بازار؛ گروه اقتصاد دیجیتال: گزارش تازهای از اکسیوس درباره استفاده ارتش آمریکا از مدل هوش مصنوعی «Claude» ساخت شرکت Anthropic در یک عملیات فعال امنیتی، بار دیگر مرز میان فناوری پیشرفته و قدرت نظامی را به چالش کشیده است. اگرچه جزئیات این عملیات همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، اما همین ادعا کافی بوده تا بحثی جدی درباره نقش هوش مصنوعی در عملیاتهای نظامی، مسئولیت شرکتهای فناوری و آینده جنگهای هوشمند در سطح جهانی شکل بگیرد.
گزارش تازهای از اکسیوس درباره استفاده ارتش آمریکا از مدل هوش مصنوعی «Claude» ساخت شرکت Anthropic در یک عملیات فعال امنیتی، بار دیگر مرز میان فناوری پیشرفته و قدرت نظامی را به چالش کشیده است.
افشای اکسیوس؛ نقطه تلاقی هوش مصنوعی و عملیات نظامی
گزارش منتشرشده از سوی رسانه آمریکایی اکسیوس، یکی از جنجالیترین اخبار فناوری ـ امنیتی ماههای اخیر به شمار میرود. بر اساس این گزارش که به نقل از دو منبع آگاه منتشر شده، ارتش ایالات متحده در عملیاتی مرتبط با ربایش نیکلاس مادورو، رئیسجمهور سابق ونزوئلا، از مدل هوش مصنوعی «Claude» استفاده کرده است؛ مدلی که توسط شرکت Anthropic توسعه یافته و بهعنوان یکی از رقبای اصلی ChatGPT شناخته میشود.
اهمیت این افشاگری نه فقط در ماهیت عملیات، بلکه در نوع استفاده از هوش مصنوعی نهفته است. برخلاف بسیاری از موارد پیشین که مدلهای هوش مصنوعی صرفاً در مراحل تحلیل پیشینی یا برنامهریزی استراتژیک به کار گرفته میشدند، منابع اکسیوس تأکید کردهاند که Claude در طول عملیات فعال بوده است. این نکته، مرز تازهای را در کاربرد نظامی هوش مصنوعی ترسیم میکند و پرسشهای جدی درباره سطح اختیار، نقش تصمیمسازی و میزان وابستگی عملیاتهای حساس به الگوریتمها ایجاد میکند.
در شرایطی که رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرتهای بزرگ وارد فاز فناوریمحور شده، چنین اخباری نشان میدهد هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزار پشتیبان نیست، بلکه به بازیگری تأثیرگذار در میدان امنیت و قدرت تبدیل شده است.
در شرایطی که رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرتهای بزرگ وارد فاز فناوریمحور شده، چنین اخباری نشان میدهد هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزار پشتیبان نیست، بلکه به بازیگری تأثیرگذار در میدان امنیت و قدرت تبدیل شده است.
Claude چیست و چرا برای پنتاگون جذاب است؟
Claude محصول شرکت Anthropic است؛ شرکتی که توسط جمعی از پژوهشگران سابق OpenAI تأسیس شد و تمرکز اصلی خود را بر «ایمنی هوش مصنوعی» و همراستاسازی آن با ارزشهای انسانی قرار داده است. Claude بهعنوان یک مدل زبانی پیشرفته، توانایی بالایی در تحلیل متون پیچیده، پردازش دادههای چندمنبعی و پاسخگویی سریع در شرایط عدم قطعیت دارد.
از منظر نظامی، چنین ویژگیهایی بسیار جذاباند. ارتشها با حجم عظیمی از دادهها مواجهاند: تصاویر ماهوارهای، شنودهای ارتباطی، گزارشهای میدانی، دادههای پهپادی و اطلاعات انسانی. مدلی مانند Claude میتواند این دادهها را در زمان کوتاه ترکیب، دستهبندی و الگوهای معنادار استخراج کند. همین قابلیت، آن را به ابزاری بالقوه برای عملیاتهای سریع و پرریسک تبدیل میکند.
نکته قابلتوجه آن است که Anthropic همواره بر استفاده غیرنظامی و مسئولانه از محصولات خود تأکید کرده است. اگر گزارش اکسیوس صحت داشته باشد، استفاده عملیاتی از Claude توسط پنتاگون میتواند نشانهای از فاصله گرفتن واقعیت میدانی از بیانیههای رسمی شرکتهای فناوری باشد؛ فاصلهای که پیشتر نیز در همکاریهای نظامی گوگل، مایکروسافت و آمازون مشاهده شده بود.
نکته قابلتوجه آن است که Anthropic همواره بر استفاده غیرنظامی و مسئولانه از محصولات خود تأکید کرده است. اگر گزارش اکسیوس صحت داشته باشد، استفاده عملیاتی از Claude توسط پنتاگون میتواند نشانهای از فاصله گرفتن واقعیت میدانی از بیانیههای رسمی شرکتهای فناوری باشد؛ فاصلهای که پیشتر نیز در همکاریهای نظامی گوگل، مایکروسافت و آمازون مشاهده شده بود.
نقش Claude در عملیات؛ از تحلیل داده تا تصمیمسازی لحظهای
اگرچه منابع اکسیوس جزئیات فنی دقیقی از نقش Claude ارائه نکردهاند، اما اشاره به «استفاده فعال» در طول عملیات، دامنهای از سناریوهای محتمل را پیش روی تحلیلگران قرار میدهد. یکی از محتملترین کاربردها، تحلیل تصاویر ماهوارهای و دادههای تصویری زنده است. در چنین عملیاتی، تشخیص موقعیت، الگوهای رفتوآمد، تغییرات محیطی و پیشبینی واکنشها اهمیت حیاتی دارد.
کاربرد دیگر میتواند پردازش اطلاعات جاسوسی و تلفیق منابع مختلف اطلاعاتی باشد؛ وظیفهای که بهطور سنتی زمانبر و وابسته به نیروی انسانی متخصص بوده است. هوش مصنوعی میتواند در این حوزه، سرعت و دقت تصمیمگیری را افزایش دهد و گزینههای محتمل را به فرماندهان پیشنهاد کند.
بحثبرانگیزترین سناریو، مشارکت غیرمستقیم Claude در تصمیمگیریهای لحظهای است. اگر این مدل در شرایط عملیاتی پیشنهاد مسیر، زمانبندی یا حتی ارزیابی ریسک را ارائه کرده باشد، پرسشهای جدی درباره مسئولیت حقوقی و اخلاقی مطرح میشود. در چنین حالتی، آیا تصمیم نهایی صرفاً انسانی بوده یا تحت تأثیر مستقیم توصیههای الگوریتمی اتخاذ شده است؟
انتشار این گزارش، بهسرعت به ایجاد تنش میان وزارت دفاع آمریکا و شرکت Anthropic منجر شد. Anthropic بهطور رسمی اعلام کرده که سیاستهای این شرکت استفاده از Claude در عملیاتهای نظامی تهاجمی یا نقض حقوق بشر را ممنوع میداند. اگر ادعای اکسیوس درست باشد، یا این سیاستها نقض شدهاند یا پنتاگون از مسیرهای غیرشفاف به این فناوری دسترسی پیدا کرده است.
تنش میان پنتاگون و Anthropic؛ بحران اعتماد در اکوسیستم هوش مصنوعی
انتشار این گزارش، بهسرعت به ایجاد تنش میان وزارت دفاع آمریکا و شرکت Anthropic منجر شد. Anthropic بهطور رسمی اعلام کرده که سیاستهای این شرکت استفاده از Claude در عملیاتهای نظامی تهاجمی یا نقض حقوق بشر را ممنوع میداند. اگر ادعای اکسیوس درست باشد، یا این سیاستها نقض شدهاند یا پنتاگون از مسیرهای غیرشفاف به این فناوری دسترسی پیدا کرده است.
این وضعیت، بحران عمیقتری را در رابطه میان دولتها و شرکتهای فناوری آشکار میکند. از یکسو، دولتها بهدنبال بهرهگیری از پیشرفتهترین ابزارها برای حفظ برتری امنیتی هستند؛ از سوی دیگر، شرکتهای فناوری نگران پیامدهای حقوقی، اخلاقی و اعتباری همکاریهای نظامیاند. تجربه پروژه «Maven» گوگل در سالهای گذشته نشان داد که فشار افکار عمومی و کارکنان میتواند شرکتها را وادار به عقبنشینی کند، اما همزمان عطش نهادهای نظامی برای دسترسی به هوش مصنوعی کاهش نیافته است.
در این چارچوب، پرونده Claude میتواند به نمونهای تعیینکننده تبدیل شود که مرز مسئولیت شرکتهای سازنده هوش مصنوعی را در قبال نحوه استفاده از محصولاتشان بازتعریف میکند.
در سطح ژئوپلیتیکی، این خبر نشان میدهد که رقابت قدرتهای جهانی وارد مرحلهای شده که در آن «برتری الگوریتمی» به اندازه برتری تسلیحاتی اهمیت دارد. آمریکا، چین و روسیه بهطور علنی اعلام کردهاند که هوش مصنوعی یکی از ارکان اصلی قدرت ملی در دهههای آینده خواهد بود.
پیامدهای ژئوپلیتیکی؛ هوش مصنوعی بهمثابه ابزار قدرت
ادعای استفاده از هوش مصنوعی در عملیاتی با این سطح حساسیت، پیامدهایی فراتر از رابطه یک شرکت و یک نهاد نظامی دارد. در سطح ژئوپلیتیکی، این خبر نشان میدهد که رقابت قدرتهای جهانی وارد مرحلهای شده که در آن «برتری الگوریتمی» به اندازه برتری تسلیحاتی اهمیت دارد. آمریکا، چین و روسیه بهطور علنی اعلام کردهاند که هوش مصنوعی یکی از ارکان اصلی قدرت ملی در دهههای آینده خواهد بود.
اگر ارتش آمریکا واقعاً از مدلهای زبانی پیشرفته در عملیاتهای فعال استفاده کرده باشد، سایر قدرتها نیز احتمالاً مسیر مشابهی را دنبال خواهند کرد. این موضوع خطر یک رقابت شتابزده و کمضابطه را افزایش میدهد؛ رقابتی که در آن ملاحظات اخلاقی و حقوقی ممکن است قربانی سرعت و برتری تاکتیکی شوند.
برای کشورهای مستقل و در حال توسعه، این روند یک هشدار جدی است. هوش مصنوعی نهتنها ابزار اقتصادی، بلکه مولفهای از قدرت سخت و نرم شده است. عقبماندن در این حوزه میتواند به افزایش آسیبپذیری امنیتی منجر شود؛ موضوعی که ضرورت سرمایهگذاری راهبردی در توسعه بومی هوش مصنوعی را برجستهتر میکند.
هوش مصنوعی در حال عبور از نقش «ابزار کمکی» به سمت «بازیگر پنهان» در تصمیمسازیهای حیاتی است. این تحول، نیازمند چارچوبهای جدید حقوقی، اخلاقی و راهبردی است؛ چارچوبهایی که هنوز در سطح بینالمللی شکل نگرفتهاند.
آینده جنگهای هوشمند؛ از ابزار کمکی تا بازیگر پنهان
پرونده Claude و پنتاگون، فارغ از صحت نهایی جزئیات آن، یک واقعیت را آشکار میکند: هوش مصنوعی در حال عبور از نقش «ابزار کمکی» به سمت «بازیگر پنهان» در تصمیمسازیهای حیاتی است. این تحول، نیازمند چارچوبهای جدید حقوقی، اخلاقی و راهبردی است؛ چارچوبهایی که هنوز در سطح بینالمللی شکل نگرفتهاند.
سازمان ملل و نهادهای بینالمللی در سالهای اخیر بحثهایی درباره ممنوعیت یا محدودسازی سلاحهای خودمختار مطرح کردهاند، اما پیشرفت سریع فناوری، از سرعت قانونگذاری پیشی گرفته است. مدلهای زبانی، بهویژه بهدلیل ماهیت دوگانهشان، در منطقه خاکستری میان ابزار غیرنظامی و کاربرد نظامی قرار دارند.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی وارد میدان عملیاتهای نظامی میشود یا نه؛ این اتفاق عملاً رخ داده است. پرسش اساسی آن است که چه کسی، با چه نظارتی و با چه مسئولیتی از این فناوری استفاده میکند. پاسخ به این پرسش، نهتنها آینده جنگها، بلکه آینده رابطه انسان و ماشین را رقم خواهد زد.



نظر شما