۱۱ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۵
کد خبر: . ۸۰٬۰۱۰
داستان تولد ناقص مفهوم پویایی در اقتصاد

سوال این است چرا باید اولین پیامد افزایش تقاضا در شرایط پویایی همان باشد که در شرایط اشتغال کامل بوده است؟

محمدشهاب، بازار: چرا می خواهیم در مورد مفهوم پویایی صحبت کنیم؟ برای شما این سوال مطرح نشده است که چرا اولین پیامد افزایش تقاضا باید افزایش قیمت باشد و افزایش تولید باید معلول افزایش قیمت و معلول افزایش تقاضا دنبال شود؟

در شرایط اشتغال کامل افزایش تقاضا منجر به افزایش تولید نمی شود بلکه  منجر به افزایش قیمت می شود. آنچه در شرایط اشتغال کامل منجر به تغییر  تولید و افزایش تولید یک کالا (نه افزایش تولید کل) می شود تغییر قیمت های نسبی است. اگر قرار باشد که اولین پیامد افزایش تقاضا هم چنان افزایش قیمت باقی بماند تنها تفاوت شرایط پویایی با اشتغال کامل این می شود که در شرایط پویایی پس از افزایش قیمت معلول افزایش تقاضا، افزایش تولید خواهیم داشت در حالی‌که در شرایط اشتغال کامل پیامد افزایش تقاضا در افزایش قیمت خاتمه می یابد. با توجه به این که کلاسیک های جدید در نهایت همان افزایش تولید در شرایط پویایی را با نظریات خود رد کردند ممکن است این سوال مطرح شود و یا اگر مطرح شده بود به صورت جدی تر مطرح شود که آیا مفهوم پویایی تنها از زاویه اضافه شدن افزایش تولید پس از افزایش قیمت اثر گذار بوده است؟ به بیان دیگر این امکان وجود ندارد که پویایی سبب شود که اولین پیامد افزایش تقاضا افزایش تولید شود بدون این که قرار باشد اول افزایش قیمت رخ دهد که افزایش قیمت بخواهد علت افزایش تولید شود؟

پویایی به چه معنا است؟

پویایی یعنی به لحاظ فنی امکان افزایش تولید است.

علت پویایی در نظریه های اقتصاد کلان:

کینز گفت: سیاست پولی و مالی دو ابزار فنی برای افزایش تولید هستند. بنابراین پویایی از زمان کینز به وجود آمد و جایگزین اشتغال کامل شد. این امر در ادامه با تغییراتی مواجه شد ولی این تغییرات هیچ وقت اقتصاد را در اشتغال کامل مجدداً معرفی نکردند. ابزار پویایی از سیاست پولی و مالی به پس انداز و از پس انداز به تحقیق و توسعه و از تحقیق و توسعه به تحقیق و توسعه به علاوه پس انداز شرکت ها تغییر کرد.

آیا علت پویایی در نظریه های اقتصاد کلان درست بیان شده است؟

سوال اصلی این نگارش این نیست که آیا علت پویایی در نظریه های اقتصاد کلان درست بیان شده است یا خیر؟ سوال اصلی این نگارش این است که سهم تولد مفهوم پویایی در نظریه های اقتصاد کلان فقط آنجا است که پس از افزایش قیمت افزایش تولید در کوتاه مدت رقم بخورد؟

علت پویایی نیاز به یک اصلاح دارد. باید گفت علت پویایی از تحقیق و توسعه به علاوه پس انداز شرکت ها به تحقیق و توسعه تجربی به علاوه سیاست پولی باید تغییر کند(تحقیق و توسعه ماهیت بازده به مقیاس فزاینده ندارد و علت عدم همگرایی درآمد سرانه به سیاست پولی مرتبط است).

بنابراین همان طور که ممکن است علت پویایی به درستی در اقتصاد نظری بیان نشده باشد؛ جایگاه پویایی نیز به درستی در اقتصاد نظری تبیین نشده باشد. شاید فرض اثبات نشده اولین پیامد افزایش تقاضا افزایش قیمت است؛ از طریق مفهوم پویایی امکان رد شدن پیدا کند به این معنا که پس از افزایش تقاضا، می توان این انتظار را داشت که تولیدکنندگانی باشند که به سرعت بدون اینکه افزایش قیمت‌ها انگیزه افزایش تولید به آنها را بدهد؛ آن افزایش تقاضا را در همان قیمت موجود پاسخ بدهند.

این که آیا جایگاه سیاست پولی و فرایندهایی که برای سیاست پولی در اقتصاد نظری دنبال شده است؛ درست بوده است یا خیر، مطلب دیگری است که خوانندگان گرامی می توانند خود آنرا دنبال کنند.

به هر حال در مورد سیاست پولی به نظر می رسد که نه تنها جایگاه سیاست پولی به درستی در اقتصاد نظری تبیین نشده است بلکه در همان چارچوب قانون بازار و در نظر گرفتن جایگاه واقعی سیاست پولی، فرایند های تعریف شده برای سیاست پولی درست نبوده است. 

در توضیح فرایند سیاست پولی، اقتصاد نظری این فرایند را این گونه توضیح داده است:

اعمال سیاست پولی، کاهش نرخ بهره، افزایش تقاضا سرمایه گذاری، افزایش تقاضا، افزایش قیمت ، افزایش تولید ....

در حالیکه به نظر می رسد فرایند سیاست پولی در همان چارچوب قانون بازار باید به شرح زیر اعلام شود:

اعمال سیاست پولی، کاهش نرخ بهره، افزایش تقاضای سرمایه گذاری، افزایش تقاضای مواد اولیه، افزایش قیمت مواد اولیه، تولید مواد اولیه و خریداری آن توسط تولیدکنندگان کالاهای نهایی و در نهایت تولید کالاهای نهایی بر اساس هزینه نهایی

نظریه تورم پولی می گوید افزایش دستمزد خلاء بین افزایش قیمت (افزایش تقاضا) و هزینه نهایی تولید را پر می کند. اگر فرایند سیاست پولی به درستی توضیح داده می‌شد مشخص می‌شد که خلاء ای بین افزایش قیمت و دستمزد کارگران در تولید کالای نهایی وجود نداشته و قیمت، خود را به  هزینه نهایی تولید رسانیده است چرا که در تولید کالای نهایی، افزایش تولید به علت افزایش قیمت کالاهای نهایی نبوده است بلکه به علت کاهش نرخ بهره، انگیزه تولید دنبال شده بود. اگر هم قرار باشد که دستمزدها معادل افزایش قیمت افزایش یابد این مساله باید در مورد تولید مواد اولیه به طور مثال رخ دهد که قانون بازار اولین پیامد افزایش تقاضا افزایش قیمت است، در آن رخ داده است و بالاخره این امکان پذیر نیست که یک گروه تولیدکننده تقاضا برای تولید داشته باشند و تولیدکنندگان دیگر همچنان پاسخ آنها را معطل نگه دارند. در نهایت پاسخ آنها داده خواهد شد و هر هزینه ای به عنوان هزینه نهایی تولید برای تولید کنندگان کالاهای نهائی نزد آنها منظور شده و قیمت بر آن اساس تعیین می‌شود. قیمت اعلام شده معادل هزینه نهایی تولید است که حکایت از شکاف قیمت و دستمزد ندارد.

اقتصاد کلان به گونه ای از پیامد کوتاه مدت یا بلند مدت سیاست پولی سخن می گوید که انگار قرار است سیاست پولی مورد بحث به صورت پی در پی تکرار شود. پیامد سیاست پولی (هر پیامد که باشد)، موقت است چرا که اقتصاد کلان از اجرای پی در پی سیاست پولی که سخن نگفته است(این هم یک ایراد دیگری از علم اقتصاد است که چنان روی اثر بلند مدت سیاست پولی مقطعی سخن می گوید که فراموش کرده است سیاست پولی مقطعی پیامد مقطعی دارد و این گونه نیست مصادیق مختلف پیامد سیاست پولی مقطعی، محلی از دعوا و بحث ایجاد کند).

نتیجه گیری:

شاید بتوان جلو اقتصاد کلان در بیان فرض اثبات نشده اولین پیامد افزایش تقاضا افزایش قیمت است را گرفت. این امر سبب می شود بدون اینکه نیاز باشد فرایند توضیح سیاست پولی (در چارچوب قانون بازار) اصلاح شود ؛ سیاست پولی بتواند غیر خنثی معرفی شود.

۱۱ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۵
کد خبر: ۸۰٬۰۱۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 1 =