به گزارش بازار، در شرایطی که بیش از ۸۰ درصد نفت وارداتی چین از تنگه مالاکا عبور میکند، افزایش ناامنی و تنشهای ژئوپلیتیکی در این آبراه استراتژیک، پکن را با چالشی جدی روبهرو کرده است؛ چالشی که در ادبیات سیاسی با عنوان «معضل مالاکا» شناخته میشود.
این مفهوم به آسیبپذیری چین در برابر وابستگی شدید به یک مسیر باریک، پرتردد و بحرانخیز اشاره دارد؛ مسیری که در صورت انسداد یا ناامن شدن، میتواند امنیت انرژی و تجارت این کشور را به طور مستقیم تهدید کند.
تحولات اخیر در دریای چین جنوبی، رقابت قدرتهای بزرگ و حضور فزاینده نظامی آمریکا در شرق آسیا باعث شده چین با جدیت بیشتری به سمت مسیرهای زمینی جایگزین حرکت کند.
کارشناسان معتقدند که این تغییر رویکرد میتواند نقش ایران را در آینده تجارت جهانی پررنگتر کند؛ چرا که ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه، در قلب اتصال کریدورهای شرق–غرب و شمال–جنوب قرار دارد.
در همین زمینه، حسن کریمنیا، کارشناس ترانزیت، با اشاره به افزایش ناامنی در تنگه مالاکا، تأکید میکند که عصر اتکای مطلق به مسیرهای دریایی در حال پایان یافتن است و کشورهایی که بتوانند مسیرهای امنتر زمینی را فعال کنند، در آینده سهم بیشتری از تجارت جهانی خواهند داشت.
به گفته او، ایران با قرار گرفتن در تلاقی مسیرهای راهبردی اوراسیا، میتواند یکی از گزینههای جدی چین برای عبور کالا از شرق به غرب باشد.
یکی از مسیرهای کلیدی که در این چارچوب مطرح شده، کریدور اقتصادی چین–آسیای میانه–غرب آسیا (CMEC) است که ذیل ابتکار «یک کمربند، یک جاده» یا همان BRI تعریف میشود. عبور این مسیر از خاک ایران میتواند راهحلی عملی برای دور زدن تنگه مالاکا و کاهش وابستگی چین به گلوگاههای دریایی تحت نفوذ رقبا باشد.
از سوی دیگر، توسعه زیرساختهای ریلی ایران نیز به عنوان یک ضرورت راهبردی مورد توجه قرار گرفته است. پروژههایی مانند خط ریلی مرند–چشمهسوریا و تکمیل مسیرهای اتصال به اروپا، بخشی از تلاش ایران برای تبدیل شدن به حلقه مرکزی مسیر ریلی چین–اروپا محسوب میشود.
فعالسازی کامل این مسیرها میتواند زمان ترانزیت کالا را از حدود ۳۰ روز مسیر دریایی به کمتر از ۱۵ روز کاهش دهد؛ موضوعی که هم برای چین و هم برای ایران مزیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایجاد میکند.
در کنار این طرحها، مسیر ریلی خواف–هرات و امتداد آن به مزارشریف و سپس عبور از کریدور واخان تا چین نیز به عنوان یک گزینه مهم مطرح است. این مسیر علاوه بر اتصال ایران به شبکه ریلی شرق آسیا، میتواند دسترسی کشورهای محصور آسیای مرکزی به بنادر جنوبی ایران را تسهیل کند.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که تبدیل این فرصت به یک مزیت پایدار، نیازمند تصمیمگیری سریع و رفع موانع داخلی است. کندی فرآیندهای مرزی، ضعف زیرساختهای ریلی و ناهماهنگی نهادی از جمله چالشهایی است که میتواند این پنجره ژئوپلیتیکی را به فرصتی از دسترفته تبدیل کند؛ در رقابت جهانی کریدورها، تنها کشورهایی برنده خواهند بود که چابکتر عمل کنند و اعتماد بازیگران بینالمللی را به دست آورند.




نظر شما