۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۰
شبح حزقیال بر فراز جنگ خاورمیانه؛ بازخوانی نقشه الهیاتی صهیونیسم از نبرد واپسین با ایران
فرجام‌شناسی عهد عتیق در اتاق‌های فکر تل‌آویو و واشنگتن

شبح حزقیال بر فراز جنگ خاورمیانه؛ بازخوانی نقشه الهیاتی صهیونیسم از نبرد واپسین با ایران

نام پارس در چارچوب تبلیغات صهیونیستی، به دالّ اعظمی بدل شده است که تمام مطالبات اقتصادی، انتقادات سیاسی و اعتراضات به فساد نهادی را به حاشیه می‌راند.

بازار؛ گروه بین الملل: دگرگونی گفتمان امنیتی تل‌آویو از رویکرد کلاسیک رئالیستی به یک خوانش جزمی و الهیاتی، یکی از عمیق‌ترین دگرگونی‌های فکری در مدیریت نبردهای منطقه‌ای به شمار می‌رود. استناد فزاینده به فصول ۳۸ و ۳۹ سِفر حزقیال پیرامون نبرد موعود یأجوج و مأجوج، بازتعریف جایگاه تاریخی ایران از «کوروش نجات‌بخش» به «پیش‌قراول جبهه شرق»، و پیوند عمیق آن با پایگاه رأی ده‌ها میلیونی مسیحیت صهیونیستی در غرب، منازعه معاصر را از سطح یک موازنه قدرت سرزمینی به یک تقابل آخرالزمانی سوق داده است؛ رویکردی که تا سال ۱۴۰۵ خورشیدی به الگوی رفتاری غالب در سیاست‌گذاری نظامی این رژیم بدل شده است.

دگرگونی گفتمان امنیتی تل‌آویو از رویکرد کلاسیک رئالیستی به یک خوانش جزمی و الهیاتی، یکی از عمیق‌ترین دگرگونی‌های فکری در مدیریت نبردهای منطقه‌ای به شمار می‌رود.

فصول ۳۸ و ۳۹ حزقیال و جایگاه تصریحی پارس در ائتلاف واپسین

در گستره متون فرجام‌شناختی تنخ (عهد عتیق عبری)، نقطه کانونی تحولات پایانی جهان ذیل فصول ۳۸ و ۳۹ کتاب حزقیال نبی تبیین شده است؛ متنی که در سده ششم پیش از میلاد و در بستر اسارت بابل به نگارش درآمد و نقشه جغرافیای بحران نهایی را ترسیم کرد. کانون این پیشگویی بر مدار تهاجم سراسری قدرتی نمادین به نام «گوگ» از سرزمین ناشناخته «ماگوگ» تعریف می‌شود که حاکمیت «روش، ماشک و توبال» را در دست دارد و ائتلافی از کهن‌ترین ملل مشرق‌زمین و شاخ آفریقا را علیه کوه‌های اسرائیل ساماندهی می‌کند. نکته حائز اهمیت برای پژوهشگران متون باستانی، ذکر صریح و بدون کنایه نام «پارس» (Paras) در صدر نیروهای هم‌پیمان این جبهه در آیه پنجم از فصل ۳۸ است؛ جایی که متن تأکید می‌کند این ارتش‌های هم‌پیمان با سازوبرگ کامل نظامی و صف‌آرایی غیرقابل مهار، به سوی سرزمینی هجوم می‌آورند که ساکنانش پس از قرن‌ها آوارگی در آن اسکان یافته‌اند.

از منظر تحلیل گفتمان مذهبی، صراحت زبانی حزقیال در تفکیک پارس از اقوام شمالی مانند گومر یا بیت‌توجرمه، این سرزمین را به عنوان وزنه سنگین استراتژیک در این اتحاد جلوه‌گر می‌سازد. در تاریخ‌نگاری یهود، کمتر متنی به این اندازه شفافیت ژئوپلیتیکی داشته و به همین سبب، ادبیات خاخامی سده‌های میانه و جریان‌های تفسیری قرن بیستم و بیست‌ویکم همواره کوشیده‌اند موقعیت جغرافیایی ایران امروزی را بر همان جغرافیای تاریخی تطبیق دهند. تا مقطع کنونی در پاییز ۱۴۰۵ خورشیدی، این تطبیق سنتی صرفاً به عنوان یک میراث خطی تلقی نمی‌شود، بلکه توسط جریان‌های بنیادگرای فعال در دانشگاه‌های دینی قدس و کرانه باختری، به عنوان یک جدول زمان‌بندی تخلف‌ناپذیر خوانش می‌شود؛ تقویمی که تحقق تک‌تک بندهای آن، شرط تخطی‌ناپذیر ظهور دوره رهایی دانسته می‌شود.

در گستره متون فرجام‌شناختی تنخ (عهد عتیق عبری)، نقطه کانونی تحولات پایانی جهان ذیل فصول ۳۸ و ۳۹ کتاب حزقیال نبی تبیین شده است؛ متنی که در سده ششم پیش از میلاد و در بستر اسارت بابل به نگارش درآمد و نقشه جغرافیای بحران نهایی را ترسیم کرد.

جایگاه ایران در کانون الهیات عبری؛ از ردای کوروش تا شمشیر مأجوج

بررسی تطبیقی سنت‌های کتاب مقدس، تضادی شگرف و معنادار را در قبال هویت تمدنی ایران آشکار می‌سازد؛ تناقضی میان حافظه تاریخی دوران بازگشت و پیش‌بینی‌های دهشت‌بار روزهای پایانی. در کتب تاریخی و پیامبرانه پس از تبعید، نظیر اسفار اشعیا، عزرا، نحمیا و دانیال، امپراتوری هخامنشی و شخص کوروش بزرگ در اوج قداست الهیاتی تصویر می‌شوند. در فصل ۴۵ کتاب اشعیا، کوروش با تعبیر کم‌نظیر «مشیحِ یهوه» (تدهین‌شده پروردگار) مورد تجلیل قرار می‌گیرد؛ رهبری بیگانه که مأمور نجات قوم برگزیده از یوغ بابل و بازسازی خانه خدا در اورشلیم شد و بنیان بازسازی دوم هویت ملی یهود را پی‌ریزی کرد. این دوره از تاریخ، الگویی از هم‌پیمانی راهبردی و صلح بنیادین میان تفکر ایرانی و شریعت موسوی را به یادگار گذاشت که قرن‌ها نماد نجات شناخته می‌شد.

با این حال، در گردش از گذشته تاریخی به «آحاریت هایامیم» (عصر پایان روزها)، این پیوند کهن در ساحت ادبیات پیشگویانه حزقیال به شکلی رادیکال واژگون می‌شود. در این خوانش، پارس دیگر نیروی نجات‌بخش نیست، بلکه به بزرگ‌ترین تهدید موجودیتی برای حیات ملی بدل می‌شود. بازتاب این شکاف مفهومی را می‌توان در مناظرات کلامی مفسران برجسته تلمود بابلی نیز مشاهده کرد؛ به عنوان نمونه در رساله «یوما» (صفحه ۱۰ الف)، مشاجره‌ای بنیادین میان حکما پیرامون سرنوشت امپراتوری‌های ساسانی و روم شرقی به چشم می‌خورد که طی آن بررسی می‌شود کدام قدرت در آستانه ظهور عصر رهایی بر دیگری چیره خواهد شد. حضور این دوگانگی تمدنی در ضمیر ناخودآگاه یهود، اکنون به اهرم مؤثری برای ایجاد تمایز میان «گذشته طلایی از دست‌رفته» و «حالِ پرمخاطره با ایران» بدل گشته و مبلغان ایدئولوژیک بر این نکته پای می‌فشارند که تهران وارد مرحله دوم پیشگویی حزقیال شده است.

در خوانش حزقیال، پارس دیگر نیروی نجات‌بخش نیست، بلکه به بزرگ‌ترین تهدید موجودیتی برای حیات ملی بدل می‌شود. حضور این دوگانگی تمدنی در ضمیر ناخودآگاه یهود، اکنون به اهرم مؤثری برای ایجاد تمایز میان «گذشته طلایی از دست‌رفته» و «حالِ پرمخاطره با ایران» بدل گشته و مبلغان ایدئولوژیک بر این نکته پای می‌فشارند که تهران وارد مرحله دوم پیشگویی حزقیال شده است.

نفوذ دکترین‌های مسیحایی به اتاق‌های جنگ تل‌آویو و هم‌پیمانی با پروتستانتیسم رادیکال

تحول راهبردی مهم در ساحت سیاسی رژیم صهیونیستی طی سال‌های گذشته، مهاجرت مفاهیم آخرالزمانی از کنج یشیواها به میزهای تصمیم‌گیری کابینه‌های امنیتی بوده است. جریان موسوم به صهیونیسم مذهبی (داتی لئومی) با تکیه بر کرسی‌های حساس وزارت دفاع، امنیت داخلی و کمیته‌های پارلمانی، هرگونه رخداد منطقه‌ای—از جمله درگیری‌های سنگین موشکی و پهپادی تا سطح تبادل ضربات مستقیم در سال‌های ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ خورشیدی—را تکه‌هایی از یک پازل الهی ترسیم می‌کند. از منظر فکری این طیف، بازگشت سال ۱۳۲۷ خورشیدی (۱۹۴۸ میلادی)، تصرف بیت‌المقدس در سال ۱۳۴۶ (۱۹۶۷) و نبردهای امروز با بازیگران محور مقاومت، همگی مقدمات گریزناپذیر جنگ فراگیر با «پارس» هستند که باید به فروپاشی موازنه‌های موجود و پاکسازی معبد ختم شود تا عصر تجلی ظهور نهایی تحقق یابد.

هم‌راستا با این موج درونی، دستگاه دیپلماسی عمومی تل‌آویو پیوندی استراتژیک با جریان پرنفوذ مسیحیت صهیونیستی (اونجلیکال‌ها) به ویژه در ایالات متحده برقرار کرده است؛ نیرویی با جمعیتی بیش از هفتاد میلیون نفر که سیاست خارجی آمریکا را به سوی اولویت‌های هزاره‌گرایانه سوق می‌دهد. سران جناح راست اسرائیل، از جمله در سخنرانی‌های هدفمند در کنگره آمریکا یا مجمع عمومی سازمان ملل، مکرراً از کهن‌الگوهای سفر استر، داستان هامان و پوریم، و اشارات تلویحی به حزقیال سود می‌جویند. این اقدام کارکردی دوگانه دارد: در بعد بین‌المللی، هرگونه توافق دیپلماتیک یا مهار تنش با ایران را برای افکار عمومی مذهبی آمریکا به عنوان «خیانت به مشیت خداوند» جا می‌اندازد؛ و در بعد داخلی، بار سنگین مالیات‌های جنگی و تلفات پرشمار زیرساختی را برای جامعه تاب‌آور می‌سازد، چرا که نبرد را نبردی مقدر برای بقای امت معرفی می‌کند.

تحول راهبردی مهم در ساحت سیاسی رژیم صهیونیستی طی سال‌های گذشته، مهاجرت مفاهیم آخرالزمانی از کنج یشیواها به میزهای تصمیم‌گیری کابینه‌های امنیتی بوده است. هم‌راستا با این موج درونی، دستگاه دیپلماسی عمومی تل‌آویو پیوندی استراتژیک با جریان پرنفوذ مسیحیت صهیونیستی (اونجلیکال‌ها) به ویژه در ایالات متحده برقرار کرده است؛ نیرویی با جمعیتی بیش از هفتاد میلیون نفر که سیاست خارجی آمریکا را به سوی اولویت‌های هزاره‌گرایانه سوق می‌دهد.

فروافتادن در تله روان‌شناختی پیشگویی‌های خودمحقق‌کننده

یکی از مفاهیم کلیدی در تحلیل رفتار رهبران سیاسی و امنیتی در علوم شناختی، پدیده «پیشگویی خودمحقق‌کننده» (Self-Fulfilling Prophecy) است؛ وضعیتی که در آن یک باور ذهنی یا پیش‌فرض جزمی، زنجیره‌ای از رفتارهای تهاجمی و تصمیمات پیش‌دستانه را فعال می‌کند که در نهایت، وقوع همان سناریو را رقم می‌زند. زمانی که نخبگان حاکم در اسرائیل، تقابل با ایران را مصداق تحقق‌یافته کلام حزقیال در باب هجوم پارس به کوه‌های اسرائیل بپندارند، رویکردهای ترورهای هدفمند، حملات سایبری به زیرساخت‌ها، تخریب تأسیسات هسته‌ای و پافشاری بر تغییر رژیم را تنها مسیرهای مشروع پیش‌رو قلمداد خواهند کرد.

این رویکردهای تهاجمی به صورت خودکار تهران را وادار به بازآرایی دکترین نظامی از حالت تدافعی به یک الگوی بازدارندگی تهاجمی نامتقارن، تسریع در غنی‌سازی با خلوص بالا و توسعه ظرفیت کلاهک‌های مخرب بالستیک می‌کند. بدین‌ترتیب، کنش‌های میدانی هر دو بازیگر به گونه‌ای سامان می‌یابد که عملاً متن پیشگویی باستانی را کلمه به کلمه به واقعیت مادی پیوند می‌زند. تصمیم‌گیران یهودی با این گمان که «چون این سرنوشت مقدر است، ما فقط باید نقش خود را ایفا کنیم»، شتاب‌دهنده بحران می‌شوند و از هرگونه فرصت تاریخی برای خروج از این دور باطل تنش دوری می‌گزینند. در چنین سازوکاری، پیشگویی به جای آنکه هشداری برای پرهیز از فاجعه باشد، به راهنمای عملیاتی آغاز آن بدل می‌شود.

فراتر از دلالت‌های ماوراءطبیعی، کاربست مفهوم «پارس حزقیالی» نقشی حیاتی در بازتولید انسجام ملی و مدیریت شکاف‌های عمیق اجتماعی در جامعه صهیونیستی ایفا می‌کند. نام پارس در این چارچوب تبلیغاتی، به دالّ اعظمی بدل شده است که تمام مطالبات اقتصادی، انتقادات سیاسی و اعتراضات به فساد نهادی را به حاشیه می‌راند.

پارس در مقام کانون هویت‌ساز؛ مهار بحران‌های متکثر داخلی در سایه یک تهدید وجودی

فراتر از دلالت‌های ماوراءطبیعی، کاربست مفهوم «پارس حزقیالی» نقشی حیاتی در بازتولید انسجام ملی و مدیریت شکاف‌های عمیق اجتماعی در جامعه صهیونیستی ایفا می‌کند. گزارش‌های جامعه‌شناختی و داده‌های اقتصادی تا سال ۱۴۰۵ خورشیدی نشان می‌دهد که اسرائیل با بحران‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو است؛ از فروپاشی اجماع بر سر ساختار قضایی، گسست میان جامعه ارتدوکس (حریدی) و طبقه سکولار پیرامون خدمت وظیفه، تا رکود در سرمایه‌گذاری خارجی و مهاجرت معکوس نخبگان فناوری. در چنین اتمسفر قطبی‌شده‌ای، ساختن یک «دیگری متخاصم» که نه تنها دارای توانمندی‌های عینی موشکی و منطقه‌ای است، بلکه در متون مقدس نیز به عنوان دشمن حتمی سرنوشت قومی تعریف شده، یگانه ملات قدرتمندی است که می‌تواند جامعه ازهم‌گسیخته را ذیل پرچم امنیتی متحد سازد.

نام پارس در این چارچوب تبلیغاتی، به دالّ اعظمی بدل شده است که تمام مطالبات اقتصادی، انتقادات سیاسی و اعتراضات به فساد نهادی را به حاشیه می‌راند. هنگامی که دستگاه پروپاگاندای حکومتی پیوسته القا می‌کند که ملت در دهلیز تاریخی ورود به جنگ نهایی یأجوج و مأجوج به سر می‌برد، هرگونه اعتراض صنفی یا مخالفت با رویکردهای راست افراطی، رفتاری خائنانه و در ضدیت با بقای ملی تفسیر می‌شود. از این رو، استناد مداوم به متن حزقیال صرفاً ناشی از سرسپردگی ایمانی سیاست‌مداران نیست، بلکه یک تاکتیک بقای سیاسی فوق‌العاده حساب‌شده برای انحراف نگاه‌ها از چالش‌های درونی به سمت یک تهدید متافیزیکی بیرونی است. این ابزارسازی ایدئولوژیک اگرچه در کوتاه‌مدت همبستگی شکننده‌ای می‌آفریند، اما در بلندمدت ساختار سیاسی تل‌آویو را اسیر اسطوره‌های خودساخته‌ای می‌کند که راهبرد خروج واقع‌بینانه‌ای برای آن‌ها طراحی نشده است.

کد خبر: ۴۳۵٬۱۶۱

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha