۳ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۱:۲۴
کد خبر: . ۱۵۲٬۱۶۰
روایت های شنیدی از کارآفرینی تا اوج قله های تولید| برای موفقیت، راه های بیشتری را امتحان کنید

نهمین رویداد چامه روایت گر فعالیت علی اکبر رفوگران بنیان گذار کارخانه های بیک، محمد حسن مرجانی بنیان گذار شیرآلات راسان و علی نقیب رئیس هیات مدیره شرکت بهداشتی دکتر عبیدی است.

بازار؛ گروه ایران: نهمین رویداد چامه که روایت گر فرود و فراز های کارآفرینان بزرگ کشور است؛ با حضور علی اکبر رفوگران بنیان گذار کارخانه های بیک، محمد حسن مرجانی بنیان گذار شیرآلات راسان و علی نقیب رئیس هیات مدیره شرکت بهداشتی دکترعبیدی و جمعی از علاقه مندان به حوزه استارتاپی و دانش بنیان برگزار شد.

تجربه تولید عروسک مدادی
علی اکبر رفوگران که ۹۲ سال سن دارد به عنوان پدر نوشت افزار ایران شناخته می شود، یکی از اولین فعالیت های جدی او شروع تولید و فروش عکس برگردان به صورت مستقل بود. پس از آن رفوگران چند سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۲ با احداث کارخانه بیک صنعت نوشت افزار کشور را متحول ساخت. همچنین او در سال ۱۳۹۵ توانست عنوان کارآفرین برتر کشور را به خود اختصاص دهد.

تجربه کاری رفوگران در حوزه نوشت افزار کافی نبود و وی چندی بعد از تاسیس خودکار بیک، کارخانه عطر بیک را تاسیس کرد و او یک جمله معروف برای موفقیت دارد: «راه های بیشتری را امتحان کنید.»

پدر نوشت افزار ایران به عنوان اولین کارآفرین رویداد نهم چامه گفت: اولین موضوعی که در ابتدای کارم به آن فکر کردم این بود که اگر سلامتی ای که دارم را حفظ نکنم، ‌ فردا هم که پولدار شدم حتی با پول هم نمی توان سلامتی را برگرداند. پس با توجه به اینکه این جسم امانت خداوند است باید آن را حفظ کنم.

وی اضافه کرد: پس اولین قدم این بود که سلامتی ام را حفظ کنم؛ دوم یک بیت شعر خارجی را الگوی خود کردم: «همیشه راه بهتر هست در پیش، برای یافتن یک دم بیندیش» یعنی این اندیشه خیلی قیمت دارد. بنابراین در تمام مسائلی که با آن ها برخورد می کنیم اول فکر کنیم بعد از این دست و زبان را به کار بندازیم؛ بنابراین برای کاریابی اول اندیشه است. به قول قدیمی ها می گفتیم بی گدار به آب نزنیم.

روایت های شنیدی از کارآفرینی تا اوج قله های تولید| برای موفقیت، راه های بیشتری را امتحان کنید

رفوگران در خصوص اینکه چه اتفاقی افتاد تا به صورت مستقل مسیر اشتغال خود را دهد، ادامه داد: پدرم کسب و کارش را از پدر خود به ارث برده بود و در زمینه خرازی و محصولات تحریر اشتغال داشت؛ در آن زمان مغازه های مستقل لوازم التحریر نبود و کسبه در زمینه های مختلف فعالیت داشتند.

وی با اشاره به اینکه تابستان ها در جوار پدر کار می کرد ادامه داد: بعد از جنگ جهانی دوم، پدر یک محموله بسیار زیاد مداد ژاپنی خریداری کرده بود و اما مغزی آن ها می شکست؛ بنابراین با توجه به اینکه مدادها برای نوشتن مناسب نبود، تصمیم گرفتم مدادها را تبدیل به عروسک کنم. بنابراین یک سر عصا، بست و منگوله درست کردم و همه را تبدیل به عروسک کردم.

رفوگران اضافه کرد: عروسک ها را با هزار مشکل تحویل دست فروشی در خیابان ناصر خسرو دادم و پول زیادی از آن ها دریافتم. با فروش این عروسک ها سرمایه گذار شدم و از پدر خواستم وارد تجارت شویم اما او موافقت نکرد. بنابراین از پدر جدا شدم و به تنهایی مسیر را ادامه دادم.

خاطره فروش عکس برگردان
این کارآفرین با اشاره به اینکه طی فعالیت های متعددی که انجام داده بود توانسته بود سرمایه ای به دست بیاورد گفت: سرمایه داشتم اما برای اینکه پولدار شوم دست به کارهای متعددی زدم. برای مثال تازه کارخانه های آلمان از بین رفته از جنگ دوباره به مسیر تولید برگشته بودند به مجموعه های زیادی نامه می زدم. از یکی از بسته هایی که برایم آمده بود تصاویری را برش دادم و با یک طراحی جزئی تبدیل به تصویری دیگر کردم و آن را به شرکتی در آلمان ارسال کردم تا هزار عدد عکس برگردان ارسال کنند. بعد از مدتی بسته ای حاوی هزار عدد عکس برگردان ارسال کردند که هر ورقه ۱۰ یا ۵۰ عدد چاپ کرده بودند. این تصاویر را باید با آب به شیشه و غیره می چسباندیم.

رفوگران ادامه داد: هر عکس از محموله اول را در بازار خیلی سریع ۵ ریال فروختم و سرمایه خوبی از این کار دریافتم. بعد از فروش این محموله، چند سری دیگر عکس برگردان ارسال شد و در آخرین محموله شرکت آلمانی نامه زد که هزینه هزار عدد عکس برگردان با ۱۰۰ هزار عدد یکی بوده و مابقی را رایگان ارسال کرده بودند. بنابراین هرچه اتوبوس و تاکسی بود از این عکس برگردان ها داشتند و تمام این اتفاقات سرمایه خوبی برای بنده فراهم کرد.

رفوگران، در ابتدای ورود نی های نوشیدنی به ایران نیز به کمک واردکننده این محصول رفت و تولید داخلی نی در ایران را با همکاری یکدیگر آغاز کردند و سپس سهم خود در آن مجموعه را فروخت و از آن جدا شد.

ابزار نوشتن در گذشته به ترتیب قلم نی، مداد، سر قلم، چوب قلم و دوات بود. بعد از تمام این ها خودنویس به عنوان یک ابزار نوشتن مدرن آمد و تصمیم گرفتم نمونه آن را در ایران بسازم که خیلی موفق نبود. طرف های خارجی اجازه ندادند خودنویس ایرانی را بسازیم

بنیان گذاری کارخانه بیک
پدر نوشت افزار ایران در خصوص تجربه خود از ورود بیک به ایران گفت: ابزار نوشتن در گذشته به ترتیب قلم نی، مداد، سر قلم، چوب قلم و دوات بود. بعد از تمام این ها خودنویس به عنوان یک ابزار نوشتن مدرن آمد و تصمیم گرفتم نمونه آن را در ایران بسازم که خیلی موفق نبود. طرف های خارجی اجازه ندادند خودنویس ایرانی را بسازیم. بعد از آن نیز به سراغ خودکار رفتم که جای خودنویس را می گرفت.

وی ادامه داد: به سراغ آقای مارسل بیک رفتم تا نمایندگی را از او بگیرم. بیک خودکار خود را در دست گرفت و گفت این را آمریکایی ها می سازنند؛ در همین حین آن را بر روی میز کوبید و شکست. بنابراین گفت شمای ایرانی می خواهی چه اقدامی کنی تا بتوانی بهتر از این محصول که آمریکایی ها ساخته اند را بسازی؟

روایت های شنیدی از کارآفرینی تا اوج قله های تولید| برای موفقیت، راه های بیشتری را امتحان کنید

رفوگران با اشاره به اینکه در مرتبه اول نتوانست نمایندگی را بگیرد، اضافه کرد: دوباره با یک جعبه پر از مارک به سراغ مارسل بیک رفتم و از او خواستم قالب و دستگاه تزریق پلاستیک را بدهد و اگر توانستم خودکاری بهتر از آمریکایی ها تولید کنم نمایندگی را بدهد و او قبول کرد.

رفوگران بعد از اینکه دستگاه و قالب خودکار بیک را دریافت کرد به یکی از کشورهای اروپایی فعال در زمینه پلاستیک رفت و سفارش سطح بیرونی خودکار مقاوم را داد. بعد از دست یابی به فرمول و گرید پلاستیک مناسب و تولید خودکار مستحکم تر دوباره به دفتر مالک خارجی بیک رفت و توانست نمایندگی را از او بگیرد.

البته دریافت نمایندگی برای او کافی نبود و بعد از مدتی با افزایش قابل توجه فروش خودکار سعی کرد تولید بیک را در ایران از سر بگیرد. با موفقیت در تولید خودکار بیک او به سراغ تولید عطر بیک رفت و توانست موفقیت های بیشماری را در این حوزه به دست بیاورد.

نقیب به عنوان مدیرعامل شرکت زمزم فعالیت خود را آغاز کرد و سال ها مدیریت در آن شرکت سبب شد تا بیاموزد چقدر افزایش رفاه و اهمیت دادن به نیروی کار می تواند در افزایش بهره وری مجموعه کمک کند

از سقوط تا تولد دوباره شرکت های آرایشی- بهداشتی
علی نقیب رئیس هیئت مدیره شرکت بهداشتی دکتر عبیدی، دیگر مدیر و کارآفرینی بود که طی سال های فعالیت خود توانسته شرکت های بسیاری را از خطر ورشکستگی نجات دهد. وی که دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف است، در سال های اول انقلاب به همراه یکی از اساتید خود به سراغ راه اندازی یک شرکت در زمینه دکوراسیون داخلی رفت با این حال او و شریک تجاری اش خیلی زود دریافتند که حال و هوای روزهای اول انقلاب چندان با فضای تجملی موضوعیت ندارد و دست از این کار کشیدند.

بعد از این موضوع او به عنوان مدیرعامل شرکت زمزم فعالیت خود را آغاز کرد و سال ها مدیریت در آن شرکت سبب شد تا بیاموزد چقدر افزایش رفاه و اهمیت دادن به نیروی کار می تواند در افزایش بهره وری مجموعه کمک کند.

این فعال عرصه صنعت گفت: یک روز در کارخانه یکی از کارکنان دچار سرگیجه شد و خیلی اتفاقی از پله ها سقوط کرد، او را به یکی از بیمارستان های نه چندان خوشنام منتقل کردند و زمانی که برای ملاقات او رفتم خیلی احساسی از مدیر مالی خواستم کارگر حادثه دیده را به یک بیمارستان بهتر که از قضا خصوصی هم بود منتقل کند. هرچند در ابتدا مخالفت هایی در خصوص پرداخت هزینه بیمارستان از مدیر مالی شد اما فرد آسیب دیده با هزینه مجموعه به بیمارستان دیگر منتقل شد. او خیلی زود سلامتی خود را به دست آورد و روز بعد از حضورش برای بازدید از کارخانه که مراجعه کردم متوجه شدم کارکنان با نگاهی متفاوت از قبل به استقبالم آمده اند. این اتفاق نقطه عطفی در نحوه مدیریت بنده ایجاد کرد. به نحوی که تلاش کردم اکنون نیز تمام نیروهایم صاحب خانه باشند.

روایت های شنیدی از کارآفرینی تا اوج قله های تولید| برای موفقیت، راه های بیشتری را امتحان کنید

بعد از تجربه شرکت زمزم، به این فعال عرصه صنعت از طرف شرکت گلرنگ پیشنهاد کار داده شد. او به عنوان مدیرعامل این شرکت با طرح ایده تبلیغات انیمیشنی «غورغوری جون» توانست مجموعه را که در معرض ورشکستگی قرار داشت و سهم کمی از بازار محصولات شوینده را به خود اختصاص می داد دوباره متحول کند و بیش از ۵۰ درصد از بازار را در اختیار شرکت بگیرد. البته پیشنهادات برای نجات دادن شرکت های در معرض ورشکستگی به همین جا محدود نشد و در سال ۱۳۹۰ خانواده دکتر عبیدی نیز از او خواستند تا کارخانه های تولیدکننده محصولات آرایشی بهداشتی این خانواده را خریداری کند.

نقیب در این باره گفت: نزدیک به هشت سال کارخانه آرایشی بهداشتی دکتر عبیدی خوابیده بود و شرایطی بدتر از کارخانه داروگر دهه ۷۰ داشت؛ این شرکت برند بود و محصول مایع ظرف شویی خاکستر محبوب بازار بود و تنها شوینده ای بود که به پوست آسیب نمی رساند. بنابراین تمام اقداماتی که در شرکت قبل انجام داده بودیم را در اینجا ادامه دادیم. یعنی هم توسعه محصول، ‌توسعه نوآوری و توسعه بازار همگی در اینجا ادامه یافت.

وی اضافه کرد: امروز همه جا محصول خاکستر را می بینید اما یک دهه گذشته نبود و خیلی کمیاب شده بود. همچنین خمیردندان تولید نمی کردیم و شروع تولید آن با استقبال خیلی خوبی مواجه شد. این نکته را هم باید اشاره کنم که در ابتدای کار ۱۷ نفر پرسنل تحویل گرفتم و امروز نزدیک به ۵۰۰ نفر پرسنل داریم که از تولید تا پخش و دانشگاه علمی کاربردی که تاسیس کردیم فعالیت دارند.

در مقابل اظهار ناراحتی ما از لغو رزرو هتل، آلمانی ها پاسخ دادند آلمان یعنی نظم، قانون و مقررات. هرچند ناراحت شدیم اما چشم بنده آن روز باز شد و متوجه شدم چرا باید چشم گویی بیگانه را کنیم؟

درستی یکی از سرمنشا های ترقی هر انسانی است
محمد حسین مرجانی، بنیان گذار شیرآلات راسان نیز در انتهای این رویداد با اشاره به اینکه دانشگاه نرفته و مدرک دانشگاهی ندارد اما تجربه خیلی زیادی حتی از دانشگاهی ها دارد گفت: بعد از مهاجرت با خانواده به تهران، در بازار مشغول کار شدم و یک روز استاد بنده ۱۰ هزار تومان چک داد تا بانک مرکزی تجارت نقد کنم. زمانی که پول را دریافت کردم توجه نداشتم که به جای ۱۰ هزار تومان ۲۰ هزار تومان به اشتباه بانک گرفته ام.

وی با اشاره به اینکه پول را باید برای فردی که استاد به او سفته داده بود انتقال می داد اضافه کرد: وقتی سفته ها را دریافت کردم او ۱۰ هزار تومان هم اضافه برگرداند و آن جا متوجه شدم بانک به اشتباه پول بیشتری داده است. در سال ۴۸ این رقم خیلی ارزشمند بود و بدون فوت وقت به بانک برگشتم.

مرجانی ادامه داد: روبه روی بانک غوغایی برپا بود و افرادی که قرار بود ۲۰ هزار تومان دریافت کنند با کارمند بانک دعوا راه انداخته بودند. قصد ورود داشتم که نگهبان از ورود بنده ممانعت کرد. بنابراین به او گفتم جواب معما را دارم و بگذار داخل شوم. خبر همین اتفاق خیلی سریع در بین کسبه بازار پخش شد و همین موضوع برای بنده اعتبار ایجاد کرد. از همان اعتبار بعدها توانستم کسب و کار خود را شروع کنم و موفق شوم.

وی اضافه کرد: در سال ۱۳۵۳ و بعد از سربازی در حالی که تنها دارایی ام یک موتور بود قصد شروع کسب و کارم را داشتم. هرچند سرمایه ای نداشتم اما اعتماد بازار را داشتم. بنابراین این نکته اهمیت دارد که «درستی یکی از سر منشا های ترقی هر انسانی است».

روایت های شنیدی از کارآفرینی تا اوج قله های تولید| برای موفقیت، راه های بیشتری را امتحان کنید

مرجانی که به گفته خود ابتدا کار واسطه گری در حوزه شیرآلات را آغاز کرده بود نتوانست به نیاز روح خود پاسخ دهد. هرچند او به همراه برادرش کم کم توانست مغازه ای را خریداری کند و به مرور آن را بزرگ و بزرگ تر کند اما بعد از آن مسیر تجارت را در پیش گرفت.

وی ادامه داد: آلمان، فرانسه، ایتالیا و چین کالا وارد می کردیم و به بازار عرضه می کردیم تا اینکه در سال ۱۳۷۰ در فرانکفورت آلمان نمایشگاهی بود که از کارخانه هایی که از آن ها خرید می کردیم دعوت شدیم. با تاخیر به هتل رسیدیم و رزرو جای ما را گرفته بود.

مرجانی اضافه کرد: در مقابل اظهار ناراحتی ما آلمانی ها پاسخ دادند آلمان یعنی نظم، قانون و مقررات. هرچند ناراحت شدیم اما چشم بنده آن روز باز شد و متوجه شدم چرا باید چشم گویی بیگانه را کنیم؟ بنابراین وقتی وارد فرودگاه شدم با برادر خود تماس گرفتم و گفتم دیگر از پس فردا که به ایران بر می گردم نمی خواهم حتی یک عدد شیرآلات خارجی بفروشیم. بنابراین از آن روز تصمیم گرفتیم تولید شیرآلات را در کشور آغاز کنیم.

۳ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۱:۲۴
کد خبر: ۱۵۲٬۱۶۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 3 =