۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
تک‌نرخی کردن ارز بدون مهار تورم؛ اصلاح یا توهم سیاستی؟
اقتصاد سیاسی ارز در ایران؛ شرط لازم یا هدف ناممکن؟

تک‌نرخی کردن ارز بدون مهار تورم؛ اصلاح یا توهم سیاستی؟

تا زمانی که الزامات بنیادین برآورده نشوند، تک‌نرخی کردن ارز می‌تواند به اقدامی نمایشی و پرهزینه تبدیل شود که تنها وقفه‌ای کوتاه پیش از بازگشت چندنرخی شدن مجدد ایجاد می‌کند.

بازار؛ گروه بانک و بیمه: تک‌نرخی شدن ارز سال‌هاست در فهرست اصلاحات بدیهی اما انجام‌نشده اقتصاد ایران قرار دارد. اما پرسش اساسی این است که آیا می‌توان بدون مهار تورم و بدون تثبیت انتظارات ارزی، دست به حذف نرخ‌های ترجیحی و نیمایی زد و بازار ارز را تک‌نرخی کرد؟ تجربه ایران و شواهد جهانی پاسخ روشنی می‌دهد: تک‌نرخی کردن ارز، نه نقطه آغاز اصلاح، بلکه محصولِ ثبات است.

هر بار که تورم دو رقمی مزمن پابرجا بوده، تلاش برای تک‌نرخی کردن ارز یا شکست خورده یا به‌سرعت به چندنرخی بازگشته است. ارز، آینه انتظارات تورمی است؛ اگر تصویر را نشکنیم، آینه را عوض کردن فایده‌ای ندارد.

تک‌نرخی شدن ارز سال‌هاست در فهرست اصلاحات بدیهی اما انجام‌نشده اقتصاد ایران قرار دارد. اما پرسش اساسی این است که آیا می‌توان بدون مهار تورم و بدون تثبیت انتظارات ارزی، دست به حذف نرخ‌های ترجیحی و نیمایی زد و بازار ارز را تک‌نرخی کرد؟ تجربه ایران و شواهد جهانی پاسخ روشنی می‌دهد: تک‌نرخی کردن ارز، نه نقطه آغاز اصلاح، بلکه محصولِ ثبات است.

تک‌نرخی کردن ارز دقیقاً به چه معناست؟

در فضای عمومی و حتی در بخشی از ادبیات رسمی، تک‌نرخی کردن ارز اغلب به‌صورت ساده‌شده و تقلیل‌یافته فهم می‌شود؛ گویی صرفاً با حذف یک عدد از سامانه‌های رسمی یا تابلوهای معاملاتی، می‌توان به این هدف دست یافت. در حالی که در منطق سیاست‌گذاری اقتصادی، تک‌نرخی شدن ارز به معنای ایجاد یک نرخ واحد، قابل دسترس و پایدار برای همه مصارف ارزی اعم از واردات کالا، خدمات، سرمایه‌گذاری و نقل‌وانتقالات مالی است؛ نرخی که شکاف معناداری با نرخ بازار غیررسمی نداشته باشد و خود به منبع رانت و امتیاز تبدیل نشود.

در اقتصادهایی که از ثبات پولی برخوردارند، تک‌نرخی شدن معمولاً فرآیندی طبیعی و کم‌هزینه است، زیرا نرخ رسمی به‌تدریج به نرخ تعادلی بازار نزدیک می‌شود. اما در اقتصادی مانند ایران که تورم مزمن، کسری بودجه ساختاری و محدودیت‌های ارزی در آن نهادینه شده، چندنرخی بودن ارز نه یک خطای اجرایی، بلکه پاسخی تدافعی به فشارهای بنیادین اقتصاد کلان است. در چنین شرایطی، حذف ظاهری نرخ‌ها بدون اصلاح ریشه‌ها، تنها به جابه‌جایی اشکال رانت و بازتولید چندنرخی در قالبی جدید منجر می‌شود.

هر بار که تورم دو رقمی مزمن پابرجا بوده، تلاش برای تک‌نرخی کردن ارز یا شکست خورده یا به‌سرعت به چندنرخی بازگشته است. ارز، آینه انتظارات تورمی است؛ اگر تصویر را نشکنیم، آینه را عوض کردن فایده‌ای ندارد.

تورم؛ دشمن ساختاری تک‌نرخی شدن ارز

تورم مزمن را باید اصلی‌ترین مانع تک‌نرخی شدن ارز دانست؛ مانعی که نه در سطح نظری، بلکه در عمل و تجربه زیسته اقتصاد ایران خود را نشان داده است. در اقتصادی که تورم سالانه آن به‌طور مستمر در سطوح دو رقمی بالا قرار دارد، هر نرخی که امروز به‌عنوان نرخ واحد ارز اعلام شود، به‌سرعت از نرخ تعادلی عقب می‌ماند. این عقب‌ماندگی به‌صورت خودکار انگیزه‌های آربیتراژی، تقاضای مازاد برای ارز و فشار بر منابع ارزی را فعال می‌کند.

پیامد چنین وضعیتی قابل پیش‌بینی است: افزایش تقاضای وارداتی غیرضرور، تشدید خروج سرمایه، رشد بازارهای غیررسمی و در نهایت بازگشت سیاست‌گذار به ابزارهایی مانند سهمیه‌بندی، محدودیت و ایجاد نرخ‌های ترجیحی جدید. به بیان روشن، تورم بالا به این معناست که اقتصاد توان نگه داشتن یک نرخ واحد ارز را حتی در افق کوتاه‌مدت هم ندارد و چندنرخی شدن، نتیجه اجتناب‌ناپذیر این ناتوانی است.

در اقتصادی مانند ایران که تورم مزمن، کسری بودجه ساختاری و محدودیت‌های ارزی در آن نهادینه شده، چندنرخی بودن ارز نه یک خطای اجرایی، بلکه پاسخی تدافعی به فشارهای بنیادین اقتصاد کلان است.

آیا بدون تثبیت نرخ ارز می‌توان ارز را تک‌نرخی کرد؟

در این نقطه، تمایز مهمی میان تثبیت اسمی نرخ ارز و تثبیت انتظارات ارزی وجود دارد که اغلب در مباحث عمومی نادیده گرفته می‌شود. تک‌نرخی شدن ارز الزاماً به معنای قفل کردن نرخ ارز روی یک عدد مشخص نیست، بلکه بیش از هر چیز به معنای قابل پیش‌بینی شدن مسیر آن است. آنچه برای فعالان اقتصادی اهمیت دارد، نه ایستایی عددی نرخ ارز، بلکه اطمینان از عدم بروز جهش‌های ناگهانی و سیاست‌های غافلگیرکننده است.

در اقتصادی که فعالان آن انتظار دارند نرخ ارز متناسب با تورم داخلی افزایش یابد، کسری بودجه از مسیر پولی تأمین شود و شوک‌های سیاسی و خارجی محتمل باشد، حتی در صورت اعلام نظام شناور، بازار به‌طور طبیعی به سمت چندقیمتی شدن حرکت می‌کند. نرخ‌های نقدی، حواله‌ای، غیررسمی و ترجیحی در چنین فضایی زاییده بی‌ثباتی انتظارات هستند، نه ضعف ابزارهای معاملاتی. بنابراین بدون تثبیت انتظارات، نه تثبیت عددی، تک‌نرخی شدن پایدار عملاً امکان‌پذیر نیست.

تورم مزمن را باید اصلی‌ترین مانع تک‌نرخی شدن ارز دانست؛ مانعی که نه در سطح نظری، بلکه در عمل و تجربه زیسته اقتصاد ایران خود را نشان داده است.

۴تجربه ایران؛ چرا هر بار تک‌نرخی شکست خورد؟

نگاهی به تجربه‌های گذشته اقتصاد ایران نشان می‌دهد که تک‌نرخی شدن ارز تنها در دوره‌هایی دوام آورده که مجموعه‌ای از شرایط مساعد به‌طور هم‌زمان فراهم بوده است. در اوایل دهه ۱۳۸۰، تورم در سطوح پایین‌تری قرار داشت، درآمدهای ارزی نفتی باثبات‌تر بود، کسری بودجه فشار کمتری بر پایه پولی وارد می‌کرد و سطحی از اعتماد به سیاست‌گذار وجود داشت. در چنین فضایی، تک‌نرخی شدن ارز نه یک اقدام دستوری، بلکه نتیجه همگرایی متغیرهای کلان بود.

در مقابل، از سال ۱۳۹۷ به بعد، با تشدید تورم، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، افزایش شوک‌های سیاسی و کاهش اعتماد عمومی، هرگونه تلاش برای ساده‌سازی نظام ارزی به شکست انجامید. نرخ‌هایی مانند ۴۲۰۰ تومان، نیما یا بازار متشکل ارزی نه علت بحران، بلکه نشانه‌ای از آن بودند. حذف هر یک از این نرخ‌ها بدون اصلاح زمینه‌های ایجادکننده‌شان، صرفاً شکل بحران را تغییر داد و نه ماهیت آن را.

اگر تک‌نرخی شدن ارز به‌عنوان یک هدف جدی سیاستی در نظر گرفته شود، نه یک شعار کوتاه‌مدت، نیازمند فراهم شدن مجموعه‌ای از پیش‌شرط‌هاست. مهار کسری بودجه ساختاری، انضباط پولی و کنترل رشد نقدینگی، شفافیت در سیاست ارزی و پرهیز از نرخ‌گذاری دستوری، دسترسی پایدار به منابع ارزی و در نهایت سیاست ارتباطی معتبر برای مدیریت انتظارات، اجزای جدایی‌ناپذیر این مسیر هستند.

پاسخ کوتاه اقتصادی: ممکن است یا نه؟

اگر پرسش امکان تک‌نرخی شدن ارز را به‌صورت دقیق و فنی مطرح کنیم، باید میان امکان نظری و امکان عملی تمایز قائل شویم. از منظر تئوریک، هیچ مانع مطلقی برای اعلام یک نرخ واحد ارز حتی در شرایط تورمی وجود ندارد. اما از منظر اقتصادی و پایداری، تک‌نرخی شدن بدون مهار تورم و بدون ثبات انتظارات، اقدامی پرریسک و کوتاه‌عمر است.

در بهترین حالت، چنین سیاستی می‌تواند برای مدتی کوتاه آرامش ظاهری ایجاد کند، اما به‌محض انباشت فشارهای تورمی، شکاف میان نرخ رسمی و نرخ بازار دوباره ظاهر می‌شود. در این معنا، تک‌نرخی کردن ارز بدون اصلاحات بنیادین، بیش از آنکه درمان باشد، مسکن موقتی است که حتی می‌تواند شدت بحران بعدی را افزایش دهد.

تک‌نرخی کردن ارز بدون کنترل تورم و تثبیت انتظارات ارزی، از نظر نظری ممکن اما از نظر اقتصادی ناپایدار و پرریسک است. در چنین شرایطی، تک‌نرخی شدن نه پایان چندنرخی، بلکه صرفاً مکثی کوتاه پیش از بازتولید آن در شکلی جدید خواهد بود.

پیش‌شرط‌های واقعی تک‌نرخی شدن ارز در ایران

اگر تک‌نرخی شدن ارز به‌عنوان یک هدف جدی سیاستی در نظر گرفته شود، نه یک شعار کوتاه‌مدت، نیازمند فراهم شدن مجموعه‌ای از پیش‌شرط‌هاست. مهار کسری بودجه ساختاری، انضباط پولی و کنترل رشد نقدینگی، شفافیت در سیاست ارزی و پرهیز از نرخ‌گذاری دستوری، دسترسی پایدار به منابع ارزی و در نهایت سیاست ارتباطی معتبر برای مدیریت انتظارات، اجزای جدایی‌ناپذیر این مسیر هستند.

تا زمانی که این الزامات برآورده نشوند، تک‌نرخی کردن ارز بیش از آنکه نشانه اصلاح باشد، می‌تواند به اقدامی نمایشی و پرهزینه تبدیل شود که تنها وقفه‌ای کوتاه پیش از بازگشت چندنرخی شدن ایجاد می‌کند.

تک‌نرخی کردن ارز بدون کنترل تورم و تثبیت انتظارات ارزی، از نظر نظری ممکن اما از نظر اقتصادی ناپایدار و پرریسک است. در چنین شرایطی، تک‌نرخی شدن نه پایان چندنرخی، بلکه صرفاً مکثی کوتاه پیش از بازتولید آن در شکلی جدید خواهد بود.

کد خبر: ۳۹۰٬۹۱۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha