بازار؛ گروه بین الملل: بازار مس طی سالهای اخیر تحت تأثیر مجموعهای از عوامل فراتر از چرخه معمول اقتصاد جهانی قرار گرفته است. از محدودیتهای ساختاری عرضه و سیاستهای صنعتی گرفته تا تنشهای ژئوپلیتیکی و رقابت آمریکا و چین، همگی از عوامل تاثیرگذار بر کاهش عرضه جهانی مس محسوب می شوند. همین شرایط باعث شده برخی تحلیلگران انتظار داشته باشند قیمت مس طی سالهای آینده همچنان رکوردهای جدیدی ثبت کرده و حتی در بلندمدت به سطوح بالاتری برسد.
با اینحال، مسیر صعودی قیمت مس خالی از ریسک نیست. رشد تقاضای جهانی در حالی با محدودیتهای عرضه روبرو شده که چشمانداز اقتصاد جهان همچنان ناپایدار به نظر می رسد. شرکتهای معدنکاوی نیز با افزایش قیمتها انگیزه بیشتری برای توسعه پروژههای جدید و استفاده از فناوریهای نوین پیدا کردهاند. بنابراین پرسش اصلی این است که آیا عرضه مس میتواند به اندازه کافی رشد کند یا خیر.
قیمت مس طی ۴ سال گذشته، در مجموع روندی صعودی داشته است. این فلز پس از آنکه در جولای ۲۰۲۲ و در بحبوحه افزایش شدید نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی، نگرانی از رکود اقتصادهای بزرگ غربی و رکود طولانیمدت بخش املاک چین تا محدوده ۷۰۰۰ دلار در هر تن سقوط کرد و سپس به تدریج مجددا وارد مسیر صعودی شد. این روند از اواخر ۲۰۲۳ شتاب بیشتری گرفت و قیمت مس در اوایل ژوئن به رکوردی بالاتر از ۱۴۵۰۰ دلار در هر تن رسید.
یکی از مهمترین عوامل حمایتکننده از قیمت مس، روند جهانی برقیسازی است. کشورها در حال اختصاص سرمایههای قابل توجه به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، زیرساخت خودروهای برقی و شبکههای انتقال برق هستند و همزمان برای نوسازی زیرساختهای فرسوده و افزایش ظرفیت شبکهها متناسب با رشد مصرف برق نیز سرمایهگذاری میکنند.
آژانس بینالمللی انرژی در تازه ترین گزارش خود تحت عنوان «چشمانداز جهانی مواد معدنی حیاتی ۲۰۲۵» که در می ۲۰۲۵ منتشر شد، اعلام کرد که توسعه سریع سرمایهگذاری در شبکه برق چین طی دو سال گذشته، بزرگترین عامل رشد تقاضای مس محسوب می شود.
در کنار برقی سازی، توسعه سریع هوش مصنوعی نیز به یکی از محرکهای مهم بازار مس تبدیل شده است. اگرچه در نگاه نخست، تراشهها و پردازندههای گرافیکی مهمترین اجزای زیرساخت هوش مصنوعی به نظر میرسند، اما رشد مراکز داده و نیاز آنها به برق، شبکههای انتقال و تجهیزات خنککننده، اهمیت مس را بیش از پیش افزایش داده است.
بررسیهای موسسه تحقیقات بازار مکنزی (Wood Mackenzie) نشان میدهد که با احتساب کاربرد مس در شبکههای انتقال، پستهای برق، تقویت شبکه و سیستمهای تأمین برق مراکز داده، تقاضا برای این فلز اساسی میتواند ۳ تا ۴ برابر مقدار فلزات بهکار رفته در سازه ساختمانهای این مراکز باشد.
در طرف عرضه اما شرایط چندان مساعد نیست. اختلال در دو واحد مهم تولیدی جهان، حدود ۳۵ هزار تن یا معادل حدود ۱.۵ درصد از تولید سالانه مس معدنی جهان را از بازار خارج کرد؛ رقمی قابل توجه برای بازاری که از ظرفیت مازاد محدودی برخوردار است.
از سوی دیگر، شرکتهای معدنی با مشکلاتی مانند کاهش عیار سنگ معدن، فرسودگی معادن، طولانیشدن فرآیند دریافت مجوزها، پیچیدگیهای مقرراتی و چالشهای عملیاتی روبرو هستند. کاهش عیار به این معناست که برای تولید همان میزان مس، باید حجم بیشتری از سنگ معدن استخراج و فرآوری شود؛ موضوعی که مصرف انرژی و آب و همچنین هزینههای عملیاتی را افزایش خواهد داد.
به همین دلیل، بخش قابل توجهی از سرمایهگذاری شرکتهای معدنی صرف حفظ سطح فعلی تولید شده و الزاماً به افزایش چشمگیر عرضه منجر نمیشود. در واقع، جهان از نظر منابع مس با کمبود مطلق روبرو نیست، اما تبدیل این منابع به ظرفیت تولید اقتصادی و قابل اتکا در مدت زمانی کوتاه، کار سادهای نیست. همین مسئله یکی از دلایل اصلی باقیماندن قیمت مس در سطوح بالا محسوب می شود.
با این وجود، قیمتهای بالا در حال ایجاد انگیزه برای توسعه فناوریهای جدید هستند. برای نمونه، شرکت «ریو تینتو» از طریق پروژه «ناتون» در آریزونا بر روی فناوریهای لیچینگ زیست پایه در حال فعالیت است که با استفاده از میکروارگانیسمها امکان استخراج مس از سنگهای سولفیدی کمعیار را فراهم میکند؛ سنگهایی که پیش از این استخراج آنها از نظر اقتصادی توجیه چندانی نداشت.
برخی تحلیلگران معتقدند چنین فناوریهایی میتوانند در آینده منابع عظیمی از مس را که با روشهای سنتی قابل استخراج نیستند، وارد چرخه تولید کنند. حتی برخی فعالان صنعت مس این تحول را با انقلاب شیل در صنعت نفت و گاز آمریکا مقایسه کردهاند.
در سمت تقاضا نیز ریسکهایی وجود دارد. اگر درگیریهای خاورمیانه به کاهش گستردهتر رشد اقتصاد جهانی منجر شود، تقاضای صنعتی برای مس میتواند تحت فشار قرار گیرد. مس همچنان بهشدت به انتظارات درباره رشد اقتصاد جهان حساس است و در صورت وقوع یک شوک شدید تقاضا، کاهش مصرف میتواند در مقطعی بر نگرانیهای مربوط به عرضه غلبه کند.
تداوم نرخهای بهره بالا برای مدت طولانی نیز یکی دیگر از ریسکهای پیش روی بازار مس محسوب می شود. کاهش رشد اقتصادی میتواند تقاضا برای مس در بخشهایی مانند ساختوساز، تولید صنعتی و سایر فعالیتهای اقتصادی را کاهش دهد.
در همین حال، رقابت فزاینده میان آمریکا و چین به عامل مهم دیگری برای بازار مس تبدیل شده است. هلدینگ بانکی «جی پی مورگان» در گزارش اخیر خود، وضعیت بازار را به «کشتی گرفتن آمریکا و چین» تشبیه کرده است. به اعتقاد این بانک، مس دیگر صرفاً یک ماده اولیه صنعتی محسوب نشده و به یکی از منابع راهبردی صنعتی تبدیل شده است.
احتمال اعمال تعرفه آمریکا بر واردات مس تصفیهشده و کاتد نیز باعث شده تا حجم قابل توجهی از مس پیش از هرگونه اعلام رسمی سیاست تجاری، راهی بازار آمریکا شود. افزایش ذخایر در آمریکا در مقابل، دسترسی سایر بازارها به مس را محدود کرده و به کمبود عرضه در خارج از این کشور دامن زده است.
بر اساس برآوردهای گلدمن ساکس، کسری بازار مس خارج از آمریکا میتواند به ۶۴۰ هزار تن برسد. این در حالیست که برآورد قبلی این مؤسسه تنها حدود ۶۰ هزار تن بوده است. چنین تغییری نشان میدهد که سیاستهای تجاری و ژئوپلیتیکی اکنون تقریباً به اندازه عوامل سنتی عرضه و تقاضا بر بازار مس اثرگذار شدهاند.
تغییر چشمگیر در نگاه تحلیلگران نیز نشانه دیگری از قدرت روند صعودی بازار است. گلدمن ساکس اخیراً پیشبینی خود از قیمت مس تا پایان ۲۰۲۶ را به ۱۳۷۳۵ دلار در هر تن افزایش داده و دلیل آن را کاهش عرضه معادن، واردات بیشتر از انتظار آمریکا و افزایش کسری بازار خارج از آمریکا عنوان کرده است.
هلدینگ بانکی «سیتی گروپ» حتی چشمانداز صعودیتری برای قیمت مس ترسیم و قیمت ۱۴۵۰۰ دلار را برای آینده نزدیک و ۱۵۰۰۰ دلار را برای یک سال آینده هدفگذاری کرده است. جی پی مورگان نیز انتظار دارد قیمت مس به سمت ۱۵۰۰۰ دلار حرکت کند. به اعتقاد این هلدینگ بانکی، محدودیت عرضه معادن در کنار تقاضای ساختاری، شرایط مساعدی را برای افزایش قیمت ایجاد کرده است. همزمان، بانک UBS نیز پیشبینی کرده است که قیمت مس تا اواسط ۲۰۲۷ به ۱۵۵۰۰ دلار در هر تن برسد.
با اینحال، همه تحلیلگران چنین دیدگاه صعودی نسبت به مس ندارند. شرکت کوچیلکو اخیراً پیشبینی خود از قیمت مس در سال ۲۰۲۶ را به ۱۲۲۵۰ دلار افزایش داده است. میانگین پیشبینی S&P Global نیز حدود ۱۲۱۰۰ دلار بوده و موسسه «فچ» نیز همچنان رویکرد محتاطانهتری دارد. از سوی دیگر، گروه مطالعات بینالمللی مس (ICSG) انتظار دارد بازار در نهایت به تعادل نزدیکتر شود؛ دیدگاهی که با خوشبینی برخی بانکهای بزرگ فاصله دارد.
در نهایت، آینده مس تنها به تعداد خودروهای برقی تولید و فروختهشده یا تعداد مراکز داده ساختهشده بستگی ندارد. مسئله مهمتر این است که صنعت معدن تا چه اندازه میتواند سرعت تولید مس را با رشد تقاضای جهانی هماهنگ کند.
اگرچه اقتصاد جهان برای توسعه شبکههای برق، انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی و زیرساختهای هوش مصنوعی بیش از گذشته به مس نیاز دارد، اما افزایش سریع تولید این فلز به دلیل چالشهای فنی، زیستمحیطی، مالی و مقرراتی آسان نیست.
به همین دلیل، بازار فعلاً روی این سناریو حساب کرده که عرضه مس نمیتواند به اندازه کافی پاسخگوی افزایش تقاضا باشد؛ سناریویی که در صورت تحقق، میتواند همچنان از قیمتهای بالاتر مس در سالهای آینده حمایت کند.



نظر شما