۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
اوره ایران در مدار ۴۳۰ دلار فوب؛ مناقصه‌ها چه می‌گویند و ریسک گاز تا کجا قیمت را می‌برد؟
سیگنال‌های تازه از مناقصات صادراتی و بازگشت تدریجی تولید در صنعت اوره ایران

اوره ایران در مدار ۴۳۰ دلار فوب؛ مناقصه‌ها چه می‌گویند و ریسک گاز تا کجا قیمت را می‌برد؟

بازار اوره ایران در حال حاضر بیش از هر چیز «بازار گاز» است. نرخ‌های ۴۳۰ دلاری فوب، نه سقف‌اند و نه کف قطعی؛ بلکه نقطه تعادلی موقت میان ریسک عرضه داخلی و کشش تقاضای منطقه‌ای‌اند.

بازار؛ گروه آب و انرژی: فروش‌های جدید پردیس و لردگان در محدوده ۴۲۶.۵ تا ۴۳۲ دلار/تن فوب، همراه با برآورد کاهش تولید ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار تنی از اواخر دسامبر، دوباره «ریسک گاز» را به عامل اصلی قیمت‌گذاری اوره ایران تبدیل کرده است؛ هم‌زمان نشانه‌هایی از بهبود عرضه گاز و ازسرگیری بخشی از تولید رازی، تصویر پیچیده‌تری از توازن عرضه و تقاضا برای نیمه نخست مارس ارائه می‌دهد.

بازار اوره در حال «کشف قیمت» در یک کریدور نسبتاً فشرده است؛ کریدوری که برای ایران، در این مقطع، بیشتر از آن‌که تابع هزینه تمام‌شده باشد تابع «ریسک عرضه» است.

جمع‌بندی معامله‌ها: چرا محدوده ۴۳۰ دلار فوب مهم است؟

در تازه‌ترین تحولات بازار، شرکت پردیس ۳۰ هزار تن اوره را با قیمت ۴۳۲ دلار به‌ازای هر تن فوب، از مسیر مناقصه و برای بارگیری در نیمه اول مارس به ترکیه فروخته است. هم‌زمان، شرکت لردگان نیز ۲۰ هزار تن اوره گرانوله را در مناقصه با نرخ ۴۲۶.۵۰ دلار/تن فوب به فروش رسانده است. خودِ اختلاف قیمتی محدود میان دو محموله، از یک‌سو به تفاوت‌های پرمیوم کیفی/گرانول، برنامه بارگیری، ریسک اجرا و شروط پرداخت برمی‌گردد و از سوی دیگر، نشان می‌دهد بازار در حال «کشف قیمت» در یک کریدور نسبتاً فشرده است؛ کریدوری که برای ایران، در این مقطع، بیشتر از آن‌که تابع هزینه تمام‌شده باشد تابع «ریسک عرضه» است.

اهمیت محدوده ۴۳۰ دلار فوب زمانی پررنگ‌تر می‌شود که آن را در قاب قیمت‌های جهانی ببینیم. بر اساس داده‌های بازار که در اوایل فوریه ۲۰۲۶ در منابع بین‌المللی بازتاب یافته، قیمت شاخص اوره در سطحی حوالی ۴۵۲.۵ دلار/تن گزارش شده است. این فاصله، به‌طور معمول، با هزینه حمل، ریسک‌های لجستیک و تأمین، و همچنین تخفیف/پرمیوم مقصد (در اینجا ترکیه) پر می‌شود. به بیان دیگر، نرخ‌های ۴۲۶.۵ تا ۴۳۲ فوب، هم‌زمان دو پیام دارند: نخست این‌که تقاضای منطقه‌ای (به‌ویژه در حاشیه مدیترانه/ترکیه) هنوز برای جذب محموله ایران فعال است؛ دوم این‌که بازار جهانی، به‌سبب حساسیت بالا به شوک‌های گاز و دسترسی به ظرفیت، حاضر است ریسک عرضه را در قیمت‌ها منعکس کند.

بازار اوره ایران در زمستان و ابتدای بهار، بیشتر از آن‌که به ظرفیت اسمی متکی باشد به «قابلیت دسترسی عملیاتی» گره خورده است. حضور هم‌زمان چند تولیدکننده در مناقصه، به خودی خود نشانه وفور پایدار نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه تلاش برای بازیابی سهم بازار و نقدشوندگی در لحظه‌ای باشد که پنجره تقاضای منطقه‌ای (از جمله ترکیه) باز است.

چهار تولیدکننده، یک پیام: موجودیِ «بازگشتی از داخل» چگونه بازار را تغییر می‌دهد؟

طبق اطلاعات منتشرشده، علاوه بر پردیس و لردگان، دو تولیدکننده ایرانی دیگر نیز برای فروش اوره گرانوله از طریق مناقصه در بازار حضور داشته‌اند. نکته کلیدی این است که این محموله‌ها «باقیمانده‌ای» هستند که قبلاً به بازار داخلی تخصیص یافته و به فروش نرفته بودند. همین جزئیات، از منظر تحلیل عرضه، بسیار معنادار است؛ زیرا نشان می‌دهد بخشی از حجم صادراتی فعلی، نه از یک برنامه صادراتی پایدار، بلکه از بازتنظیم سبد فروش بین داخل و خارج به‌وجود آمده است.

این سازوکار دو اثر هم‌زمان دارد. اثر نخست، کوتاه‌مدت و کاهنده بر قیمت‌های پیشنهادی است: وقتی حجم‌هایی که برای داخل کنار گذاشته شده بود ناگهان به بازار صادراتی می‌آید، فروشنده ممکن است برای تبدیل سریع موجودی به نقدینگی، انعطاف بیشتری در قیمت نشان دهد. اثر دوم، میان‌مدت و افزاینده بر ریسک است: چون این نوع عرضه، ذاتاً تکرارشونده و قابل اتکا نیست، خریداران خارجی آن را به‌عنوان «عرضه پایدار» در مدل‌های تامین خود لحاظ نمی‌کنند و بنابراین در دوره‌های بعدی، کوچک‌ترین خبر منفی از گاز یا تولید می‌تواند پرمیوم ریسک را دوباره بالا ببرد.

برای مخاطب حرفه‌ای، پیام استراتژیک این است که بازار اوره ایران در زمستان و ابتدای بهار، بیشتر از آن‌که به ظرفیت اسمی متکی باشد به «قابلیت دسترسی عملیاتی» گره خورده است. حضور هم‌زمان چند تولیدکننده در مناقصه، به خودی خود نشانه وفور پایدار نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه تلاش برای بازیابی سهم بازار و نقدشوندگی در لحظه‌ای باشد که پنجره تقاضای منطقه‌ای (از جمله ترکیه) باز است.

معامله‌گران اشاره کرده‌اند که عرضه گاز در کشور ممکن است شروع به بهبود کند، اما هنوز هیچ اعلام رسمی از سوی دولت یا تولیدکنندگان منتشر نشده است. این فاصله میان «سیگنال‌های غیررسمی» و «تأیید رسمی»، دقیقاً همان شکافی است که بازارهای کالایی در آن پرمیوم ریسک می‌سازند؛ زیرا در صنعت اوره، گاز نه‌تنها خوراک و سوخت، بلکه تعیین‌کننده نرخ بهره‌برداری و قابلیت تحویل به‌موقع است.

ریسک گاز: از «گمانه بهبود» تا عدد بزرگِ کاهش تولید

معامله‌گران اشاره کرده‌اند که عرضه گاز در کشور ممکن است شروع به بهبود کند، اما هنوز هیچ اعلام رسمی از سوی دولت یا تولیدکنندگان منتشر نشده است. این فاصله میان «سیگنال‌های غیررسمی» و «تأیید رسمی»، دقیقاً همان شکافی است که بازارهای کالایی در آن پرمیوم ریسک می‌سازند؛ زیرا در صنعت اوره، گاز نه‌تنها خوراک و سوخت، بلکه تعیین‌کننده نرخ بهره‌برداری و قابلیت تحویل به‌موقع است.

در همین زمینه، بر اساس برآورد Argus، مجموع کاهش تولید ایران از ۱۷ دسامبر تاکنون حداقل ۸۰۰ هزار تا ۹۰۰ هزار تن بوده است. این عدد، صرفاً یک آمار توصیفی نیست؛ بلکه معادل یک شوک معنادار در عرضه قابل تجارت منطقه‌ای است، به‌ویژه در بازاری که جریان‌های آن با مناقصه‌های چند ده هزار تنی شکل می‌گیرد. اگر آن را به زبان بازار ترجمه کنیم، یعنی چندین محموله بزرگ که می‌توانستند در چرخه صادراتی ظاهر شوند، حذف یا به تعویق افتاده‌اند؛ نتیجه طبیعی این وضعیت، افزایش حساسیت قیمت به هر خبر کوچک درباره گاز، تعمیرات، یا راه‌اندازی مجدد واحدهاست.

از منظر کلان انرژی نیز باید توجه کرد که ایران یکی از بازیگران بزرگ گاز طبیعی جهان است. طبق گزارش «Country Analysis Brief» اداره اطلاعات انرژی آمریکا، تولید گاز خشک ایران در سال ۲۰۲۳ به حدود ۹.۴ تریلیون فوت مکعب رسیده است. با این حال، وفور منابع یا حتی تولید بالا، لزوماً به معنی دسترسی پایدار صنایع پایین‌دستی به گاز نیست؛ محدودیت‌های فصلی، اولویت‌بندی مصرف، افت فشار در برخی میدان‌ها، و قیود شبکه انتقال می‌توانند در زمستان، صنایع گازبر مانند آمونیاک/اوره را در معرض محدودیت قرار دهند. بنابراین، گره اصلی بازار نه «وجود گاز»، بلکه «قابلیت تخصیص پایدار گاز به صنعت» است؛ همان نقطه‌ای که قیمت‌های فوب ایران را در عمل تعیین می‌کند.

محدودیت‌های فصلی، اولویت‌بندی مصرف، افت فشار در برخی میدان‌ها، و قیود شبکه انتقال می‌توانند در زمستان، صنایع گازبر مانند آمونیاک/اوره را در معرض محدودیت قرار دهند. بنابراین، گره اصلی بازار نه «وجود گاز»، بلکه «قابلیت تخصیص پایدار گاز به صنعت» است؛ همان نقطه‌ای که قیمت‌های فوب ایران را در عمل تعیین می‌کند.

رازی و بازگشت تدریجی تولید: آیا نقطه چرخش نزدیک است؟

در سمت عرضه، خبر مهم این است که شرکت رازی که دسترسی مستقیم به برخی میدان‌های گازی دارد، این هفته تولید یکی از سه واحد آمونیاک خود را از سر گرفته است. اهمیت این اتفاق از دو جنبه است. نخست، از حیث فنی و زنجیره ارزش: آمونیاک گلوگاه تولید اوره است و بازگشت حتی یک واحد می‌تواند نرخ تبدیل خوراک به محصول نهایی را در سطح مجتمع بالا ببرد و در ادامه، برنامه‌ریزی برای فروش اوره را امکان‌پذیرتر کند. دوم، از حیث سیگنال‌دهی به بازار: وقتی یک تولیدکننده با مزیت دسترسی به گاز، زودتر از دیگران احیا می‌شود، بازار این را به‌عنوان نشانه‌ای از «امکان بهبود» می‌خواند، اما در عین حال می‌داند این بهبود ممکن است نامتقارن باشد؛ یعنی همه تولیدکنندگان به یک اندازه و هم‌زمان به ظرفیت بازنگردند.

برای تحلیل‌گر حرفه‌ای، پرسش کلیدی این نیست که آیا یک واحد راه افتاده است یا نه، بلکه این است که «پایداری خوراک» و «قابلیت تداوم تولید» چگونه خواهد بود. اگر بهبود گاز مقطعی باشد، تولید هم نوسانی می‌ماند و فروش‌های صادراتی بیشتر به شکل محموله‌های فرصت‌محور ظاهر می‌شود. اما اگر یک روند پایدار تخصیص گاز شکل بگیرد، آنگاه می‌توان انتظار داشت که فروش‌های مناقصه‌ای به برنامه‌های منظم‌تر تبدیل شوند و فشار عرضه، به‌ویژه در گرید گرانوله، رفتار قیمت را تغییر دهد.

نکته مکمل این است که بازار جهانی کودهای نیتروژنه در حال ورود به دوره‌ای است که ظرفیت‌های جدید و بازیابی تولید در برخی مناطق، با ریسک‌های انرژی رقابت می‌کند. در گزارش چشم‌انداز میان‌مدت IFA (۲۰۲۵-۲۰۲۹) اشاره شده که تولید جهانی کودها در ۲۰۲۴ به حدود ۲۰۱ میلیون تن رسیده و رشد تولید در کشورهایی مانند چین، روسیه، ایران و نیجریه برجسته بوده است. چنین پس‌زمینه‌ای یعنی هر نشانه‌ای از بازگشت ظرفیت در ایران، فقط یک خبر داخلی نیست؛ بلکه قطعه‌ای از پازل عرضه جهانی است که می‌تواند روی پرمیوم‌های منطقه‌ای و مسیرهای آربیتراژی اثر بگذارد.

بازار جهانی کودهای نیتروژنه در حال ورود به دوره‌ای است که ظرفیت‌های جدید و بازیابی تولید در برخی مناطق، با ریسک‌های انرژی رقابت می‌کند. در گزارش چشم‌انداز میان‌مدت IFA (۲۰۲۵-۲۰۲۹) اشاره شده که تولید جهانی کودها در ۲۰۲۴ به حدود ۲۰۱ میلیون تن رسیده و رشد تولید در کشورهایی مانند چین، روسیه، ایران و نیجریه برجسته بوده است. چنین پس‌زمینه‌ای یعنی هر نشانه‌ای از بازگشت ظرفیت در ایران، فقط یک خبر داخلی نیست؛ بلکه قطعه‌ای از پازل عرضه جهانی است که می‌تواند روی پرمیوم‌های منطقه‌ای و مسیرهای آربیتراژی اثر بگذارد.

پیوند ایران–ترکیه: مناقصه‌ها، آربیتراژ و منطق خرید مقصد

این‌که محموله ۳۰ هزار تنی پردیس به ترکیه فروخته شده، اهمیت ژئو-بازاری دارد. ترکیه در نقش یک بازار مصرفی نزدیک، از مزیت‌های لجستیکی نسبت به بسیاری مقاصد دورتر برخوردار است؛ به همین دلیل، در دوره‌هایی که بازار با نااطمینانی عرضه مواجه است، مقصدهای نزدیک‌تر می‌توانند سریع‌تر تصمیم بگیرند و قرارداد ببندند. منطق خریدار ترک معمولاً ترکیبی از نیاز فصلی، نرخ‌های جایگزین (از دریای سیاه، خاورمیانه یا حتی مسیرهای دورتر)، و ارزیابی ریسک تحویل است. وقتی نرخ فوب ایران در محدوده ۴۳۰ دلار شکل می‌گیرد، خریدار با محاسبه کرایه، بیمه، زمان تحویل و ریسک‌های عملیاتی، آن را با گزینه‌های دیگر مقایسه می‌کند و اگر مزیت نسبی برقرار باشد، پنجره خرید را از دست نمی‌دهد.

در سوی دیگر، فروشنده ایرانی نیز با یک انتخاب بهینه‌سازی مواجه است: فروش به مقصد نزدیک می‌تواند ریسک لجستیکی و زمان گردش نقد را کاهش دهد، اما هم‌زمان ممکن است به معنی چشم‌پوشی از پرمیوم‌های بالقوه در مقاصد دورتر باشد. در شرایطی که عدم قطعیت گاز بالاست و برنامه تولید ممکن است تغییر کند، «قطعیت اجرای قرارداد» معمولاً بر «بیشینه‌سازی قیمت اسمی» ترجیح داده می‌شود. به همین دلیل، مناقصه‌های اخیر را می‌توان نه فقط به‌عنوان معاملات منفرد، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از اولویت‌گذاری فروشندگان بر مدیریت ریسک و نقدشوندگی تحلیل کرد.

این پیوند ایران–ترکیه همچنین از منظر رقابت منطقه‌ای مهم است. هرچه ایران بتواند جریان منظم‌تری به ترکیه برقرار کند، می‌تواند در تعیین قیمت‌های مرجع منطقه‌ای اثرگذارتر شود. اما اگر عرضه ایران به دلیل گاز نوسانی بماند، ترکیه نیز ناچار است سبد تأمین خود را متنوع کند و این امر می‌تواند دست فروشنده ایرانی را در مذاکرات بعدی کوتاه‌تر کند. بنابراین، «پایداری عرضه» همان اهرمی است که تعیین می‌کند فروش‌های ۴۳۰ دلاری به یک کف/کریدور پایدار تبدیل شوند یا صرفاً یک نقطه در نمودار نوسانی بازار بمانند.

برای نیمه اول مارس، بازار اوره ایران در یک تعادل ناپایدار حرکت می‌کند: از یک سو، فروش‌های انجام‌شده در محدوده ۴۲۶.۵ تا ۴۳۲ دلار فوب نشان می‌دهد تقاضا حاضر است در این سطوح معامله کند؛ از سوی دیگر، برآورد کاهش تولید ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار تنی از ۱۷ دسامبر تا امروز، یادآور این است که هر اختلال جدید می‌تواند بازار را به سرعت از فاز رقابتی به فاز کمبود ببرد.

چشم‌انداز کوتاه‌مدت قیمت و استراتژی بازار: چه باید رصد کرد؟

برای نیمه اول مارس، بازار اوره ایران در یک تعادل ناپایدار حرکت می‌کند: از یک سو، فروش‌های انجام‌شده در محدوده ۴۲۶.۵ تا ۴۳۲ دلار فوب نشان می‌دهد تقاضا حاضر است در این سطوح معامله کند؛ از سوی دیگر، برآورد کاهش تولید ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار تنی از ۱۷ دسامبر تا امروز، یادآور این است که هر اختلال جدید می‌تواند بازار را به سرعت از فاز رقابتی به فاز کمبود ببرد. در سطح جهانی نیز قیمت‌های گزارش‌شده اوایل فوریه ۲۰۲۶ در حوالی ۴۵۲.۵ دلار/تن، فضای ذهنی بازار را برای پذیرش قیمت‌های بالاتر آماده نگه می‌دارد؛ به‌خصوص اگر ریسک انرژی یا محدودیت عرضه در چند نقطه هم‌زمان فعال شود.

برای تصمیم‌گیری نخبگانی، چند متغیر کلیدی باید پیوسته پایش شود. نخست، هرگونه اعلام رسمی درباره بهبود عرضه گاز و نحوه تخصیص آن به صنایع؛ چون فاصله «گمانه» تا «سیاست رسمی» همان جایی است که بازار قیمت را بالا و پایین می‌کند. دوم، شواهد عملی از نرخ‌های بهره‌برداری مجتمع‌ها: راه‌اندازی یک واحد آمونیاک در رازی خبر خوبی است، اما بازار به تداوم آن و به راه افتادن واحدهای دیگر واکنش قوی‌تری نشان می‌دهد. سوم، رفتار مناقصه‌ها: اگر طی چند هفته آینده مناقصه‌های بیشتری با حجم‌های بالاتر و شرایط سخت‌گیرانه‌تر فروشنده (از نظر پرداخت/تحویل) انجام شود، می‌تواند نشانه بازگشت قدرت قیمت‌گذاری باشد؛ و اگر برعکس، تخفیف‌ها یا انعطاف زیاد شود، می‌تواند به معنی فشار فروش یا عدم اطمینان تولید باشد. چهارم، وضعیت تقاضای منطقه‌ای به‌ویژه ترکیه و مدیترانه: نزدیک شدن به فصل مصرف کشاورزی و سیاست‌های وارداتی/مالیاتی می‌تواند شکل‌گیری پرمیوم مقصد را تغییر دهد.

جمع‌بندی اینکه بازار اوره ایران در حال حاضر بیش از هر چیز «بازار گاز» است. نرخ‌های ۴۳۰ دلاری فوب، نه سقف‌اند و نه کف قطعی؛ بلکه نقطه تعادلی موقت میان ریسک عرضه داخلی و کشش تقاضای منطقه‌ای‌اند. اگر بهبود گاز رسمیت پیدا کند و تولید پایدار شود، احتمالاً شاهد افزایش عرضه و رقابت بیشتر در مناقصه‌ها خواهیم بود؛ اما اگر عدم قطعیت ادامه یابد، همان کاهش تولید انباشته می‌تواند در یک بازه کوتاه، قیمت‌ها را دوباره به سمت پرمیوم‌های بالاتر هل دهد—به‌ویژه در شرایطی که بازار جهانی نیز نسبت به شوک‌های انرژی حساس باقی مانده است.

کد خبر: ۳۹۲٬۰۷۵

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha