به گزارش بازار، محمدرضا خدارحم، فعال حوزه واردات و تأمین مواد اولیه، با اشاره به فعالیت تخصصی خود در حوزه صنعت تایر و قطعات لاستیکی خودرو، گفت: آثار اختلال در تأمین مواد اولیه تنها محدود به یک صنعت نیست.
وی افزود: حتی در حوزه بستهبندی، تا مدت کوتاهی پس از جنگ مشکلاتی ایجاد شده بود و تداوم محدودیتهای حملونقل باعث شد بیثباتی در تأمین مواد اولیه ادامه پیدا کند. این وضعیت میتواند صنایع مختلفی از جمله صنایع غذایی، دارویی و محصولات مصرفی را با مشکل در تأمین بستهبندی مواجه کند. اما در صنعت تایر و قطعات لاستیکی خودرو، شدت این مشکل بیشتر است.
خدارحم در این باره گفت: کارخانههای تایرسازی در حال حاضر برای تأمین برخی مواد اولیه تخصصی خود، از جمله کائوچو، با مشکل مواجه هستند و همین مسئله موجب کاهش ظرفیت تولید شده است.
از سوی دیگر، افزایش شدید قیمت مواد اولیه نیز شرایط را پیچیدهتر کرده است. به گفته او، هزینه تأمین کائوچو افزایش قابل توجهی داشته، در حالی که امکان انتقال کامل این افزایش هزینه به قیمت محصول نهایی برای تولیدکننده فراهم نشده است. در نتیجه، تولیدکننده همزمان با افزایش هزینههای تولید و محدودیت در تأمین مواد اولیه، با مشکل در سوددهی محصول نهایی نیز مواجه شده است.
او افزود: هزینههای جاری واحدهای تولیدی از ابتدای سال حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده و هزینه تأمین کائوچو نیز بر اساس شرایط بازار و نوع محصول، رشد قابل توجهی داشته است؛ اما افزایش قیمت مجاز برای محصول نهایی بسیار کمتر از میزان رشد هزینههای تولید بوده است.
خدارحم همچنین با اشاره به وابستگی بخشی از مواد اولیه صنعت تایر به واردات گفت: بسیاری از اقلام مورد استفاده در تولید تایر، از جمله کائوچوی طبیعی، وارداتی هستند و بنابراین هرگونه اختلال در تجارت خارجی، حملونقل و تأمین ارز و کالا، مستقیما بر قیمت تمامشده تولید اثر میگذارد.
او افزود: کائوچوی طبیعی که پیش از این در محدوده قیمتی حدود ۱۸۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار خریداری میشد، اکنون در برخی موارد با قیمتهایی در محدوده ۳۰۰۰ دلار و حتی بیشتر تا زمان رسیدن به مرزهای ورودی کشور معامله میشود.
به گفته این فعال حوزه واردات، این افزایش قیمت نمیتواند بدون اثرگذاری بر محصول نهایی باقی بماند و در نهایت فشار هزینهای ایجادشده در بخش مواد اولیه به زنجیره تولید و بازار منتقل خواهد شد.
تناقض میان کمبود مواد اولیه و واردات محصول نهایی
خدارحم یکی دیگر از مشکلات موجود را واردات محصول نهایی در شرایطی دانست که تولیدکنندگان داخلی با کمبود مواد اولیه مواجهاند. از یک طرف ظرفیت تولید داخلی وجود دارد، اما به دلیل نبود مواد اولیه، کارخانهها با ظرفیت پایینتری فعالیت میکنند و قیمت تمامشده آنها نیز به گونهای نیست که تولید را به اندازه کافی سودده کند. از طرف دیگر، محصول نهایی وارد کشور میشود؛ با این استدلال که تولید داخلی قادر به تأمین کامل نیاز بازار نیست.
وی گفت: این مسئله یک تناقض جدی در زنجیره تولید ایجاد میکند؛ زیرا بخشی از ظرفیت تولید داخلی به دلیل مشکل در تأمین مواد اولیه بلااستفاده میماند، در حالی که برای جبران کمبود بازار، محصول نهایی وارد میشود.
این فعال حوزه مواد اولیه همچنین به آثار اختلال در فعالیت برخی مجتمعهای پتروشیمی اشاره کرد و گفت: پس از اتفاقاتی که برای برخی پتروشیمیها از جمله پتروشیمی بندر امام و پتروشیمی تخت جمشید رخ داد، تأمین تعدادی از محصولاتی که پیش از این به شکل روتین از داخل کشور انجام میشد، با مشکل مواجه شده است.
خدارحم افزود: این اختلال اکنون در میان تایرسازان و قطعهسازان نیز دیده میشود و تولیدکنندگان برای تأمین برخی مواد مورد نیاز خود که از این مجتمعهای پتروشیمی تأمین میشد، با مشکل مواجه هستند. او این وضعیت را یکی از «اثرات جانبی جنگ» بر زنجیره تولید دانست که آثار آن در نهایت در محصول نهایی نمایان میشود.
اظهارات خدارحم نشان میدهد فشار فعلی بر تولید و تجارت تنها ناشی از افزایش مستقیم هزینه حملونقل نیست، بلکه مجموعهای از عوامل شامل افزایش چندبرابری کرایه حمل، نامشخص شدن زمان رسیدن محمولهها، هزینههای پیشبینینشده مسیر، بیثباتی قوانین داخلی، اختلال در فعالیت برخی تأمینکنندگان مواد اولیه و افزایش قیمت مواد پایه، بهصورت همزمان در چنین شرایطی، کاهش ظرفیت تولید، افزایش قیمت تمامشده، کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان و افزایش وابستگی به واردات محصول نهایی، میتواند به حلقههای بههمپیوسته یک زنجیره تبدیل شود؛ زنجیرهای که نقطه آغاز آن اختلال در تأمین مواد اولیه و حملونقل است، اما اثر نهایی آن در بازار و در دسترس بودن کالا برای مصرفکننده نمایان میشود.



نظر شما