بازار؛ گروه استان ها: پس از سالها کشمکش پردامنه میان مدافعان توسعه صنعتی و کنشگران حفاظت از بومسازگانهای حساس، شعبه نهم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری با صدور دادنامهای قطعی و لازمالاجرا، شکایت شرکت صنایع پتروشیمی گهر مازندران را رد و رأی هیئت نظارت ماده ۳۳ مبنی بر استرداد کامل ۹۰ هکتار از اراضی مرتعی حسینآباد بهشهر را تایید کرد. این رخداد حقوقی نه تنها نقطه پایانی بر استقرار یکی از جنجالیترین پروژههای پتروشیمی ایران در مجاورت ذخیرهگاه زیستکره میانکاله گذاشت، بلکه پرونده بازخوانی راهبردهای کلان آمایش سرزمین، توسعه پایدار و چالش احداث صنایع سنگین در کرانه جنوبی دریای کاسپین را وارد مرحلهای نو و سرنوشتساز ساخت.
دادنامه اخیر شعبه نهم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری را باید یکی از برجستهترین نقاط عطف در حقوق عمومی و محیطزیستی کشور به شمار آورد. مدیوان عدالت اداری با رد ادله و لوایح شرکت متقاضی، بر صلاحیت نظارتی هیئت نظارت ماده ۳۳ قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع کشور در ابطال قراردادهای اجاره مربوط به طرحهای غیرکشاورزی صحه گذاشت.
کالبدشکافی رأی قطعی دیوان عدالت اداری؛ غلبه موازین پایداری بر استمرار واگذاری اراضی ملی
دادنامه اخیر شعبه نهم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری را باید یکی از برجستهترین نقاط عطف در حقوق عمومی و محیطزیستی کشور به شمار آورد. موضوع اصلی دعوا، اعتراض متقاضی سرمایهگذاری صنعتی به تصمیم قانونی هیئت نظارت ماده ۳۳ قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع کشور بود؛ مرجعی حاکمیتی که بر پایبندی دریافتکنندگان اراضی ملی به جدول زمانبندی اجرای پروژه، اخذ مجوزهای قانونی و توجیه اقتصادی و محیطزیستی نظارت دارد. دیوان عدالت اداری با رد ادله و لوایح شرکت متقاضی، بر صلاحیت نظارتی این هیئت در ابطال قراردادهای اجاره مربوط به طرحهای غیرکشاورزی صحه گذاشت.
این رأی قضایی دارای پیامی صریح و بنیادین برای فضای سرمایهگذاری کشور است: واگذاری اراضی ملی برای اهداف صنعتی، یک حق مالکانه دائمی و بدون قیدوشرط محسوب نمیشود، بلکه امتیازی مشروط و مقید به رعایت دقیق مقررات عمومی، الزامات زیستمحیطی و پایبندی به برنامه زمانبندی است. با قطعیت یافتن این دادنامه، پشتوانه حقوقی حضور شرکت سرمایهگذار در عرصه ۹۰ هکتاری مراتع حسینآباد و للمرز به طور کامل زائل شد و این حکم به عنوان سندی معتبر در مهار تصرفات مغایر با حقوق نسلهای آینده در کارنامه دستگاه قضا به ثبت رسید.
پرونده میانکاله گفتمانی جدی پیرامون آینده صنعتی مازندران پدید آورد. موافقان سرمایهگذاری با دستمایه قرار دادن معضلاتی نظیر نرخ بیکاری فارغالتحصیلان، وابستگی شکننده به درآمد فصلی گردشگری و نبود صنایع سنگین، از احداث پتروشیمی به عنوان فرصتی بیبدیل یاد میکردند؛ در حالی که مخالفان، هرگونه فعالیت سنگین را تیر خلاص بر پیکره منابع طبیعی شمال میدانستند. برای خروج از این دوگانه فلجکننده، مدیریت کلان استان باید از رویکرد تقابل عبور کرده و به سمت بازتعریف مفهوم «صنایع مادر» حرکت کند.
تراژدی جانمایی در مجاورت ذخیرهگاه زیستکره؛ تعارض ذاتی صنایع آلاینده با تابآوری بومشناختی
تالاب بینالمللی و شبهجزیره میانکاله صرفاً یک پهنه آبی محلی نیست، بلکه نگینی در فهرست کنوانسیون بینالمللی رامسر و یکی از حساسترین ذخیرهگاههای زیستکره ثبتشده در یونسکو است. میزبانی از صدها هزار پرنده مهاجر آبزی و کنارآبزی، غنای تنوع زیستی ژنتیکی و اکوسیستم شکننده تالابی، استانداردهای اکولوژیک ویژهای را به این گستره تحمیل میکند. کلنگزنی صنعتی به غایت آلاینده و تشنه منابع نظیر پتروشیمی پایه گاز در فاصله اندک از این اکوسیستم حساس، از همان ابتدا نمونهای آشکار از نادیدهانگاری معیارهای ارزیابی راهبردی محیطزیست (SEA) به شمار میرفت.
احداث تأسیسات عظیم فرآوری گاز در این منطقه علاوه بر دگرگون ساختن ویژگیهای هیدرولوژیک حوضه آبریز و تشدید تنش شوری در خاک مراتع، پسماندهای شیمیایی و انتشار گازهای گلخانهای را به همراه داشت که مستقیماً حیات زیستبوم را با خطر نابودی مواجه میکرد. مخالفت مستمر سازمان حفاظت محیطزیست و امتناع از صدور مجوز ارزیابی اثرات زیستمحیطی (EIA)، تکیهگاهی فنی بر این حقیقت بود که میانکاله تاب تحمل پسابها و گازهای آلاینده چنین صنعتی را ندارد.
| شاخص ارزیابی |
وضعیت پروژه پتروشیمی میانکاله |
پیامد بومشناختی و حقوقی |
| موقعیت مکانی |
مجاورت پناهگاه حیاتوحش و تالاب بینالمللی |
نقض حریم اکولوژیک ذخیرهگاه زیستکره یونسکو |
| مجوز ارزیابی محیطزیست |
عدم تایید نهایی و مخالفت سازمان حفاظت محیطزیست |
فقدان وجاهت قانونی برای هرگونه عملیات کارگاهی |
| موافقت اصولی خوراک |
لغو شده توسط وزارت نفت در آبان ۱۴۰۲ |
سلب توجیه اقتصادی به واسطه ناترازی گاز طبیعی |
| وضعیت اراضی واگذارشده |
۹۰ هکتار مراتع ملی تحت قرارداد اجاره |
شمول ماده ۳۳ و الزام به استرداد به منابع طبیعی |
دوئل حقوقی میان لغو موافقتنامههای بالادستی و فرآیند پیچیده خلع ید فیزیکی
یکی از مهمترین ابعاد فنی این پرونده، تمایز نهادین میان لغو موافقتنامههای صنعتی و خلع ید حقوقی از عرصه است؛ موضوعی که در بررسیهای کارشناسان برجسته منابع طبیعی بر آن تأکید شده است. در پاییز سال ۱۴۰۲ خورشیدی، وزارت نفت با توجه به کسری شدید گاز طبیعی و عدم احراز صلاحیتهای محیطزیستی، تخصیص خوراک و موافقت اصولی پروژه را لغو کرد. همزمان، وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز جواز تأسیس شرکت را باطل اعلام نمود. با این حال، باطل شدن پروانههای بهرهبرداری و تأسیس، خودبهخود اراضی واگذارشده را به خزانه منابع طبیعی بازنمیگرداند.
مالکیت اراضی ملی از طریق تشریفات رسمی اداری و در قالب قرارداد اجاره به متقاضی واگذار شده بود. بازپسگیری این اراضی نیازمند طی تشریفات دقیق قانونی شامل صدور رأی در هیئت نظارت ماده ۳۳، گذر از فرآیند تجدیدنظر قضایی و صدور اجراییه از طریق دوایر اجرای احکام مدنی است. کارشناسان حقوق اراضی هشدار دادهاند که برای بستن نهایی این پرونده، صرف اعلام پیروزی در دادگاه کافی نیست؛ بلکه باید صورتجلسه رسمی تحویل و تحول فیزیکی میان نمایندگان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با سرمایهگذار سابق تنظیم و صورتبرداری دقیقی از وضعیت اعیانیهای احداثی احتمالی انجام پذیرد تا هیچگونه روزنه حقوقی برای دعاوی تصرف مجدد باقی نماند.
مازندران به واسطه اقلیم خاص، خاک فوقالعاده حاصلخیز و منابع محدود زمین، تابآوری میزبانی از صنایعی مانند متالورژی و پتروشیمی را ندارد. صنعت مادر در این اقلیم لزوماً به معنای مجتمعهای عظیم آلاینده نیست؛ بلکه ارتقای زنجیره صنایع تبدیلی، کارخانجات فرآوری پیشرفته محصولات باغی و دانههای روغنی، صنایع الکترونیک، داروسازی مدرن، بیوتکنولوژی و صنایع دانشبنیان با بازده اقتصادی بالا میتواند همزمان اشتغال پایدار بیافریند و آسیبی به منابع محیطزیستی وارد نیاورد.
تناقض ساختاری بحران ناترازی گاز کشور با گسترش نامتوازن زنجیره الفین و متانول
نگاه کلان به اقتصاد انرژی ایران در اواسط دهه ۱۴۰۵ خورشیدی نشان میدهد که صدور مجوز برای پتروشیمیهای وابسته به خوراک گاز طبیعی در اقلیمهایی فراتر از هابهای ساحلی جنوب، با منطق اقتصادی و تراز انرژی کشور در تعارض بنیادین قرار دارد. صنعت گاز ایران با ناترازی فصلی چشمگیری روبهرو است که طی آن صنایع فولاد و سیمان در فصول سرد با محدودیت مصرف سوخت مواجه میشوند و اولویت تأمین انرژی متوجه بخش خانگی است.
احداث پتروشیمی در استان مازندران که خود در فصول سرد سال به دلیل واقع شدن در انتهای خطوط انتقال گاز سراسری با چالشهای افت فشار و پایداری شبکه دستوپنجه نرم میکند، اقدامی غیرکارشناسی تلقی میشد. چگونه میتوان صنعتی با مصرف سالانه میلیاردها مترمکعب گاز طبیعی را در منطقهای راهاندازی کرد که خطوط لوله آن ظرفیت پاسخگویی به تقاضای زمستانه گرمایش شهروندان را نیز با زحمت فراهم میکنند؟ لغو موافقتنامه وزارت نفت در سال ۱۴۰۲ خورشیدی در حقیقت واکنشی دیررس اما ناگزیر به همین بحران ناترازی سوخت و هزینههای گزاف احداث زیرساختهای مضاعف انتقال انرژی بود.
پیگیری الگوی توسعه صنعتی متوازن، تنها نسخه نجاتبخش اقتصاد مازندران از چرخههای تکراری بیکاری و خامفروشی است.
معمای توسعه در استانهای ساحلی شمال؛ عبور از دوگانه کاذب صنعتستیزی و محیطزیستگریزی
پرونده میانکاله گفتمانی جدی پیرامون آینده صنعتی مازندران پدید آورد. موافقان سرمایهگذاری با دستمایه قرار دادن معضلاتی نظیر نرخ بیکاری فارغالتحصیلان، وابستگی شکننده به درآمد فصلی گردشگری و نبود صنایع سنگین، از احداث پتروشیمی به عنوان فرصتی بیبدیل یاد میکردند؛ در حالی که مخالفان، هرگونه فعالیت سنگین را تیر خلاص بر پیکره منابع طبیعی شمال میدانستند. برای خروج از این دوگانه فلجکننده، مدیریت کلان استان باید از رویکرد تقابل عبور کرده و به سمت بازتعریف مفهوم «صنایع مادر» حرکت کند.
مازندران به واسطه اقلیم خاص، خاک فوقالعاده حاصلخیز و منابع محدود زمین، تابآوری میزبانی از صنایعی مانند متالورژی و پتروشیمی را ندارد. صنعت مادر در این اقلیم لزوماً به معنای مجتمعهای عظیم آلاینده نیست؛ بلکه ارتقای زنجیره صنایع تبدیلی، کارخانجات فرآوری پیشرفته محصولات باغی و دانههای روغنی، صنایع الکترونیک، داروسازی مدرن، بیوتکنولوژی و صنایع دانشبنیان با بازده اقتصادی بالا میتواند همزمان اشتغال پایدار بیافریند و آسیبی به منابع محیطزیستی وارد نیاورد. پیگیری الگوی توسعه صنعتی متوازن، تنها نسخه نجاتبخش اقتصاد مازندران از چرخههای تکراری بیکاری و خامفروشی است.
تجربه پرهزینه میانکاله باید به عنوان یک الگوواره در نظام تصمیمسازی توسعه کشور نهادینه شود؛ نظامی که در آن هیچ نهادی مجاز نباشد پیش از اخذ تأییدیههای رسمی سازمان حفاظت محیطزیست و تطبیق طرح با اسناد آمایش سرزمین، حتی یک متر مربع از منابع طبیعی را واگذار کند.
درسهای مدیریتی ماجرای میانکاله؛ الزام به بازطراحی سازوکارهای ارزیابی استراتژیک در نظام حکمرانی
سرنوشت پرونده پتروشیمی میانکاله آیینه تمامنمای خلاءهای موجود در سازوکار تصمیمگیری کلان و حکمرانی سرزمینی در ایران به حساب میآید. تحمیل هزینههای سنگین روانی بر افکار عمومی، تنشهای منطقهای میان حامیان و مخالفان، هدررفت منابع اعتباری بخش خصوصی و درگیر شدن ارکان مختلف دولت و قوه قضاییه برای مدت بیش از چهار سال، همگی معلول یک اشتباه ریشهای بودند: «آغاز عملیات واگذاری زمین و کلنگزنی، پیش از نهایی شدن کلیه استعلامات، بررسیهای فنی و مجوزهای محیطزیستی.»
تجربه پرهزینه میانکاله باید به عنوان یک الگوواره در نظام تصمیمسازی توسعه کشور نهادینه شود؛ نظامی که در آن هیچ نهادی مجاز نباشد پیش از اخذ تأییدیههای رسمی سازمان حفاظت محیطزیست و تطبیق طرح با اسناد آمایش سرزمین، حتی یک متر مربع از منابع طبیعی را واگذار کند. خلع ید نهایی از ۹۰ هکتار اراضی حسینآباد بهشهر، پایان یک دعوای ملکی نیست، بلکه آغاز ضرورتی حیاتی برای اصلاح ساختارهای اعطای مجوز سرمایهگذاری است؛ تا در آینده هیچ پروژهای بدون مطالعات ژرفنگر و ارزیابی پیامدهای زیستمحیطی به میدان تعارض منافع، قانون و جامعه کشانده نشود.




نظر شما