۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۰
الزامات کاهش اثر جنگ روانی آمریکا بر بازار سرمایه ایران
کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با بازار مطرح کرد؛

الزامات کاهش اثر جنگ روانی آمریکا بر بازار سرمایه ایران

اعلمی کارشناس بازار سرمایه گفت: بازار سرمایه بیش از شوک اقتصادی، تحت تأثیر جنگ روانی و نااطمینانی ادراکی قرار دارد و عبور از این وضعیت، نیازمند ثبات سیاستی و مدیریت انتظارات است.

سمیه شوریابی؛ بازار: سیدمحمدرضا اعلمی، کارشناس بازار سرمایه، با اشاره به شرایط کنونی بازار سرمایه ایران اظهار داشت: بازار سرمایه در مقطع کنونی، بیش از آن‌که تحت تأثیر یک شوک اقتصادی یا رویداد منفی قطعی قرار گرفته باشد، در معرض فرسایش انتظارات و تشدید نااطمینانی ادراکی است؛ وضعیتی که بخش مهمی از آن نه از واقعیت‌های اقتصادی، بلکه از جنگ روانی هدفمند آمریکا و بازتولید مداوم ابهام در فضای تصمیم‌گیری ناشی می‌شود.

وی افزود: تجربه هفته‌های منتهی به ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ نشان داد که بازار، پس از یک دوره رشد مبتنی بر انتظارات سیاسی، در غیاب تثبیت روایت رسمی و نبود سیگنال‌های اطمینان‌بخش، وارد فاز اصلاح و احتیاط شده است. در چنین شرایطی، وظیفه تصمیم‌گیران نه انکار ریسک، بلکه مدیریت اثرگذاری آن بر رفتار بازار است.

تأکید بر «مسیرهای محتمل» به‌جای «نتایج قطعی»، به‌طور معناداری از دامنه اثرگذاری جنگ روانی می‌کاهد

اعلمی نخستین و مهم‌ترین اقدام برای کاهش اثر جنگ روانی را بازگرداندن مرجعیت روایت اقتصادی به داخل دانست و تصریح کرد: جنگ روانی زمانی موفق می‌شود که خلأ تحلیل رسمی، شفاف و مستمر وجود داشته باشد. در این وضعیت، شایعه و روایت‌های برون‌زا جایگزین تحلیل می‌شوند و بازار، بدبینانه‌ترین سناریو را مبنای قیمت‌گذاری قرار می‌دهد. سیاست‌گذار باید با ارائه گزارش‌های منظم، غیرهیجانی و مبتنی بر سناریو، به‌ویژه از سوی نهادهای کلیدی مانند بانک مرکزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان برنامه، فضای تحلیل‌پذیری را تقویت کند. تأکید بر «مسیرهای محتمل» به‌جای «نتایج قطعی»، به‌طور معناداری از دامنه اثرگذاری جنگ روانی می‌کاهد.

ثبات سیاستی، حتی در شرایط پرریسک سیاسی، نقش لنگر روانی برای بازار ایفا می‌کند

این کارشناس بازار سرمایه در ادامه، هم‌راستاسازی سیاست پولی و مالی با پیام بازار سرمایه را گام دوم در این مسیر عنوان کرد و گفت: یکی از نقاط ضعف بازار در مواجهه با فشارهای روانی خارجی، احساس ناهماهنگی درون‌حاکمیتی است. هرگونه سیگنال متناقض درباره تورم، نرخ‌های مؤثر سود یا جهت‌گیری مالی دولت، بلافاصله به‌عنوان نشانه‌ای از عدم قطعیت ساختاری تفسیر می‌شود. تصمیم‌گیران باید به‌صورت شفاف اعلام کنند که اولویت اصلی، ثبات متغیرهای کلان و جلوگیری از شوک‌های ناگهانی است. ثبات سیاستی، حتی در شرایط پرریسک سیاسی، نقش لنگر روانی برای بازار ایفا می‌کند.

بازار بیش از هر چیز به «قابلیت پیش‌بینی» نیاز دارد، نه وعده‌های حمایتی

اعلمی سومین محور را تقویت لنگرهای بنیادی بازار سرمایه به‌جای حمایت‌های دستوری و کوتاه‌مدت دانست و ابراز داشت: تجربه سال‌های گذشته نشان داده که مداخلات نمایشی، نه‌تنها اعتماد ایجاد نمی‌کند، بلکه در بسیاری موارد به تشدید بی‌اعتمادی منجر شده است. آنچه می‌تواند اثر جنگ روانی را خنثی کند، اطمینان‌بخشی به فعالان بازار نسبت به تداوم سودآوری بنگاه‌هاست. تثبیت سیاست‌های مرتبط با صادرات، انرژی، نرخ‌های تسعیر و چارچوب‌های مالیاتی شرکت‌ها، نقش کلیدی در این زمینه دارد. بازار بیش از هر چیز به «قابلیت پیش‌بینی» نیاز دارد، نه وعده‌های حمایتی.

وی همچنین بر نقش‌آفرینی هوشمند بازیگران نهادی تأکید کرد و گفت: در شرایط جنگ روانی، رفتار نهادهای حرفه‌ای بیش از هر بیانیه رسمی، بر انتظارات اثر می‌گذارد. ورود تدریجی، هدفمند و غیرنمایشی این بازیگران، آن‌هم در صنایع دارای مزیت بنیادی، می‌تواند پیام روشنی به بازار مخابره کند؛ اینکه پول حرفه‌ای در حال ارزیابی و چینش مجدد است نه خروج شتاب‌زده. این رفتار، به‌مراتب اثرگذارتر از اقدامات دفعی و شاخص‌محور است.

این کارشناس اقتصادی در پایان خاطرنشان کرد: تصمیم‌گیران باید به‌صورت آگاهانه میان ریسک سیاسی و کارکرد بازار سرمایه تفکیک قائل شوند. یکی از اهداف اصلی جنگ روانی آمریکا، تعمیم ریسک سیاسی به فلج تصمیم‌گیری اقتصادی است. پذیرش وجود ریسک سیاسی، بدون تسری آن به ناکارآمدی ساختاری بازار، می‌تواند از تبدیل نااطمینانی به بحران جلوگیری کند. چنانچه بازار سرمایه احساس کند همچنان کارکرد دارد و قواعد آن پایدار است، به‌جای واکنش‌های هیجانی، وارد فاز تطبیق و مدیریت ریسک می‌شود.

در جمع‌بندی، کاهش اثرگذاری جنگ روانی خارجی نه از مسیر انکار تهدید، بلکه از طریق مدیریت انتظارات، ثبات سیاستی، تقویت بنیان‌های اقتصادی و بازگرداندن مرجعیت تحلیل به داخل امکان‌پذیر است، به گفته این کارشناس، بازار سرمایه ایران در مقطع کنونی بیش از حمایت، به اعتماد و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد؛ مؤلفه‌هایی که اگر به‌درستی تأمین شوند، حتی در فضای پرتنش سیاسی نیز می‌توانند از تبدیل فشار روانی به بحران واقعی جلوگیری کنند.

کد خبر: ۳۹۳٬۰۲۷

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha