، تحلیلگر ارشد بنیاد جوزف رونتری، در توصیف وضعیت کنونی میگوید: «فقر در بریتانیا هنوز نهتنها گسترده، بلکه عمیقتر و مخربتر از هر زمان دیگری در ۳۰ سال گذشته است.» این جمله، یک قضاوت سیاسی یا شعاری نیست، بلکه جمعبندی سالها دادهکاوی و تحلیل آماری است.
مفهوم «مخربتر» بودن فقر، به پیامدهای بلندمدت آن اشاره دارد؛ پیامدهایی مانند سوءتغذیه کودکان، افت دسترسی به آموزش باکیفیت، افزایش مشکلات سلامت روان، و بازتولید فقر در نسلهای بعد. این دقیقاً همان نوع پیامدهایی است که رسانههایی مانند بیبیسی فارسی، هنگام پرداختن به اقتصاد ایران، با لحنی هشدارآمیز برجسته میکنند. اما وقتی همین پدیده در بریتانیا رخ میدهد، روایت رسانهای یا به سکوت میگراید یا در حد یک خبر کوتاه و بیپیگیری باقی میماند.
برجستهسازی مشکلات اقتصادی ایران، بدون ارائه تصویر مقایسهای از بحرانهای مشابه یا حتی عمیقتر در غرب، ذهن مخاطب را بهسمت یک نتیجهگیری ضمنی هدایت میکند: اینکه مشکل، نه در ساختارهای جهانی اقتصاد یا تحولات پساکرونا و جنگهای بینالمللی، بلکه صرفاً در «مدیریت داخلی» کشورهای غیرغربی است.
چرا این واقعیت در رسانههای فارسیزبان غربی کمرنگ است؟
پرسش اساسی اینجاست: چرا رسانهای مانند بیبیسی فارسی، که خود را متعهد به «بیطرفی» و «استانداردهای حرفهای» میداند، بحران فقر در کشور مادر خود را به مسئلهای حاشیهای تبدیل میکند؟ پاسخ را باید در کارکرد سیاسی روایت جستوجو کرد، نه در کمبود منابع یا اطلاعات.
برجستهسازی مشکلات اقتصادی ایران، بدون ارائه تصویر مقایسهای از بحرانهای مشابه یا حتی عمیقتر در غرب، ذهن مخاطب را بهسمت یک نتیجهگیری ضمنی هدایت میکند: اینکه مشکل، نه در ساختارهای جهانی اقتصاد یا تحولات پساکرونا و جنگهای بینالمللی، بلکه صرفاً در «مدیریت داخلی» کشورهای غیرغربی است. این نوع روایت، بهطور ناخودآگاه، غرب را بهعنوان الگوی موفق و باثبات جا میزند؛ حتی زمانی که دادههای رسمی خود غرب، خلاف آن را نشان میدهد.
گزارش گاردین و تحلیل بنیاد جوزف رونتری نشان میدهد که بریتانیا بدون هیچ گونه تحریم اقتصادی یا جنگ با یکی از عمیقترین اشکال فقر در ۳۰ سال اخیر مواجه است؛ واقعیتی که اگر همان استانداردهای خبری بیبیسی فارسی درباره ایران بر آن اعمال میشد، باید به تیتر اول و پوشش مستمر تبدیل میگردید.
جمعبندی؛ ضرورت نگاه مقایسهای و نقد روایتهای گزینشی
بحران اقتصادی و فقر، پدیدهای جهانی است که امروز بسیاری از کشورها – از ایران گرفته تا بریتانیا – با آن دستبهگریباناند. تفاوت اصلی، نه در وجود یا عدم وجود بحران، بلکه در نحوه روایت آن است. گزارش گاردین و تحلیل بنیاد جوزف رونتری نشان میدهد که بریتانیا بدون هیچ گونه تحریم اقتصادی یا جنگ با یکی از عمیقترین اشکال فقر در ۳۰ سال اخیر مواجه است؛ واقعیتی که اگر همان استانداردهای خبری بیبیسی فارسی درباره ایران بر آن اعمال میشد، باید به تیتر اول و پوشش مستمر تبدیل میگردید.
برای مخاطب ایرانی، آگاهی از این دوگانگی رسانهای اهمیت حیاتی دارد. نه برای انکار مشکلات داخلی، بلکه برای درک این نکته که روایتهای رسانهای، همواره بازتاب کامل واقعیت نیستند. نگاه مقایسهای، استفاده از منابع متنوع و توجه به دادههای رسمی، میتواند ذهن جامعه را از مسمومیت ناشی از سیاهنمایی یکسویه و سفیدنمایی گزینشی نجات دهد. حقیقت، همانگونه که تجربه بریتانیا نشان میدهد، بسیار پیچیدهتر از روایتهای سادهسازیشده رسانهای است.



نظر شما