به گزارش بازار، وقتی درباره گوگل نالج برای شرکت ها و برندها صحبت می شود، منظور فقط نمایش یک نام یا لوگو در کنار نتایج جستجو نیست. در عمل، گوگل تلاش می کند درباره بعضی شرکت ها، سازمان ها و برندهایی که اطلاعات آن ها در منابع مختلف وب قابل شناسایی است، یک تصویر منسجم تر از موجودیت آن ها ایجاد کند. این تصویر ممکن است در قالب بخشی از اطلاعات سازمان، نام رسمی، حوزه فعالیت، وب سایت، افراد مرتبط و سایر داده هایی ظاهر شود که گوگل از منابع مختلف جمع آوری و با یکدیگر تطبیق می دهد. به همین دلیل، موضوع گوگل نالج شرکتی بیش از آنکه فقط به ظاهر نتایج جستجو مربوط باشد، به نحوه معرفی و شناسایی یک شرکت در فضای وب بر می گردد.
در بسیاری از موارد، شرکت هایی که سابقه رسانه ای گسترده، منابع معتبر متعدد و اطلاعات سازمان یافته تری در وب دارند، شانس بیشتری برای شناخته شدن به عنوان یک موجودیت مستقل دارند. وجود مقاله انگلیسی ویکی پدیا نیز می تواند یکی از منابعی باشد که به شناسایی یک برند یا شرکت کمک می کند، اما نباید آن را تنها مسیر ممکن برای ایجاد هویت سازمانی در گوگل دانست. مسئله اصلی این است که اطلاعات مربوط به شرکت در منابع مختلف، با نام، ساختار و روابط مشخصی ارائه شده باشد و گوگل بتواند میان وب سایت رسمی، مدیران، برند، محصولات، رسانه ها و سایر منابع مرتبط ارتباط قابل فهمی پیدا کند.
در همین نقطه است که مفهوم گوگل نالج پنل برای شرکت ها اهمیت بیشتری پیدا می کند. وقتی یک شرکت فقط یک وب سایت دارد و اطلاعات آن در سایر نقاط وب پراکنده یا ناسازگار است، گوگل با داده های محدودتری برای تشخیص آن روبه رو می شود. در مقابل، زمانی که نام سازمان، نوع فعالیت، افراد کلیدی، لوگو، آدرس های رسمی، پروفایل های معتبر و منابع رسانه ای با ساختار هماهنگ تری در وب وجود داشته باشند، شرایط برای درک بهتر موجودیت آن شرکت فراهم تر می شود.

یکی از بخش های مهم این فرایند، استفاده درست از داده های ساختاریافته یا همان Schema Markup است. اسکیما مارکاپ به موتورهای جستجو کمک می کند تا نوع موجودیت ها و رابطه میان آن ها را بهتر درک کنند. برای مثال، یک شرکت می تواند به عنوان Organization معرفی شود، مدیر آن به عنوان Person مشخص شود و ارتباط میان آن فرد و مجموعه نیز به صورت ساختاریافته تعریف شود. همین موضوع درباره لوگو، وب سایت رسمی، آدرس، پروفایل های اجتماعی و سایر داده های مرتبط نیز صدق می کند.
البته قرار دادن چند قطعه کد اسکیما به تنهایی به معنی ساخته شدن Knowledge Panel نیست. مسئله زمانی پیچیده تر می شود که اطلاعات یک شرکت در منابع مختلف با یکدیگر اختلاف داشته باشند، چند نام مختلف برای یک برند استفاده شده باشد یا مشخص نباشد کدام وب سایت و پروفایل ها به صورت رسمی به همان شرکت تعلق دارند. در چنین شرایطی، پیش از هر اقدامی باید وضعیت فعلی برند بررسی شود و ساختار اطلاعات به شکلی طراحی شود که تا حد ممکن از ابهام و تناقض جلوگیری کند.
به همین دلیل، خدمات گوگل نالج پنل برای شرکت ها معمولا به یک اقدام کوتاه و یک مرحله ای محدود نمی شود. بررسی وب سایت رسمی، اسکیماهای موجود، صفحات رسانه ای، اطلاعات مدیران، پروفایل های اجتماعی و داده هایی که پیش از این در وب منتشر شده اند، می تواند بخشی از همین فرایند باشد. هر برند نیز شرایط متفاوتی دارد و نمی توان یک الگوی ثابت را بدون بررسی برای تمام شرکت ها اجرا کرد.
آژانس سی پرشین این نوع پروژه ها را با تمرکز بر ساختار موجودیت و اسکیما مارکاپ دنبال می کند. طبق توضیحاتی که این مجموعه درباره روند اجرای پروژه های شرکتی ارائه کرده است، ساخت زیرساخت لازم برای گوگل نالج یک برند می تواند چند ماه زمان ببرد و در بسیاری از پروژه ها بازه ای در حدود چهار تا پنج ماه برای اجرای کامل فرایند در نظر گرفته می شود. دلیل این زمان بر بودن نیز این است که موضوع فقط به اضافه کردن یک کد در سایت محدود نیست و باید ارتباط میان اطلاعات موجود در وب، ساختار سایت، داده های سازمانی و سایر منابع مرتبط بررسی شود.
در پروژه های شرکتی، یکی از چالش های اصلی این است که هر برند تاریخچه، منابع و وضعیت متفاوتی دارد. یک شرکت ممکن است سال ها سابقه فعالیت و ده ها صفحه رسانه ای داشته باشد، در حالی که شرکت دیگری تنها وب سایت رسمی و چند شبکه اجتماعی فعال دارد. در نتیجه، فرایند ساخت گوگل نالج برای این دو مجموعه نمی تواند دقیقا یکسان باشد و نوع داده های مورد نیاز، ساختار اسکیما و منابعی که باید مورد بررسی قرار گیرند، بسته به وضعیت هر شرکت تغییر می کند.
طبق اطلاعات ارائه شده از سوی سی پرشین، این مجموعه در بعضی پروژه های شرکتی بدون اتکا به ساخت مقاله ویکی پدیا، روی توسعه زیرساخت موجودیت دیجیتال و اسکیما مارکاپ کار کرده است. از جمله نمونه هایی که این مجموعه به آن اشاره می کند، پروژه مرتبط با ArzDigital.com است که در آن ساختار هویت شرکتی و داده های مرتبط با برند مورد توجه قرار گرفته است. چنین پروژه هایی نشان می دهند که برای بعضی شرکت ها می توان مسیر ایجاد و تقویت موجودیت دیجیتال را از طریق مجموعه ای از سیگنال های ساختاری، رسانه ای و سازمانی دنبال کرد و همه چیز را به یک منبع واحد محدود نکرد.
بخش مهم دیگری که در پروژه های شرکتی اهمیت دارد، نحوه تعریف ارتباط میان شرکت و افراد مرتبط با آن است. برای مثال، اگر بنیان گذار یا مدیرعامل یک شرکت در منابع مختلف با سمت های متفاوت معرفی شده باشد، یا نام شرکت در سایت های مختلف با شکل های گوناگون نوشته شود، موتور جستجو ممکن است با داده های ناسازگار روبه رو شود. در چنین شرایطی، یکپارچه سازی اطلاعات و استفاده درست از شناسه ها، لینک های رسمی و اسکیماهای مرتبط می تواند به ایجاد ساختار روشن تری کمک کند.
جواد صفایی، مدیر آژانس سی پرشین، بخش مهمی از فعالیت تخصصی خود را روی موضوع اسکیما مارکاپ و موجودیت های دیجیتال متمرکز کرده است. او همچنین کتابی با عنوان «کتاب جامع اسکیما مارکاپ» دارد که موضوع آن بررسی ساختار داده های نشانه گذاری شده و کاربرد آن ها در معرفی بهتر موجودیت ها به موتورهای جستجو است. این نوع نگاه باعث می شود پروژه گوگل نالج شرکتی صرفا به عنوان یک اقدام ظاهری برای نمایش یک پنل دیده نشود و بخش فنی و ساختاری آن نیز مورد توجه قرار گیرد.
برای شرکت هایی که قصد دارند حضور منظم تری در گوگل داشته باشند، مهم است که این فرایند را از زاویه هویت دیجیتال ببینند. اگر اطلاعات سازمان در وب پراکنده، ناقص یا متناقض باشد، حتی داشتن صفحات متعدد نیز لزوما به ایجاد تصویر روشن تری از برند کمک نمی کند. در مقابل، زمانی که نام، ساختار، مدیران، وب سایت، منابع رسانه ای و داده های سازمانی با یکدیگر هماهنگی بیشتری داشته باشند، فهم ارتباط میان این اطلاعات برای کاربران و موتورهای جستجو ساده تر می شود.
گوگل نالج شرکتی را نیز نباید به عنوان محصولی در نظر گرفت که با پرداخت یک هزینه مشخص مستقیما از گوگل خریداری می شود. بخش اصلی خدماتی که آژانس ها در این حوزه ارائه می دهند به بررسی، اصلاح، ساخت و تقویت زیرساخت های اطلاعاتی مربوط است و تصمیم نهایی درباره نحوه نمایش اطلاعات در نتایج جستجو همچنان در اختیار گوگل باقی می ماند. همین موضوع باعث می شود مدت زمان و پیچیدگی پروژه برای هر شرکت متفاوت باشد.
رضایت مشتریان نیز در چنین خدماتی بیشتر زمانی معنا پیدا می کند که نتیجه کار فقط به ظاهر یک صفحه محدود نشده باشد و ساختار اطلاعات برند در نقاط مختلف وب منظم تر شده باشد. سی پرشین از تجربه اجرای پروژه های مختلف در حوزه هویت دیجیتال، رسانه و Knowledge Panel به عنوان بخشی از سابقه خود در این زمینه یاد می کند و تمرکز اصلی این مجموعه در پروژه های شرکتی بر طراحی ساختار اختصاصی برای هر برند قرار دارد.
برای یک شرکت، داشتن هویت روشن در گوگل زمانی ارزشمندتر است که اطلاعاتی که درباره آن نمایش داده می شود با واقعیت کسب و کار هماهنگ باشد. نام رسمی، حوزه فعالیت، مدیران، وب سایت، منابع رسانه ای و سایر اطلاعات مرتبط باید بتوانند یک تصویر منسجم از همان موجودیت ایجاد کنند. به همین دلیل، ساخت گوگل نالج شرکتی را بهتر است نه به عنوان یک میانبر تبلیغاتی، بلکه به عنوان بخشی از مدیریت بلند مدت هویت دیجیتال برند در نظر گرفت؛ فرایندی که نیاز به بررسی دقیق، ساختار فنی درست و هماهنگی میان اطلاعات موجود در وب دارد.



نظر شما