بازار؛ گروه آب و انرژی: جنگ ایران، آمریکا و اسراییل یک تجربه متفاوت برای بازار انرژی جهانی محسوب می شود. شاهد بودیم که ایران با در دست گرفتن مدیریت تنگه عرضه در بازار جهانی انرژی را دچار اخلال کرده و قیمت ها روند صعودی به خود گرفت. چنین تجربه ای اگر نگوییم بی نظیر اما می توان آن را کم نظیر و نادر دانست. عضو هیات علمی دانشگاه تهران در خصوص اینکه این جنگ چه درس هایی برای اقتصاد جهانی و بازار انرژی داشت به بازار می گوید: جنگ رمضان ۲۰۲۶، صرفنظر از ابعاد سیاسی و نظامی آن، یک آزمایش بزرگ برای بازار جهانی انرژی بود؛ آزمایشی که نشان داد امنیت انرژی همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی و ثبات اقتصاد جهانی است. این جنگ چند درس مهم برای دولتها، شرکتهای انرژی و سرمایهگذاران به همراه داشت.
امنیت مسیرهای انتقال انرژی به اندازه میزان ذخایر اهمیت دارد. در این جنگ، حتی احتمال اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز کافی بود تا بازارها دچار تلاطم شوند. این امر نشان داد که کنترل و امنیت گلوگاههای ژئوپلیتیکی همچون تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز، همچنان عاملی تعیینکننده در قیمتگذاری انرژی است
او ادامه داد: نخست آنکه، جهان دریافت که علیرغم گسترش انرژیهای تجدیدپذیر، نفت و گاز هنوز ستون فقرات اقتصاد جهانی هستند. با آغاز درگیریها و افزایش نگرانیها درباره امنیت تنگه هرمز، قیمت نفت و گاز به سرعت واکنش نشان داد و بازارها بار دیگر به این واقعیت اذعان کردند که گذار انرژی هنوز کامل نشده است.
به گفته این کارشناس حوزه انرژی، درس دوم این است که امنیت مسیرهای انتقال انرژی به اندازه میزان ذخایر اهمیت دارد. در این جنگ، حتی احتمال اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز کافی بود تا بازارها دچار تلاطم شوند. این امر نشان داد که کنترل و امنیت گلوگاههای ژئوپلیتیکی همچون تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز، همچنان عاملی تعیینکننده در قیمتگذاری انرژی است.
کهن هوش نژاد افزود: اما درس یا تجربه بعدی حاکی از این است که تنوعبخشی به منابع و مسیرهای تأمین انرژی دیگر یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی است. کشورهای مصرفکننده، بهویژه در اروپا و شرق آسیا، دریافتند که وابستگی بیش از حد به یک منطقه یا یک مسیر انتقال میتواند اقتصاد آنها را در معرض شوکهای شدید قرار دهد. از این رو، سرمایهگذاری در خطوط لوله جایگزین، پایانههای گاز طبیعی مایع و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر شتاب بیشتری خواهد گرفت.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان این جمله که جنگ اهمیت ذخایر راهبردی انرژی را بار دیگر برجسته کرد، اظهار داشت: کشورهایی که ذخایر نفت و گاز کافی در اختیار داشتند، توانستند شوکهای اولیه را بهتر مدیریت کنند. در مقابل، کشورهایی که فاقد چنین ذخایری بودند، بیش از دیگران در معرض نوسانات قیمت و فشارهای تورمی قرار گرفتند.
بازار انرژی بیش از آنکه اقتصادی باشد، به بازاری ژئوپلیتیکی تبدیل شده، قیمت نفت دیگر صرفاً تابع عرضه و تقاضا نیست، بلکه به شدت تحت تأثیر تحولات سیاسی، اتحادهای منطقهای و حتی انتظارات ناشی از بحرانها قرار دارد. سرمایهگذاران اکنون ناچارند تحلیل ژئوپلیتیکی را به بخشی جداییناپذیر از ارزیابیهای اقتصادی خود تبدیل کنند
او با بیان اینکه بازار انرژی بیش از آنکه اقتصادی باشد، به بازاری ژئوپلیتیکی تبدیل شده است، در توضیح صحبت های خود گفت: قیمت نفت دیگر صرفاً تابع عرضه و تقاضا نیست، بلکه به شدت تحت تأثیر تحولات سیاسی، اتحادهای منطقهای و حتی انتظارات ناشی از بحرانها قرار دارد. سرمایهگذاران اکنون ناچارند تحلیل ژئوپلیتیکی را به بخشی جداییناپذیر از ارزیابیهای اقتصادی خود تبدیل کنند.
انرژی دیگر تنها یک کالای اقتصادی نیست
به باور این کارشناس حوزه انرژی، تجربه بعدی برای اقتصاد جهانی این است که جنگ رمضان نشان داد که کشورهای دارای منابع عظیم انرژی، اگر نتوانند امنیت پایدار و روابط خارجی متوازن ایجاد کنند، نمیتوانند از مزیتهای انرژی خود به طور کامل بهرهمند شوند. انرژی تنها یک کالای اقتصادی نیست؛ بلکه ابزاری برای قدرت، نفوذ و چانهزنی سیاسی است و بهرهبرداری مؤثر از آن مستلزم ثبات داخلی و تعامل سازنده با جهان است.
او ادامه داد: مهمترین درس این جنگ آن بود که امنیت انرژی و صلح منطقهای به یکدیگر گره خوردهاند. جهانی که انرژی آن به چند نقطه حساس جغرافیایی وابسته است، نمیتواند نسبت به بحرانهای سیاسی و نظامی در این مناطق بیتفاوت باشد. از این منظر، سرمایهگذاری بر صلح و همکاری منطقهای نه فقط یک ضرورت سیاسی، بلکه پیششرطی برای ثبات بازارهای جهانی و رشد اقتصادی است.
او همچنین در پاسخ به این سوال که فکر می کنید با توجه به تجربه ای که بازار جهانی انرژی از جنگ اخیر گرفت، رویکرد کشورها از این پس چه تغییراتی را داشته باشد؟ گفت:جنگ اخیر در خاورمیانه تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ بلکه آزمونی برای نظام انرژی جهان و الگوی حکمرانی اقتصادی کشورهای نفتی به شمار میرفت. اگرچه تفاهم نامه بین روسای جمهور دو کشور امضا شده و آتش جنگ ممکن است خاموش شود، اما آثار آن بر رفتار دولتها، شرکتهای انرژی و ساختار اقتصاد جهانی تا سالها باقی خواهد ماند.
از این پس، کشورها به دنبال گذار از «اقتصاد کارآمد» به «اقتصاد تابآور» است. در دهههای گذشته، کشورها تلاش میکردند انرژی را با کمترین هزینه تأمین کنند، اما اکنون امنیت عرضه و قابلیت اطمینان، حتی از قیمت نیز مهمتر شده است. دولتها حاضر خواهند بود هزینه بیشتری بپردازند تا وابستگی خود را به مناطق پرتنش کاهش دهند. به همین دلیل، تنوعبخشی به منابع و مسیرهای تأمین انرژی به اولویت اصلی اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد
کهن هوش نژاد تاکید کرد: نخستین تغییر در رویکرد کشورها از این پس، گذار از «اقتصاد کارآمد» به «اقتصاد تابآور» است. در دهههای گذشته، کشورها تلاش میکردند انرژی را با کمترین هزینه تأمین کنند، اما اکنون امنیت عرضه و قابلیت اطمینان، حتی از قیمت نیز مهمتر شده است. دولتها حاضر خواهند بود هزینه بیشتری بپردازند تا وابستگی خود را به مناطق پرتنش کاهش دهند. به همین دلیل، تنوعبخشی به منابع و مسیرهای تأمین انرژی به اولویت اصلی اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد.
امنیت انرژی دیگر صرفاً به معنای داشتن ذخایر نفت و گاز نیست
او همچنین بازتعریف مفهوم امنیت انرژی سخن گفت. افزود: امنیت انرژی دیگر صرفاً به معنای داشتن ذخایر نفت و گاز نیست؛ بلکه شامل امنیت زیرساختها، خطوط انتقال، بنادر، تنگههای راهبردی و حتی امنیت سایبری تأسیسات انرژی میشود. کشورهای نفتی ناچار خواهند بود سرمایهگذاری بیشتری در حفاظت از زیرساختهای حیاتی خود انجام دهند و همکاریهای منطقهای برای تأمین امنیت مسیرهای انتقال انرژی را گسترش دهند.
کارشناس انرژی با اشاره به این نکته که کشورهای نفتی باید از وابستگی صرف به درآمدهای نفتی فاصله بگیرند، گفت: جنگ اخیر نشان داد که حتی بزرگترین تولیدکنندگان نفت نیز در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیرند. از این رو، تنوعبخشی به اقتصاد، توسعه صنایع پاییندستی، سرمایهگذاری در فناوری و افزایش سهم اقتصاد دانشبنیان، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی برای حفظ ثبات اقتصادی و اجتماعی است.
بازار انرژی بیش از گذشته سیاسی خواهد شد. قیمت نفت و گاز نه تنها به عرضه و تقاضا، بلکه به روابط میان قدرتهای بزرگ، اتحادهای منطقهای و ریسکهای امنیتی وابسته خواهد بود. در چنین شرایطی، کشورهای نفتی موفق، کشورهایی خواهند بود که بتوانند میان قدرت اقتصادی، ثبات سیاسی و دیپلماسی فعال توازن برقرار کنند
عضو هیات علمی دانشگاه تهران بر این باور است که بازار انرژی بیش از گذشته سیاسی خواهد شد. قیمت نفت و گاز نه تنها به عرضه و تقاضا، بلکه به روابط میان قدرتهای بزرگ، اتحادهای منطقهای و ریسکهای امنیتی وابسته خواهد بود. در چنین شرایطی، کشورهای نفتی موفق، کشورهایی خواهند بود که بتوانند میان قدرت اقتصادی، ثبات سیاسی و دیپلماسی فعال توازن برقرار کنند.
او ادامه داد: بعد از جنگ اقتصاد جهانی به سمت ایجاد ذخایر راهبردی و زنجیرههای تأمین مقاومتر حرکت خواهد کرد. شرکتها و دولتها میکوشند وابستگی خود را به یک منطقه یا یک تأمینکننده کاهش دهند. این روند، اگرچه هزینههای کوتاهمدت اقتصاد جهانی را افزایش میدهد، اما در بلندمدت میتواند از شدت بحرانهای ناشی از جنگها و تنشهای ژئوپلیتیکی بکاهد.



نظر شما