۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۲
وقتی تورم آرزوهای مردم را نشانه می‌رود؛ از خانه و سفر تا رؤیای آینده
بازار در گفت‌وگو با مجید عبدالحمیدی بررسی کرد؛

وقتی تورم آرزوهای مردم را نشانه می‌رود؛ از خانه و سفر تا رؤیای آینده

عبدالحمیدی کارشناس بازار سرمایه معتقد است تورم و افت قدرت خرید، علاوه بر کوچک‌تر کردن سفره مردم، سبک زندگی و آرزوهای آنها را نیز تغییر داده است.

سمیه شوریابی؛ بازار: به گزارش «تحلیل بازار»، شاید تورم را بتوان با درصد، نمودار و شاخص اندازه‌گیری کرد؛ اما همه آثار آن در جدول‌های اقتصادی دیده نمی‌شود. پشت هر افزایش قیمت، ممکن است خانواده‌ای سفرش را حذف کند، جوانی خرید خانه را به تعویق بیندازد، پدری از آرزوی فراهم کردن امکانات بیشتر برای فرزندش صرف‌نظر کند و فردی که زمانی به آینده‌ای بهتر فکر می‌کرد، حالا تنها به این فکر باشد که از شرایط فعلی عقب‌تر نرود.

این همان بخش پنهان تورم است که مجید عبدالحمیدی، کارشناس و فعال بازارهای مالی و سرمایه، در گفت‌وگو با «تحلیل بازار» بر آن دست گذاشته است؛ اینکه تورم فقط قدرت خرید را کاهش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند به‌تدریج سبک زندگی، تصمیم‌های مهم و حتی جنس آرزوهای مردم را تغییر دهد.

بورس مشکل اقتصاد نیست؛ می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد

عبدالحمیدی در ابتدا تأکید می‌کند که صحبت از آثار منفی تورم و کاهش قدرت خرید، نباید با نگاه منفی به بازار سرمایه اشتباه گرفته شود.

وی می‌گوید: وقتی درباره تورم، افزایش نرخ ارز و کاهش قدرت خرید صحبت می‌کنیم، این به هیچ عنوان به معنای نگاه منفی به بازار سرمایه نیست، به اعتقاد این فعال بازار سرمایه، توسعه درست بازار سرمایه یکی از اتفاقات مثبت و ضروری برای اقتصاد کشور است؛ چراکه سرمایه‌ای که به سمت شرکت‌های واقعی، تولیدی و مولد حرکت می‌کند، تنها یک عدد روی تابلو نیست.

او توضیح می‌دهد: پشت این سرمایه کارخانه، تولید، توسعه و اشتغال قرار دارد و هزاران نفر در همین شرکت‌ها کار می‌کنند و با درآمدی که به دست می‌آورند، زندگی خانواده‌های خود را اداره می‌کنند.

از نگاه عبدالحمیدی، چنانچه بازار سرمایه به شکل درست هدایت شود، می‌تواند سرمایه را از مسیرهای غیرمولد به سمت تولید هدایت کند، به توسعه شرکت‌ها کمک و اشتغال را حفظ نماید و حتی زمینه رشد اقتصادی را فراهم آورد.

به همین دلیل است که او تأکید می‌کند: «من اساساً بورس را بخشی از راه‌حل می‌دانم، نه بخشی از مشکل.»

اما مسئله‌ای که این فعال بازار سرمایه مطرح می‌کند، بسیار فراتر از عملکرد بورس است.

یک خداحافظی آرام با آرزوها

عبدالحمیدی معتقد است تورم طولانی‌مدت تنها ارزش پول را کاهش نمی‌دهد، بلکه آرام‌آرام شکل زندگی و جنس آرزوهای مردم را تغییر می‌دهد.

او برای توضیح این تغییر، به چند سال قبل برمی‌گردد؛ زمانی که خرید خانه، تعویض خودرو، سفر، تشکیل خانواده یا حتی فرزندآوری برای بسیاری از مردم، اگرچه آسان نبود، اما بخشی از برنامه طبیعی زندگی محسوب می‌شد.

به گفته وی، یک خانواده تصور می‌کرد چند سال کار می‌کند و بعد خانه بهتری می‌خرد. فرد دیگری می‌گفت دو سه سال دیگر ماشینش را عوض می‌کند. خانواده‌ای برای سفر برنامه‌ریزی می‌کرد و زوج جوانی برای خرید خانه، تشکیل خانواده یا بچه‌دار شدن آینده‌اش را تصور می‌کرد، اما تورم معمولاً این آرزوها را به یکباره از بین نمی‌برد.

عبدالحمیدی می‌گوید: آدم یک‌دفعه با آرزوهایش خداحافظی نمی‌کند؛ این خداحافظی خیلی آرام اتفاق می‌افتد، ابتدا سفر به سال بعد موکول می‌شود، بعد تعویض خودرو به تعویق می‌افتد، سپس خرید خانه به رؤیایی دور تبدیل می‌شود و چند سال بعد ممکن است فرد متوجه شود دیگر حتی درباره آن آرزوها حرف هم نمی‌زند، به اعتقاد این فعال بازار سرمایه، تلخی ماجرا دقیقاً همین‌جاست؛ اینکه انسان گاهی فقط چیزی را از دست نمی‌دهد، بلکه آن‌قدر از آن فاصله می‌گیرد که برای کمتر اذیت شدن، دیگر به آن فکر هم نمی‌کند.

پشت عددهای تورم، آدم‌ها زندگی می‌کنند

عبدالحمیدی معتقد است بخشی از آثار تورم در هیچ شاخص اقتصادی به‌طور کامل دیده نمی‌شود.

وی می‌گوید: ما درباره تورم، رشد نقدینگی، نرخ ارز، شاخص بورس و قدرت خرید صحبت می‌کنیم، اما پشت همه این اعداد، انسان‌هایی قرار دارند که زندگی می‌کنند؛ پدرند، مادرند، فرزند دارند، عاشق می‌شوند، امید دارند و برای آینده خود تصویر می‌سازند.

از نگاه او، زمانی که این تصویر آینده هر سال کوچک‌تر شود، دیگر نمی‌توان مسئله را صرفاً یک مشکل اقتصادی دانست، وی حتی پیشنهاد می‌کند هر فرد گاهی از خودش بپرسد: پنج یا ۱۰ سال قبل چه آرزوهایی داشته است؟ چند مورد از آن آرزوها هنوز در فهرست اهدافش قرار دارد و چند مورد را فقط به این دلیل کنار گذاشته که احساس کرده دست‌نیافتنی شده‌اند؟ شاید فردی که سال‌ها آرزوی خانه‌دار شدن داشته، امروز دیگر حتی به خرید خانه فکر نکند. شاید کسی که آرزوی خودرو بهتر داشته، حالا تنها دغدغه‌اش این باشد که خودرو فعلی هزینه سنگینی روی دستش نگذارد، یا خانواده‌ای که زمانی رؤیای سفر و ساختن خاطرات مشترک داشته، امروز سفر را از نخستین هزینه‌های قابل حذف سبد خانوار بداند، حتی ممکن است پدری که زمانی می‌خواست امکاناتی برای فرزندش فراهم کند که خودش در کودکی نداشته، امروز تمام تلاشش صرف تأمین نیازهای معمول فرزندش شود.

آیا بورس می‌تواند سپر تورمی مردم باشد؟

در این میان، سرمایه‌گذاری می‌تواند یکی از ابزارهای حفظ ارزش دارایی باشد. عبدالحمیدی نیز اصل این موضوع را تأیید می‌کند، اما نسبت به ساده‌سازی آن هشدار می‌دهد.

وی می‌گوید: سرمایه‌گذاری یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که می‌تواند به حفظ ارزش دارایی کمک کند و بازار سرمایه هم یکی از بهترین ظرفیت‌های کشور برای این موضوع است، از سوی دیگر ورود سرمایه به شرکت‌های مولد تنها برای سرمایه‌گذار بازده ایجاد نمی‌کند، بلکه به چرخه اقتصاد کشور نیز کمک خواهد کرد.

با این حال، به گفته عبدالحمیدی، نباید چنین تصور کرد که ورود هر فردی به بورس به‌تنهایی می‌تواند تمام فشار تورم را جبران نماید، بازده‌گیری مستمر از بازار به دانش، تجربه، صبر، تحلیل، مدیریت ریسک و تصمیم‌گیری درست نیاز دارد و حتی فعالان حرفه‌ای نیز در همه مقاطع بهترین بازده ممکن را کسب نمی‌کنند.

وقتی تورم آرزوهای مردم را نشانه می‌رود؛ از خانه و سفر تا رؤیای آینده

او در عین حال به یک تناقض مهم اشاره می‌کند: یک خانواده معمولی نباید برای حفظ یک زندگی معمولی مجبور باشد هر روز نرخ دلار، طلا، بورس، مسکن و تورم را بررسی کند، مردم باید بتوانند کار کنند، تخصص داشته باشند، درآمد کسب کنند، پس‌انداز کنند و احساس کنند با گذشت زمان به اهداف زندگی خود نزدیک‌تر می‌شوند؛ نه اینکه تمام دغدغه‌شان این باشد که «پولم را کجا بگذارم که فقط ارزشش آب نشود».

خطرناک‌تر از گرانی؛ «کمتر خواستن»

شاید مهم‌ترین بخش هشدار عبدالحمیدی، جایی باشد که از عادت کردن مردم به «کمتر خواستن» سخن می‌گوید.

او می‌گوید کاهش قدرت خرید مهم است، اما آنچه بیشتر نگرانش می‌کند، تبدیل شدن این شرایط به یک عادت اجتماعی است، وقتی فشار اقتصادی ادامه پیدا می‌کند، زندگی به‌تدریج کوچک‌تر می‌شود؛ ابتدا برخی تفریحات حذف می‌شوند، سپس سفر، بعد تعویض خودرو و در ادامه خرید خانه، در مرحله بعد حتی تصمیم‌های بزرگ‌تری مانند ازدواج یا فرزندآوری ممکن است به تعویق بیفتد.

عبدالحمیدی می‌گوید: یک جایی ممکن است آدم به نقطه‌ای برسد که دیگر رؤیای پیشرفت نداشته باشد؛ فقط دنبال این باشد که عقب‌تر نرود، این وضعیت شاید از خود تورم نیز نگران‌کننده‌تر باشد؛ اینکه فرد همچنان کار کند، تلاش کند و برای زندگی بجنگد، اما دیگر تصویری از بهتر شدن آینده در ذهنش نداشته باشد.

با وجود تمام این نگرانی‌ها، عبدالحمیدی نگاه خود را ناامیدانه توصیف نمی‌کند، او می‌گوید: «من ناامید نیستم و فکر می‌کنم ناامیدی هم کمکی به ما نمی‌کند.»

به گفته وی، در سال‌های اخیر اتفاقات مثبت بسیاری نیز رخ داده است؛ پروژه‌های بزرگی شکل گرفته، شرکت‌ها توسعه پیدا کرده‌اند و افراد زیادی در بخش‌های مختلف کشور تلاش کرده‌اند، اما در کنار این اتفاقات، فشارهای اقتصادی، جهش‌های ارزی و شرایط دشوار سال‌های اخیر نیز بخش بزرگی از جامعه را تحت فشار قرار داده است.

عبدالحمیدی با وجود این شرایط تأکید می‌کند که امکان اصلاح وجود دارد، او معتقد است ایران از نظر منابع، نیروی انسانی متخصص، جوانان توانمند، شرکت‌های بزرگ، صنعت و بازار سرمایه ظرفیت‌های قابل‌توجهی دارد و هنوز افراد زیادی با وجود تمام دشواری‌ها برای ساختن آینده کشور تلاش می‌کنند.

اقتصاد جزیره‌ای، راه‌حل نمی‌سازد

این فعال بازار سرمایه یکی از الزامات اصلاح شرایط را هماهنگی میان بخش‌های مختلف اقتصادی می‌داند، به گفته وی، سیاست پولی، سیاست ارزی، بودجه، تولید، تجارت، بازار سرمایه و معیشت مردم از یکدیگر جدا نیستند و نمی‌توان هرکدام را به‌صورت جزیره‌ای مدیریت کرد.

عبدالحمیدی تأکید می‌کند که وقتی هر بخش اقتصاد در یک جهت حرکت کند و تصمیم‌ها هماهنگ نباشند، رسیدن به نتیجه دشوار خواهد بود، اما اگر سیاست‌گذاری‌ها با یک هدف مشخص و هماهنگ انجام شود، به اعتقاد او بسیاری از مشکلات اقتصادی قابل حل است.

حرف آخر؛ مردم باید دوباره به ساختن آینده‌ای بهتر امیدوار باشند

عبدالحمیدی در پایان گفت‌وگو، خود را پیش از آنکه کارشناس بازار یا فعال بورس بداند، یک ایرانی معرفی می‌کند، او می‌گوید دوست دارد مردم کشورش وقتی سال‌ها کار می‌کنند، نتیجه زحمت خود را در زندگی ببینند؛ یک جوان ایرانی هنوز جرأت داشته باشد آرزوی خانه‌دار شدن کند، یک پدر بتواند به بهتر کردن زندگی خانواده‌اش فکر کند و یک مادر برای یک خواسته ساده فرزندش مجبور به چند بار حساب و کتاب نباشد.

به گفته وی، خانواده باید بتواند سفر کند، دنیا را ببیند، خاطره بسازد و احساس کند زندگی فقط پرداخت هزینه‌های ماه آینده نیست، شاید به همین دلیل است که عبدالحمیدی یک سؤال ساده اما سنگین را مطرح می‌کند: «چه آرزویی داشتم که آن‌قدر از من دور شد که امروز حتی دیگر به آن فکر هم نمی‌کنم؟»

از نگاه او، اگر پاسخ این سؤال برای تعداد زیادی از مردم یک جامعه مشترک باشد، باید آن را جدی گرفت، چراکه تورم فقط زمانی خطرناک نیست که ارزش پول را کاهش دهد؛ خطرناک‌ترین نقطه زمانی است که آرزوها را آن‌قدر دور کند که آدم برای کمتر درد کشیدن، خودش آن‌ها را از ذهنش پاک کند.

عبدالحمیدی در نهایت امیدوار است مردم ایران دوباره بتوانند آرزوهای بزرگ‌تری داشته باشند؛ نه فقط برای زنده ماندن و دوام آوردن، بلکه برای بهتر زندگی کردن، پیشرفت کردن، دیدن دنیا و ساختن آینده‌ای که فکر کردن به آن، لبخند بر چهره‌شان بیاورد، شاید در نهایت، مهم‌ترین معیار موفقیت یک اقتصاد همین باشد: مردم یک کشور احساس کنند فردایشان می‌تواند از امروزشان بهتر باشد.

کد خبر: ۴۲۶٬۱۷۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha