۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۰
آیا یک مدیر اقتصادی می‌تواند ” صنایع دستی “ را از ورشکستگی نجات دهد؟
صنایع دستی در میدان اقتصاد و مدیریت

آیا یک مدیر اقتصادی می‌تواند ” صنایع دستی “ را از ورشکستگی نجات دهد؟

صنایع دستی ایران با کاهش فروش، مشکلات صادرات و افزایش هزینه‌های تولید مواجه است و انتصاب برزین ضرغامی به معاونت صنایع دستی، ضرورت نگاه اقتصادی به این حوزه را پررنگ کرده است.

بازار؛ امید مستوفی راد، دکتری جغرافیای سیاسی: صنایع دستی ایران این روزها در وضعیتی است که کمتر کسی جرات بیان صریح آن را دارد، اقتصاد این حوزه عملاً ورشکسته یا در حال ورشکستگی است. توقف صادرات، گرانی مواد اولیه، افت شدید فروش داخلی و کاهش قدرت خرید مردم، تصویری است که گزارش‌های میدانی ترسیم می‌کنند. در چنین شرایطی، انتصاب برزین ضرغامی به عنوان معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی، اگرچه در نگاه اول یک انتصاب فرهنگی به نظر می‌رسد، اما در واقع یک تصمیم اقتصادی است. پرسش اصلی این است: آیا ضرغامی می‌تواند این اقتصاد در حال ورشکستگی را سامان ببخشد؟

چرا صنایع دستی به یک مدیر اقتصادی نیاز دارد؟

بحران فعلی صنایع دستی، ماهیتاً یک بحران اقتصادی است، نه یک بحران هنری یا فرهنگی. فروش داخلی تا ۶۰ درصد کاهش یافته و مسیرهای صادراتی زمینی و هوایی تقریباً بسته شده است. در چنین وضعیتی، راه‌حل نه در تولید محصول بهتر و نه در برگزاری نمایشگاه‌های بیشتر، بلکه در بازسازی زنجیره ارزش از مواد اولیه تا بازار مصرف نهفته است.

برزین ضرغامی پیش از این مدیرعامل صندوق توسعه ،احیا و بهره برداری از اماکن تاریخی و فرهنگی بوده است و سابقه معاون پارک ملی علوم، فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی را در کارنامه دارد. این دو مسئولیت، برخلاف ظاهر فرهنگی‌شان، دقیقاً در نقطه تلاقی اقتصاد، فناوری و فرهنگ قرار دارند. صندوق توسعه و احیا ابزار مالی است و پارک ملی علوم و فناوری…، بستر تجاری‌سازی محصولات فرهنگی است. او یک مدیر اقتصادی است که زبان بازار، سرمایه‌گذاری و زنجیره ارزش را می‌فهمد و این دقیقاً همان چیزی است که صنایع دستی در این لحظه و این روزها به آن نیاز دارد.

محورهای ۲۵ گانه آقای وزیر: قابلیت اجرا در چه شرایطی؟

سیدرضا صالحی‌امیری در ابلاغیه خود بر «تدوین برنامه جامع توسعه صنایع دستی با رویکرد سرمایه‌گذاری هدفمند»، «راه‌اندازی ستاد صنایع دستی خلاق» و «تدوین بسته جامع مشوق‌ها» تأکید کرده است. این محورها از نظر مفهومی دقیق و به‌روز هستند. «ستاد صنایع دستی خلاق» به‌درستی صنایع دستی را در قالب اقتصاد خلاق بازتعریف می‌کند، نه صرفاً یک میراث سنتی که باید حفاظت شود.

اما قابلیت اجرایی این محورها به یک شرط اساسی بستگی دارد، آن هم وجود یک مدیر عملیاتی که در رأس معاونت صنایع دستی و هنرهای سنتی باشد. می‌دانیم که برنامه جامع بدون بودجه، ستاد خلاق بدون شبکه توزیع، و بسته مشوق بدون دسترسی به اعتبارات بانکی، در حد اسناد اداری باقی می‌مانند. برزین ضرغامی به‌دلیل تجربه مدیریتی در سازمان زیباسازی شهرداری تهران که یکی از بزرگ‌ترین نهادهای اجرایی کشور است با سازوکار اجرای پروژه‌های بزرگ در مقیاس ملی آشنایی دارد. این تجربه اجرایی، فاصله میان سند و میدان را پر می‌کند.●آیا

مشکل صنایع دستی کمبود قانون است؟

قوانین و اسناد بالادستی صنایع دستی به‌هیچ‌وجه کم نیستند. ماده ۸۳ قانون برنامه هفتم پیشرفت معافیت‌های مالیاتی گسترده‌ای را برای فعالان صنایع دستی در نظر گرفته و آن‌ها را از شمول قوانین نظام صنفی مستثنی کرده است. آیین‌نامه ماده ۱۴ قانون حمایت از هنرمندان سازوکار صدور مجوزها را مشخص کرده است.

مشکل اصلی نه کمبود قانون، بلکه کمبود اجرا و ضعف نهاد متولی در پیوند دادن این قوانین به اقتصاد واقعی صنعتگران صنایع دستی است. مطالعات دانشگاهی نیز تأیید می‌کنند که بخش عمده مشکلات صنایع دستی نه به تحریم‌های خارجی، بلکه به سوءمدیریت و نبود نهاد متولی کارآمد بازمی‌گردد.

صنایع دستی به دانش‌آموخته صنایع دستی نیاز ندارد ،به اقتصاددان نیاز دارد

این موضوع ممکن است برای برخی از همکاران در حوزه صنایع دستی که تحصیل کرده این رشته هستند ناخوشایند باشد، اما واقعیت بازار آن را تحمیل کرده است. فارغ‌التحصیلان صنایع دستی در حوزه طراحی و تولید توانمند هستند، اما در بازاریابی، سرمایه‌گذاری، برنامه‌نویسی و شبکه‌های دیجیتال که امروز تعیین‌کننده بقا یا مرگ هر کسب‌وکار هنری هستند آموزش کافی ندیده‌اند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که آموزش تخصصی هر مهارت یا هنری به‌تنهایی برای موفقیت اقتصادی کافی نیست و علم مدیریت به‌عنوان ابزار کمکی، تأثیر معناداری بر توانمندی دانش‌آموختگان در عرصه رقابت دارد.

صنایع دستی امروز نه یک «هنر» که یک صنعت خرد خانگی است. این صنعت به مدیرانی نیاز دارد که بتوانند زنجیره تأمین مواد اولیه را سازماندهی کنند، کانال‌های صادراتی جایگزین ایجاد کنند، محصول را در پلتفرم‌های دیجیتال عرضه کنند و بهره‌وری نیروی کار را اندازه‌گیری کنند. برزین ضرغامی، با پیشینه مدیریتی در صندوق توسعه، پارک فناوری و سازمان زیباسازی شهرداری تهران، دقیقاً در این دسته از مدیران قرار می‌گیرد.

ضرغامی عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی کشور و دارای دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تهران است. این ترکیب دانشگاهی بودن همراه با مدیریت اجرایی در میان مدیران فرهنگی کشور نوید بخش است. او آثار پژوهشی در حوزه‌های ژئوپلیتیک و مسائل قومی منتشر کرده است که نشان می‌دهد با روش تحلیل سیستماتیک و داده‌محور آشناست.

مدیریت خلاق به معنای توانایی طراحی راه‌حل‌های جدید در شرایط محدودیت است. کسی که در سازمان زیباسازی شهرداری تهران مدیریت کرده است نهادی که بودجه‌اش وابسته به درآمدهای شهری است و هر ریال آن باید اثربخشی نشان دهد می‌داند چگونه با منابع محدود، بیشترین خروجی را تولید کند. این مهارت در شرایط جنگ و تحریم، از هر مدرک تخصصی صنایع دستی ارزشمندتر است.

به نظر می رسد انتخاب برزین ضرغامی توسط صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی یک انتخاب حساب‌شده است. او نه به‌عنوان یک چهره نمادین از بدنه صنایع دستی، بلکه به‌عنوان یک مدیر اقتصادی با تجربه اجرایی در نهادهای مالی و فناوری به این سمت منصوب شده است. پیش‌بینی می‌شود، اولین اقدامات او نه در حوزه تولید محصول، بلکه در حوزه دسترسی به بازار، تسهیل صادرات و جذب سرمایه متمرکز خواهد شد.

روشن است که فصل جدیدی از بلوغ مدیریت در عرصه صنایع دستی کشور در حال روی دادن است از این منظر که آقای وزیر میراث فرهنگی فهمیده است که صنایع دستی یک مسئله فرهنگی نیست؛ یک مسئله اقتصادی است. و برای حل مسئله اقتصادی، باید به یک اقتصاددان و شاید هم یک تیم اقتصادی میدان داد.

کد خبر: ۴۲۹٬۵۸۹

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha