سهیلا روزبان؛ گروه آب و انرژی: غرش موشک، سکوت شهر را شکسته بود. با بلند شدن صدای انفجار، گوشه هایی از شهر در تسخیر خاموشی مطلق قرار گرفتند. دونالد ترامپ از همان ابتدا تهدید کرده بود که نیروگاه ها و تاسیسات برقی یکی از اهداف اصلی او در حملات خواهد بود. هدفش ایجاد ترس و وحشت در دل مردم آن هم در سیاهی شب بود. خاموشی که خیابان های شهر را می گرفت، کابوس های مردم هم شروع می شد.
مادری نگران فرزند بیمارش روی تخت بیمارستان بود و می گفت «برق که نباشد نفس هایش به شماره می افتد.» در سوی دیگر شهر تولید کننده ای از اهمیت برق در کسب و کارش می گفت «به خاطر کارم در تهران ماندم. اما برق که نباشد حتی نمی توانم کرکره کارگاهم را بالا دهم چه برسد به کار و تولید».
فرزندی هم نگران پدر پیر سالخورده اش بود که بدون آسانسور نمی توانست پله های ساختمان را پایین بیاید. برخی از خانوارها آب ذخیره می کردند و برخی دیگر پاوربانک هایش را شارژ کرده بودند؛ هیچ یک اما نمی دانستند که چراغ شهر دوباره کی روشن خواهد شد. براستی مردم تا چند روز توان قطعی برقی و خاموشی را داشتند.
دشمن هم به خوبی می دانست که حیات شهر به ریسمان های برق گره خورده است. فعالین صنعت برق اما تمام محاسبات او را بر هم ریختند. خبری از تعطیلی و پناه بردن به پناهگاه نبود. از نیروهای عملیاتی گرفته تا نیروهای ستادی همگی تا پای جان پای کار بودند. تولید نیروگاه ها در آن روزها به حدود ۶۰ هزار مگاوات رسیده بود.
جدای از این قطعی های برق در کلان شهری چون تهران که نیروگاه ها و تاسیساتش بیشترین آسیب را از حملات دشمن دیده بودند، کمتر از یک ساعت گزارش می شد.
سعید تاجیک رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی تهران در اینباره می گوید: صنعتی که در تمام سال های تحریم ایستاده بود و ناملایمت های داخلی ذره ای از تلاش هایشان برای رفاه مردم نکاسته بود، حالا مردانه در برابر حملات دشمن ایستاده است.
او معتقد است دولت در این شرایط جنگی باید به بقای نیروگاه داران، پیمانکاران و فعالین صنعت برق هم بیندیشد و در بحثهای حمایتی به ادامهی کار و فعالیت این شرکتها کمک کند.
سرمایه گذاری بخش خصوصی مهم ترین دغدغه دوران پسا جنگ
آمارهای اعلامی از سوی توانیر نشان می دهد که شبکه برق ایران در جریان جنگ رمضان بیش از ۵۸.۵ همت خسارت دیده است. (البته در این آمار خسارت های ناشی از حملات دشمن بعد از نقض آتش بس و تفاهم نامه ایران و آمریکا محاسبه نشده است).
گفته می شود که طی ۴۰ روز جنگ، حدود ۲ هزار ناحیه از شبکه در معرض اصابت مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته و بیش از ۶ هزار و ۴۷۳ نقطه از تجهیزات، خطوط انتقال، پستها و تأسیسات حیاتی صنعت برق کشور آسیب دیدهاند.
با وجود خسارت های سنگینی که جنگ به صنعت برق وارد کرده اما عباس علی آبادی چالش اصلی این روزهای این صنعت را نه جنگ و نه تحریم ها می داند. او که چالش اصلی صنعت برق را عدم سرمایهگذاری بخش خصوصی معرفی می کند، گفته که رویکرد اصلی این وزارتخانه تلاش برای رسیدن به اقتصاد پایدار در این صنعت است.
هاشم اورعی استاد دانشکده برق دانشگاه شریف هم نگران وضعیت سیاست گذاری ها در پسا جنگ است، می گوید: برنامه ریزی برای روزهای بعد از جنگ و نحوه سیاست گذاری در این حوزه باید از همین حالا شروع شود. دولت باید از همین حالا خط مش و رویکرد خود را مشخص کرده و به صورت شفاف اعلام کند که قصد ورود به نیروگاه سازی را ندارد.
او با اشاره به این نکته که مشکل اصلی ما حکمرانی بد انرژی است، ادامه می دهد: فقط نباید به بازسازی خای فیزیکی بسنده کرد. باید هم زمان با بازسازی های عمرانی به دنبال بازسازی حکمرانی و بهبود قواعد حکمرانی باشیم، در غیر این صورت مشکلات اقتصاد و صنعت برق ما نسبت به گذشته بیشتر و بیشتر خواهد شد.
این کارشناس حوزه انرژی بر این باور است که اگر دولت به صنعت برق ورود نکرده و وزارت نیرو دست از تصدی گری در این صنعت برداشته بود، بدون شک امروز با این حجم از ناترازی برق مواجه نبودیم. اما متاسفانه دولت به جای اصلاح سیاست گذاری های اشتباه به راهکارهای جایگزین روی آورده است. به عنوان نمونه صنایع را ملزم به سرمایهگذاری در تامین برق خود کرده و آنها وادار به نیروگاه سازی کرده، در حالیکه وظیفه اصلی آنها ساخت کالایی دیگر است.
پسا جنگ و بایدها و نبایدهای دولت
همگی به خوبی می دانیم که صنعت برق امروز نه یک زیر ساخت معمولی بلکه شریان حیاتی کشور است که بیشتر از هر زمان به نیازمند تغییر نگرش در قیمت گذاری دستوری است.
محمود نجفی عرب رییس پارلمان بخش خصوصی تهران با اشاره به تصویب قانون تثبیت قیمت انرژی، به نیرو سرمایه می گوید: قرار بود انرژی ارزان به مزیت رقابتی صنایع، افزایش اشتغال و رشد صادرات بینجامد، اما امروز روشن شد که این سیاست بیش از آنکه صنعتی رقابتپذیر ایجاد کند، اقتصادی با مصرف بالای انرژی، وابستگی شدید به منابع طبیعی و آسیبپذیری بالا در برابر کمبود انرژی به وجود آورده است.
او گریزی هم بهره وری پایین در صنایع تولیدی زد و گفت: سیاست انرژی ارزان نهتنها صنعتی رقابتپذیر ایجاد نکرد، بلکه بنگاههایی ایجاد کرد که به مصرف بالای انرژی وابستهاند و در برابر کوچکترین اختلال در عرضه انرژی، تابآوری اندکی دارند.
این فعال بخش خصوصی ادامه داد: مجلس هفتم با این قانون نه تنها کمکی به اقتصاد و شاخص تولید نکرده بلکه روند سرمایه گذاری در صنایعی همچون برق را تقریبا متوقف کرده است.
برق ارزان سرمایه گذاری را متوقف کرد
صنعت برق از یک عقب ماندگی تاریخی در حوزه سرمایه گذاری رنج می برد. جالب است که بدانید در سال ۱۳۸۷ میزان سرمایهگذاری در صنعت برق حدود ۶.۵ میلیارد دلار بود، اما در دهه ۱۳۹۰ و سالهای ابتدایی دهه ۱۴۰۰، متوسط سرمایهگذاری سالانه به حدود یک میلیارد دلار کاهش یافت. این در حالی است که برای پاسخگویی به نیاز کشور، این صنعت دستکم به ۴ الی ۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری سالانه نیاز دارد.
فعالین صنعت برق از سال ها قبل هشدار داده بودند که کشور به دلیل افت شدید سرمایه گذاری در این حوزه دچار ناترازی شدید انرژی خواهد شد، اما گوش کسی بدهکار نبود.
تقریبا از دهه ۹۰ خورشیدی عقبماندگی تولید از مصرف برق شروع شد و سال به سال این شکاف گستردهتر شد، بهطوری که در مرداد ۱۴۰۰، میزان کسری برق کشور ۱۲ هزار مگاوات گزارش شد و در تابستان ۱۴۰۳ میزان ناترازی برق به ۱۸ هزار مگاوات رسید. در سال گذشته هم این عدد بین ۲۰ تا ۲۵ هزارمگاوات گزارش می شد.
رییس اتاق بازرگانی تهران که معتقد است قیمتگذاری دستوری، نبود قراردادهای بلندمدت و قابلاتکا برای خرید برق، نااطمینانی در سیاستگذاری و ضعف زیرساختهای شبکه، انگیزه سرمایهگذاری را کاهش داده؛ می گوید: تا زمانیکه قیمت برق فاصله زیادی با هزینه واقعی تولید داشته باشد، نه سرمایهگذار خصوصی انگیزه ورود دارد و نه فناوریهای نوین امکان رقابت پیدا میکنند.
نجفی عرب اقتصاد که معتقد است ادامه مسیر گذشته ممکن نیست، در ادامه می افزاید: ناترازی گسترده برق و خاموشیهای مکرر، محدودیت تامین برق برای صنایع و فشار فزاینده بر منابع طبیعی همگی نشان میدهد الگوی توسعه مبتنی بر برق ارزان به بنبست رسیده است. شاید بسیاری بگویند که در شرایط فعلی امکان اصلاحات قیمتی وجود ندارد اما باید توجه داشته باشیم که اقتصاد بیمار صنعت برق نیازمند یک جراحی عمیق است که به طور قطع درد و سختی های زیادی را نیز به همراه دارد. اما در شرایط فعلی چاره ای جز این جراحی باقی نمانده و باید در دوران پسا جنگ طی یک برنامه ریزی میان مدت به سراغ اجرای آن برویم.
دولت آقا بالاسر و پیمانکار می شود یا تضمین گر و حامی؟
هر چند که اصلاحات قیمتی یکی از بایدهای دوران پسا جنگ محسوب می شود اما فعالین صنعت برق نگران افزایش دوباره سهم دولت در اقتصاد هستند. حال آنکه اورعی رییس دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف معتقد است که نقش حاکمیت در بازسازیِ پیشرو، نباید نقش یک «پیمانکار بزرگ» یا «آقابالاسرِ» را داشته باشد. حاکمیت باید «تضمینکننده» باشد، نه «تصدیگر». تضمینکننده امنیت سرمایهگذاری، ثبات قوانین و مقررات و البته شفافیت اقتصادی.
او ادامه داد: زیرساختها، نیروگاه ها و تاسیسات بالاخره دوباره ساخته می شوند، اما اگر محیط اقتصادی و نهادی همچنان ناکارآمد باقی بماند، همان چرخههای تخریبکننده اقتصادی و سرمایه گذاری دوباره ادامه خواهند یافت.
حاکمیت به خوبی می داند که موتور اصلی بازسازی اقتصادی ایران نه منابع نفتی بلکه بلکه بخش خصوصی مولد خواهد بود. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که دولتها بستر توسعه را فراهم می کنند، اما این سرمایهگذاران، کارآفرینان و بنگاههای اقتصادی هستند که رشد پایدار، اشتغال و نوآوری را خلق می کنند.
از این رو، سیاست گذاری اقتصادی در صنعت برق در دوران پساتحریم باید بیش از هر زمان دیگری بر تقویت بخش خصوصی و رفع موانع تولید و سرمایهگذاری متمرکز باشد.



نظر شما