بازار؛ گروه بین الملل: تازهترین آمارهای گمرکی چین نشان میدهد روابط تجاری پکن و واشنگتن در سال ۲۰۲۵ به پایینترین سطح دو دهه اخیر رسیده است. کاهش ۲۰ درصدی صادرات چین به آمریکا، در حالی رخ داده که صادرات این کشور به آسیا، خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین رشد چشمگیری داشته است. این تغییر، تنها یک نوسان تجاری نیست؛ بلکه نشانهای از بازترسیم نقشه اقتصاد جهانی و کاهش وابستگی چین به بازار ایالاتمتحده است.
روابط تجاری پکن و واشنگتن در سال ۲۰۲۵ به پایینترین سطح دو دهه اخیر رسیده است. کاهش ۲۰ درصدی صادرات چین به آمریکا، در حالی رخ داده که صادرات این کشور به آسیا، خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین رشد چشمگیری داشته است.
تصویر کلی تجارت چین در ۲۰۲۵؛ افت آمریکا، رونق جهان
بر اساس آمار رسمی اداره کل گمرک چین، صادرات این کشور در سال ۲۰۲۵ از نظر دلاری به ارزش حدود ۳.۴ تریلیون دلار رسید که نسبت به سال پیش تنها رشد جزئی داشت. در این میان، صادرات به ایالاتمتحده حدود ۲۰ درصد افت کرد، اما صادرات به سایر کشورها، از جمله هند، عربستان، روسیه، آسیای جنوبشرقی و آمریکای لاتین، افزایش یافت.
در واقع، افت تجارت چین با آمریکا نه بهدلیل بحران داخلی، بلکه ناشی از تغییر راهبردی در اولویتهای جهانی پکن است. چین در سالهای اخیر، بهویژه پس از افزایش تعرفهها و محدودیتهای فناوری از سوی واشنگتن، تمرکز خود را از بازارهای غربی به کشورهای درحالتوسعه و شرکای «غیرسیاسی»تر معطوف کرده است.
این دگرگونی، نشاندهنده یک حرکت آرام اما پایدار بهسوی جهانیسازی جدید است؛ جهانیسازیای که در آن، قدرت اقتصادی از محور آمریکا و اروپا به بلوکهای آسیایی و اوراسیا منتقل میشود.
افت تجارت چین با آمریکا نه بهدلیل بحران داخلی، بلکه ناشی از تغییر راهبردی در اولویتهای جهانی پکن است. چین در سالهای اخیر، بهویژه پس از افزایش تعرفهها و محدودیتهای فناوری از سوی واشنگتن، تمرکز خود را از بازارهای غربی به کشورهای درحالتوسعه و شرکای «غیرسیاسی»تر معطوف کرده است.
دلایل سقوط صادرات چین به آمریکا
کاهش ۲۰ درصدی صادرات چین به ایالاتمتحده را نمیتوان صرفاً نتیجه رکود اقتصادی دانست. سه عامل کلیدی پشت این افت قابلتوجه وجود دارد:
نخست، تشدید رقابت فناوری و محدودیتهای تجاری واشنگتن. از میانه دهه ۲۰۲۰، دولت آمریکا صادرات تراشه، تجهیزات نیمهرسانا و فناوریهای پیشرفته به چین را محدود کرد و تعرفههای بالاتری بر واردات کالاهای چینی وضع کرد. این سیاستها، زنجیره تأمین میان دو کشور را مختل ساخته و بسیاری از شرکتهای آمریکایی را وادار به جابهجایی تولید از چین به کشورهای جایگزین مانند ویتنام و مکزیک کرده است.
دوم، دگرگونی مصرف در بازار آمریکا. پس از دوران کووید و دوره تورمی سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، الگوی مصرف آمریکاییها از کالاهای وارداتی ارزانتر به کالاهای داخلی و دیجیتال تغییر یافته است. افزایش هزینه حملونقل و نرخ بهره، نیز واردات از چین را دشوارتر کرده است.
و سوم، راهبرد چندجانبهگرایی چین. پکن در سالهای اخیر بهجای تمرکز بر یک بازار، توافقهای تجاری گستردهتری با کشورهای عضو «پیمان تجارت آزاد آسیا–اقیانوسیه»، خاورمیانه و آفریقا امضا کرده است و این سیاست باعث شده صادرات چین به آمریکا دیگر اولویت نخست نباشد.
در همان سالی که صادرات به آمریکا سقوط کرد، صادرات چین به دیگر مناطق جهان جهش قابلتوجهی داشت. دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که صادرات به کشورهای آسیای جنوبشرقی بیش از ۱۲ درصد رشد داشته، به هند حدود ۱۷ درصد افزایش یافته و به خاورمیانه نزدیک به ۲۵ درصد جهش کرده است.
رشد صادرات چین به سایر مناطق جهان
در همان سالی که صادرات به آمریکا سقوط کرد، صادرات چین به دیگر مناطق جهان جهش قابلتوجهی داشت. دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که صادرات به کشورهای آسیای جنوبشرقی بیش از ۱۲ درصد رشد داشته، به هند حدود ۱۷ درصد افزایش یافته و به خاورمیانه نزدیک به ۲۵ درصد جهش کرده است.
همکاری با کشورهای عضو «بریکس پلاس» نیز نقش کلیدی ایفا میکند. صادرات چین به روسیه، برزیل و آفریقای جنوبی مجموعاً رشد دو رقمی داشته و ارزش تجارت چین با جهان غیرغربی از مرز ۲.۱ تریلیون دلار عبور کرده است.
از نگاه اقتصاددانان، این تغییر بهطور ساختاری وابستگی چین به آمریکا را کاهش داده و به اقتصادهای درحالتوسعه قدرت چانهزنی بیشتری در برابر غرب میدهد. همچنین، چین با توسعه زیرساختهای حملونقل، سرمایهگذاری در بنادر و کریدورهای زمینی مانند «کمربند و جاده»، در حال تثبیت نقشی تازه به عنوان محور تجارت جنوب–جنوب است.
برخی تحلیلگران این روند را آغاز «جهانیسازی بدون واشنگتن» میدانند؛ مدلی از تجارت جهانی که در آن، زنجیرههای تأمین بهجای کنترل دلار و مقررات آمریکایی، بر پایه توافقهای منطقهای و سازوکارهای مالی مستقل شکل میگیرند.
پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی کاهش تجارت چین–آمریکا
افت تجارت میان دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان، پیامدهایی فراتر از ارقام گمرکی دارد. از یکسو، کاهش واردات از چین، فشار هزینهای بر بازار مصرف آمریکا ایجاد میکند؛ چرا که محصولات چینی بهدلیل مقیاس تولید و قیمت پایین، بخش بزرگی از زنجیره تأمین آمریکا را شکل میدادند. افزایش قیمتها در بخش کالاهای مصرفی و فناوری محتمل است.
از سوی دیگر، چین با آزاد شدن ظرفیت صادراتی خود، آن را به سمت بازارهایی میبرد که در مراحل صنعتی شدن قرار دارند. این تغییر مسیر، نفوذ اقتصادی پکن را در خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین افزایش داده و وابستگی این مناطق به واردات چینی را بیشتر میکند.
برخی تحلیلگران این روند را آغاز «جهانیسازی بدون واشنگتن» میدانند؛ مدلی از تجارت جهانی که در آن، زنجیرههای تأمین بهجای کنترل دلار و مقررات آمریکایی، بر پایه توافقهای منطقهای و سازوکارهای مالی مستقل شکل میگیرند.
برای ایران، کاهش وابستگی چین به بازار آمریکا میتواند هم فرصت و هم چالش باشد. از جنبه مثبت، چرخش چین بهسوی بازارهای آسیایی و غرب آسیا، مجالی برای گسترش تجارت مستقیم و استفاده از ظرفیتهای صنعتی دو کشور فراهم میکند. صادرات کالاهای انرژیبر، مواد معدنی و فرآوردههای پتروشیمی ایران میتواند بخشی از خلأ زنجیره تأمین چین را پر کند.
فرصتها و چالشها برای ایران و منطقه
برای ایران، کاهش وابستگی چین به بازار آمریکا میتواند هم فرصت و هم چالش باشد. از جنبه مثبت، چرخش چین بهسوی بازارهای آسیایی و غرب آسیا، مجالی برای گسترش تجارت مستقیم و استفاده از ظرفیتهای صنعتی دو کشور فراهم میکند. صادرات کالاهای انرژیبر، مواد معدنی و فرآوردههای پتروشیمی ایران میتواند بخشی از خلأ زنجیره تأمین چین را پر کند.
همزمان، همکاری در قالب ابتکار «کمربند و جاده» و توافقات منطقهای میتواند به تسهیل جریان کالا و سرمایه منجر شود. در سال ۱۴۰۴، حجم تجارت ایران و چین از مرز ۳۰ میلیارد دلار عبور کرد و انتظار میرود در سال ۱۴۰۵ این رقم رشد بیشتری داشته باشد.
اما چالش نیز وجود دارد. تمرکز چین بر بازارهای متنوع ممکن است منابع سرمایهگذاری مستقیم را میان مناطق متعدد تقسیم کند و سهم ایران از پروژههای بزرگ زیرساختی کمتر شود مگر آنکه با اصلاحات اقتصادی و مزیتهای رقابتی روشنتر همراه گردد.
جهانیسازی تازهای در حال شکلگیری است که بر پایه شبکهای از کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین استوار است، نه قدرتهای سنتی غربی. در این نظم نو، نقش ایران و خاورمیانه بهعنوان حلقه اتصال شرق و غرب اقتصاد جهانی میتواند برجستهتر شود.
جمعبندی؛ آغاز نظم تجاری تازه
کاهش شدید صادرات چین به آمریکا در سال ۲۰۲۵ را باید نه یک شکست، بلکه بخشی از بازتعریف راهبردی اقتصاد جهانی دانست. چین با آگاهی از شکنندگی روابط تجاری با واشنگتن، مسیر خود را بهسوی استقلال اقتصادی و گسترش نفوذ در بازارهای جدید پیش میبرد.
جهانیسازی تازهای در حال شکلگیری است که بر پایه شبکهای از کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین استوار است، نه قدرتهای سنتی غربی. در این نظم نو، نقش ایران و خاورمیانه بهعنوان حلقه اتصال شرق و غرب اقتصاد جهانی میتواند برجستهتر شود، بهشرط آنکه سیاستهای اقتصادی و تجاری کشورها متناسب با این چرخش تاریخی تنظیم گردد.
بهبیان روشنتر، افت صادرات چین به آمریکا شاید پایان یک فصل باشد، اما آغاز دورهای است که در آن تجارت جهانی دیگر با فرمان واشنگتن نمیچرخد؛ بلکه با محوریت آسیا و بازیگران نوظهور، به سوی تعادلی چندمرکزی حرکت میکند.



نظر شما