۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۷
نقاب طلایی، چشمِ فریب؛ آیا ترامپ نماد مدرن دجال است؟

نقاب طلایی، چشمِ فریب؛ آیا ترامپ نماد مدرن دجال است؟

دونالد ترامپ بی‌تردید یکی از شفاف‌ترین پرده‌های فتنه دجال در جهان معاصر است

بازار؛ گروه بین‌الملل: در جهانی که واقعیت زیر آوار الگوریتم‌ها و نمایش‌های رسانه‌ای دفن می‌شود، کهن‌الگوی «دجال» بار دیگر به کانون مباحثات الهیاتی و سیاسی بازگشته است. واژه دجال در لغت به معنای «پوشاننده حقیقت با فریب و زرق‌وبرق» است؛ مفهومی که برخی تحلیل‌گران سیاسی و مذهبی آن را نه صرفاً یک هیولای موهوم تاریخی، بلکه کالبد یک نظام رسانه‌ای و قدرت سیاسی می‌دانند. در این میان، دونالد ترامپ با اتکا به دروغ‌های پیاپی، دوقطبی‌سازی‌های آخرالزمانی و به‌ویژه پیوند راهبردی و مالی با شبکه‌های بانفوذ لابی و رسانه‌های جریان راست صهیونیستی، برای بسیاری به ملموس‌ترین تمثیل زنده «دجالیت سیاسی» در عصر حاضر تبدیل شده است.

دَجَل؛ صنعت فریب در جامه‌ای از نجات‌بخشی

ریشه واژه دجال از «دَجْل» می‌آید؛ به معنای روکش‌کردن چیزی با طلا برای پنهان‌کردن ماهیت بی‌ارزش یا فاسد آن، و نیز آمیختن فریبکارانه حق و باطل. در روایات و خوانش‌های نمادین، دجال نیرویی است که با جاذبه‌های مادی، وعده‌های شگفت‌انگیز رفاه و کنترل ادراک عمومی وارد میدان می‌شود و توده‌ها را به سراب می‌کشاند.

در چارچوب سیاست مدرن، ترامپ نمونه عینی این مکانیزم است. او حقیقت را یک امر ثابت و مبتنی بر شواهد نمی‌داند، بلکه آن را ابزاری قابل بازتولید می‌بیند. او با مهارت تمام، واقعیت را در چارچوب یک نمایش تلویزیونی پیاده می‌کند: خود را ناجی ملت معرفی می‌کند، ساختارها و شواهد کارشناسی را توطئه می‌خواند و دروغ را با اعتمادبه‌نفس مطلق چنان تکرار می‌کند که مرز راست و ناراست در ذهن هوادارانش محو شود.

چشمِ نیمه‌بینا؛ واقعیت‌های وارونه در قاب رسانه

در ادبیات نشانه‌شناختی، دجال با صفت «اعور» (یک‌چشم) یا دارای نگاهی انحرافی توصیف شده است؛ نشانه‌ای که در تحلیل‌های معاصر به «دید تک‌بعدی، مادی‌گرایانه و تحریف‌گر واقعیت» تعبیر می‌شود. این چشمِ نمادین، تصویری گزینشی از جهان می‌سازد؛ چشم بر رنج و حقایق واقعی می‌بندد و چشمی دیگر را به نمایش پیروزی‌های موهوم و نمایش قدرت می‌گشاید.

در شیوه سیاسی ترامپ، این تک‌چشمی رسانه‌ای به وضوح دیده می‌شود. در جهانِ ساخته‌شده توسط ترامپیسم، هیچ نقد منصفانه‌ای وجود ندارد؛ هر چه خلاف میل او باشد «اخبار جعلی» (Fake News) است و هر ادعای نادرستی، در صورت همراهی با اهداف سیاسی‌اش، «حقیقت مطلق» شمرده می‌شود. این مدل ادراکی، توده‌ها را در فضایی حبس می‌کند که هیچ نوری جز روایت رهبر به درون آن نمی‌تابد.

پیوند با جریان صهیونیسم؛ ماشین رسانه‌ای و دلارهای لابی

نمی‌توان از ابعاد رسانه‌ای دجالیت سخن گفت و چشم بر ائتلاف راهبردی ترامپ با شبکه‌ها و سرمایه‌گذاران راست‌گرای صهیونیستی بست. در تفاسیر الهیاتی اسلام، دجال پیوندی عمیق با جریان‌های تحریف‌گر دین در خاورمیانه دارد؛ تصویری که در عصر ما با نفوذ شبکه‌های مالی و رسانه‌ای حامی تل‌آویو بازتولید شده است.

روابط ترامپ با رژیم اسرائیل و چهره‌هایی چون بنیامین نتانیاهو صرفاً یک دوستی دیپلماتیک نیست، بلکه بر تبادل قدرت، پول و رسانه استوار است:
- تزریق صدها میلیون دلار پول سیاسی: چهره‌هایی نظیر شلدون ادلسون و پس از او میریام ادلسون با تزریق ارقام نجومی (بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در کارزار اخیر و صدها میلیون دلار در ادوار پیشین) به عنوان موتور محرک حامیان ترامپ عمل کرده‌اند؛ حامیانی که در قبال آن خواستار سخت‌گیرانه‌ترین سیاست‌ها در قبال فلسطین شدند.
- امپراتوری رسانه‌ای همسو: حامیان بزرگ ترامپ همزمان مالک رسانه‌های پرنفوذی مانند روزنامه *اسرائیل هیوم* (پرتراژترین نشریه اسرائیل) و شبکه‌های تبلیغاتی دست راستی در آمریکا بوده‌اند که روایتی سراسر جانبدارانه از تحولات غرب آسیا ارائه داده و نقض حقوق بین‌الملل را مشروع جلوه می‌دهند.
- اقدامات بنیادین برای تغییر جغرافیا و تاریخ: انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس، به‌رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان اشغالی و تحمیل «پیمان‌های ابراهیم»، دقیقاً با استفاده از همین ماشین رسانه‌ای به‌گونه‌ای بزک شد که گویی گامی به سوی صلح جهانی است؛ در حالی که صورت واقعی آن نادیده‌گرفتن حقوق تاریخی یک ملت بود.

این ماشین پروپاگاندا همان رسالتِ کهنِ دجال را پیش می‌برد: پوشاندن اشغال و جنایت با کلماتی چون «صلح و پیشرفت» و ارائه هویتی جعلی به جای واقعیتی تاریخی.

ترامپیسم؛ آیا تجسم دجال در قالب یک فرهنگ است؟

آیا می‌توان با قطعیت فقهی و روایی ترامپ را همان دجال آخرالزمان دانست؟ از منظر الهیات محققانه شیعه، صدور حکم قطعی و تطبیق مستقیم بر افراد کار خطایی است، چرا که تاریخ پر از پیش‌گویی‌های شتاب‌زده‌ای است که به خطا رفته‌اند.

اما اگر دجالیت را یک «الگوی زیست، منطق فریب و ساختار سیاسی» بدانیم، ترامپ برجسته‌ترین چهره این منظومه است. او صرفاً یک شخص نیست؛ ترامپ برآیند یک ساختار است؛ ساختاری که در آن:
۱. دروغ، سرمایه سیاسی تولید می‌کند.
۲. پول‌های کلان لابی‌های جنگ‌طلب و صهیونیستی مسیر قدرت را هموار می‌سازد.
۳. شبکه‌های اجتماعی احساسات و نفرت را بر خردجمعی غلبه می‌دهند.

نبرد بر سر آخرین بقایای حقیقت

پرسش فردا این نیست که دونالد ترامپ چند بار دیگر در انتخابات‌ها ظاهر می‌شود؛ پرسش این است که آیا جامعه جهانی در برابر این شبکه‌ی گسترده‌ی دروغ‌سازی، دوام خواهد آورد؟

دجال، چه یک شخص باشد که روزی در تاریخ سر برمی‌آورد و چه الگویی سیاسی-رسانه‌ای که ترامپ و جریان‌های وابسته به صهیونیسم آن را نمایندگی می‌کنند، یک مأموریت بیشتر ندارد: مسلوب‌کردن خرد، تقدیس فریب و آراستن باطل. از این منظر، ترامپ بی‌تردید یکی از شفاف‌ترین پرده‌های این فتنه در جهان معاصر است؛ نمادی از عصری که در آن طلای دروغ، چشمِ حقیقت‌بین توده‌ها را هدف گرفته است.

کد خبر: ۴۲۶٬۳۶۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha