۳۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۰
فروپاشی پترودلار؛ بدهی‌های نجومی شیوخ و بازار اوراق آمریکا، جهان را شعله‌ور می‌سازد
هشدار استرن درو درباره دومینوی بحران بدهی‌های خلیج فارس و سیتی لندن

فروپاشی پترودلار؛ بدهی‌های نجومی شیوخ و بازار اوراق آمریکا، جهان را شعله‌ور می‌سازد

اکنون به این مساله فکر می شود که چگونه بدهی‌های نجومی شیوخ خلیج فارس و بازار اوراق آمریکا، بحران مالی بریتانیا و جهان را شعله‌ور می‌سازد؟

بازار؛ گروه بین الملل: جهان مالی در سال ۲۰۲۶ میلادی با خطرناک‌ترین و پیچیده‌ترین بحران ساختاری خود از زمان توافقات برتون وودز و شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ میلادی روبه‌رو شده است. بر پایه تازه‌ترین هشدارهای تکان‌دهنده «استرن درو»، صاحب‌نظر ارشد بازار اوراق قرضه آمریکا و معماری ارز جهانی، نظام نیم‌قرنی پترودلار با یک قیچی دولبه مرگبار محاصره شده است: از یک‌سو، مسدود شدن کانال‌های صادرات گسترده طلای سیاه و فروپاشی چرخه تزریق دلار به اسناد خزانه‌داری واشنگتن، و از سوی دیگر، کوه عظیمی از بدهی‌های سررسیدشده کشورهای حوزه خلیج فارس به غول‌های بانکی بین‌المللی با کانونیت قلب مالی لندن. این درهم‌تنیدگی تعهدات، زنگ خطر انفجار نقدینگی مهیب‌تری از بحران ۲۰۰۸ را در کالبد نظام اعتباری جهان به صدا درآورده است.

فروپاشی پترودلار؛ بدهی‌های نجومی شیوخ و بازار اوراق آمریکا، جهان را شعله‌ور می‌سازد
استِرن درو، مفسر بازار اوراق قرضه آمریکا و نظام دلار جهانی :
نظام پترودلار در حال ورود به خطرناک‌ترین فصل خود است. برای ۵۰ سال، نظام پترودلار جهان را وادار می‌کرد نفت را با دلار آمریکا بخرد و سپس آن دلارها را دوباره در اوراق خزانه‌داری و دارایی‌های آمریکا سرمایه‌گذاری کند. همین تقاضای مصنوعی بود که دلار را به‌عنوان ارز ذخیره جهان حفظ کرد.
کشورهای حاشیه خلیج فارس ناگهان دیگر نمی‌توانند نفت خود را در مقیاس گسترده بفروشند. همین گلوگاه در نظام پترودلار می‌تواند اوراق خزانه‌داری آمریکا را به فروپاشی بکشاند.
▪️کشورهای حاشیه خلیج فارس بدهی‌های سنگینی دارند. آن‌ها برای تأمین مالی پروژه‌های عظیم، سرمایه‌گذاری‌های صندوق‌های ثروت ملی و سبک زندگی خود، به‌شدت از بانک‌های غربی وام گرفته‌اند. این تعهدات مالی‌ مستقیماً به نظام بانکی جهانی سرایت می‌کنند و کانون اصلی آن، شهر لندن است؛ مرکز قدیمی بازیافت دلارهای نفتی که بازیگران بزرگ و تعهدات مالی درهم‌تنیده آن‌ها در آن مستقرند. یک موج بزرگ تعهدات مالی کافی است تا نظام بانکی به چیزی شبیه بحران سال ۲۰۰۸، اما چندین برابر شدیدتر، دچار آتش‌سوزی شود.

معماری مهندسی‌شده پترودلار و زوال پنجاه سال تقاضای تحمیلی اسکناس سبز

هندسه مالی حاکم بر پنج دهه گذشته، بر مبنای قراردادی راهبردی بنا شد که نفت را به عنوان بزرگ‌ترین کالای مصرفی تمدن بشری، به دلار پیوند زد. هنگامی که در اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی دلار ارتباط مستقیم خود را با طلا از دست داد، مکانیسم پترودلار متولد شد تا با تحمیل انحصاری ارز ایالات متحده در معاملات انرژی خاورمیانه، تقاضایی تضمین‌شده و ابدی برای بدهی‌های واشنگتن بیافریند. هر کشوری برای روشن نگاه داشتن صنایع و چرخ کارخانه‌های خود ناگزیر بود مقادیر نامحدودی از ذخایر ارزی را به دلار تبدیل کند.

این رویکرد، پدیده‌ای به نام «تقاضای مصنوعی» پدید آورد که ورای واقعیت‌های اقتصاد داخلی آمریکا عمل می‌کرد و امکان چاپ بدون هزینه اسکناس سبز را برای دهه‌ها تثبیت نمود. با این حال، در پاییز سال ۱۴۰۵ خورشیدی، ساختار تجاری جهان شاهد گسست این شریان حیاتی است. حرکت سریع مشتریان راهبردی آسیا به سمت تسویه‌های پولی دوجانبه و تنوع‌بخشی ارزی، شالوده این قرارداد نیم‌قرنی را هدف قرار داده و حباب تقاضای بین‌المللی دلار را در آستانه ترکیدن قرار داده است.

بر پایه تازه‌ترین هشدارهای تکان‌دهنده «استرن درو»، صاحب‌نظر ارشد بازار اوراق قرضه آمریکا و معماری ارز جهانی، نظام نیم‌قرنی پترودلار با یک قیچی دولبه مرگبار محاصره شده است: از یک‌سو، مسدود شدن کانال‌های صادرات گسترده طلای سیاه و فروپاشی چرخه تزریق دلار به اسناد خزانه‌داری واشنگتن، و از سوی دیگر، کوه عظیمی از بدهی‌های سررسیدشده کشورهای حوزه خلیج فارس به غول‌های بانکی بین‌المللی با کانونیت قلب مالی لندن.

بن‌بست فروش نفت در خلیج فارس و قطع شریان تنفسی اوراق بدهی واشنگتن

نخستین ضربه اساسی در فاز کنونی، انسداد مسیرهای صادرات آزادانه و پرحجم انرژی توسط پایتخت‌های نفتی حوزه خلیج فارس است. بروز اختلال در فروش کلان، تخفیف‌های سنگین رقابتی و تحول در کریدورهای حمل و نقل دریایی، جریان ورود دلارهای مازاد نفتی به این کشورها را به شدت دچار انقباض کرده است. در پنجاه سال اخیر، مازاد حساب تجاری شیوخ نفتی بلافاصله به عنوان خریدار اصلی، روانه مزایده‌های هفتگی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا می‌شد تا بودجه فدرال را با کمترین هزینه استقراض پشتیبانی کند.

با بسته شدن این شیر نفت و تحلیل رفتن درآمدهای هنگفت ارزی، سازوکار بازیافت متوقف شده است. دولت ایالات متحده در آستانه از دست دادن بزرگ‌ترین خریدار دست‌به‌نقد اوراق بدهی خود در تاریخی‌ترین سطح کسری بودجه است. نبود تقاضا از سوی حوزه خلیج فارس به جهش تصاعدی نرخ‌های بهره و افت ارزش اوراق منتج می‌شود؛ وضعیتی که توان بازپرداخت تعهدات دولتی را به مخاطره انداخته و چشم‌انداز بحران نقدشوندگی فاجعه‌باری را برای بزرگ‌ترین بازار بدهی سیاره زمین ترسیم می‌کند.

تله بدهی‌های پنهان در پایتخت‌های نفتی؛ پروژه‌های غول‌آسا با استقراض غربی

برخلاف این تصور عمومی که حاشیه جنوبی خلیج فارس را گنجینه‌ای بی‌پایان از ثروت‌های بادآورده می‌پندارد، واقعیت‌های دفاتر مالی این دولت‌ها پرده از شکنندگی هولناکی برمی‌دارد. بلندپروازی‌های بی‌سابقه، از کلان‌پروژه‌های عمرانی تخیلی و شهرهای فوق‌مدرن بیابانی گرفته تا تزریق صدها میلیارد دلار به خرید باشگاه‌های ورزشی، استارت‌آپ‌های زیان‌ده و سرمایه‌گذاری‌های نامتقارن صندوق‌های ثروت حاکمیتی، با تکیه بر استقراض‌های سنگین از شبکه‌های بانکی فراملی شکل گرفته‌اند.

این ساختارها طی دوران رونق نرخ‌های بهره ارزان، برای حفظ سبک‌های زندگی لوکس و پیشبرد پروژه‌های عظیم بدون توجیه اقتصادی آنی، وام‌های کلانی به دلار و یورو دریافت کرده‌اند. اکنون با فروکش کردن عایدات نفتی و سررسید شدن این اعتبارات عظیم، این کشورها به بدهکارانی بزرگ بدل گشته‌اند که برای بازپرداخت اقساط بدهی‌های سنگین خود، منبع نقدی کافی در اختیار ندارند و تله بدهی در حال بلعیدن بازارهای مالی آنهاست.

مفصل اتصال این بحران به قلب اروپا، منطقه مالی «سیتی لندن» است؛ مرکزی سنتی و تاریخی که در تمام دوران جنگ سرد و پس از آن، پایتخت بازیافت درآمدهای یورودلار و حساب‌های نفتی شیوخ خاورمیانه بوده است.

کانون زلزله در سیتی لندن؛ تمرکز ریسک‌های درهم‌تنیده اعتبارات بین‌المللی

مفصل اتصال این بحران به قلب اروپا، منطقه مالی «سیتی لندن» (City of London) است؛ مرکزی سنتی و تاریخی که در تمام دوران جنگ سرد و پس از آن، پایتخت بازیافت درآمدهای یورودلار و حساب‌های نفتی شیوخ خاورمیانه بوده است. پیچیده‌ترین مشتقات مالی، تسهیلات سندیکایی، قراردادهای ضمانت متقابل و خطوط اعتباری فرامرزی حاکمان خلیج فارس در بانک‌ها و نهادهای مالی مستقر در لندن ریشه دوانده‌اند.

این پیوندهای عمیق اعتباری سبب شده است که هرگونه تعویق یا ناتوانی در تسویه تعهدات از سوی کشورهای نفتی، مستقیماً ترازنامه بانک‌های طراز اول بریتانیا و مؤسسات چندملیتی مستقر در پایتخت پادشاهی متحده را آلوده سازد. ابزارهای مالی مشتقه‌ای که برای بیمه کردن این اوراق و بدهی‌ها خلق شده‌اند، فاقد شفافیت لازم بوده و ریسک نکول این پروژه‌ها را به تمام ساختار اعتباری لندن تزریق کرده‌اند، امری که انگلستان را در خط مقدم هرگونه زلزله مالی جدید قرار می‌دهد.

ایالات متحده دیگر نمی‌تواند با حربه انتشار بی‌پایان اسناد خزانه‌داری هزینه‌های امپراتوری خود را تأمین کند، زیرا کشورهای خلیج فارس دیگر نه نفت سابق را برای تثبیت قدرت دلار در اختیار دارند و نه مازاد پولی برای خرید این بدهی‌ها؛ بلکه خود به عنوان تهدیدی بر نظام مالی غرب قد علم کرده‌اند.

شبح هولناک ۲۰۰۸؛ وقتی اهرم‌های بدهی بسیار مخرب‌تر از بحران مسکن می‌شوند

استرن درو به درستی مقایسه‌ای تاریخی میان موقعیت فعلی و بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ میلادی انجام می‌دهد، با این هشدار قاطع که شوک پیش‌رو می‌تواند چندین برابر مخرب‌تر از تجربه ورشکستگی لمن برادرز باشد. در سال ۲۰۰۸، جرقه بحران از فروپاشی بازار وام‌های مسکن بدون پشتوانه (ساب‌پرایم) در آمریکا زده شد؛ اما در سال ۲۰۲۶ میلادی، موضوع بر سر نکول بدهی‌های حاکمیتی، بدهی‌های صندوق‌های دولتی خلیج فارس و هم‌زمان مسدود شدن شریان اوراق خزانه‌داری در دو سوی اقیانوس اطلس است.

اهرم‌های مالی و حجم بدهی‌های درهم‌تنیده‌ای که در این دهه خلق شده‌اند، ارقامی نجومی دارند که هیچ بسته نجاتی از سوی دولت‌ها یارای مهار آن را ندارد. شکست دومینووار شرکت‌های وابسته به این سرمایه‌گذاری‌ها و عدم تسویه خطوط اعتباری لندن، اعتماد میان‌بانکی را در کسری از ثانیه منهدم خواهد کرد. آتشی که در این بخش از نظام مالی برافروخته شود، از مرزهای لندن عبور کرده و نظام نقدینگی فراملی را به ورطه انجماد کامل و فلج ساختاری خواهد کشاند.

پیامد گریزناپذیر این وضعیت، مهاجرت پرشتاب جریان سرمایه هوشمند از اعتبارات کاغذی به سمت دارایی‌های سخت، طلا، انرژی فیزیکی و ابزارهای مالی مستقل از سیطره بانک‌های مرکزی غربی خواهد بود.

سناریوهای بازآرایی مالی؛ پایان افسانه دلار و طلوع نظم دارایی‌های فیزیکی

آغاز این فرآیند پرمخاطره نشان‌دهنده بن‌بست تاریخی نظامی است که حیات خود را بر بدهی بدون پشتوانه، چاپ کاغذ و غارت منابع انرژی بنا نهاده بود. ایالات متحده دیگر نمی‌تواند با حربه انتشار بی‌پایان اسناد خزانه‌داری هزینه‌های امپراتوری خود را تأمین کند، زیرا کشورهای خلیج فارس دیگر نه نفت سابق را برای تثبیت قدرت دلار در اختیار دارند و نه مازاد پولی برای خرید این بدهی‌ها؛ بلکه خود به عنوان تهدیدی بر نظام مالی غرب قد علم کرده‌اند.

پیامد گریزناپذیر این وضعیت، مهاجرت پرشتاب جریان سرمایه هوشمند از اعتبارات کاغذی به سمت دارایی‌های سخت، طلا، انرژی فیزیکی و ابزارهای مالی مستقل از سیطره بانک‌های مرکزی غربی خواهد بود. در جهان پس از فروپاشی پترودلار، کشوری قدرت واقعی را در دست خواهد داشت که از ساختار تولید حقیقی، تراز تجاری سالم و موازنه‌های راهبردی بهره‌مند باشد؛ در حالی که دارندگان بدهی‌های بادکنکی در واشنگتن، لندن و حاشیه خلیج فارس، شاهد ذوب شدن تاریخی‌ترین حباب اعتباری قرن خواهند بود.

کد خبر: ۴۳۴٬۴۰۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha