۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
چگونه شرکت‌های دلاری‌محور خصوصی و خصولتی، دلارزدایی از اقتصاد ایران را زمین‌گیر کرده اند؟
اقتصاد سیاسی دلار در ایران؛ وقتی ذی‌نفعان بزرگ، اصلاح را پرهزینه می‌کنند

چگونه شرکت‌های دلاری‌محور خصوصی و خصولتی، دلارزدایی از اقتصاد ایران را زمین‌گیر کرده اند؟

به نظر می رسد برخلاف سیاست اعلامی دلارزدایی، منافع ساختاری شرکت‌های بزرگ خصوصی و خصولتی به مانعی جدی برای تحقق این هدف بدل شده است.

بازار؛ گروه ایران: در اقتصاد ایران، دلار صرفاً یک ارز خارجی یا ابزار تسویه تجاری نیست؛ دلار به معیار ارزش، مقیاس سود و شاخص قدرت اقتصادی تبدیل شده است. قیمت‌گذاری دارایی‌ها، سودآوری بنگاه‌ها، ترازنامه شرکت‌های بزرگ و حتی انتظارات تورمی جامعه، همگی حول محور دلار شکل گرفته‌اند. در چنین ساختاری، دلارزدایی نه یک تصمیم فنی در حوزه پولی، بلکه یک چالش عمیق اقتصاد سیاسی است؛ چالشی که مستقیماً منافع گروه‌هایی قدرتمند را هدف می‌گیرد. این گزارش تلاش می‌کند نشان دهد چرا شرکت‌های دلاری‌محور خصوصی و خصولتی، به بازیگران اصلی مقاومت در برابر دلارزدایی تبدیل شده‌اند.

آمارهای رسمی نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۲، همچنان بیش از ۷۵ درصد ارزش صادرات غیرنفتی ایران و حدود ۸۰ درصد واردات کشور با دلار یا قیمت‌گذاری مبتنی بر دلار انجام شده است.

دلارزدایی؛ از اجماع نظری تا بن‌بست اجرایی

در سطح نظری، میان اقتصاددانان و سیاست‌گذاران ایرانی درباره ضرورت کاهش وابستگی به دلار اختلاف چندانی وجود ندارد. تقریباً همه جریان‌های فکری، از حامیان اقتصاد مقاومتی تا طرفداران اصلاحات ساختاری، بر این نکته توافق دارند که وابستگی شدید به دلار، اقتصاد ایران را در برابر شوک‌های خارجی و تحریم‌ها آسیب‌پذیر کرده است.

با این حال، فاصله میان گفتار سیاستی و رفتار اقتصادی بسیار عمیق است. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۲، همچنان بیش از ۷۵ درصد ارزش صادرات غیرنفتی ایران و حدود ۸۰ درصد واردات کشور با دلار یا قیمت‌گذاری مبتنی بر دلار انجام شده است. این اتفاق حکایت گر یک چالش اقتصادی است؛ چالشی که مستقیماً منافع گروه‌هایی قدرتمند را هدف می‌گیرد. این گزارش تلاش می‌کند نشان دهد چرا شرکت‌های دلاری‌محور خصوصی و خصولتی، به بازیگران اصلی مقاومت در برابر دلارزدایی تبدیل شده‌اند.

هرگونه سیاست دلارزدایی—اعم از تثبیت نرخ ارز، قیمت‌گذاری ریالی یا کاهش شکاف ارزی—به‌مثابه تهدیدی برای سودآوری بنگاه‌های دلاری تلقی می‌شود. بنابراین مقاومت آن‌ها در برابر دلارزدایی نه یک واکنش سیاسی، بلکه یک رفتار اقتصادی از منظر منافع خودشان است.

شرکت‌های خصولتی؛ هسته سخت مقاومت در برابر دلارزدایی

شرکت‌های خصولتی در ایران، جایگاهی منحصربه‌فرد دارند. این بنگاه‌ها از یک‌سو به منابع، امتیازات و حمایت‌های دولتی دسترسی دارند و از سوی دیگر، از شفافیت، پاسخ‌گویی و محدودیت‌های بخش دولتی تا حد زیادی مصون‌اند. همین موقعیت دوگانه، آن‌ها را به بازیگران اصلی اقتصاد دلاری تبدیل کرده است.

در حوزه‌هایی مانند پتروشیمی، فولاد، معادن فلزی و پالایشگاه‌ها، شرکت‌های خصولتی بخش اعظم صادرات غیرنفتی کشور را در اختیار دارند. این شرکت‌ها درآمدهای خود را به ارز خارجی کسب می‌کنند، اما بخش عمده هزینه‌هایشان—از نیروی انسانی تا انرژی و زیرساخت—ریالی است. نتیجه، شکل‌گیری سودهایی است که به‌طور مستقیم به افزایش نرخ دلار وابسته است.

در چنین شرایطی، هرگونه سیاست دلارزدایی—اعم از تثبیت نرخ ارز، قیمت‌گذاری ریالی یا کاهش شکاف ارزی—به‌مثابه تهدیدی برای سودآوری این بنگاه‌ها تلقی می‌شود. بنابراین مقاومت آن‌ها در برابر دلارزدایی نه یک واکنش سیاسی، بلکه یک رفتار اقتصادی از منظر منافع خودشان است.

بخش قابل توجهی از شرکت‌های بزرگ خصوصی ایران نیز طی سال‌های اخیر، استراتژی دلاری‌سازی سود را در پیش گرفته‌اند. بررسی صورت‌های مالی شرکت‌های بزرگ بورسی در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که رشد سودآوری بسیاری از این بنگاه‌ها همبستگی بالایی با جهش نرخ ارز دارد.

خصوصی‌های بزرگ؛ دلاری‌سازی به‌جای رقابت‌پذیری

برخلاف تصور رایج، مسئله دلارزدایی صرفاً به شرکت‌های شبه‌دولتی محدود نمی‌شود. بخش قابل توجهی از شرکت‌های بزرگ خصوصی ایران نیز طی سال‌های اخیر، استراتژی دلاری‌سازی سود را در پیش گرفته‌اند. بررسی صورت‌های مالی شرکت‌های بزرگ بورسی در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که رشد سودآوری بسیاری از این بنگاه‌ها همبستگی بالایی با جهش نرخ ارز دارد.

این وضعیت نشان می‌دهد که دلار، جایگزین بهره‌وری شده است. به‌جای سرمایه‌گذاری در فناوری، بهبود مدیریت یا افزایش مقیاس تولید، افزایش نرخ ارز به عامل اصلی حفظ سود تبدیل شده است. در چنین فضایی، دلارزدایی به معنای پایان یک سپر حفاظتی است که ناکارآمدی‌ها را پنهان می‌کند.

از این منظر، مقاومت بخش خصوصی بزرگ در برابر دلارزدایی، ریشه در ترس از رقابت‌پذیری واقعی دارد؛ رقابتی که بدون اتکای به نوسانات ارزی، ضعف‌های ساختاری بنگاه‌ها را آشکار می‌کند.

نرخ دلار، در شرکت های دلاری جایگزین بهره‌وری شده است. به‌جای سرمایه‌گذاری در فناوری، بهبود مدیریت یا افزایش مقیاس تولید، افزایش نرخ ارز به عامل اصلی حفظ سود تبدیل شده است. در چنین فضایی، دلارزدایی به معنای پایان یک سپر حفاظتی است که ناکارآمدی‌ها را پنهان می‌کند.

دلاری‌شدن قیمت‌ها؛ انتقال ریسک به جامعه

یکی از ملموس‌ترین پیامدهای سلطه شرکت‌های دلاری‌محور، تسری منطق دلاری به بازار داخلی است. حتی کالاهایی که زنجیره تولید و مصرف آن‌ها عمدتاً داخلی است، بر اساس نرخ ارز و قیمت‌های جهانی قیمت‌گذاری می‌شوند. این پدیده به‌ویژه در صنایع بالادستی به‌وضوح قابل مشاهده است.

نتیجه این روند، انتقال مستقیم شوک‌های ارزی به تورم داخلی است. بر اساس داده‌های مرکز آمار، در سال ۱۴۰۲ بیش از ۴۵ درصد تورم تولیدکننده ناشی از تغییرات نرخ ارز بوده است. این تورم با یک وقفه زمانی به مصرف‌کننده منتقل شده و قدرت خرید خانوارها را کاهش داده است.

در واقع، شرکت‌های دلاری با دلاری‌کردن قیمت‌ها، ریسک نوسانات ارزی را اجتماعی می‌کنند، در حالی که خود از مزایای آن منتفع می‌شوند. این سازوکار، یکی از مهم‌ترین موانع اجتماعی دلارزدایی است.

شرکت‌های دلاری با دلاری‌کردن قیمت‌ها، ریسک نوسانات ارزی را اجتماعی می‌کنند، در حالی که خود از مزایای آن منتفع می‌شوند. این سازوکار، یکی از مهم‌ترین موانع اجتماعی دلارزدایی است.

حکمرانی ارزی؛ طراحی‌شده به نفع دلاری‌ها

تجربه بین‌المللی نشان می‌دهد که دلارزدایی بدون اصلاح حکمرانی ارزی و تجاری ممکن نیست. در ایران، اما ساختار حکمرانی ارزی به‌گونه‌ای شکل گرفته که منافع بنگاه‌های بزرگ دلاری را بازتولید می‌کند. تعدد نرخ ارز، ضعف ابزارهای نظارتی و نبود مشوق‌های مؤثر برای تجارت غیردلاری، همگی در همین چارچوب قابل تحلیل‌اند.

سهم استفاده از پول‌های ملی در تجارت خارجی ایران همچنان بسیار محدود است و حتی در توافق‌های دوجانبه، دلار نقش واسطه را حفظ کرده است. این نشان می‌دهد که دلارزدایی هنوز به اولویت عملی سیاست‌گذار تبدیل نشده و بیشتر در سطح گفتمان باقی مانده است.

تا زمانی که حکمرانی ارزی اصلاح نشود و ساختار مشوق‌ها تغییر نکند، دلارزدایی صرفاً یک پروژه نمایشی باقی خواهد ماند.

تا زمانی که حکمرانی ارزی اصلاح نشود و ساختار مشوق‌ها تغییر نکند، دلارزدایی صرفاً یک پروژه نمایشی باقی خواهد ماند.

دلارزدایی؛ آزمون اراده سیاسی

در نهایت، دلارزدایی در ایران یک آزمون اراده سیاسی است. حذف دلار از مرکز ثقل اقتصاد، به معنای بازتعریف منافع گروه‌هایی است که طی سال‌ها از دلاری‌شدن اقتصاد منتفع شده‌اند. این مسیر، پرهزینه و پرتنش است، اما اجتناب‌ناپذیر.

بدون شفاف‌سازی صورت‌های مالی، حذف رانت‌های ارزی و محدودکردن قدرت قیمت‌گذاری دلاری، هیچ پروژه دلارزدایی به نتیجه نخواهد رسید. هرگونه تلاش برای دورزدن این واقعیت، به بازتولید همان ساختارهای ناکارآمد گذشته منجر می‌شود.

اقتصاد ایران بیش از آنکه قربانی دلار باشد، اسیر منافع دلاری است. شرکت‌های بزرگ خصوصی و خصولتی، با تبدیل دلار به محور سودآوری و قدرت اقتصادی، عملاً مانع هرگونه اصلاح جدی شده‌اند. دلارزدایی اگر قرار است از یک شعار سیاسی به یک پروژه واقعی تبدیل شود، باید به قلب منافع نفوذ کند؛ جایی که اصلاح دشوار، اما حیاتی است.

کد خبر: ۳۸۹٬۳۸۵

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha