علیرضا مبصر؛ گروه آب و انرژی: در روزهای اخیر، انتشار اخباری درباره احتمال اجرای نرخ سوم بنزین با قیمت ۱۰ هزار تومان از مردادماه، بار دیگر بحث اصلاح قیمت حاملهای انرژی را به یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد ایران تبدیل کرده است. هرچند تاکنون هیچ مقام رسمی اجرای این طرح را تأیید نکرده و خبرها بیشتر در حد گمانهزنی و پیشنهاد باقی ماندهاند، اما همین اخبار کافی بود تا بار دیگر نگرانیهایی درباره افزایش تورم و رشد قیمت کالاها در جامعه شکل بگیرد.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ آیا افزایش قیمت بنزین، به خودی خود تورمزاست؟ خیر! زیرا پاسخ علم اقتصاد به این سؤال، برخلاف تصور رایج، چندان ساده نیست بلکه نیاز به بررسی کارشناسانه دارد.
فهم مفاهیم اقتصادی به این سادگی ها نیست!
بسیاری تصور میکنند به محض افزایش قیمت بنزین، هزینه حملونقل بالا میرود و در نتیجه قیمت تمام کالاها نیز افزایش پیدا میکند. این استدلال از نظر منطقی تا حدی درست است، اما تنها بخشی از واقعیت را توضیح میدهد. در ساختار هزینه بسیاری از کالاها، سهم سوخت نسبت به سایر هزینهها مانند دستمزد، مواد اولیه، مالیات، هزینه تأمین مالی و نرخ ارز، چندان بزرگ نیست. به همین دلیل، اگر قیمت بنزین از سطوح بسیار پایین فعلی به محدوده ۴ یا ۵ سنت برسد، افزایش هزینه حملونقل به اندازهای نیست که به تنهایی بتواند موج بزرگی از تورم در اقتصاد ایجاد کند.
در واقع اقتصاددانان بین اثر مستقیم و اثر غیرمستقیم افزایش قیمت بنزین تفاوت قائل میشوند. اثر مستقیم همان افزایش هزینه حملونقل و بخشی از هزینه تولید است که معمولاً محدود است. اما آنچه میتواند اقتصاد را با تورم گسترده مواجه کند، بیشتر به عوامل دیگری مانند رشد نقدینگی، کسری بودجه دولت و انتظارات تورمی مربوط میشود.

تامین مالی دولت گره گشای مشکلات اقتصادی
برای درک بهتر این موضوع، باید به نحوه تأمین مالی دولت توجه کرد.
اگر دولت هر سال با کسری بودجه روبهرو باشد و برای جبران این کسری ناچار شود از بانک مرکزی استقراض کند یا پایه پولی را افزایش دهد، در نهایت حجم پول در اقتصاد افزایش پیدا میکند. افزایش حجم پول، بدون آنکه تولید کالا و خدمات به همان نسبت رشد کند، به تدریج به افزایش عمومی قیمتها یا همان تورم منجر میشود.
از این منظر، اگر اصلاح قیمت بنزین باعث شود بخشی از کسری بودجه دولت کاهش پیدا کند، نیاز دولت به استقراض کمتر شود و رشد نقدینگی کنترل شود، این سیاست حتی میتواند در میانمدت به کاهش فشارهای تورمی نیز کمک کند. به بیان دیگر، اصلاح قیمت انرژی اگر بخشی از یک برنامه جامع برای اصلاح ناترازیهای مالی دولت باشد، الزاماً سیاستی تورمزا نیست و حتی میتواند زمینه ثبات بیشتر اقتصاد کلان را فراهم کند.
اما چرا با وجود این موضوع، معمولاً پس از انتشار اخبار مربوط به افزایش قیمت بنزین، بازارها واکنش نشان میدهند؟
انتظارات تورمی خبر از آینده می دهد
انتظارات تورمی یعنی مردم و فعالان اقتصادی تصور کنند که در آینده قیمتها افزایش خواهد یافت. همین انتظار میتواند رفتار آنها را تغییر دهد؛ فروشنده قیمت کالا را زودتر افزایش میدهد، تولیدکننده قیمت محصولات خود را اصلاح میکند و مصرفکننده نیز برای حفظ قدرت خرید، خریدهای خود را جلو میاندازد. در چنین شرایطی، حتی اگر هنوز هزینه تولید تغییر محسوسی نکرده باشد، قیمتها تحت تأثیر انتظارات افزایش پیدا میکنند.
به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که در اقتصاد ایران امروز، چالش اصلی نه خودِ قیمت بنزین، بلکه فضای ذهنی و انتظارات حاکم بر اقتصاد است.

اگر اقتصاد در شرایطی با ثبات، نرخ ارز نسبتاً آرام، روابط خارجی قابل پیشبینی و انتظارات تورمی کنترلشده قرار داشته باشد، اصلاح قیمت حاملهای انرژی میتواند با هزینه اجتماعی و اقتصادی بسیار کمتری اجرا شود. اما اجرای همین سیاست در شرایطی که اقتصاد با نااطمینانیهای سیاسی، نوسانات بازار ارز و بیاعتمادی نسبت به آینده روبهرو است، ممکن است باعث شود آثار روانی آن بسیار بزرگتر از اثر واقعی آن بر هزینه تولید باشد.
به همین دلیل، موفقیت اصلاح قیمت بنزین بیش از آنکه به عدد ۱۰ هزار تومان یا هر رقم دیگری وابسته باشد، به زمان اجرا، نحوه اجرای سیاست، سیاستهای مکمل دولت و توانایی سیاستگذار در مدیریت انتظارات تورمی بستگی دارد.
مبانی علم اقتصاد در کوچه و بازار معنا نمی شود!
اگر خبر اجرای بنزین ۱۰ هزار تومانی در نهایت به واقعیت تبدیل شود، نمیتوان صرفاً بر اساس افزایش قیمت بنزین نتیجه گرفت که اقتصاد با موجی از تورم روبهرو خواهد شد. تجربه کشورهای مختلف و همچنین مبانی علم اقتصاد نشان میدهد که تورم، بیش از آنکه حاصل افزایش قیمت یک کالا باشد، نتیجه ناترازیهای مالی، رشد نقدینگی و شکلگیری انتظارات تورمی است.
بنزین میتواند یکی از عوامل اثرگذار بر قیمتها باشد، اما تعیینکننده اصلی نیست. اگر اصلاح قیمت سوخت در قالب یک برنامه منسجم برای کاهش کسری بودجه، کنترل نقدینگی و ایجاد ثبات اقتصادی انجام شود، حتی میتواند به کاهش فشارهای تورمی در بلندمدت کمک کند. اما اگر همین سیاست در فضایی آکنده از نااطمینانی و انتظارات تورمی اجرا شود، احتمال آن وجود دارد که آثار روانی آن بر بازارها، بسیار بیشتر از اثر واقعی افزایش قیمت بنزین بر هزینه تولید باشد.
به بیان دیگر، آنچه تورم میآفریند، صرفاً بنزین گرانتر نیست؛ بلکه مجموعهای از سیاستهای اقتصادی و انتظاراتی است که همزمان با آن شکل میگیرد.



نظر شما