۹ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۸:۰۰
کد خبر: . ۸۰٬۸۱۸
«آب در برابر نفت و مهاجرین»؛ سیاست همسایه شرقی در قبال ایران| حقابه هیرمند به درستی اجرا نمی‌شود

«دکتر اسماعیل باقری» معتقد است که اظهارات اخیر اشرف غنی در خصوص مبادله آب با نفت و اقدامات و سیاست دولت افغانستان در مانع سازی بر سر رسیدن آب هیرمند به خاک ایران، مخالف تعهدات دوجانبه و اصول اساسی حقوق بین الملل است.

 تهمینه غمخوار؛ بازار: سد کمال خان بر روی رودخانه هیرمند در ولایت نیمروز در نزدیکی مرز ایران با هزینه حدود دویست میلیون دلار در تاریخ چهارم فروردین سال جاری با حضور رئیس جمهوری افغانستان و پس از تکمیل آبگیری به طور رسمی افتتاح شد. 

«اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان در حاشیه مراسم افتتاح این سد اعلام کرد که دولت افغانستان از این پس معاهده هیرمند درباره حقابه ایران را که نزدیک به ۵۰ سال پیش میان امیرعباس هویدا نخست‌وزیر وقت ایران و موسی شفیق، نخست‌وزیر وقت افغانستان در کابل به امضا رسیده و مقرر شده بود که سالانه ۸۵۰ میلیون متر مکعب از آب رود هیرمند متعلق به ایران باشد، را به طور کامل اجرایی خواهد کرد.

همچنین، «اشرف غنی» با اشاره به این توافقنامه و ضمن تاکید بر این که اقتصاد ایران و افغانستان متمم یکدیگر است و مخالف یکدیگر نیست، تصریح کرد که معاهده هیرمند معاهده همه مردم افغانستان با ایران است و  فرستادن میزان آب بیشتر از مقدار تعهد شده در توافقنامه، مستلزم مذاکره در این باره است. در همین حین، برخی از منابع خبری تحلیل های مختلفی را از صحبتهای اشرف غنی ارائه داده و منتشر کردند که منظور رئیس جمهور این است که دیگر آب به صورت رایگان به ایران نمی دهد و  و یکی از راه های پیشنهادی تبادل آب با نفت است.

پس از اظهارات « غنی»، سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: رودخانه هیرمند دارای رژیم حقوقی تعریف شده ای است و بر اساس قراردادی که در سال ۱۳۵۱ بین دو کشور امضا شده و در مجالس قانونگذاری هر دو کشور به تصویب رسیده، حق آبه ایران کاملا مشخص بوده و دولت افغانستان هم به این حق آبه متعهد است.

بر همین اساس و اهمیت وضعیت حقوقی رودخانه هیرمند و تامین حقابه آن  خبرنگار بازار گفتگویی با « دکتر اسماعیل باقری»، کارشناس مسائل افغانستان و پاکستان ترتیب داده که در ادامه آمده است:  

 با توجه به اظهارات اخیر رئیس جمهور افغانستان مبنی بر اینکه رژیم حقوقی هیرمند و حق‌آبه ایران مشخص است، اما اگر ایران بیشتر از میزان معاهده آب بخواهد، دو کشور باید وارد مذاکرات جدیدی شوند و از طرفی بازتاب گسترده ای که این صحبتها در رسانه های خارجی و داخلی داشت،  وضعیت حقوقی رودخانه هیرمند و تامین حقابه آن مربوط به بخش ایرانی این رودخانه چگونه است ؟

افغانستان براساس اصل توسعه پایدار که قاعده آمره حقوق بین الملل می باشد، مکلف است از اقداماتی که منجر به بی آبی در خاک ایران می گردد، خودداری نماید، اقدامات دولت افغانستان در مانع سازی بر سر رسیدن آب هیرمند به خاک ایران، هم مخالف تعهدات دوجانبه دولت افغانستان و هم مغایر اصول اساسی حقوق بین الملل بوده و بدتر از آن سخنان رئیس جمهوری افغانستان در این که آب را با نفت مبادله می کنیم، نوعی نفرت پراکنی علیه ایران و اقدامی آشکارا مغایر حسن همجواری است.

مشکل اصلی ایران و افغانستان از زمانی آغاز شد که رهبران سیاسی افغانستان تحت حمایت استعمار بریتانیا در اوایل قرن بیستم، رودخانه هیرمند را یک رودخانه داخلی فرض کرده و هرگونه استفاده از آب آن را «حق انحصاری» خود دانستند.

اظهارات اشرف غنی در سال ۱۳۹۴ در تهران و همچنین در مراسم افتتاح بند کمال خان، گویای بخشی از سیاست جدید ژئوپلیتیکی افغانستان در قبال ایران از طریق اهرم‌های متعدد آبی است. به‌طوری ‌که می‌توان نام سیاست «آب در برابر مهاجرین» به آن اطلاق کرد.

 اشرف غنی مدعیست که کابل در مواجهه با کشورهای همسایه در موضع ضعف نیست و کشورهای همسایه هم به افغانستان احتیاج دارند. همچنین او معتقد است که افغانستان برای حل مشکل مهاجران به تهران التماس نکرده و اگر ایران به اخراج مهاجرین افغان ادامه بدهد، افغانستان تمام روابط بازرگانی خود با این کشور را قطع خواهد کرد.

* آیا افغانستان به این معاهده که از حدود ۵۰ سال پیش بین دو کشور معنقد شده، پایبند بوده و خواهد ماند؟

موضوع حقابه هیرمند، مهمترین مساله موجود بین دو کشور همسایه ایران و افغانستان است که با وجود انعقاد قراردادهای مختلف از حکمیت گلد اسمیت در سال ۱۲۵۱ گرفته تا قرارداد برآمده از کمسیون دلتا که سال ۱۳۵۱ بین نخست وزیر وقت ایران امیرعباس هویدا و موسی شفیق نخست وزیر افغانستان امضا شد، همواره طرف افغانستانی حاضر به اجرای دقیق قرارداد نبوده و مدعی است که کاهش بارش سالانه و خشکسالی موجب کاهش ورودی آب رود هیرمند به دریاچه هامون شده است.

براساس حکمیت گلداسمیت، هر دو کشور ایران و افغانستان باید به طور مساوی از آب هیرمند برخوردار شوند و اگر افغانستان نهرهایی را که از این رود منشعب می‌شوند آباد کند، نباید به زیان حقابه ایران باشد؛ اما طرف افغانستانی بعدها به این حکمیت اعتراض کرد و در نهایت در آخرین توافق مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون باشد. البته از سال ۱۳۷۰ به بعد همواره طرف افغانستانی، موضوع خشکسالی، کاهش بارش سالانه و کم آبی رود هیرمند را مطرح کرده و این مساله در کنار عدم اجرای دقیق معاهده فوق، موجب آسیب زدن به محیط زیست دریاچه هامون و خشک شدن آن شده و پیامدهای مهاجرتی نیز در پی داشته است.

از سال ۱۳۷۰ به بعد همواره طرف افغانستانی، موضوع خشکسالی، کاهش بارش سالانه و کم آبی رود هیرمند را مطرح کرده و این مساله در کنار عدم اجرای معاهده هیرمند درباره حقابه ایران، موجب آسیب زدن به محیط زیست دریاچه هامون و خشک شدن آن شده و پیامدهای مهاجرتی نیز در پی داشته است

اما مساله ای که بیانگر بهانه جویی های طرف افغانستانی در عدم اجرای این معاهده می باشد، احداث بندهای(سد) متعدد بر نهرهای رود هیرمند(بند سراج، بند کز کشک، بند رودبار، بند مهرآباد، بند چهار برجه، بند کمال خان، بند قلعه فتح، بند خوابگاه و چندین بند دیگر) است.

طرف افغانستانی بر این باور است که از طریق کنترل آب‌ های خروجی‌ خود به سمت ایران قادر است تا رفتار و تصمیمات سیاسی ایران در زمینه فروش نفت ارزان و پذیرش مهاجران را نیز کنترل کند. «سیاست احداث سد» از سوی افغانستان تا اندازه زیادی به سود کشورهای رقیب تمام‌شده است. کشورهایی چون ترکیه، هند و... با بستن قراردادهای پرسود با افغانستان وظیفه احداث سد را برعهده‌ گرفته‌ و بخش عمده کمک‌های خارجی به افغانستان صرف احداث سد بر مسیر هیرمند و هریرود می‌شود.

با توجه به چنین پیشینه ای و اظهارات متعدد اشرف غنی که همواره بر شعار «آب در برابر نفت» تاکید کرده است، به نظر می رسد دولت افغانستان در دوره اشرف غنی همانند روسای دولت قبلی، در ظاهر به رعایت حقابه ایران اذعان می کند، اما در عمل با احداث بندها و نهرها، مانع از رسیدن آب به دریاچه هامون شده است. البته برخی مواقع که دولت افغانستان نتوانسته سیلاب ها را کنترل کند و آب به دریاچه هامون سرازیر شده را جزء حقابه تلقی کرده و مدعیست ایران سهم بیشتری نیز از حقابه هیرمند برداشت کرده است.

طرف افغانستانی بر این باور است که از طریق کنترل آب‌ های خروجی‌ خود به سمت ایران قادر است تا رفتار و تصمیمات سیاسی ایران در زمینه فروش نفت ارزان و پذیرش مهاجران را نیز کنترل کند

هر چند که رئیس جمهور فعلی افغانستان در مراسم افتتاح سد کمال خان تاکید کرد که دولت افغانستان از این پس معاهده هیرمند درباره حقابه ایران را بطور کامل اجرایی خواهد کرد و اظهار داشت «معاهده هیرمند معاهده همه مردم افغانستان با ایران است و اقتصاد ایران و افغانستان متمم یکدیگر است و مخالف یکدیگر نیست. اما فرستادن میزان آب بیشتر از مقدار تعهد شده در توافقنامه، مستلزم مذاکره در این باره است.» اما واقعیت این است که دولت غنی عدم اجرای سند همکاری های جامع را بخاطر موضوع حقابه هیرمند به نوعی معطل گذاشته است.

ایران و افغانستان در مهر سال ۱۳۹۶، سه یادداشت همکاری امضا کردند که براساس آن ایران در کنار اعطای امتیازات اقتصادی، اجتماعی و ترانزیتی ویژه برای افغانستان، به ویژه گشایش راه‌های تجارت در بندر چابهار، به پایان‎ بردن راه آهن خواف‌_ هرات، برگزاری دوره ‎های آموزش دانشگاهی برای کارمندان راه‌‎آهن افغانستان، آموزش کارمندان اداره هوانوردی افغانستان، آسان‌سازی امور گمرکی و تعرفه‌ها، کاهش شهریه دانش‌‎آموزان و دانشجویان افغانی ماندگار ایران، قانونی ‎کردن ماندگاران افغانی‌ها در ایران و نیز برداشتن فشار برای بازگشت اجباری پناهندگان افغانی و نیز تداوم اعطای کمک های اقتصادی در مقابل کشور افغانستان به معاهده سال ۱۳۵۱ حقابه هیرمند پایبند بماند؛ اما عملا چنین نشده است.

اظهارات حسن روحانی و محمدجواد ظریف، مبتنی بر اینکه از اهرم‌های مختلف برای حل اختلافات بر سر حقابه رودخانه هیرمند با افغانستان استفاده خواهیم کرد، نیز عملا کمکی به رفع اختلافات آبی نکرد.

به‌طورکلی نگاه دولت افغانستان به آب، به‌عنوان یک منبع هیدروکربنی است و از نظر دولتمردان افغانستان، آب در حکم «نفت» است و دولت بخشی از هزینه‌های خود را باید از طریق فروش آب به همسایگان تأمین کند. در همین راستا افغانستان تاکنون امتیازهای زیادی از ایران بابت اجازه ورود آب‌های رودخانه گرفته است. تنها در یک مورد در دهه ۱۳۵۰، دولت ایران دو میلیارد دلار کمک مالی به افغانستان انجام داد. این مبلغ در حقیقت در ازای چهار متر مکعب اضافه آب در ثانیه به افغانستان پرداخت می‌شد. پس از کودتا علیه ظاهر شاه در ۱۳۵۲ بی‌ثباتی افغانستان را فراگرفت. ولی در نهایت در خردادماه ۱۳۵۶ دولت جمهوری افغانستان نیز این معاهده را «لازم‌الاجرا» دانست.

به نظر می رسد اظهارات اشرف غنی می تواند در اثر فشارهای غرب و سیاست هایی که به دولت افغانستان تحمیل می شود، باشد و به همین جهت گاهی فشارهایی صورت می گیرد که منجر به اختلاف هایی در بین افغانستان و  ایران می شود. شاهد این مدعا، تبلیغ رسانه ای و به نوعی فریب افکار عمومی در احداث بند کمال خان و نحوه موضع گیری «اشرف غنی» است؛ در حالی که به نظر می رسد بند کمال خان با ظرفیت ۵۲ میلیون متر مکعب نمی تواند جوابگوی مهار سیلاب های بعضا چند صد میلیون متر مکعبی باشد.

به نظر می رسد اظهارات اشرف غنی می تواند در اثر فشارهای غرب و سیاست هایی که به دولت افغانستان تحمیل می شود، باشد و به همین جهت گاهی فشارهایی صورت می گیرد که منجر به اختلاف هایی در بین افغانستان و  ایران می شود

* از دیدگاه شما چالش های پیشروی این معاهده چیست؟

به نظر می‌رسد، افغانستان با احداث سدهای گوناگون درصدد چالش‌سازی‌های متعدد در حوزه‌های آبی متفاوت است. درحالی‌که نارضایتی اصلی ایران بر سر حقابه رود هیرمند است، اشرف غنی عملاً با چالش حقابه حوزه آبی هریرود که تأمین‌کننده آب خراسان است، از یک کد ژئوپلیتیکی مهم استفاده کرده و پیام تهدیدآمیز روشنی به ایران داده است. این کُد به دو شکل قابل تفسیر است. اول اینکه: سرنوشت هیرمند از نظر ما تمام‌شده است و از این ‌پس در خصوص هریرود مذاکره می‌کنیم و در صورت ندادن امتیاز، تجربه هیرمند را در خراسان تکرار خواهیم کرد! و دوم اینکه علاوه بر هیرمند، جبهه جدیدی در هریرود باز شده است.

این تهدید در قبال اخذ امتیازات بیشتری برای مهاجران افغان و نیز استفاده از بندر چابهار و... انجام ‌یافته و قطع روابط تجاری دو طرف با حجم دو تا سه میلیارد دلار در سال به‌عنوان ضمانت اجرای آن تلقی شده است. این در حالی است که نوع رفتار دولت ایران با پناهندگان افغانستان در چهار دهه گذشته بی‌نظیر بوده است و سازمان ملل نیز بدان اذعان کرده است؛ اما به نظر می‌رسد، دولت افغانستان قصد دارد حقابه ایران را به چندین برابر قابل فروش کند.

گفتنی است که مسأله بسیار مهمی که در معاهده هیرمند مغفول مانده و به آن اشاره ای نشده است، حقابه زیست محیطی تالاب های بین المللی هامون است و این یکی از مهمترین مسائل مهم در خصوص مسائل آبی ایران و افغانستان بر سر هیرمند (حقابه زیست محیطی تالاب های بین المللی هامون که در کنوانسیون بین المللی رامسر هم ثبت شده اند) است.

در پایان باید گفت که استراتژی دولت فعلی افغانستان با مشاوره جدی کشورهای اروپایی و رونوشت برداری از استراتژی های هیدروپلیتیکی ترکیه، «ملی سازی» و «سرزمینی سازی» منابع آب است و این در حالی است که ایران همواره و در دوره های گذشته برای نشان دادن حس نیت، حاضر شده تا «دشت ناامید» را به افغانستان هدیه کند.

 استراتژی دولت فعلی افغانستان با مشاوره جدی کشورهای اروپایی و رونوشت برداری از استراتژی های هیدروپلیتیکی ترکیه، «ملی سازی» و «سرزمینی سازی» منابع آب است و این در حالی است که ایران همواره و در دوره های گذشته برای نشان دادن حس نیت، حاضر شده تا «دشت ناامید» را به افغانستان هدیه کند

در دوران رضاخان پهلوی، توافقاتی محرمانه بین ایران و افغانستان با دخالت آتاتورک ترکیه صورت گرفت تا دعوای همیشگی حقابه هیرمند تعیین تکلیف شود. رضاخان، آتاتورک را به‌عنوان حکم و داور معرفی کرد و او هم نماینده‌ای به ایران فرستاد. پس از مذاکرات با طرفین توافقاتی به ضرر ایران صورت گرفت و قراردادهای مقدماتی امضا شد. این توافقات پنهانی بود و مطابق پیمان‌نامه سعدآباد آشکار شد که «دشت ناامید» به مساحت سه هزار کیلومتر مربع در شرق ایران به افغانستان واگذار شد و در مقابل قرار شد ایران و افغانستان به‌طور مساوی از آب هیرمند استفاده کنند. اما افغانستان نه تنها به این معاهده پایبند نماند، بلکه با احداث سد کجکی، عملا مانع رسیدن آب به ایران شد، مگر سیلاب‌های غیرقابل کنترل. یعنی دشت ناامید از دست رفت، اما مناقشه همیشگی همچنان حل‌نشده باقی ماند.

همچنین ایران حاضر شده تا در دوران قبل از انقلاب اسلامی، کمک های چند صد میلیون دلاری اعطا کند که مجموعه این کمک ها قابل قیاس با کمک های اعطایی آمریکا در آن زمان به افغانستان نیست و در طول چهار دهه گذشته نیز ایران همواره میزبان دو تا چهار میلیون مهاجر و پناهنده افغانستانی بوده است.

۹ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۸:۰۰
کد خبر: ۸۰٬۸۱۸

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 3 =