۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶:۰۰
رمزگشایی از اهداف سفر ونس به قفقاز جنوبی؛ کریدور زنگزور محور راهبردی واشنگتن
بازار گزارش می‌دهد؛

رمزگشایی از اهداف سفر ونس به قفقاز جنوبی؛ کریدور زنگزور محور راهبردی واشنگتن

دکترین TRIPP ابتکاری است که فراتر از یک پروژه زیرساختی یا یک مسیر حمل و نقل صرف بوده و هدف آن غلبه بر بن‌بست ژئوپلیتیکی از طریق منطق تجاری و سرمایه‌گذاری است.

بازار؛ گروه بین‌الملل: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده است که جی دی ونس، معاونش در ماه فوریه به ارمنستان و جمهوری آذربایجان سفر خواهد کرد. ونس ارشدترین مقام آمریکایی است که از زمان سفر سال ۲۰۰۵ جورج دبلیو بوش به گرجستان به منطقه آسیای میانه و قفقاز سفر می‌کند. براساس اعلام ترامپ، هدف از سفر ونس تقویت به اصطلاح تلاش‌های صلح و پیشبرد «مسیر ترامپ» (Trump Route) برای صلح و آسایش بین‌المللی است. «مسیر ترامپ» که با نام اختصاری TRIPP نیز شناخته می‌شود، طرحی برای ایجاد ارتباط بین جمهوری آذربایجان و نخجوان از طریق خاک ارمنستان است.

از جمله محورهای احتمالی این سفر معاون ترامپ به منطقه قفقاز براساس اعلام رئیس جمهوری آمریکا، طرح مشارکت استراتژیک واشنگتن با جمهموری آذربایجان، حصول توافق‌نامه برای همکاری هسته‌ای صلح‌آمیز با ارمنستان، معاملاتی برای تولیدکنندگان بزرگ «نیمه‌هادی» و فروش تجهیزات دفاعی ساخت آمریکا، مانند جلیقه ضد گلوله و قایق و موارد دیگر، به جمهوری آذربایجان خواهد بود.

اهداف راهبردی سفر ونس

به باور کارشناسان، سفر پر سر و صدای جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، به باکو و ایروان در فوریه ۲۰۲۶، نقطه عطفی در بن‌بست ژئوپلیتیکی چنددهه‌ای قفقاز جنوبی محسوب می‌شود و به عنوان ملموس‌ترین اقدام در راستای تحول در معماری امنیتی منطقه است. این اقدام دیپلماتیک نشان می‌دهد که واشنگتن در سیاست‌های منطقه‌ای خود از نقش یک «میانجی» یا «ناظر» صرف فراتر رفته و به یک ذینفع مستقیم در فرآیندهای فیزیکی و اقتصادی صحنه تبدیل شده است. این دوره جدید که با اعلامیه صلح آگوست ۲۰۲۵ و متعاقباً پیش‌نویس معاهده صلح امضا شده شکل گرفت، پایداری صلح را نه بر اساس توازن نظامی، بلکه بر اساس ادغام اقتصادی و وابستگی متقابل بنا می‌کند.

در مرکز و کانون این تحول راهبردی، «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی» یا TRIPP قرار دارد که به عنوان ملموس‌ترین نمود تغییر سیاست خارجی ایالات متحده از درک کلاسیک تضمین امنیت به سمت مدلی از تضمین اقتصادی عمل می‌کند. این فرآیند با قراردادن روند صلح روی ریل سیاست قفقاز، به دنبال تبدیل منطقه به یک جزء ضروری از شبکه‌های لجستیک جهانی است. با این حال، موفقیت این معماری جدید بر پایه شکننده‌ای است که توسط آسیب‌های تاریخی، پویایی‌های سیاسی داخلی و مقاومت بازیگران منطقه شکل گرفته است.

مسئله کریدور زنگزور که سال‌ها حل نشده باقی مانده و کشورهای منطقه را در آستانه رویارویی نظامی نگه داشته است، از طریق این دکترین و با استفاده از یک مدل نوآورانه که حقوق حاکمیتی هر دو طرف را در نظر می‌گیرد، مورد بررسی قرار می‌گیرد. از طریق این اقدام، واشنگتن نقش معمار را در گذار از مدیریت درگیری به ایجاد رفاه ایفا می‌کند و همزمان راهبرد تقویت کریدور میانی را به اجرا درمی‌آورد که روسیه و ایران را دور می‌زند.

براساس گزارش مرکز آنکسام؛ دکترین TRIPP را می‌توان به عنوان ابتکاری در نظر گرفت که فراتر از یک پروژه زیرساختی یا یک مسیر حمل و نقل صرف بوده و هدف آن غلبه بر بن‌بست ژئوپلیتیکی از طریق منطق تجاری و سرمایه‌گذاری استراتژیک است. مسئله کریدور زنگزور که سال‌ها حل نشده باقی مانده و کشورهای منطقه را در آستانه رویارویی نظامی نگه داشته است، از طریق این دکترین و با استفاده از یک مدل نوآورانه که حقوق حاکمیتی هر دو طرف را در نظر می‌گیرد، مورد بررسی قرار می‌گیرد. از طریق این اقدام، واشنگتن نقش معمار را در گذار از مدیریت درگیری به ایجاد رفاه ایفا می‌کند و همزمان راهبرد تقویت کریدور میانی را به اجرا درمی‌آورد که روسیه و ایران را دور می‌زند.

یکی از مهمترین جنبه‌های TRIPP، ساختار مالکیت و حاکمیت این کریدور است. تأسیس شرکت توسعه TRIPP، تعامل واشنگتن در منطقه را از حمایت دیپلماتیک موقت به یک تعهد نهادی بلندمدت تبدیل کرده است. طبق این توافق، اختصاص ۷۴ درصد از سهام این شرکت به ایالات متحده و ۲۶ درصد به ارمنستان برای دوره اولیه چهل و نه ساله، استانداردهای امنیتی و عملیاتی پروژه را مستقیماً به منافع ملی آمریکا و هنجارهای قانونی غرب پیوند می‌دهد. این ساختار، حقوق حاکمیتی ارمنستان بر قلمرو خود را تضمین و همزمان تقاضای آذربایجان برای دسترسی بدون مانع به نخجوان تحت ضمانت بین‌المللی را برآورده می‌سازد. در نتیجه، این پروژه به جای یک کریدور صرفاً نظامی، هویت یک کریدور توسعه چندوجهی شامل راه‌آهن، بزرگراه‌ها، خطوط لوله انرژی و زیرساخت‌های دیجیتال فیبر نوری را به خود می‌گیرد.

همچنین این معماری اقتصادی جدید از نظر ساختاری، انحصار لجستیکی و امنیتی روسیه تضعیف می‌کند که دهه‌ها در قفقاز جنوبی حاکم بوده است. بزرگترین اهرم کرملین در منطقه یعنی جایگاه آن به عنوان «داور ضروری» با ظهور TRIPP شروع به از دست دادن کارایی خود کرده است. در حالی که توافق آتش‌بس ۲۰۲۰ کنترل این کریدور را تحت نظارت گارد مرزی FSB روسیه قرار داد و عملاً زیرساخت‌های حیاتی منطقه را به نظارت دستگاه امنیتی روسیه محدود کرد، اما اجرای کنسرسیوم تحت رهبری آمریکا از سال ۲۰۲۶، این معادله را اساساً تغییر داده است. استانداردهای عملیاتی غربی، کنترل‌های گمرکی دیجیتال و فرآیندهای مدیریت لجستیک شفاف، حضور فیزیکی روسیه در میدان را کاهش می دهد و در نتیجه نفوذ راهبردی مسکو بر منطقه را از بین می‌برد.

بارزترین نمود این فرسایش، اولتیماتوم تند نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان، به شرکت دولتی روسیِ اداره‌کننده راه‌آهن ارمنستان است که اعلام کرد؛ «یا باید خطوط را نوسازی کند یا خودمان این کار را انجام خواهیم داد». این چالش، نشان دهنده درک ایروان از این امر است که اکنون جایگزین واقعی برای مسکو پیدا کرده و مصمم به کاهش وابستگی راهبردی خود است. در واقع، رقابت مشاهده شده در نوامبر ۲۰۲۵ بین قطارهای باری روسیه و قزاقستان که گندم را از طریق آذربایجان به ارمنستان منتقل می‌کردند، نشان داد که ساختار انحصاری در بخش لجستیک، جای خود را به یک بازار رقابتی داده است.

همچنین، واکنش بازیگران منطقه‌ای به این پیکربندی جدید، پویایی‌های اصلی را تشکیل می‌دهد که مسیر آینده پروژه را تعیین می‌کند. برای ارمنستان، TRIPP نمایانگر «دروازه وجودی» است که وسیله‌ای برای غلبه بر انزوای تاریخی این کشور و فرار از وابستگی امنیتی نامتقارن آن به روسیه ارائه می‌دهد. اما برای دولت پاشینیان، این فرآیند همزمان خطرات سیاسی داخلی قابل توجهی را به همراه دارد. موفقیت نهایی توافق صلح و پروژه منوط به تصمیم‌های حساسی مانند همه‌پرسی قانون اساسی برنامه‌ریزی شده در ارمنستان و انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ است. در مقابل، آذربایجان پیروزی نظامی خود را با دیپلماتیک ترکیب کرده و مسئله «زنگزور» را از یک منبع تنش به یک پروژه لجستیک جهانی تبدیل کرده است.

تهران TRIPP را به عنوان یک «گره ژئوپلیتیکی» علیه امنیت ملی خود می‌داند و ظهور یک کریدور تحت مدیریت ایالات متحده در امتداد مرز شمالی خود و تضعیف نقش ترانزیتی سنتی ایران را تهدیدی بزرگ محسوب می‌کند. بزرگراه شمال-جنوب ساخته شده توسط ایران در استان سیونیک که از مسیر TRIPP عبور می‌کند، به عنوان نمود بارز رقابت ژئوپلیتیکی در منطقه است.

در این میان، ترکیه از طریق این پروژه فرصت را برای تحقق چشم‌انداز راهبردی خود در دستیابی مستقیم به جهان ترک در آسیای مرکزی با دور زدن ایران غنیمت شمرده است. این تحول، جایگاه مرکزی آنکارا را در ژئوپلیتیک اوراسیا تقویت می‌کند و TRIPP را با اهداف راهبردی ترکیه همسو می‌سازد. اما در جبهه ایران، وضعیت برعکس است. تهران TRIPP را به عنوان یک «گره ژئوپلیتیکی» علیه امنیت ملی خود می‌داند و ظهور یک کریدور تحت مدیریت ایالات متحده در امتداد مرز شمالی خود و تضعیف نقش ترانزیتی سنتی ایران را تهدیدی بزرگ محسوب می‌کند. بزرگراه شمال-جنوب ساخته شده توسط ایران در استان سیونیک که از مسیر TRIPP عبور می‌کند، به عنوان نمود بارز رقابت ژئوپلیتیکی در منطقه است.

در نتیجه، این روند با سفر معاون رئیس جمهور ونس به قفقاز ادامه خواهد یافت و معنای صلح در قفقاز را در قرن بیست و یکم بازتعریف می‌کند. سیاست واقع‌گرایانه جدید نه بر اساس اتحادهای نظامی یا مناطق حائل، بلکه بر اساس شبکه ریلی به هم پیوسته، شبکه‌های فیبر نوری پرسرعت و منافع اقتصادی مشترک بنا می‌شود. دکترین واشنگتن که ادغام اقتصادی را کلید صلح می‌داند، پتانسیل تبدیل منطقه از یک حوزه درگیری به بستری برای رشد و اتصال اوراسیا را دارد به شرطی که منافع همه بازیگران از جمله ایران و روسیه نیز لحاظ شود اما موانع جدی هنوز بر سر راه این دیدگاه وجود دارد. روند اصلاحات قانون اساسی در ارمنستان، ظرفیت مداخله ترکیبی روسیه و نگرانی‌های امنیتی ایران، میزان انعطاف‌پذیری این دیپلماسی جدید مبتنی بر ریل را خواهد آزمود.

کد خبر: ۳۹۱٬۸۱۶

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha