بازار؛ گروه آب و انرژی: دیپلماسی انرژی ایران این روزها در یکی از حساسترین تقاطعهای تاریخی خود ایستاده است. هشتمین نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) قرار است روز سهشنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ (۲۷ اکتبر ۲۰۲۶) در مسکو و همزمان با بیستوپنجمین سالروز تأسیس این مجمع برگزار شود. نشستی که به میزبانی ولادیمیر پوتین و با حضور مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نه یک گردهمایی تشریفاتی، بلکه یک آزمون عملی برای سنجش توان تهران در تبدیل ذخایر عظیم زیرزمینی به نفوذ ژئوپلیتیک بر بالای زمین است. در شرایطی که غرب تلاش میکند با ابزار تحریم و فشار حداکثری، مسیر تجارت انرژی ایران را مسدود کند، GECF به سکوی طبیعی تهران برای بازتعریف قواعد بازی تبدیل شده است؛ سکویی که اعضای آن با در اختیار داشتن ۷۰ درصد ذخایر اثباتشده، ۳۸ درصد تولید بازاری، ۴۲ درصد صادرات جهانی گاز و ۴۷ درصد صادرات ال انجی، وزن ساختاری غیرقابل انکاری در معادلات انرژی جهان دارند.
نشست سران GECF در مسکو با حضور رؤسای جمهور کشورهای دارنده ۷۰ درصد ذخایر گاز جهان، مهمترین رویداد انرژی سال ۲۰۲۶ است که میتواند معادلات بازار گاز را برای سالها شکل دهد.
GECF؛ تشکلی فراتر از یک باشگاه مشورتی
تصور رایج درباره مجمع کشورهای صادرکننده گاز به عنوان یک نهاد صرفاً گفتوگومحور، با واقعیتهای آماری این سازمان همخوانی ندارد. بر اساس دادههای رسمی، اعضای این مجمع در سال ۲۰۲۶ نه تنها بر ۷۰ درصد ذخایر اثباتشده گاز جهان کنترل دارند، بلکه ۴۲ درصد از کل صادرات گاز دنیا را در دست دارند و سهم آنها از تجارت ال ان جی به ۴۷ درصد میرسد. این اعداد زمانی معنای راهبردی بیشتری پیدا میکنند که بدانیم در افق ۲۰۵۵، سهم اعضای GECF از تولید جهانی گاز از ۳۸ درصد فعلی به ۴۴ درصد افزایش خواهد یافت و تقاضای جهانی گاز از ۴۱۳۷ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۲۴ به ۵۴۱۷ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۵۵ خواهد رسید. به عبارت دیگر، GECF نه یک بازوی حاشیهای، بلکه یکی از ستونهای اصلی معماری امنیت عرضه انرژی در جهانِ پس از گذار از سوختهای فسیلی پرکربن است. نشست مسکو در چنین زمینهای برگزار میشود و دستورکار آن—مقاومت در برابر سیاستهای یکجانبه تجاری، مقابله با فشارهای تحریمی و حرکت به سمت مبادلات مالی با ارزهای ملی—دقیقاً همان اولویتهایی است که تهران سالهاست در سطوح دوجانبه و چندجانبه دنبال میکند.
ایران با ۳۲.۳ تریلیون مترمکعب ذخایر و تولید ۲۵۲ میلیارد مترمکعبی، ظرفیت ساختاری لازم برای ایفای نقش هاب را دارد، اما تحقق این هدف به نهاییسازی توافقهای عملیاتی با روسیه و ترکمنستان و رفع گلوگاههای زیرساختی بستگی دارد.
ایران؛ از ذخایر زیرزمینی تا جاهطلبی هاب گازی
ایران با در اختیار داشتن حدود ۳۲.۳ تریلیون مترمکعب ذخایر اثباتشده گاز، پس از روسیه در جایگاه دوم جهانی ایستاده است و با تولید سالانه ۲۵۲ میلیارد مترمکعب، سومین تولیدکننده بزرگ گاز جهان محسوب میشود. این اعداد به تنهایی برای توجیه نقش هاب گازی کافی نیستند، اما موقعیت جغرافیایی ایران—حد فاصل دریای خزر در شمال و خلیج فارس در جنوب—آن را به گرهای بیبدیل برای اتصال منابع گازی آسیای مرکزی و روسیه به بازارهای تشنه جنوب و غرب آسیا تبدیل کرده است. بر همین اساس، نقشه راه بلندمدت انرژی ایران واردات گاز از قطر، ترکمنستان و روسیه و صادرات گاز و برق به ترکیه، عراق، افغانستان، پاکستان، هند و عمان را در دستور کار قرار داده است. آنچه در سال ۲۰۲۶ این نقشه راه را از سطح یک سند آرمانی خارج کرده، تحولات میدانی و توافقهای عملیاتی است که مسیر اجرای آن را هموارتر از هر زمان دیگری ساخته است. سفر پزشکیان به مسکو در چنین چارچوبی نه یک سفر تشریفاتی، بلکه اعلام آمادگی سیاسی و فنی ایران برای ایفای نقش محوری در تجارت گاز اعضای GECF و نهاییسازی موعد اجرایی توافقات کلیدی است.
توافق انتقال ۵۵ میلیارد مترمکعبی گاز روسیه از مسیر ایران، در صورت اجرا، بزرگترین پروژه ترانزیت انرژی در تاریخ منطقه خواهد بود و مسیر صادرات گاز مسکو را از شمال به جنوب بازتعریف میکند.
کریدور گازی روسیه-ایران؛ از سوآپ ۲ میلیاردی تا ظرفیت ۵۵ میلیاردی
یکی از مهمترین قطعات پازل هاب گازی ایران، توافق با روسیه برای انتقال گاز این کشور از مسیر خاک ایران به بازارهای جنوب و غرب آسیاست. بر اساس آخرین اعلامها، ایران و روسیه بر سر مسیر خط لوله زمینی از طریق آذربایجان و ظرفیت اولیه سالانه ۵۵ میلیارد مترمکعب به توافق رسیدهاند؛ رقمی که با ظرفیت خط لوله نورد استریم ۱ قابل مقایسه است. این خط لوله قرار است روزانه حدود ۱۵۰ میلیون مترمکعب گاز منتقل کند و در فاز نخست، سالانه ۲ میلیارد مترمکعب گاز روسیه برای تأمین نیاز مناطق شمالی ایران در زمستان در نظر گرفته شده است. کاظم جلالی، سفیر ایران در مسکو، تأکید کرده که مذاکرات فشرده میان وزارت نفت ایران و گازپروم روسیه به پیشرفتهای بسیار خوبی رسیده و تنها یکی دو موضوع باقیمانده در سمت روسیه نیازمند حلوفصل نهایی است. اهمیت این توافق برای مسکو نیز انکارناپذیر است؛ روسیه پس از جنگ اوکراین و از دست دادن بازار اروپا به سمت چین چرخیده، اما همچنان با مازاد تولید روبهروست و انتقال گاز به جنوب از مسیر ایران، موازنهای تازه به نفع مسکو در برابر فشارهای غرب ایجاد میکند. این پروژه، ایران را از یک مصرفکننده بالقوه به یک بازیگر فعال در زنجیره ارزش گاز روسیه ارتقا میدهد و پیوندهای اقتصادی دو کشور را از سطح تجارت ساده فراتر میبرد.
ترکمنستان و جنوب آسیا؛ حلقههای مکمل در زنجیره ترانزیت
در کنار روسیه، ترکمنستان نیز به عنوان تأمینکننده کلیدی گاز برای هاب ایرانی مطرح شده است. بر اساس توافقات اعلامشده، طرف ترکمنی قصد دارد حجم صادرات گاز به ایران را به ۴۰ میلیارد مترمکعب در سال افزایش دهد؛ رقمی که نیازمند مدرنسازی زیرساختها و ساخت دو ایستگاه تقویت فشار و یک خط لوله ۱۲۵ کیلومتری در خاک ترکمنستان است. همزمان، ایران در چارچوب یک توافق سهجانبه با ترکمنستان و آذربایجان، سالانه ۱.۵ تا ۲ میلیارد مترمکعب گاز ترکمن را از خاک خود به آذربایجان سوآپ میکند؛ سازوکاری که سالها را در اختیار تهران قرار میدهد تا نقش گره ترانزیتی را در عمل تمرین کند. در جبهه جنوبی نیز، خط لوله ایران-پاکستان با ظرفیت طراحی ۷۵۰ میلیون فوت مکعب در روز (حدود ۲۱ میلیون مترمکعب) و خط لوله زیردریایی به عمان با هدف صادرات سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب، دو مسیر راهبردی دیگر برای تبدیل ایران به نقطه اتصال عرضه و تقاضا در منطقه هستند. صادرات به ترکیه نیز در سال ۲۰۲۶ رکورد جدیدی ثبت کرده و سهم ایران از واردات گاز این کشور به ۳۳ درصد رسیده است؛ نشانهای از اینکه بازارهای همسایه همچنان به گاز ایران به عنوان یک منبع قابل اتکا وابستهاند.
سفر پزشکیان به مسکو فرصت تاریخی برای تبدیل GECF از یک مجمع گفتوگو به یک سازوکار عملیاتی تجارت گاز با ارزهای ملی و سوآپ است؛ سازوکاری که میتواند فشار تحریمهای یکجانبه را دور بزند و قدرت قیمتگذاری ایران را در بازارهای منطقهای تثبیت کند.
تأثیر بر ایران؛ از دیپلماسی تحریمشکن تا قدرت قیمتگذاری
دستاورد اصلی GECF برای ایران فراتر از قراردادهای دوجانبه، ایجاد چتر چندجانبهای است که تهران را از انزوای تحمیلی غرب خارج میکند. وقتی کشوری مانند ایران در کنار روسیه، قطر، الجزایر و دیگر صادرکنندگان بزرگ در یک ساختار نهادی واحد قرار میگیرد، ابزارهای تحریمی یکجانبه غرب کارایی خود را تا حد زیادی از دست میدهند؛ زیرا تجارت گاز در چنین چارچوبی میتواند بر پایه ارزهای ملی، سوآپ و توافقهای دوجانبه تنظیم شود، نه الزاماً دلار و نظام بانکی تحت کنترل واشنگتن. نشست مسکو با تأکید بر «مقاومت در برابر سیاستهای یکجانبه تجاری» و «ترویج مبادلات مالی بر پایه ارزهای ملی» دقیقاً همین هدف را دنبال میکند. برای ایران، این چارچوب به معنای کاهش هزینه مبادله، افزایش امنیت قراردادها و ایجاد قدرت چانهزنی جمعی در برابر خریداران بزرگ است. از منظر راهبردی، تثبیت نقش هاب گازی میتواند ایران را از یک صادرکننده منفعل به تعیینکننده شرایط ترانزیت و قیمتگذاری در کریدور شمال-جنوب تبدیل کند؛ جایگاهی که در بلندمدت، وزن ژئوپلیتیک تهران را در معادلات اوراسیا و غرب آسیا به شکل بنیادین ارتقا میدهد و امنیت عرضه انرژی متحدان منطقهای را نیز به ثبات روابط با ایران گره میزند.




نظر شما