سمیه شوریابی؛ بازار: محمد یزدانپناه کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه، با اشاره به تغییر مسیر نقدینگی در بازارهای مختلف، تشریح کرد: طی سالهای اخیر، همزمان با تشدید تنشهای سیاسی، عملکرد ضعیف سیاستگذاران و کاهش اعتماد عمومی به بازار سرمایه، بورس نتوانست جایگاه مناسبی در میان سرمایهگذاران پیدا کند و همین مسئله موجب شد بخشی از نقدینگی به سمت بازارهای غیرمولدی مانند طلا و نقره حرکت نماید.
وی افزود: در دو سال گذشته، بازار طلا و نقره رشد قابل توجهی را تجربه کردند و سرمایهگذاران برای حفظ ارزش داراییهای خود، حضور پررنگتری در این بازارها داشتند، با این حال طی تغییر برخی سیاستهای اقتصادی از جمله حذف ارز ترجیحی، شرایط به تدریج برای بازگشت بخشی از این نقدینگی به بازار سرمایه فراهم شد.
یزدانپناه ادامه داد: یکی از نشانههای مهم بازگشت اعتماد به بورس، بازگشایی زودتر صندوقهای املاک در ۱۲ اردیبهشت بود که با استقبال بسیار خوبی از سوی سهامداران همراه شد، این صندوقها در مدت حدود دو هفته بازدهی بیش از ۳۰ درصدی برای سرمایهگذاران به همراه داشتند و همین اتفاق، سیگنال مثبتی به فعالان بازار ارسال کرد.
این تحلیلگر بازار سرمایه اظهار داشت: پس از آن و با بازگشایی سایر نمادها در ۲۹ اردیبهشت، موج استقبال از بازار گستردهتر شد و بخشی از سهامدارانی که مدتها منتظر بازگشت رونق به بورس بودند، بار دیگر وارد معاملات شدند.
وی با اشاره به اثر حذف ارز ترجیحی بر برخی صنایع گفت: گروههایی مانند دارویی و غذایی از این تغییر سیاست بیشترین تأثیر را گرفتند و توانستند در مقایسه با بسیاری از صنایع، رشد قابل توجهی را تجربه کنند. در کنار این صنایع، نباید از رشد قابل توجه گروه سیمانی نیز غافل شد؛ چراکه نیاز به بازسازی و جبران خسارتهای ناشی از جنگ، چشمانداز تقاضا برای محصولات این صنعت را تقویت کرده است.

یزدانپناه درباره تداوم روند فعلی بورس نیز بیان کرد: به نظر میرسد جریان نقدینگی همچنان در بازار سرمایه حضور دارد و در حال حاضر نشانهای از خروج گسترده پول از بورس مشاهده نمیکنم. آنچه در معاملات دیده میشود، بیشتر جابهجایی نقدینگی میان صنایع و نمادهای مختلف است؛ به این معنا که پول از یک گروه خارج شده و وارد گروه دیگری میشود.
وی در عین حال با تأکید بر ضرورت توجه سرمایهگذاران به ریسکهای بازار تصریح کرد: در کنار ریسکهای سیستماتیک، سرمایهگذاران باید ریسکهایی را که از درون خود شرکتها ایجاد میشود نیز در نظر بگیرند؛ ریسکهایی مانند کاهش فروش، افزایش هزینههای تولید و حتی احتمال ورشکستگی شرکت. ریسک نقدشوندگی و همچنین ریسک کلاهبرداری و دستکاری معاملات، از دیگر مواردی است که میتواند سرمایه سهامداران را تهدید کند؛ بهویژه زمانی که معاملات صوری یا رفتارهای غیرطبیعی در یک نماد شکل میگیرد.
این کارشناس بازار سرمایه افزود: حتی ریسکهای روانشناختی را نیز نمیتوان نادیده گرفت؛ هیجان، ترس و طمع میتوانند تصمیمگیری سرمایهگذاران را تحت تأثیر قرار دهند و باعث شوند فرد بدون توجه به واقعیتهای بنیادی یک سهم، تصمیمات احساسی بگیرد.
یزدانپناه تأکید کرد: مخلص کلام اینکه یک تحلیلگر باید تمامی جوانب و ریسکهای موجود را در نظر بگیرد و تنها با بررسی مجموعه عوامل بنیادی، تکنیکال، اقتصادی و روانشناختی اقدام به تصمیمگیری کند تا در نهایت بتواند بهترین فرصتها را شناسایی و بیشترین بازدهی را کسب نماید.
وی همچنین در پایان خاطرنشان کرد: اینکه روند فعلی بورس تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، به شرایط اقتصادی، سیاستهای دولت، وضعیت بازارهای موازی و تحولات سیاسی بستگی دارد و نمیتوان برای آن زمان مشخصی تعیین کرد. با این حال، در مقطع کنونی و با توجه به شرایط حاکم بر بازارهای مختلف، بورس را میتوان یکی از جذابترین گزینههای سرمایهگذاری دانست.



نظر شما