۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰
سناریوی فشار حداکثری علیه عراق؛ پاسخ شیعیان به پروژه ترامپ برای شکستن پیوند با تهران
بغداد در لبه یک تصمیم تاریخی

سناریوی فشار حداکثری علیه عراق؛ پاسخ شیعیان به پروژه ترامپ برای شکستن پیوند با تهران

آنچه امروز در بغداد جریان دارد، صرفاً یک کشمکش سیاسی یا تغییر دولت نیست؛ بلکه بخشی از نبرد بزرگ‌تری است که آینده موازنه قدرت در منطقه را رقم می‌زند.

بازار؛ گروه بین الملل: عراق در آستانه سال ۱۴۰۵ خورشیدی، وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از فشارهای هم‌زمان امنیتی، اقتصادی و سیاسی شده است؛ از تهدیدهای آشکار دونالد ترامپ پس از طرح نام نوری المالکی به‌عنوان گزینه نخست‌وزیری چارچوب هماهنگی شیعیان، تا مداخله‌جویی لفظی ترکیه علیه الحشد الشعبی، نگرانی عمومی از انتقال عناصر داعش از سوریه و تلاطم بازار ارز. مجموعه این نشانه‌ها حاکی از آن است که بغداد به «گزینه بعدی آمریکا و اسرائیل برای تضعیف مقاومت» تبدیل شده و همین واقعیت، ایده تشکیل یک «کابینه جنگ» را از یک شعار سیاسی به یک ضرورت راهبردی بدل کرده است.

عراق در آستانه سال ۱۴۰۵ خورشیدی، وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از فشارهای هم‌زمان امنیتی، اقتصادی و سیاسی شده است؛ از تهدیدهای آشکار دونالد ترامپ پس از طرح نام نوری المالکی به‌عنوان گزینه نخست‌وزیری چارچوب هماهنگی شیعیان، تا مداخله‌جویی لفظی ترکیه علیه الحشد الشعبی، نگرانی عمومی از انتقال عناصر داعش از سوریه و تلاطم بازار ارز.

عراق در محیطی مملو از بحران‌های هم‌پوشان

عراق امروز با وضعیتی مواجه است که می‌توان آن را «هم‌زمانی بحران‌ها» نامید؛ شرایطی که در آن، فشار خارجی و تنش داخلی یکدیگر را تشدید می‌کنند. معرفی نوری المالکی به‌عنوان نامزد نخست‌وزیری از سوی «چارچوب هماهنگی» نه‌تنها معادلات داخلی شیعیان را وارد فاز تازه‌ای کرد، بلکه واکنش تند دونالد ترامپ را نیز به‌دنبال داشت؛ واکنشی که بار دیگر زبان تهدید اقتصادی و سیاسی علیه بغداد را فعال کرد.

در همین بستر، اظهارات وزیر امور خارجه ترکیه علیه الحشد الشعبی، نشان داد که پرونده عراق صرفاً به آمریکا محدود نیست و بازیگران منطقه‌ای نیز خود را ذی‌حق در مهندسی آینده امنیتی بغداد می‌دانند. این موضع‌گیری‌ها، در کنار اخبار نگران‌کننده درباره انتقال احتمالی عناصر داعش از شمال سوریه به خاک عراق، خاطره تلخ سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶ را در ذهن افکار عمومی زنده کرده است.

از منظر اقتصادی نیز، افزایش نرخ دلار و فشار بر معیشت مردم، به ابزار مکمل فشار سیاسی تبدیل شده است. تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که هرگاه پروژه‌های خارجی برای مهار مقاومت فعال شده، هم‌زمان بازار ارز و نظام مالی عراق نیز دستخوش التهاب شده است. در چنین فضایی، اختلافات درون‌شیعی، اگر مدیریت نشود، می‌تواند همان حلقه مفقوده‌ای باشد که پروژه فشار خارجی به آن نیاز دارد.

معرفی نوری المالکی به‌عنوان نامزد نخست‌وزیری از سوی «چارچوب هماهنگی» نه‌تنها معادلات داخلی شیعیان را وارد فاز تازه‌ای کرد، بلکه واکنش تند دونالد ترامپ را نیز به‌دنبال داشت؛ واکنشی که بار دیگر زبان تهدید اقتصادی و سیاسی علیه بغداد را فعال کرد.

آمریکا و راهبرد «خلع سلاح بدون جنگ»

واشنگتن طی یک سال گذشته، راهبردی را دنبال کرده که می‌توان آن را «خلع سلاح نرم» عراق نامید؛ راهبردی مبتنی بر تهدید، فشار اقتصادی و دیپلماسی موسوم به «چماق و هویج». هدف این سیاست، تضعیف گروه‌های مقاومت بدون ورود مستقیم به درگیری نظامی بوده است؛ الگویی که پیش‌تر در برخی دیگر از کشورهای منطقه نیز آزموده شده است.

توقف یا کاهش عملیات مرتبط با اسناد غزه، در همین چارچوب قابل تحلیل است. آمریکا تلاش کرد با قرار دادن دولت مرکزی در برابر گروه‌های مقاومت، یک دوگانه ساختگی «دولت – مقاومت» ایجاد کند؛ دوگانه‌ای که در صورت موفقیت، می‌توانست مشروعیت مقاومت را در داخل عراق هدف بگیرد. اما این سیاست، نه‌تنها به تضعیف مقاومت منجر نشد، بلکه شکاف بی‌اعتمادی میان بغداد و واشنگتن را عمیق‌تر کرد.

در این فضا، ادامه کار محمد شیاع السودانی، با توجه به حجم کارشکنی‌ها و فشارهای خارجی، از نگاه بخشی از جریان شیعی دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست. کنار گذاشتن او، بیش از آنکه یک تصمیم شخصی یا جناحی باشد، تلاشی برای تطبیق ساختار دولت با مرحله‌ای است که عراق در آن قرار گرفته؛ مرحله‌ای که منطق «مدیریت بحران» جای خود را به «مقابله راهبردی» می‌دهد.

اظهارات وزیر امور خارجه ترکیه علیه الحشد الشعبی، نشان داد که پرونده عراق صرفاً به آمریکا محدود نیست و بازیگران منطقه‌ای نیز خود را ذی‌حق در مهندسی آینده امنیتی بغداد می‌دانند. این موضع‌گیری‌ها، در کنار اخبار نگران‌کننده درباره انتقال احتمالی عناصر داعش از شمال سوریه به خاک عراق، خاطره تلخ سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶ را در ذهن افکار عمومی زنده کرده است.

بغداد در پروژه تفکیک جبهه‌های مقاومت

یکی از محورهای اصلی راهبرد آمریکا و اسرائیل در سال‌های اخیر، «تفکیک جبهه‌های مقاومت» بوده است؛ به این معنا که هر پایتخت به‌صورت جداگانه و در زمان مناسب تحت فشار قرار گیرد. پس از غزه، دمشق و بیروت، اکنون نشانه‌ها حاکی از آن است که شمارش معکوس برای بغداد آغاز شده است.

اصرار چارچوب هماهنگی بر نامزدی نوری المالکی، در این میان، یک پیام سیاسی روشن دارد: شیعیان عراق حاضر نیستند در برابر تهدید خارجی عقب‌نشینی کنند. با این حال، همین اصرار می‌تواند جرقه ورود به فاز جدیدی از تقابل با دولت احتمالی ترامپ باشد؛ دولتی که پیش‌تر نیز عراق را به تحریم‌های مالی و بانکی تهدید کرده بود.

در همین راستا، جابه‌جایی نیروهای آمریکایی از پایگاه عین‌الاسد به اقلیم کردستان، بیش از آنکه نشانه کاهش حضور نظامی باشد، نوعی آرایش جدید برای شرایط بحرانی تلقی می‌شود. این اقدام، به‌زعم بسیاری از تحلیلگران، تمهیدی برای لحظه بروز درگیری است؛ لحظه‌ای که دیپلماسی «چماق و هویج» دیگر کارایی ندارد.

شکست دیپلماسی ترامپ و نشانه‌های تغییر فاز

ماموریت فرستاده ویژه دونالد ترامپ به عراق، قرار بود با ترکیبی از تهدید و امتیازدهی، بغداد را از محور مقاومت دور کند. اما شواهد میدانی نشان می‌دهد این مأموریت با شکست مواجه شده است. انتشار اخباری درباره کنار گذاشتن «ساوایا» – که از او به‌عنوان یکی از مهره‌های کلیدی این پروژه یاد می‌شد – نشانه‌ای از ناکامی این رویکرد است.

در واقع، واشنگتن تصور می‌کرد می‌تواند با اعمال فشار تدریجی، بدون پرداخت هزینه امنیتی، معادله قدرت در عراق را تغییر دهد. اما پیچیدگی ساختار سیاسی عراق، پیوند عمیق مقاومت با جامعه و تجربه تاریخی شیعیان از مداخلات خارجی، این محاسبه را برهم زد.

این شکست، آمریکا را در برابر یک انتخاب دشوار قرار داده است: یا پذیرش واقعیت‌های میدانی عراق، یا حرکت به‌سوی فشارهای سخت‌تر. هر دو گزینه، پیامدهای سنگینی برای ثبات منطقه خواهد داشت و همین امر، ضرورت آمادگی بغداد برای سناریوهای سخت را دوچندان می‌کند.

در چنین شرایطی، عراق نمی‌تواند با دولتی که صرفاً بر ادعای بی‌طرفی تکیه دارد، از این طوفان عبور کند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که «بی‌طرفی» در برابر پروژه‌های آمریکایی، عملاً به نفع واشنگتن تمام می‌شود. از این رو، ایده «کابینه جنگ» ناظر بر ضرورت وجود دولتی است که بتواند تصمیم‌های سریع، قاطع و هماهنگ با محور مقاومت اتخاذ کند.

از آمادگی میدانی تا ضرورت «ناخدای مطمئن»

کنش‌های اخیر گروه‌هایی مانند نجباء و کتائب حزب‌الله در زمینه نام‌نویسی نیروهای استشهادی، در خلأ اتفاق نیفتاده است. این اقدامات، بازتابی از درک مشترک نیروهای مقاومت نسبت به احتمال ورود منطقه به یک فاز پرتنش جدید است؛ احتمالی که رهبر انقلاب اسلامی نیز در صورت «حماقت ترامپ» از آن به‌عنوان «جنگ منطقه‌ای» یاد کرده‌اند.

در چنین شرایطی، عراق نمی‌تواند با دولتی که صرفاً بر ادعای بی‌طرفی تکیه دارد، از این طوفان عبور کند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که «بی‌طرفی» در برابر پروژه‌های آمریکایی، عملاً به نفع واشنگتن تمام می‌شود. از این رو، ایده «کابینه جنگ» ناظر بر ضرورت وجود دولتی است که بتواند تصمیم‌های سریع، قاطع و هماهنگ با محور مقاومت اتخاذ کند.

این کابینه، بیش از هر چیز، نیازمند «ناخدایی مطمئن» است؛ فرد یا جریانی که هم از پشتوانه سیاسی و اجتماعی برخوردار باشد و هم در برابر فشار خارجی دچار تردید نشود. چنین دولتی، نه‌تنها برای مقابله با تهدیدات امنیتی، بلکه برای مدیریت جنگ اقتصادی و روانی نیز ضروری است.

شیعیان عراق امروز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که سرنوشت بغداد و تهران به‌گونه‌ای گره خورده است که جداسازی آن‌ها، صرفاً یک توهم آمریکایی است. تجربه نشان داده است هرگاه فشار بر ایران افزایش یافته، عراق نیز به‌عنوان حلقه مکمل هدف قرار گرفته و بالعکس.

پیوند سرنوشت تهران و بغداد؛ جمع‌بندی راهبردی

شیعیان عراق امروز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که سرنوشت بغداد و تهران به‌گونه‌ای گره خورده است که جداسازی آن‌ها، صرفاً یک توهم آمریکایی است. تجربه نشان داده است هرگاه فشار بر ایران افزایش یافته، عراق نیز به‌عنوان حلقه مکمل هدف قرار گرفته و بالعکس.

پیشنهاد واشنگتن مبنی بر «رهایی عراق از مشکلات از مسیر جدایی از ایران»، در واقع پوششی برای پروژه‌ای عمیق‌تر است: تضعیف جایگاه شیعیان در ساختار قدرت عراق. آمریکا به‌خوبی می‌داند که حذف یا تضعیف پیوند راهبردی بغداد–تهران، راه را برای بازآرایی سیاسی عراق به زیان مقاومت هموار می‌کند.

در نهایت، آنچه امروز در بغداد جریان دارد، صرفاً یک کشمکش سیاسی یا تغییر دولت نیست؛ بلکه بخشی از نبرد بزرگ‌تری است که آینده موازنه قدرت در منطقه را رقم می‌زند. «کابینه جنگ» در عراق، نه نشانه تمایل به درگیری، بلکه تلاشی برای بازدارندگی و عبور کم‌هزینه از یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر این کشور است؛ بزنگاهی که در آن، هر خطای محاسباتی می‌تواند هزینه‌ای فراتر از مرزهای عراق داشته باشد.

کد خبر: ۳۹۲٬۸۱۵

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha